پاورپوینت کامل هویت و خشونت ۶۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
5 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل هویت و خشونت ۶۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل هویت و خشونت ۶۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل هویت و خشونت ۶۴ اسلاید در PowerPoint :

آمارتیاسن برنده هندی جایزه نوبل اقتصاد است که در سوم نوامبر سال ۱۹۳۳ چشم به جهان گشود. وی استاد فلسفه و اقتصاد است و به سبب مشارکت‌هایش در نظریه‌های توسعه انسانی و اقتصاد رفاه شناخته شده‌ است. آقای فریدون مجلسی که در معرفی آثار آمارتیاسن در این سالها کوشا بوده، می‌گوید: «آمارتیاسن می‌گوید انسانهای فرهیخته که تنوع هویتی دارند، حوزه‌های ارتباطی و دوستی‌شان گسترش می‌یابد، با جوامع مختلف خود را تطبیق می‌دهند و ضد خشونت عمل می‌کنند. به عقیده او هویت سرشت و سرنوشت نیست که انسان محکوم به قرار گرفتن در یک قالب انحصاری آن باشد. یک هنرمند عرب با هنرمند هم‌رشته اروپایی یا چینی خود مشترکات و قرابتهایی بسیار بیش از یک هموطن عادی خود ممکن است داشته باشد

اشاره: آمارتیاسن برنده هندی جایزه نوبل اقتصاد است که در سوم نوامبر سال ۱۹۳۳ چشم به جهان گشود. وی استاد فلسفه و اقتصاد است و به سبب مشارکت‌هایش در نظریه‌های توسعه انسانی و اقتصاد رفاه شناخته شده‌ است. آقای فریدون مجلسی که در معرفی آثار آمارتیاسن در این سالها کوشا بوده، می‌گوید: «آمارتیاسن می‌گوید انسانهای فرهیخته که تنوع هویتی دارند، حوزه‌های ارتباطی و دوستی‌شان گسترش می‌یابد، با جوامع مختلف خود را تطبیق می‌دهند و ضد خشونت عمل می‌کنند. به عقیده او هویت سرشت و سرنوشت نیست که انسان محکوم به قرار گرفتن در یک قالب انحصاری آن باشد. یک هنرمند عرب با هنرمند هم‌رشته اروپایی یا چینی خود مشترکات و قرابتهایی بسیار بیش از یک هموطن عادی خود ممکن است داشته باشد…»

وی در نقد رویکرد هانتینگتونی به روابط فرهنگی و تمدنی می‌افزاید: «عنوان کردن مقوله برخورد تمدنها بیشتر برای ایجاد آمادگی در افکار عمومی برای توجیه توسل به سیاستها و اقداماتی بوده است که به نظر هانتینگتون باید در سطح جهانی برای رفع آن مخاطرات یا مبارزه با آن انجام می‌شد. به نظر او آثار این تفاوتها، تبعیض‌ها و دوگانگی‌های فرهنگی، امنیت امریکا و غرب را تهدید می‌کرد. پس منطقی می‌نمود که مسأله مطرح و راه حلهای آن بررسی شود… اما جهانی‌شدن هیچ فرهنگی را تهدید نمی‌کند، تنها بر کیفیت و کمیت آن می‌افزاید. مولوی و خیام را به امریکا و کانادا و چین و ماچین می‌برد و شکسپیر و آمارتیا سن را به ایران و ژاپن می‌رساند، زبان مشترکی را در اختیار فرهیختگان جوامع قرار می‌دهد تا با یکدیگر سخن بگویند، و از راه توسعه و شناخت همان زبان یا زبانها به شناخت ادبی بهتری برای توسعه و تکمیل زبان و فرهنگ خود نیز دست یابند. گوجه فرنگی و سیب‌زمینی را از کلبه سرخپوستان بومی امریکا به میان دیزی آبگوشت ملی ایرانیان می‌آورد و در ظرف صد سال به جزء جدایی‌ناپذیر غذای ملی آنان تبدیل می‌کند. پیتزای ایتالیایی را به ایران می‌آورد و ظرف چند سال به آن چنان رنگ و بوی متفاوت و ایرانی می‌دهد که نسلهای تازه اگر به ایتالیا بروند، خیال می‌کنند ایتالیایی‌ها آن را از ما گرفته‌اند، منتها نتوانسته‌اند به آن خوبی عمل بیاورند.» آنچه در پی می‌آید، بخشی از دیدگاه اوست.

