پاورپوینت کامل دکتر رضا داوری اردکانی کشور ما دانشمند دارد اما نظام علمی نه ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل دکتر رضا داوری اردکانی کشور ما دانشمند دارد اما نظام علمی نه ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل دکتر رضا داوری اردکانی کشور ما دانشمند دارد اما نظام علمی نه ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل دکتر رضا داوری اردکانی کشور ما دانشمند دارد اما نظام علمی نه ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint :
داوری اردکانی، رئیس فرهنگستان علوم در سرمقاله نشریه فرهنگستان علوم آورده است: کشور ما دانشمند و پژوهشگر دارد اما نظام علم و پژوهش ندارد و به این جهت پژوهش ها هماهنگ نیست.
پنجاه و پنجمین شماره نشریه فرهنگستان علوم با پیشگفتار «ابلاغ سیاست های کلی برنامه ششم توسعه» توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی و با سخن اول دکتر رضا داوری اردکانی ریاست فرهنگستان علوم با عنوان «امید به آینده» منتشر شد. در این شماره علاوه بر درج اخبار و گزارش های مربوط به جلسات شوراها و مجامع فرهنگستان در سه ماهه تابستان، گزارشی از برگزاری همایش ها و جلسات سخنرانی و سمینار گروه های علمی فرهنگستان منتشر شده است.
داوری اردکانی، رئیس فرهنگستان علوم در سرمقاله نشریه فرهنگستان علوم آورده است: کشور ما دانشمند و پژوهشگر دارد اما نظام علم و پژوهش ندارد و به این جهت پژوهش ها هماهنگ نیست.
پنجاه و پنجمین شماره نشریه فرهنگستان علوم با پیشگفتار «ابلاغ سیاست های کلی برنامه ششم توسعه» توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی و با سخن اول دکتر رضا داوری اردکانی ریاست فرهنگستان علوم با عنوان «امید به آینده» منتشر شد. در این شماره علاوه بر درج اخبار و گزارش های مربوط به جلسات شوراها و مجامع فرهنگستان در سه ماهه تابستان، گزارشی از برگزاری همایش ها و جلسات سخنرانی و سمینار گروه های علمی فرهنگستان منتشر شده است.
مطلبی که در ادامه می خوانید سرمقاله این شماره از نشریه با عنوان «امید به آینده» است؛
یادداشت شماره گذشته درباره فرهنگستان و آینده اش مورد لطف عده ای از همکاران قرار گرفت و بعضی پرسش ها و اشکال ها نیز مطرح شد. عمده پرسش های عنوان شده این است که آیا مشکل در سازمان فرهنگستان است و اگر اساسنامه اصلاح شود و فرهنگستان سازمانی متناسب با وظایفش داشته باشد تغییر اساسی در فعالیتهای آن پدید می آید و می تواند در پیشبرد علم نقشی مؤثرتر داشته باشد. اساسنامه موجود راه را معین نکرده و راهیابی را به عهده فرهنگستان گذاشته است. آیا فرهنگستان این راه را می شناسد؟ قبل از اینکه جوابی به این پرسشهای دشوار داده شود باید به اشکال ها اندیشید.
عمده اشکال ها را می توان در دو اشکال خلاصه کرد: یکی اینکه به علم کشور با نظر بدبینی نباید نگاه کرد. بخصوص که علم در دهه های اخیر پیشرفتهای قابل توجهی داشته است. اشکال دوم این است که فرهنگستان یک مؤسسه علمی است و اعضای آن باید به دانش و پژوهش مشغول باشند و مشارکتشان در پیشبرد علم همان کار علمی شان است. به عبارت دیگر آنها وظیفه ندارند که مسائل کشور را حل کنند. اشکال اول نمی دانم اشکال به چیست و مخاطبش کیست و در کجای نوشته من بدبینی دیده اند. من هم می دانم که در کشور ما دانشمندان بزرگ پرورش یافته اند و می یابند و هزاران تن از آنان هم اکنون به کار آموزش و پژوهش در دانشگاه ها و پژوهشگاه ها مشغولند و هرگز پیشرفت کلی علم و بخصوص پیشرفت هایی را که اخیراً در پزشکی و مهندسی حاصل شده است ناچیز نشمرده ام و هرجا اقتضا کرده از قدر دانش و دانشمند گفته ام و اگر به ارجمندی کار دانشمندانمان اعتقاد نداشتم درباره علم کشور حرفی نمی زدم. من که بیش از شصت سال در دانشگاه بوده ام چگونه حرمت آن را نگاه ندارم.
