پاورپوینت کامل بررسی نظریه فاجعه‌زدگی در نقاشی معاصر ایران ۵۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بررسی نظریه فاجعه‌زدگی در نقاشی معاصر ایران ۵۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بررسی نظریه فاجعه‌زدگی در نقاشی معاصر ایران ۵۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بررسی نظریه فاجعه‌زدگی در نقاشی معاصر ایران ۵۲ اسلاید در PowerPoint :

امروزه نظریات زیادی درباره بازنمایی مطرح شده که در آنها بازنمایی صرفاً تقلید محض از شئ نیست، بلکه اساساً معنای «عین خود شئ» در درون خود دارای تناقض (پارادوکس) است؛ برای مثال گامبریج معتقد است که کپی کردن صرف، تقریباً غیر ممکن است، اگرچه استفاده از دوربین یا مدل قدیمی‌تر آن، دوربین آبسکیورا۲۲ امکان آن را تا حدی فراهم می‌کند. کارول معتقد است از آثار افلاطون برمی‌آید که نقاشی کردن از شئ، چیزی مانند تشکیل تصویر در آینه است؛ بنابراین شباهت به عنوان شرط لازم برای بازنمایی در نظر گرفته شده است (Carroll, 2002).

امروزه نظریات زیادی درباره بازنمایی مطرح شده که در آنها بازنمایی صرفاً تقلید محض از شئ نیست، بلکه اساساً معنای «عین خود شئ» در درون خود دارای تناقض (پارادوکس) است؛ برای مثال گامبریج معتقد است که کپی کردن صرف، تقریباً غیر ممکن است، اگرچه استفاده از دوربین یا مدل قدیمی‌تر آن، دوربین آبسکیورا۲۲ امکان آن را تا حدی فراهم می‌کند. کارول معتقد است از آثار افلاطون برمی‌آید که نقاشی کردن از شئ، چیزی مانند تشکیل تصویر در آینه است؛ بنابراین شباهت به عنوان شرط لازم برای بازنمایی در نظر گرفته شده است (

Carroll, 2002

).

گامبریج از جمله صاحب‌نظرانی است که میان بازنمایی و تقلید صرف از محیط تفاوت قائل است. او اثری از پیکاسو را بررسی و تحلیل کرد و در آن نشان داد که خلق شباهت تنها یکی از مقاصد بازنمایی است. او می‌گوید: «میان بازنمایی از شئ و ارائه «نمود» آن تفاوت وجود دارد» و تحلیل می‌کند که پیکاسو در این اثر که کاریکاتوری از جوجه خروس است، توجه را به سمت ویژگی خاص روانی هدایت می‌کند و نه صرفاً شباهت‌پردازی. این مسأله روشن می‌کند که بازنمایی ممکن است در خدمت مقاصدی به جز شباهت درآید.» (گراهام، ۱۳۸۳)

از طرف دیگر تئوری «بازنمایی جدید» نیز «خلق هدفدار» و «بیان یک اندیشه» در اثر هنری را به عنوان «نیت‌مندی»، طیف وسیعی از سبکهای هنری را «بازنما» معرفی نموده است. در این تئوری علاوه بر شباهت‌پردازی، نیت‌مندی نیز برای بازنمایی ضروری است؛ به بیان دیگر، بازنمایی به معنای روایتی است که فرد از واقعه یا امری تاریخی صورت می‌دهد. از این رو برداشتی است از واقعیت که افراد یا سوژگان اجتماعی بنا به ذهنیات متعددشان، به طرق گوناگون تعریف و تفسیر می‌کنند. «واقعیت مطلق هیچ گاه قابل انتقال به دیگری نیست؛ از این رو به فرد، رسانه یا اثر هنری و نیز به بازگویی، بازتعریف و بازنمایی وابسته است که برداشت بیننده از امر واقعی و پیش داشته‌ها و باورهای ذهنی او، در آن دخیلند. راوی در این راستا بنا به ذهنیات خود نسبت به واقعیت، تنها بخشی از آن را گزینش کرده، برای مخاطب خود بازتعریف می‌کند . پس بازنمایی یا بازتعریف، معنای برداشت ذهنی فرد از امر واقعی و طرز بیان او را در بر دارد. بیانی که بسته به جنسیت، طبقه و دیگر موقعیت‌های ساختاری و نیز مواضع سوژه‌ای شخصیت متفاوت است.» (کامرانی و بوستانی،۱۳۸۹)