استقبال در فردوگاه هیثرو

چند سال پیش هنگامی که از سفری کوتاه به انگلستان بازمی‌‌‌‌‌‌‌‌گشتم (در آن زمان مدیر ترینیتی کالج در کمبریج بودم)، مأمور مهاجرت در فرودگاه هیثرو که گذرنامه هندی مرا تقریباً به طور کامل بررسی می‌‌‌‌‌‌‌‌کرد، پرسش فیلسوفانه‌‌‌‌‌‌‌‌ای مطرح کرد که نوعی پیچیدگی داشت. در حالی که در برگه اداره مهاجرت به نشانی خانه من می‌‌‌‌‌‌‌‌نگریست (ترینیتی کالج، کمبریج، منزل مدیر)، پرسید: «آیا این مدیر ـ که ظاهراً از میهمان نوازی او برخوردار بودم ـ از دوستان نزدیک شماست؟» این پرسش موجب شد مکثی کنم؛ زیرا روی هم رفته برایم روشن نبود آیا می‌‌‌‌‌‌‌‌توانستم ادعا کنم که از دوستان خودم باشم! با قدری فکر به این نتیجه رسیدم که پاسخ باید آری باشد؛ زیرا غالباً نسبت به خودم رفتاری به اندازه کافی دوستانه دارم و به علاوه، وقتی حرفهای احمقانه می‌‌‌‌‌‌‌‌زنم، بی‌درنگ می‌‌‌‌‌‌‌‌توانم دریابم که با داشتن دوستانی مانند خودم، نیاز به هیچ دشمنی ندارم! از آنجا که جریان این افکار مدتی وقت گرفت، مأمور اداره مهاجرت می‌‌‌‌‌‌‌‌خواست دقیقاً بداند که چرا مردد بودم، و به‌ویژه اینکه آیا در باب حضورم در بریتانیا نوعی تخلف صورت گرفته بود.

باری، آن مسئله سرانجام حل شد؛ اما در واقع آن گفتگو یادآور این بود که هویت چه بسا موضوع پیچیده‌‌‌‌‌‌‌‌ای باشد. البته اینکه به خودمان بقبولانیم که هر چیز همسان یا برابر خودش است، کار مشکلی نیست. ویتگنشتاین ـ فیلسوف بزرگ ـ زمانی اظهار داشت که: «در باره گزاره‌‌‌‌‌‌‌‌ای بی‌فایده نمونه و مثالی بهتر از این وجود ندارد که بگوییم چیزی همسان خودش است»؛ اما ادامه می‌‌‌‌‌‌‌‌دهد که: «چنین گزاره‌‌‌‌‌‌‌‌ای گرچه کاملاً بی‌فایده باشد، با این حال مربوط به نوعی بازی تخیل است.»

وقتی توجه خودمان را از مفهوم همسان بودن با خود به مفهوم سهیم بودن در هویت با افراد دیگری از گروهی خاص معطوف می‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم (که شکلی است که ایده یا فکر هویت اجتماعی غالباً به خود می‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد)، این پیچیدگی باز هم افزایش می‌‌‌‌‌‌‌‌یابد. در واقع، بسیاری از مسائل سیاسی و اجتماعی معاصر دور ادعاهای متضاد هویت‌‌‌‌‌‌‌‌های نامتجانسی در چرخش است که شامل گروههای متفاوتی می‌‌‌‌‌‌‌‌شود؛ زیرا مفهوم هویت، به راههای بسیار بر افکار و اعمال ما اثر می‌‌‌‌‌‌‌‌گذارد.

وقایع خشونت‌بار و شرارتهای چند سال گذشته به دورانی انجامیده است آمیخته از پریشانی هولناک و درگیری‌‌‌‌‌‌‌‌های وحشتناک. سیاست مقابله جهانی غالباً به عنوان تابعی از اختلافات مذهبی و فرهنگی در جهان تلقی می‌‌‌‌‌‌‌‌شود. در واقع، جهان به طوری فزاینده، هرچند تلویحاً، به عنوان فدراسیونی از مذاهب یا از تمدنها به نظر می‌‌‌‌‌‌‌‌رسد و در نتیجه همه راههای دیگری را که مردم خود را از طریق آن بنگرند، نادیده می‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد. این خط فکری متضمن این فرض عجیب است که مردم جهان را فقط بر پایه نوعی سامانه یا سیستم تفکیکی انحصاری و فراگیر می‌‌‌‌‌‌‌‌توان دسته بندی کرد. جداسازی تمدنی یا مذهبی مردم جهان منجر به رویکردی «تکواره‌گرا» به هویت بشر می‌‌‌‌‌‌‌‌شود که انسانها را صرفاً به عنوان اعضای یک گروه می‌‌‌‌‌‌‌‌نگرد (که برخلاف گذشته که این هویت متکی بر ملیت و طبقات بود، در این مورد با تمدن یا مذهب مشخص می‌‌‌‌‌‌‌‌شود).

