پاورپوینت کامل اشغال ایران در شهریور ???? و پیامدهای آن ۵۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اشغال ایران در شهریور ???? و پیامدهای آن ۵۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اشغال ایران در شهریور ???? و پیامدهای آن ۵۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اشغال ایران در شهریور ???? و پیامدهای آن ۵۳ اسلاید در PowerPoint :

در بازخوانی شهریور ۱۳۲۰، چون هر رویداد مهم تاریخی در یکصد سال گذشته ایران، اشاره به انقلاب مشروطیت و دستاورد‌ها و ناکامی‌هایش، ناگزیر می‌نماید. انقلاب مشروطیت هم سرفصل است و هم راهنمایمان برای درک درست‌تر رویدادهای دیگر. قرار انقلاب مشروطیت، نشاندن تجدد بود در پیوندی تنگاتنگ با فرایند نوسازی جامعه. برای حفظ حقوق فرد و روا داشتن روح انتقادی، باید از دامنه اقتدار نهاد‌های اصلی نظم کهن کاسته می‌شد و تا جایی که توان بود، قوانین عرفی تابع متغیرهای اجتماعی، جای قوانین شرعی را می‌گرفت. نقش دولت مشروطه نیز پیش از هر چیز نگهبانی از حقوق و کرامت انسان ایرانی بود در برابر نهادهایی که برای قرن‌ها محدودیتی بر دامنه قدرت خویش نمی‌شناختند.

در بازخوانی شهریور ۱۳۲۰، چون هر رویداد مهم تاریخی در یکصد سال گذشته ایران، اشاره به انقلاب مشروطیت و دستاورد‌ها و ناکامی‌هایش، ناگزیر می‌نماید. انقلاب مشروطیت هم سرفصل است و هم راهنمایمان برای درک درست‌تر رویدادهای دیگر. قرار انقلاب مشروطیت، نشاندن تجدد بود در پیوندی تنگاتنگ با فرایند نوسازی جامعه. برای حفظ حقوق فرد و روا داشتن روح انتقادی، باید از دامنه اقتدار نهاد‌های اصلی نظم کهن کاسته می‌شد و تا جایی که توان بود، قوانین عرفی تابع متغیرهای اجتماعی، جای قوانین شرعی را می‌گرفت. نقش دولت مشروطه نیز پیش از هر چیز نگهبانی از حقوق و کرامت انسان ایرانی بود در برابر نهادهایی که برای قرن‌ها محدودیتی بر دامنه قدرت خویش نمی‌شناختند. در فرایند نوسازی نیز حکومت مقتدر مقید به قانون، و نه خودکامه، قرار بود مجری طرح‌هایی باشد که مجلس مشروطه پیشنهاد می‌کرد. جان‌ مایه تفکیک قوا همین جا بود. در فرایند نوسازی آنچه به جد مطرح بود، استقلال سیاسی کشور، مشارکت شهروندان در حیات سیاسی جامعه، امنیت اجتماعی شهروندان، سامان دادن ارتش نوین، نوسازی سازمان‌های اداری، رشد تجارت و اقتصاد و صنعتی کردن کشور، ایجاد راه‌های سراسری برای تسهیل و تسریع ارتباطات، گسترش آموزش عمومی علمی و از این دست نوآوری‌ها و نوسازی‌ها، چه بسیار‌ها.

هم در مجلس اول مشروطه و هم در مجلس دوم که از پی استبداد صغیر شکل گرفت، می‌توان به روشنی گفتمان تجدد را پی گرفت. گفتنی است که استبداد صغیر هر چند فعلیت مشروطیت را مختل کرد، اما خواست‌های آن را به عمق کشاند. از پی بازنشاندن مشروطیت اما دخالت قدرت‌های بزرگ آن روز، روس و بریتانیا، پایان نیافت. اولتیماتوم روس اوج این دخالت بود و بعد جنگ جهانی اول که به اشغال میهنمان منجر شد. این‌ها سدی بودند در برابر انکشاف به سامان مشروطیت در ایران. با همه این مشکلات، اما خواست‌های مشروطه همچنان جاری بود و رفته رفته شاهد زایش جامعه سیاسی‌ای در ایران شدیم که با تکیه بر تجدد، دل در گرو نوسازی ایران داشت. خواست‌های جمهور مردم از چهار گوشه کشور که در شکل شکوائیه‌ها به مجلس می‌رسید، نشان از حضور مردمی در صحنه داشت که خود را صاحب حق می‌دانستند و مدعی گرفتن آن بودند. مجلس نیز دولت را ملزم به پاسخگویی به این شکوائیه‌ها می‌دانست. این‌ها همه دستاورد مشروطیت بود.

در گفتمان مشروطیت از پی اولتیماتوم روس و اشغال ایران در جریان جنگ جهانی اول، شاهد رویکردی نو و چشمگیریم که بیشتر بر استقلال ایران و تمامیت ارضی این سرزمین اشاره دارد تا نگهبانی از حقوق فرد. نخست و بالا‌تر از همه حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران و آن نیز در گرو استقرار حکومت متمرکز و مقتدر. در گفتمان این دوران، تجدد رایزنانه رفته رفته رنگ می‌بازد و نیاز به تجدد آمرانه و حامل و عامل آن، یعنی مصلح اجتماعی که چکمه‌ها را به پا کند و کمر به نوسازی کشور ببندد، بسیار جاری است. از این منظر، برآمدن رضاشاه پهلوی و اقدامات او در امتداد خواست‌های نهضت مشروطیت بود که از جمله نوسازی ایران را می‌خواست. نوسازی عصر رضاشاهی خواست مشروطه بود و از این رو دوران رضاشاه را می‌توان تداوم منطقی هر چند محدود و مخدوش فرایندی دانست که با انقلاب مشروطه فراگیر شد.

