پاورپوینت کامل بیهقی و تاریخنگاری ۴۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بیهقی و تاریخنگاری ۴۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بیهقی و تاریخنگاری ۴۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بیهقی و تاریخنگاری ۴۴ اسلاید در PowerPoint :
بیهق نام دیرینه بخشی از خراسان بوده است که شهر بزرگ آن اکنون سبزوار است. ابوالفضل محمدبن حسین بیهقی نویسنده توانا و تاریخنگار فرزانه ایران از این سرزمین دانشمندپرور برخاسته است. همشهری این مورخ نامی، ابوالحسن علی بنزید بیهقی در «تاریخ بیهق» که در نیمه دوم قرن ششم تألیف شده و با تصحیح و تعلیقات مرحوم احمد بهمنیار استاد فقید بزرگوار در سال ۱۳۱۷ش به چاپ رسیده است، درباره بیهقی چنین مینگارد: «او دبیر سلطان محمود بود به نیابت ابونصر بن مشکان، و دبیر سلطان محمد بن محمود بود و دبیر سلطان مسعود، آنگاه دبیرسلطان مودود، آنگاه دبیر سلطان فرخزاد. چون مدت مملکت سلطان فرخزاد منقطع شد، انزوا اختیار کرد و به تصانیف مشغول گشت.
«غرض من آن است که تاریخ پایهای بنویسم و بنائی بزرگ افراشته گردانم، چنانکه ذکر آن تا آخر روزگار باقی ماند.»
بیهق نام دیرینه بخشی از خراسان بوده است که شهر بزرگ آن اکنون سبزوار است. ابوالفضل محمدبن حسین بیهقی نویسنده توانا و تاریخنگار فرزانه ایران از این سرزمین دانشمندپرور برخاسته است. همشهری این مورخ نامی، ابوالحسن علی بنزید بیهقی در «تاریخ بیهق» که در نیمه دوم قرن ششم تألیف شده و با تصحیح و تعلیقات مرحوم احمد بهمنیار استاد فقید بزرگوار در سال ۱۳۱۷ش به چاپ رسیده است، درباره بیهقی چنین مینگارد: «او دبیر سلطان محمود بود به نیابت ابونصر بن مشکان، و دبیر سلطان محمد بن محمود بود و دبیر سلطان مسعود، آنگاه دبیرسلطان مودود، آنگاه دبیر سلطان فرخزاد. چون مدت مملکت سلطان فرخزاد منقطع شد، انزوا اختیار کرد و به تصانیف مشغول گشت. و مولد او دیه حارثآباد بوده است و از تصانیف او کتاب زینهالکتاب است و در آن فن مثل آن کتاب نیست و تاریخ ناصری از اول ایام سبکتگین تا اول ایام سلطان ابراهیم روز به روز تاریخ ایشان را بیان کرده است، و آن همانا سی مجلد مصنف زیادت باشد، از آن مجلدی چند در کتابخانه سرخس دیدم و مجلدی چند در کتابخانه مهد عراق رحمها الله، و مجلدی چند در دست هر کسی و تمام ندیدم، و با فصاحت و بلاغت…»
زندگی بیهقی
بیهقی در سال ۳۸۵ هجری در حارثآباد بیهق دیده به جهان گشود. خانواده بیهقی دودمانی نژاده بود و پدرش حسین از خواجگان به شمار میآمد و با بزرگان عصر نشست و برخاست داشت. در تاریخ بیهقی آمده است: «خواجه ابوالفرج عالی بنالمظفر… که امروز در دولت فرخ سلطان معظم ابوشجاع فرخزاد ابن ناصرالدین… شغل اشراف مملکت او دارد و نائبان او، مردی است در فضل و عقل و علم و ادب یگانه روزگار، این سال آمده بود به سیستان، و آنجا او را با خواجه پدرم، رحمهالله علیه، صحبت و دوستی افتاد.»
