پاورپوینت کامل شبیه‌گردانی یا تعزیه ۵۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل شبیه‌گردانی یا تعزیه ۵۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل شبیه‌گردانی یا تعزیه ۵۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل شبیه‌گردانی یا تعزیه ۵۹ اسلاید در PowerPoint :

(در بخش های پیشین، تا آنجا گفته شد که برخی رفتارهای ساده در اجرای تعزیه، نشان دهنده ی مفاهیم ثانویه ی دیگری هستند و به عبارتی رفتارها و ابزار، در طول تاریخ به شکل نمادین و با تکیه بر ارزش گذاری های متفاوت، در تعزیه تعریف شده اند. م.) «شبیه» یا «شبیه گردانی» یا «تعزیه» (ص. ۸۴ ـ ۸۹) …. رفتارهای آئینی و نمادین را در تئاتر هندی «رِسلیلا» (Reslila) نیز می‌توانیم ببینیم؛ که مثلا در آن یک پارچه‌ی عریض سفید، تجسم رود جمنا (Djoumna) است. در تئاتر ایرانی، بر اساس نقشی که بازیگر دارد، وقتی کشته می‌شود پس از اجرای نقش خود در این صحنه، به راحتی از جای خود برخاسته و صحنه را ترک می‌کند.

برگردان مریم قره‌ سو: (در بخش های پیشین، تا آنجا گفته شد که برخی رفتارهای ساده در اجرای تعزیه، نشان دهنده ی مفاهیم ثانویه ی دیگری هستند و به عبارتی رفتارها و ابزار، در طول تاریخ به شکل نمادین و با تکیه بر ارزش گذاری های متفاوت، در تعزیه تعریف شده اند. م.) «شبیه» یا «شبیه گردانی» یا «تعزیه» (ص. ۸۴ ـ ۸۹) …. رفتارهای آئینی و نمادین را در تئاتر هندی «رِسلیلا» (

Reslila

) نیز می‌توانیم ببینیم؛ که مثلا در آن یک پارچه‌ی عریض سفید، تجسم رود جمنا (

Djoumna

) است. در تئاتر ایرانی، بر اساس نقشی که بازیگر دارد، وقتی کشته می‌شود پس از اجرای نقش خود در این صحنه، به راحتی از جای خود برخاسته و صحنه را ترک می‌کند. در برخی صحنه‌ها، چند نفری با طناب از پشت بام پایین می‌آیند و نقش فرشتگان را بازی می‌کنند. استفاده از المانها و ابزار غیر ایرانی نیز مردود شمارده نمی‌شود و مثلا هیچ‌کس از دیدن یک صندلی سبکِ وین متعجب نخواهدشد. بعضی وقتها بازیگرانِ نقش‌هایِ مهم، با ماشین به طرف صحنه آورده می‌شوند و یا در نمونه‌ای در تعزیه‌ی اردبیل، بازیگران را با درشکه به سوی صحنه می‌بردند. در بعضی قسمت‌ها، سرِ بریده‌ی امام حسین (ع) می‌بایست به شکل نمایشی، آیات قرآنی را قرائت می‌کرد و برای نشان دادن این صحنه، در نسخه‌ی تعزیه‌ی اردبیل، سرِ کاغذینی را بر روی جعبه‌ای به میان می‌آوردند که در درون آن یک دستگاه پخش صوتی تعبیه‌شده‌بود و به این ترتیب صدای ضبط شده‌ی آیاتِ قرآن از جعبه، و به ظاهر از سر بریده شده، شنیده می‌شد.

بوگدانُف (

Bugdanoff) (1

) از نسخه‌ای صحبت می‌کند، که در آن حضرتِ سلیمان سوار بر فرشِ پرنده، می‌بایست در صحنه حاضر می‌شد. برایِ اجرایِ این صحنه، در نسخه‌هایِ امروزی، بازیگر بر روی سقف

یک ماشینِ مفروش نشسته و ماشین به آرامی در طولِ سکو حرکت می کند. یا در روایتی دیگر، می‌بایست صحنه‌ی بریده شدنِ درختی اجرا می‌شد که حضرتِ عیسی در آن پنهان شده‌است. برایِ به نمایش کشیدنِ آن، بازیگر ابتدا خود را پشت ستونی چوبی که به عنوان درخت بر روی صحنه تعبیه شده پنهان می‌کند، پس از چند لحظه بیرون می‌آید، عبایِ خود (نوعی پیراهن بلند) را بر تن می‌کند و از صحنه خارج می‌شود. مسئولِ صحنه، جلوی چشم بینندگان، آدمکی را که از پیش تهیه کرده به جای بازیگری که نقش عیسی را داشته می‌گذارد، و این آدمک به همراهِ درخت با اره به دو نیم می‌شود.