اگر کسی همه عمر با علم و کتاب به سر برده و به جایی که می خواسته نرسیده باشد درصدد برآید که ببیند موانع راه چه بوده است و چگونه می توان آن موانع را برداشت، ربطی به بدبینی و خوشبینی ندارد. خوشبینی و بدبینی به یک اعتبار دو مزاج و طبع یا دو صفت نفسانی است. خوشبینان اشخاص خوش طبع و آسوده خاطرند و نگرانی از آینده را به دل راه نمی دهند و شعارشان هرچه پیش آید خوش آید است، اما بدبینان آدم های پرتوقعی هستند که هیچ چیز راضی شان نمی کند. این خوشبینی و بدبینی ضرورتاً با اندیشه و نظر نسبت ندارد و بازگشت هر دو به طبع و مزاج است اما صاحبان طبایع و مزاج های بدبینی و خوشبینی اگر اهل نظر باشند شاید طبعشان در نظرشان اثر بگذارد.
پس در عالم نظر هم می توان بدبین یا خوشبین بود. در میان کسانی که به گردش چرخ روزگار نظر می کنند بعضی سیر زمان را رو به استکمال و پیشرفت می بینند و بعضی دیگر به نظرشان می رسد که زمانه رو به ادبار دارد. اولی خوشبین است و دومی بدبین. در تشخیص بدبینی و خوشبینی باید مواظب بود که زمان ها با هم تفاوت دارند و حکم هر زمانی جداست. فیلسوفی که در آستانه زبان الفاظ قرار دارد اگر از آینده بیم ناک باشد بدبین نیست و آنکه در پایان دوران رنج نور امید در افق آینده می بیند نباید خوشبین خوانده شود. وقتی در جهان ستم و زشتی و تباهی غالب می شود چشم چگونه آنها را نبیند؟ نویسنده و فیلسوف که شاهد زمانه اند معمولاً زشتی و ظلم و زیبایی و عدل زمان خود را گزارش می کنند.
مجاهدان راه حق و عدل و آزادی با جهل و ستم و قهر می جنگند ولی آنها بدبین نیستند. در گفته اهل نظر هم باید تأمل کرد. اگر آنها زیبایی را زشت می بینند و زشت جلوه می دهند اهل نظر نیستند و به حرفشان اعتنا نباید کرد. در سخن های شایع و اقوال مشهور گاهی آثار نومیدی و امیدواری دیده می شود. ممکن است این سخنان مبنای استوار نداشته باشد. مع هذا می توان تحقیق کرد و دید آنکه به پیشرفت امید دارد چه می گوید و امیدش از کجاست؛ آن کس هم که راه را دشوار و تاریک می بیند باید بگوید که این دشواری و تیرگی را چگونه دیده و یافته است. معمولاً اهل نظر کار دشوار را سهل نمی گیرند و اگر چنین کنند نباید آنها را خوشبین خواند زیرا سهل انگاری و خوشبینی دو امر متفاوتند.
البته سیاستمداران علاوه بر اینکه باید طبع خوشبین داشته باشند به اقتضای مصلحت نیز باید سخن خوش بینانه بگویند و برعکس دانشمندان حتی اگر در طبع خوشبین باشند به آنچه هست رضایت نمی دهند و مشکل ها و موانع راه را از نظر دور نمی دارند. اگر کار آسان و راه هموار و مقصد نزدیک است همه در راهی که مقرر است می روند و اهل نظر حرفی برای گفتن ندارند ولی راه آینده هرگز راه هموار و آسان نیست و اگر کسی از مشکلات بگوید و به فکر هموار کردن راه و فراهم کردن توشه کافی برای رهروان باشد بدبینی نیست. ما وقتی در کارنامه علم کشور نظر می کنیم نمی توانیم بگوییم پیشرفتی نداشته ایم اما اگر کسی بخواهد دانش و دانشگاه وضعی بهتر از آنچه دارد، داشته باشد دانشگاه و دانش را کوچک نشمرده است.