جرالد ادلمن ـ برنده جایزه نوبل‌پزشکی‌که نظریه‌اش درباره چگونگی شکل‌گیری شعور ‌بر پایه دانش‌زیست‌شناسی‌امروز سر و صدای زیادی به پا‌ کـرده ـ بر آن است که وجود روان‌شناختی ما قائم بر تـاریخچه زیـست‌شناختی ماست و ما ‌از ‌طریق کالبد خود جهان بیرون ‌را‌ کشف ‌می‌کنیم. روان ما ‌به ‌سوی‌تمامی پدیده‌های بیرون گشوده نیست. کالبد ما ‌فقط‌پدیـده‌هایی از جـهان‌بیرون را بـرپایه ارزشهای شکل‌گیرنده در طول زندگی خود‌ برمی‌گزیند‌ و بنا بر این هویت‌ فردی و روان‌شناختی ما ‌با چنین گزینشی‌شروع ‌به شکل‌گیری می‌کند و آنگاه‌ تاریخ ‌اجتماعی و فرهنگی بر چنین زمینه‌ای در ترکیب روانی مـا وارد مـی‌شود. اخلاقیات، رفتار و هـویت ‌فردی ‌نتیجه انطباق کنش و واکنش بین‌تاریخچه فردی‌و تاریخ جامعه‌شناختی‌است. (

Edelman,1992

)

فاجعه مغول

حمل مغول به رهبری چنگیزخان در اوایل سد هفتم، از مهمترین وقایع تاریخ ایران پس از اسلام محسوب می‌شود. چنگیز به دلیل بی‌تدبیری خوارزمشاه در سال ۶۱۶ق به ایران تاخت و تا زمان مرگش (۶۲۴ق)، به فتوحاتش در ایران ادامه داد. پس از او، جانشینانش از جمله هولاکو (۶۶۳ق) به کشورگشایی پرداخت تا اینکه بغداد نیز در سال ۶۵۶ سقوط کرد و خلافت پانصد ساله عباسیان پایان پذیرفت. جانشینان چنگیز که به «ایلخانان» مشهورند، تا مرگ ابوسعید بهادرخان در سال ۷۳۶ق در ایران حکومت کردند. در حمله مغول به واسطه خرابیها و آتش‌سوزی‌ها، مراکز فرهنگی، علمی و کتابخانه‌های زیادی نابود شد و جنگ و وحشت به مهاجرت بسیاری از فرهیختگان به خارج از ایران از جمله هند و آسیای صغیر منجر گردید. هزاران هزار نفر مردم بی‌گناه زیر تیغ تاتار جان سپردند، آنها حتی به حیوانات‌ هم رحم نمی‌کردند. بر اثر حمل مغول زیانهای مادی و معنوی بسیاری به ایران وارد شد و به قول جوینی: «آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند.» (جوینی، ۱۳۶۲)

بیشتر شهرها، آبادی‌ها، مزارع، اماکن، راهها، بازارها تخریب و در نتیجه تجارت، کشاورزی و صنعت نابود شد، اموال و داراییهای ایران غارت شد. بر اثر کشته شدن مردمان، بسیاری مناطق خالی از سکنه شد، علمای بسیاری کشته شدند، جوانان به سپاه برده شدند و اهل حرفه و صنعت به مغولستان انتقال یافتند و قلمرو سیاسی ایران مدتها تحت حاکمیت بیگانگان قرار گرفت. (بیانی،۱۳۷۹)