تعزیه‌ی ایرانی از کوهِ قاف (

Caucase

) (قاف ـ نام منطقه ای در شمالِ غربی روسیه. م.) نیز گذشته و به هند می‌رسد، جایی که تعزیه به شیوه‌ای پرطمطراق برگزار می‌شود و اهلِ سنت نیز در آن شرکت می‌جویند. تعزیه فراگیر می‌شود و حتی در جمعِ کلیمیانِ ایرانی، در کنیسه‌ها روایت‌هایِ نمایشی بر اساسِ سوژه‌هایِ داستانیِ زبور، ترتیب داده می‌شود. گوبینو روایت می‌کند که اینان متون خود را مانند شاعرانِ پارسی به شکلی منظوم می‌نگاشته و دوست داشتند در گردهمایی‌های خود، شاعری داستانِ ویران شدنِ اورشلیم، آتش گرفتنِ کتابهای پنجگانه (تورات/

Pentateque

) توسطِ امپراطورِ پاسطیموس (

Pasthymys

) یا روایت وفات زکریا و … را نمایش وار روایت کند.

در دورانی تعزیه {با مضامینِ متفاوتی مواجه شد…}، جایی که در آن، تنها در برخی موارد به مفاهیم مذهبی اشاره می‌شود: مانند روایتِ رمزگون و غیر مذهبیِ «آگوالیدین»(

Agvalidein

) فرزند «سرکش». این داستان، روایتِ مادری است که به دادخواهی از پسر نافرمان خود، نزد پیامبر یا قدیسی رفته، از او یاری می‌طلبد. پیامبر یا قدیس مادر را از دردهایی که در حیات آتیِ برای پسر در نظر گرفته‌شده‌است آگاه می‌کند و قلبِ مادرانه بی تاب از دیدارِ این عذابِ هولناک برای فرزند خود، او را می‌بخشد. در برخی نسخه‌ها نیز روایتِ لیلی و مجنون یا رومئو و ژولیت، به نمایش کشیده می‌شد. در این نمونه‌ها به منظورِ افزودنِ بار مذهبی، صحنه‌ای به آن افزوده می‌شود که مجنون برای دادخواهی به حضورِ امام جعفر صادق (ع) می رود، و طبق روایات ایشان برادرِ شیری کسی است که اجازه‌ی وصالِ لیلی را به مجنون نمی‌دهد.

بازیگران بسیار شایسته‌ای در اجرای نقش‌های تعزیه ایفای نقش می‌کردند. برای مثال در اردبیل، هنرمند شهیری به نام حسین بوده‌ است که گفته شده، نقش شمر را با تبحری حیرت‌انگیز اجرا می‌کرده و به همین دلیل او را شمرحسین می‌نامیدند. این بازیگر خود را به شکلی متبحرانه و خلاقانه می آراسته، و مثلاً برای نشان دادن خوی حیوانیِ شمر، سه جفت برجستگی پستان مانند بر سینه‌ی خود می گذاشته و همگان می‌دانستند که او بازیگری است که نقش خائن را به گونه‌ای فوق العاده اجرا می‌کند. هیچ یک از این هنرمندان، خود نمی‌دانستند که چگونه به چنین مهارتی برای بیان احساس در خود دست یافته‌اند. آنها چنان بازی می‌کردند که در صحنه ی اجرای تعزیه، هم خود می‌گریستند و هم اشکِ بینندگان با دیدن بازی آنها سرازیر می‌شد؛ گویی در واقعیتِ داستان حضور پیدا کرده‌اند.