فرار مغزها (مهاجرت دانشمندان و نخبگان علمی) یک مسئله و درد بزرگ است که درباره آن شاید نظرهای متفاوت داشته باشیم اما هرکس به این مسئله بپردازد بنا را بر این می گذارد که ما دانشمند می پروریم و چگونه می توانیم از وجود همه آنها در کشور استفاده کنیم یا وقتی این همه مقاله از آثار دانشمندان ما در مجلات جهان چاپ می شود چگونه جایی به آنها در برنامه توسعه بدهیم. در مورد فرهنگستان هم سخن این است که آیا از علم و تجربه اعضای آن نمی توان بهتر و بیشتر بهره برد. آنچه من درباره فرهنگستان و بطورکلی از وضع علم کشور می گویم راه جویی است نه بدبینی. درباره خوشبینی و بدبینی سخن بسیار است اما در اینجا بیش از این نمی توان گفت. به هرحال من خود را خوشبین و بدبین نمی-بینم بلکه یک شاهد و گزارشگر ساده ام و اگر در جایی نیک و زیبا و درست و بجا را بد و زشت و نابجا خوانده ام دوستانم تذکر دهند که این سهو و بی ذوقی و بی درایتی را تدراک کنم.
چیزی که شاید نتوانسته ام آن را درست و روشن بیان کنم لزوم اندیشیدن به شرایطی است که در آن با سعی کمتر بتوان به نتایجی بهتر و بیشتر رسید. علم کشور نمی تواند و نباید مجموعه پراکنده دانسته های اشخاص دانشمند باشد زیرا علم نظام به هم بسته ای است که در تناسب با نظام زندگی قرار دارد. به عبارت دیگر علم جهانی خاص دارد که در آن همه علوم با هم و هماهنگ پیش می روند و می بالند. کشور ما دانشمند و پژوهشگر دارد اما نظام علم و پژوهش ندارد و به این جهت پژوهش ها هماهنگ نیست وگرنه اگر یک برنامه علمی تکنیکی باشد دیده-ایم که می تواند پیش برود و به نتایج برسد.
نمی دانم نقشه جامع علم کشور مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی چه اثری در بهبود وضع پژوهش داشته است ولی به آزمایش دریافته ام که اگر نظیر اهتمامی که در توسعه تکنولوژی هسته ای کردیم در تدوین یک برنامه هماهنگ علم و پژوهشی به خرج دهیم می توانیم از حاصل پژوهش های دانشمندان مان در کشور بیشتر بهره مند شویم. البته این اهتمام در صورتی ممکن می شود که مقدمات لازم آن فراهم شده باشد. در این صورت مقالات علاوه بر جایی که در فهرست ها دارد در گردش چرخ اداره کشور هم کارسازی می کنند. یعنی اثر مقالاتی که نوشته می شود چندین برابر خواهد بود زیرا هماهنگی موجب می شود که مسائل در به هم پیوستگی شان مطرح شوند و علاوه بر اینکه دانشمندان را دانش می افزایند به کار حل مسائل کشور نیز بیایند.
اگر پزشکی ما بیشتر پیشرفت کرده است از آن است که پزشکان دانشمند مسائل روشنی دارند که در تجربه دائم خود آنها را می یابند. یعنی آنها دنبال مسئله نمی گردند که گاهی ناچار شوند مسئله برای خود بتراشند و در برابر آن مسائل بی تفاوت باشند بلکه مسائل را می یابند و در جستجوی پاسخ آنها برمی آیند و پاسخی که می یابند به کار خودشان و به کار مردم و کشور می آید. ریاضیدان و فیزیکدان و اهل فلسفه و حتی صاحبان علوم انسانی و اجتماعی مثل پزشک بخت آن را ندارند که مسائل به استقبالشان بیایند. مثلاً ریاضی و فیزیک در جهان کنونی مثال علم و پشتوانه علوم دیگرند. آنها جهانی اند و باید کارشان را در مقیاس جهان و در همکاری و همراهی با دانشمندان جهان انجام دهند.