اما اگرچه خواست مشروطه استقرار نظام مقتدر و متمرکز پایبند به حکومت قانون بود، اما در بستر تحولات دوران حکومت رضاشاه، تمرکز و اقتدار با استبداد توام شد. دولت نوبنیاد که رسالت نوسازی آمرانه جامعه را از آن خود می‌دانست، از‌‌ همان آغاز چنان در سپهر تمرکز و اقتدار پیش رفت که به استبداد رسید. استبدادی که در آن کمتر نشانی از فردیت و خودمختاری فردی می‌شد سراغ گرفت. رضاشاه اگرچه بسیاری از خواست‌های مشروطه در قلمرو نوسازی جامعه ایران را بجا آورد، اما اعتنایی به جان مایه تجدد، یعنی فردیت و خودمختاری فردی و مشارکت فرد در زندگی اجتماع نکرد. خرد نقاد نیز به سایه رفت. در سپهر تجدد آمرانه، کارنامه نوسازی عصر رضاشاهی را جایی دیگر به دست داده‌ام و از رضاشاه در هییت معمار ایران نوین نوشته‌ام (تورج اتابکی، تجدد آمرانه: جامعه و دولت در عصر رضاشاه. ترجمه مهدی حقیقت‌خواه. تهران: ققنوس، ۱۳۸۵)؛ ایرانی که در فاصله بین دو جنگ جهانی اول و دوم، یعنی عصر رضاشاهی، تجربه گسترده‌ای از تجدد آمرانه را پشت سر گذاشت که حاصلش شکل‌گیری نهاد‌های نوین قدرت و دگرگونی‌هایی چشمگیر در زندگی اجتماعی ایرانیان بود.

اشاره‌ای هم به ساختار سیاسی ایران و تحولات و تطورات آن بکنیم. ساختار سیاسی در ایران، از پی ورود استعمار روس و بریتانیا که تقریبا به دو صد سال پیش برمی‌گردد، متکی بر چهار رکن استعمار، حکومت مرکزی، حاکمان ایلات، ولایات و خوانین و سر آخر جمهور مردم است. این چهار رکن کمابیش صحنه سیاسی ایران را همیشه پر می‌کنند؛ با تعامل و تخالفی معمول. با تاسیس سلطنت پهلوی و تشکیل حکومت متمرکز، ساختار سیاسی به هیئت مثلثی در می‌آید که در سه راس آن استعمار، حکومت مرکزی و مردم را داریم. این یعنی کنار رفتن حاکمان ایلات و ولایات و کاهش قدرت خوانین. شاید بهترین نمونه برای این گذار، تاریخ صنعت نفت ایران باشد. در نخستین سال‌‌های تاریخ این صنعت، شرکت نفت ایران و انگلیس، حکومت مرکزی، شیخ خزعل، خوانین بختیاری و کارکنان نفت صنعت را داریم که‌ گاه در تقابل و‌ گاه در مدارا با یکدیگر سکان این صنعت را نه با سهمی برابر در دست دارند. اما با برپایی سلطنت پهلوی و تشکیل حکومت مقتدر و متمرکز، شیخ خزعل و خوانین بختیاری به کناری می‌روند و می‌ماند شرکت نفت ایران و انگلیس، حکومت مرکزی و کارکنان این صنعت.

استعمار بریتانیا نگران از گسترش کمونیسم در آسیا، از تشکیل حکومت‌های مقتدر و متمرکز در همسایگی اتحاد شوروی استقبال کرد. بریتانیا گمان بر این داشت که حکومت رضاشاه می‌تواند نه تنها سدی در برابر کمونیسم باشد، بلکه نگهبانی بی‌چون و چرای منافع بریتانیا را نیز به دوش کشد و هیچگاه رای به استقلال عمل ندهد. یکه‌سالاری سلطنت رضاشاه پهلوی، هر چند مانعی بود در برابر کمونیسم، اما رفته رفته با تحکیم این یکه‌سالاری، رضاشاه راه خویش در پیش گرفت. ادعای سهم بیشتر از درآمد نفت، ابطال قرارداد دارسی و از همه مهم‌تر ابطال قرارداد کاپیتولاسیون (حق رسیدگی قضایی جرایم اتباع خارجی به نمایند حقوقی دولت خارجی) به هیچ رو پسند دولت بریتانیا نبود. در سال‌های پایانی سلطنتش رضاشاه حتی اعتنایی به اعتراض شوروی و بریتانیا برای پرهیز از بسط رابطه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با دیگر قدرت‌های مطرح جهان آن روز از جمله آلمان نداشت.

با آغاز جنگ در اروپا و کشیده شدنش به خاک شوروی، حمایت از این کشور در برابر آلمان نازی در دستور کار متفقین قرار گرفت. خاک ایران راهرویی بود که متفقین می‌توانستند از آن به راحتی برای رساندن کمک‌های لجستیکی به جبهه شوروی بهره گیرند و ایران را پل پیروزی بنامند. اما پافشاری دولت ایران بر بی‌طرف ماندن در جنگ، سدی بود برای اجرای این طرح‌؛ طرحی که با گسترش جنگ، نیاز به انجامش بیش از پیش در دستور کار متفقین قرار می‌گرفت. همه این‌ها شوروی و بریتانیا را به ارائه طرحی برای تعویض رژیم در ایران کشاند. جنگ دوم جهانی و حضور تنی چند مستشار اقتصادی و سیاسی آلمانی، بهترین بهانه برای اجرای این طرح شد. به داوری این قلم

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.