گوبینو در دیدن اجرایِ این هنرمندان می‌گوید : « احساسِ جاری در فضا، آنها را با خود می‌برد، نمی‌توان گفت آنها بازی می‌کنند، چرا که آنها به واقع، تبدیل به آن چیزی می شوند که نقش آن را اجرا می‌کنند. شور و غلیانی بی‌مانند آنها را فرا می‌گیرد، و تمامیِ خویشتنِ خویش را فراموش می‌کنند و در حقیقتی به غایت لطیف، و گاه خوف‌انگیز فرو می‌روند. این حس در روحِ بینندگان مکرر و جاری می‌شود؛ مخاطبینی که جانِ آنها تحت تاثیرِ آنچه می‌گذرد قرار گرفته‌است. یافتنِ حواسی مانند هراس، ستایش یا بخشودن، همانهایی هستند که جستجوی آنها روی کاغذ و در نمایش هایِ غم‌انگیزِ ما، همواره در نظر من به غایت تمسخر آمیز می‌آید، اما در اینجا هیچ چیز ساختگی نیست، هیچ ناراستی وجود ندارد، هیچ چیز بر طبق قواعد خشکِ بازیگری پیش نمی‌رود؛ اینجا واقعیتِ محض است که مصور می‌شود، و خودِ وجود است که به زبان می‌آید. قصد ندارم بگویم هیچ چیز در این جا عامیانه نیست، هر چند من در آسیا هیچ عوامانگی‌ای ندیدم. در اینجا هیچ چیز، حتی تغییراتی که بازیگران به طور ساختگی در طرز بیان یا رفتار خود، در قیاس با عادات روزمره از خود نشان می‌دهند، نمی تواند روحِ بزرگی که این بازیگران در جانِ خود می پرورانند را از آنها بگیرد. به گمانم تنها کسانی به درکِ کُنهِ بیان من خواهند رسید که حقیقت متعالی (

sublime réel

) را از نمایشِ متعالی (

sublime théâtral

)، و یا شکوه و فخرِ مرووینگن (

Mérovingien

) را از لویی چهاردم تفکیک کنند و آن را بفهمند.»

هرچند ایرانیان، همه‌ی این بازیگران را بسیار دوست دارند، به آنان احترام می‌گذارند، و از منظرِ شرع نیز شرکت جستن در این رویدادِ نمایشی، امری سفارش شده‌است، اما بازیگرانِ اندکی هستند که اجرای نقشِ خائنین را بپذیرند. در این رابطه داستان جالبی وجود دارد:

در منطقه ی دَربند (قاف)، هیچ کس اجرای نقش شمر را نمی‌پذیرفته، و برگزارکنندگانِ تعزیه پس از جستجوی بسیار یک کارگر روس را پیدا می‌کنند که چند واژه‌ی ایرانی می دانسته، و به واسطه‌ی دستمزد، می‌پذیرد که نقش قاتل را بازی کند. برگزارکنندگان نقش او را به برتن کردنِ جامه‌ی شمر و ایستادن در کنار حوضچه‌ی آبی که نماد فرات است خلاصه می‌کنند و تنها از او می‌خواهند که به هیچ کس اجازه‌ی نوشیدنِ آب ندهد. زمان اجرا فرا می‌رسد و کارگر در هیبتِ شمر و با ساز و برگِ رزم و تازیانه‌ای در دست، در جای خود کنار حوضچه‌ی آب می‌ایستد. یکی پس از دیگری کودکان و هوادارانِ امام حسین (ع) برای رسیدن به آب تلاش می‌کنند، و کارگرِ روس در نقش شمر، آنها را با مهارت پس می‌زند. از بداقبالی، نقشِ امام حسین (ع) را پیرمردی با ریش سفید بازی می‌کرده و هنگامی که او به حوضچه نزدیک می‌شود در پیش چشمانِ حیرت زده‌ی برگزار کننده‌ی تعزیه، کارگر روس مانع از دسترسی او به آب نمی‌شود و برعکس او را در برداشتن و نوشیدن آب یاری می‌کند. برگزار کننده فریاد می‌کشد و به کارگر یادآوری می‌کند که نباید به بازیگر اجازه‌ی نزدیک شدنِ به آب را بدهد، و کارگر در پاسخ به او می‌گوید «بگذار بنوشد ! او بسیار سالخورده است!». این اتفاق نه تنها باعث خراب شدنِ اجرا نمی‌شود و بینندگان را به خنده وا نمی دارد، بلکه برعکس اشک مخاطبین بر گونه‌ها جاری می‌شود و همگان می گویند

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.