اما علوم دیگر اگر نه به اندازه پزشکی کم و بیش می توانند و باید به نیازهای تکنیکی و مدیریتی کشور نظر داشته باشند و بی آنکه از مسائل جهانی علم غفلت کنند مسائل خاص کشور را هم در نظر آورند. اینجاست که اشکال دوم مطرح می شود. آیا وظیفه دانشمندان و فرهنگستان علوم این است که مسائل کشور را حل کنند؟ دانشمندی که می گوید وظیفه ندارد مسائل کشور را حل کند راست می گوید زیرا اگر او مدام به فکر این باشد که کشور چه مسائلی دارد و او با آن مسائل چه می تواند و باید بکند از علم و پژوهش می ماند و شاید از عهده پیدا کردن مسائل هم برنیاید. پس دانشمند در کار دانش خود کاری به مسائل خاص کشور ندارد و شاید از مسائلی که بیرون از علم اوست به کلی غافل باشد.
همه ما دانشمندان بزرگی را می شناسیم که نه فقط به فکر حل مسائل کشور و جامعه نبودند بلکه به سلامت و زندگی خود هم نمی اندیشیدند. گالیله که برای حفظ جان خود در دادگاه نظر خود درباره منظومه شمسی را انکار کرد خود را دانشمند تبهکار خواند (برشت عنوان نمایشنامه گالیله دانشمند تبهکار را به قصد ناسزاگویی به گالیله اختیار نکرده است. گالیله خود این عنوان را به خود داده است). او می دانست که دانشمند باید به علم وفادار باشد و به عهدی که با حقیقت دارد وفا کند. لازم نیست از پاستور و کسانی که خرگوش آزمایشگاه میکروب شناسی خود بودند حرفی بزنم. دانشمند به مصلحت نمی اندیشد زیرا بالاترین مصلحت را مصلحت حقیقت میداند.
من هم نگفته ام دانشمند به جای کار علم در فکر حل مشکلات هر روزی زندگی مردم باشد. شاید کسانی باشند که فکر می کنند هر حرف و هر کاری باید سودش معلوم باشد و هر چه زودتر آن سود عاید شود. این سخن، سخن اهل علم نیست. پس ببینیم وقتی گفته می شود که فرهنگستان باید به مسائل کشور و برنامه آن بیندیشد آیا وظیفه ای بیرون از قلمرو علم برای دانشمندان عضو این سازمان قائل شده است؟ پاسخ دادن به این پرسش در ظاهر دشوار است اما اگر درست دقت کنیم مشکل از میان می رود. مسائل کشور محدود و منحصر به مسائل اجرایی نیست. اقتصاد و تکنولوژی و مدرسه و دانشگاه و کوچه و بازار و غذا و ترافیک و هوا و قانون و مقررات و درمان و دارو و سیاست، هزار مسئله دارند که این مسائل را دانشمندان و صاحب نظران باید بیابند و به درستی طرح کنند و راه حل آنها را اگر می توانند نشان دهند.
مشکل بزرگی که باید به آن توجه شود این است که این مسائل همه به هم بسته اند و بیشتر آنها از نوع مسائلی نیستند که گروه های تخصصی درباره آنها پژوهش کنند. فرهنگستان با این مسائل چه می تواند بکند؟ وقتی یک دانشمند به اعتبار شأن دانشمندی اش به عضویت فرهنگستان پذیرفته شده است، از دانشگاه به فرهنگستان نیامده است که صرفاً کار دانشگاهی اش را ادامه دهد. البته او وظیفه ندارد در کاری که در حدود تخصصی اش نیست وارد شود و از او چنین توقعی هم نباید داشت. من هم نگفته ام استادان عضو فرهنگستان کار علم را بگذارند و به مسائل کشور و از جمله به پیشرفت علم و تدوین برنامه آن بیندیشند.