آثار تخریبی و آسیبهای اجتماعی فجایع و جنایات قوم مغول در ایران از آغاز تا پایان حکومت این سلسله بر ایرانیان، بر کسی پوشیده نیست. «چنگیز در جنگ روانی آن هم به هولناکترین نوع، استاد بود. عمداً شهرت خونخواری وحشیانه خود را در اطراف پخش می‌کرد و انتظار داشت حرفهایی که درباره بی رحمی او شایع می‌شود، ملتها را چنان وحشتزده سازد که بدون مقاومت تسلیم شوند . انتظار او هم اغلب به تحقق می‌پیوست.» (ساندرز ۱۳۶۱) «مغولان در عاشورای محرم ۶۱۷ به سمرقند ریختند و پس از خراب کردن ارگ شهر، مردم را که به زینهار طلبیدن از شهر بیرون رفته بودند ،به تسلیم اسلحه و اموال و چهارپایان خود دعوت کردند و همین که این جمله را از ایشان گرفتند، همه را یکسره کشتند و به غارت و سوختن شهر و هتک ناموس اهالی پرداختند و بلایی را که بر سر بخارا آورده بودند، تجدید کردند.» (آشتیانی،۱۳۶۴)

ساندرز می‌گوید: «چنگیز ایران خاوری را تبدیل به محل استخوانهای مردگان کرد، تاریخ چین سوگوارانه از زمینهایی صحبت می‌کند که پر از استخوان انسانی شده بود.» (ساندرز ۱۳۶۱:۶۶) در جنوب رودخانه جیحون یا آمودریا نخستین شهری را که مغولان گرفتند و با خاک یکسان کردند، «ترمذ» بود. خواندمیر مورخ معروف می‌نویسد: «زن اسیری به امید اینکه او را به قتل نرسانند، بانگ برداشت که مرواریدی را بلعیده است، قصابان بی‌رحم مغول فوراً شکم آن بیچاره را پاره پاره کرده و مروارید را بیرون کشیدند. چنگیز که چنین دید، دستور داد تا شکم همه کشتگان را پاره کنند تا شاید به همین ترتیب گنجهای دیگری در آنها نهفته باشد!» (خواندمیر، ۱۳۳۳)

مغولان آن چنان رعب و وحشتی در دل لشکریان و مردمان بی‌گناه پدید آورده بودند که گفته‌اند اگر یک کلاه مغولی به ناگاه میان هزار نفر خوارزمی پرتاب می‌شد، جملگی از ترس می‌گریختند! یا نوشته‌اند مغولی سواره به روستایی رسید و چشمش به کسی افتاد، خواست خونش بریزد؛ اما شمشیر به همراه نداشت، به او حالی کرد سرش را بر روی زمین بگذارد و تکان نخورد. روستایی بینوا همچون بره‌ای بی‌زبان اطاعت کرد، سوار مغول شمشیری یافت و سپس بازگشت و او را با یک ضربت کشت! این مطلب را ابن اثیر در کتابش آورده است.

برای درک بهتر از وضعیت نابهنجار دوران مغول در تمامی شئونات زندگی فردی و اجتماعی، می‌توان به روایت جوینی وزیر ایرانی هلاکو مراجعه کرد: «امروزه دروغ و ریا را پند و ذکر پندارند و حرامزادگی و سخن‌چینی را دلیری و شهامت نام کنند. زبان و خط ایغوری را هنر و دانش بزرگ دانند. اکنون هر بازاریی در لباس گناهکار امیر، هر مزدوری صدرنشین، هر نیرنگبازی وزیر، هر بخت‌برگشته‌ای دبیر، هر راحت‌طلبی مستوفی، هر ولخرجی ناظر هزینه، هر ابلیسی معاون دیوان، هر شاگرد آخُری صاحب حرمت و جاه، هر فرّاشی صاحب منصب، هر خسیسی رئیس، هر خیانت‌پیشه‌ای قدرتمند، هر دستاربندی دان

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.