از آغاز زندگانی بیهقی آگاهی چندانی نداریم. پژوهندگان میگویند در نشابور به دانشآموزی پرداخت و چون به روزگار نوجوانی رسید، در دیوان رسالت سلطان محمود غزنوی که ادیب بزرگی چون بونصرمشکان ریاست آن را برعهده داشت، با سمت شاگردی به دبیری پرداخت. بونصر مشکان به شاگرد شایسته خود به دیده عنایت نگریست و بیهقی در پرتو تهذیب و تربیت نوزدهساله استاد، آداب نویسندگی را به کمال آموخت و سرآمد همه دبیران دیوان رسالت شد و تا آنجا پیش رفت که نامههای خلافت و خانان ترکستان و ملوک اطراف را از روی پیشنویس بونصر، تحریر و بیاض و به عبارت دیگر پاکنویس میکرد و از اینجا استنباط میشود که بیهقی علاوه بر دیگر فضیلتها، خطی نیکو نیز داشت و مقرمط یعنی خط ریز و نازک را هم خوب مینوشت:
«استادم خواجه بونصر نسخت نامه بکرد نیکو بهغایت، چنانکه او دانستی کرد که امام روزگار بود در دبیری. و آن را تحریر من کردم که بوالفضلم که نامههای حضرت خلافت و از آن خانان ترکستان و ملوک اطراف همه بهخط من رفتی»، «به دیوان بازآمدیم، بونصر قلم دیوان برداشت و نسختکردن گرفت و مرا پیش نشاند تا بیاض میکردم، و تا نماز پیشین در آن روزگار شد و از پرده منشوری بیرون آمد که همه بزرگان و صدور اقرار کردند که در معنی اشراف کس آنچنان ندیده است و نخواهد دید و منشور بر سه دسته کاغذ به خط من مقرمط نبشته شد»، «و آن را توقیع کرد و نزد وی بردند با چهل واند پاره نامه توقیعی که من نبشتم که بوالفضلم آن همه و نسخت آن استادم کرد.»
بیقهی در دیوان رسالت غزنوی چندان امانت و درستی و شایستگی نشان داد که «خزانه حجت» که به تعبیر استاد دکتر فیاض «ظاهراً جایی بوده که اسناد مهم و ضبطکردنی را در آنجا میگذاشتند»، به وی سپرده شده بود: «استادم برفت و نزدیک امیر بماند تا نماز دیگر، پس به دیوان بازآمد و آن ملطّفه بوالفتح حاتمی نایب برید مرا داد و گفت: مهر کن و در خزانه حجت نه.»
بیهقی در جای دیگر مینویسد من معتمد بودم و بر محتوای برخی نامهها و احوال و اخبار، جز استادم و من کسی دیگر از دبیران را رخصت آگاهی یافتن نبود: «این اخبار بدین اشباع که میبرانم، از آن است که در آن روزگار معتمد بودم و بر چنین احوال کس از دبیران واقف نبودی مگر استادم بونصر، رحمه الله، نسخت کردی و ملطفهها من نبشتمی، و نامههای ملوک اطراف و خلیفه… و خانان ترکستان و هرچه مهمتر در دیوان هم برین جمله بود تا بونصر زیست و این لافی نیست که میزنم و بارنامهای نیست که میکنم، بلکه عذری است که به سبب این تاریخ میخواهم که میاندیشم، نباید که صورت بندد خوانندگان را که من از خویشتن مینویسم!»
در محضر استاد
بیهقی از کمال استادی بونصر مشکان که یگانه روزگار بود، بارها سخن به میان میآورد و سبک نگارش او را در مکاتبات سلطانی «نمط دیگر» نام مینهد و در آغاز پادشاهی امیرمسعود که گروهی از دبیران را از عراق آورده بودند تا توانایی آنان را در دبیری به رخ استادش بکشند، چنین مینویسد: «و طُرفه آن بود که از عراق گروهی را با خویشتن بیاورده بودند چون بوالقاسم حریش و دیگران، و ایشان را میخواستند که به روی استادم برکشند که ایشان فاضلترند، و بگویم که ایشان شعر بهغایت نیکو بگفتندی و دبیری نیک بکردندی، ولیکن این نمط که از تخت ملوک به تخت ملوک باید نبشت، دیگر است و مرد آنگاه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کار چیست. و استادم هرچند در خرَد و فضل آن بود که بود، از تهذیبهای محمودی چنانکه باید، یگانه زمانه شد.»
«بونصر نامه سلطان نبشت، چنانکه او دانستی نبشت، که استاد زمانه بود در این ابواب»، «بازگشتم با نامه توقیعی و این حالها را با بونصر بگفتم، و این مرد بزرگ و دبیر کافی… به نشاط قلم درنهاد تا نزدیک نماز پیشین از این مهمات فارغ شده بود.»
به شیوه نگارش بونصر مشکان، از نامهای که به دستور سلطان مسعود به خوارزمشاه آلتونتاش نوشته است، میتوان پیبرد. بیهقی پس از درگذشت مشکان از روشنرایی و کاردانی و رنج سیساله استاد خود در کار
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 