مطلب این است که فرهنگستان وظیفه «بررسی و تحلیل علمی و فنی و آموزشی و پژوهشی کشور و ارائه پیشنهاد …» را پذیرفته است و اگر نمی تواند و نباید این وظیفه را انجام دهد باید آن را اعلام کند و اگر می خواهد و می پذیرد که انجام دهد باید راه آن را بیابد و وسایل پیمودن راه نیز فراهم شود. فرهنگستان چگونه کشور را به «استقلال علمی» و … برساند. یکی از مشکل ها این است که هدف و وظایفی که در اساسنامه فرهنگستان ذکر شده است در قانون وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، و وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری هم آمده است. وزارتخانه ها چون دانشگاه و پژوهشگاه و عدّه و عٌدّه دارند در حدی که می توانند به کار آموزش و پژوهش اهتمام می کنند ولی فرهنگستان چگونه علم کشور را ارتقاء بخشد؟ کسی نگوید که ما با پژوهشهایمان در این مددرسانی شرکت می کنیم زیرا اولاً فرهنگستان مرکز پژوهشی نیست. ثانیاً پژوهش در دانشگاه و پژوهشگاه و دیگر مراکز علمی- پژوهشی صورت می گیرد و ثالثاً کار فرهنگستان به صرف پژوهشهای تخصصی تمام نمی شود.
اگر فرهنگستان بخواهد درباره وضع علم در کشور و راهی که علم می پوید و برنامه ای که دارد یا ندارد و مخصوصاً در باب آینده علم کشور بیندیشد و پژوهش کند ناگزیر باید سازمانی مناسب با این پژوهش و تأمل داشته باشد و اگر چنین پژوهشی صورت گیرد و به نتایج روشن و علمی برسد یکی از اساسی ترین و مهم ترین مسائل کشور حل شده است. در اینجا لازم است نکته دیگری هم درباره علم و مسائل مردم و کشور بگویم. پیشتر به این اشکال اشاره کردم که وظیفه دانشمندان حل مسائل کشور نیست ولی توجه کنیم که این حکم اگر به اعتبار نظر در روانشناسی دانشمند درست باشد و بپذیریم که اوقات و حواس دانشمند نباید با مسائل گوناگون مشوش و پراکنده شود، دو نکته را نباید از یاد برد.
یکی اینکه اگر دانشمندان فکر و ذکری جز علم نداشته باشند مشکل ها کم و کمتر می شود و علم به کار کشور می آید. نکته دیگر این است که اگر در جایی علم به کار نمی آید از آن است که مسائل درست و بجا طرح نشده است. در هر صورت در اینکه علم و پژوهش باید به کار کشور بیاید تردید نمی توان کرد. دانشمندان و مراکز علمی هم در خدمت کشورند و برای کشور کار می کنند. علمی که به کار نیاید هر چند نام علم داشته باشد در حقیقت علم نیست. در مورد علوم و معارفی مثل تاریخ و فلسفه و عرفان و شعر و ادب معمولاً تشکیک میشود و بسیار می شنویم که می گویند اینها به کار نمی آیند اما علوم پزشکی و شیمی و مهندسی و اقتصاد و حقوق چگونه به کار نیایند و اگر به کار نیایند برای چه هستند.
پیداست که دانشمند باید در کار دانش آزادی داشته باشد و هر چه می خواهد بکند اما علم و سازمان آن نمی تواند از تکنولوژی و نظام زندگی مردم به کلی جدا باشد. دانشمندان نمی روند در کوچه و بازار بپرسند مسائل مردم چیست و بکوشند آن مسائل را حل کنند. آنها در کار اهل سیاست و تدبیر و مدیریت هم دخالت مستقیم نمیکنند اما اگر علم در نظام کشور در جای خود قرار گرفته باشد، مسائلی که دانشمندان به آن می پردازند کارساز زندگی و تاریخ است و پیداست که مسائل زندگی و تاریخ مسائل همه مردم است. در زمان ما مردم و جامعه برخلاف قول مشهور از علم و تکنولوژی استفاده نمی کنند بلکه میان زندگی کنونی و تکنیک پیوستگی و ملازمت وجود دارد. درست بگویم علم، علم تکنولوژیک است و این علم در مرکز نظام جامعه جدید قرار دارد و بود
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 