رویکردی تکواره‌گرا می‌‌‌‌‌‌‌‌تواند راه مناسبی باشد که تقریباً نسبت به همه کس در جهان ایجاد سوءتفاهم کند. ما در زندگی عادی خود را به عنوان اعضای گروههایی گوناگون می‌‌‌‌‌‌‌‌یابیم ـ به همه آنها تعلق داریم. یک شخص می‌‌‌‌‌‌‌‌تواند در آن واحد و بدون هیچ تناقضی شهروند آمریکا، دارای اصلیت کارائیبی، با اجداد آفریقایی، مسیحی، لیبرال، زن، گیاهخوار، دونده، تاریخدان، معلم مدرسه، رمان‌نویس، فمینیست، از لحاظ جنسی متعارف، دوستدار تئاتر، فعال محیط زیست، دوستدار تنیس، نوازنده جاز، و کسی باشد عمیقاً طرفدار این عقیده که در فضای بیرونی، موجودات هوشمندی وجود دارند که بسیار لازم است با آنها صحبت کنیم.

هریک از این فعالیتهای جمعی که این فرد در آن واحد به آنها تعلق دارد، به او هویتی ویژه می‌‌‌‌‌‌‌‌بخشد. هیچ یک از این هویت‌‌‌‌‌‌‌‌ها را نمی‌‌‌‌‌‌‌‌توان به عنوان تنها هویت آن فرد یا عضویت در زمره یا طبقه‌‌ای انحصاری تلقی کرد. با بدیهی دانستن تعدد گریز ناپذیر هویت‌‌‌‌‌‌‌‌هایمان، باید در هر زمینه خاصی بر پایه اهمیت نسبی مناسبات و وابستگی‌‌‌‌‌‌‌‌های خود تصمیم بگیریم.

بنابراین محور اصلی در هدایت یک زندگی انسانی عبارت است از مسئولیت‌‌‌‌‌‌‌‌های گزینش و برهان. برعکس، خشونت بر اثر پروراندن احساسی از چاره ناپذیری یا بداهت هویتی انحصاری ـ و غالباً متخاصم ـ حاصل می‌‌‌‌‌‌‌‌شود که تصور می‌‌‌‌‌‌‌‌رود باید از آن برخوردار باشیم و الزاماً توقعات گسترده‌‌‌‌‌‌‌‌ای را (گاهی در انواع بسیار نامقبول) به ما تحمیل می‌‌‌‌‌‌‌‌کند. تحمیل هویتی علناً انحصاری یا تکواره غالباً مایه اصلی همان «هنر ستیزه‌جویی» است که برانگیزنده اختلاف فرقه‌‌‌‌‌‌‌‌ای است.

بدبختانه بسیاری از تلاشهایی که با حسن نیت برای بازداشتن چنین خشونتی به کار می‌‌‌‌‌‌‌‌رود، به نوبه خود با نبود محسوس گزینش در باره هویت‌‌‌‌‌‌‌‌هایمان عقیم می‌‌‌‌‌‌‌‌ماند، و این امر ممکن است به توانمندی ما در غلبه بر خشونت جداً آسیب برساند. وقتی چشم‌اندازهای روابط خوب در میان انسانهای متفاوت در درجه نخست به معنی «دوستی میان تمدنها،» یا «گفتگو میان گروههای مذهبی،» یا «روابط دوستانه میان جوامع متفاوت» باشد، (یعنی راههای بسیار متفاوتی که مردم بدان طرق با یکدیگر مربوط می‌‌‌‌‌‌‌‌شوند نادیده گرفته شود، که به طوری فزاینده نیز چنین است)، عملاً تلاشی جدی در مینیاتوریزه کردن یا ریزسازی انسانها از تدابیر و برنامه‌‌‌‌‌‌‌‌های تدارک شده برای صلح پیشی می‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد.

هنگامی که تقسیم بندی‌‌‌‌‌‌‌‌های چندلایه در جهان در یک سامانه‌‌‌‌‌‌‌‌ طبقه‌بندی ظاهراً مسلط ـ به عنوان مذهب، یا جامعه، یا فرهنگ، یا ملت، یا تمدن ادغام شوند (که هر یک به عنوان یگانه عنصر نیرومند در زمینه آن رویکرد خاص به جنگ و صلح تلقی ‌‌‌‌‌‌‌‌گردد)، بشریت مشترک ما به طوری سبعانه مورد تعرض قرار می‌‌‌‌‌‌‌‌گیرد. جهان تفکیک‌شده انحصاری بسیار تفرقه‌آمیزتر از این دنیای دارای طبقه بندی‌‌‌‌‌‌‌‌های عدیده و گوناگونی است که در آن زندگی می‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم. این نکته نه فقط برخلاف آن اعتقاد کهنه پرستانه است که معتقد بود، «ما انسان‌‌‌‌‌‌‌‌ها همگی بسیار همسان هستیم» (یعنی اعتقادی که این روزها بسیار مسخره، و همچنین بسیار احمقانه به نظر می‌‌‌‌‌‌‌‌رسد ـــ که کاملاً هم بی‌‌‌‌‌‌‌‌دلیل نیست)، بلکه مغایر این درک و تفاهم نیز می‌‌‌‌‌‌‌‌باشد که معتقد است ما به طوری متمایز متفاوت هستیم، که با اینکه کمتر در باره آن بحث شده، اما احتمال آن بیشتر است. امید سازگاری در جهان

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.