پاورپوینت کامل امکانهای نوین هرمنوتیک و علوم انسانی اسلامی ۳۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل امکانهای نوین هرمنوتیک و علوم انسانی اسلامی ۳۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امکانهای نوین هرمنوتیک و علوم انسانی اسلامی ۳۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل امکانهای نوین هرمنوتیک و علوم انسانی اسلامی ۳۷ اسلاید در PowerPoint :
میدانیم که معرفت چونانکه هست، در طبیعت یافت نمیشود و شناسایی از درون انسان امکانپذیر میگردد. این بدین معناست که طبیعت ناآگاه و انسان آگاه هر دو متعلق به یک عالم و یک فضایند؛ اما پاسخها و پرسشهای علمی در محدوده خود نمیتواند رابطه این دو را با یکدیگر روشن کند و یا ضرورت آن را دریابد. به عبارت دیگر چنانچه فلسفه به کمک علم نیاید، هیچ علمی نمیتواند حد و مرزی برای خود از درون خود جستجو کند و مرزهای علوم در یکدگر خواهد لغزید. میدانیم که شناختشناسی صرفاً به مثابه شاخهای از فلسفه مرزدار حدود دانشهای گوناگون میباشد. به صرف برخورداری از زمینههای مشترک مطالعات مربوط به انسان، دانشهای انسانی همچون سایر بخشهای دانش یعنی دانشهای طبیعی بیکمک فلسفه نمیتواند خود پیشاپیش مرزهای خود را شناسایی کند یا گسترش دهد.
میدانیم که معرفت چونانکه هست، در طبیعت یافت نمیشود و شناسایی از درون انسان امکانپذیر میگردد. این بدین معناست که طبیعت ناآگاه و انسان آگاه هر دو متعلق به یک عالم و یک فضایند؛ اما پاسخها و پرسشهای علمی در محدوده خود نمیتواند رابطه این دو را با یکدیگر روشن کند و یا ضرورت آن را دریابد. به عبارت دیگر چنانچه فلسفه به کمک علم نیاید، هیچ علمی نمیتواند حد و مرزی برای خود از درون خود جستجو کند و مرزهای علوم در یکدگر خواهد لغزید. میدانیم که شناختشناسی صرفاً به مثابه شاخهای از فلسفه مرزدار حدود دانشهای گوناگون میباشد. به صرف برخورداری از زمینههای مشترک مطالعات مربوط به انسان، دانشهای انسانی همچون سایر بخشهای دانش یعنی دانشهای طبیعی بیکمک فلسفه نمیتواند خود پیشاپیش مرزهای خود را شناسایی کند یا گسترش دهد.
آنچه ما «علوم انسانی اسلامی» میخوانیم، همچون علوم انسانی رایج و مصطلح (در قرن نوزدهم علوم انسانی عنوان مشترکی برای دستهای از علوم گوناگون شد که تشرف این عنوان را یافت) همراه با علم هستیها و موجودات با انفتاح قوام وجودی هستی ـ که محدود در حوزه موضوعی یک علم مشخص است ـ معنی مییابد. بدیهی است هر علم پایهای غیر از علوم دیگر دارد و تأسیس هر علم جدای از علوم دیگر است، ولیکن تأسیس هیچ یک از علوم بدون استمداد از دانش فراعلم یا هستیشناسی ممکن نخواهد بود. چون در علوم انسانی و در علوم طبیعی تبیین و تفسیر حدود و ثغور یک علم به توسط علوم دیگر از سنخ و مرتبه همان علوم نخواهد بود؛ برای مثال فیزیک نمیگوبد که چه چیز پایه موضوع علم شیمی است؛ همچنان که روانشناسی نیز نمیتواند بگوید که قلمرو علم جامعهشناسی چیست. این ابتنای ذاتی مبانی علوم به همین معناست که هر علم خود را به طور طبیعی با استعدادهای غیرعلنی از علوم دیگر متمایز میسازد. بدیهی است این ابتنای ذاتی مبانی علوم بدون استثنا در هر علمی صورت میگیرد، چه آن علم توسط علمای عالم مسیحیت معرفی و ساخته و پرورده شده باشد، مانند علم مدیریت، چه آن علم و معرفت توسط علمای عالم اسلامی و در منظومه دانشهای اسلامی پایهگذاری شده باشد، مانند علم ریاضیات جبر.
اینجا میتوان اهمیت سخن ابنسینا در مقدمه رساله تعریفات درباره دشواری تعیین حدود یک علم را دریافت؛ چه، ابتنای ذاتی علوم موجب میشود حدود یک علم از علم دیگر به اموری ذاتی بازگردد و معرفت به این امور ذاتی و جوهری کاری دشوار است. به عبارت دیگر، بازشناسایی موضوعات علوم مستند به امور ذاتی است و تعیین ذاتیات دشوارتر از تعیین عرضیات یا حدود عرضی یک علم است: «خواهان پوزشیم چرا که از ادای حق شایسته تعریف به حد و رسم قاصریم و در آن از خطا ایمن نباشیم.»
فلسفه و علم
فلسفه درباره اینکه ذات یک علم چیست، چه چیز یک علم را علم میسازد، علم چگونه پایه نهاده شده و رابطه آن با فن و تکنولوژی چیست، گفتگو میکند. درضمن اینکه از سویی فلسفه خود را از علوم ممتاز میکند و آنها را دانشهای غیرفلسفی میانگارد، باز خود را به نحو مطلق از زمره آنان جدا نمیسازد. ما موجودات انسانی در عالم هستیم و فلسفه که به شئون اساسی و نخستینی در عالم بودن انسان میپردازد، نمیتواند از ملاحظات بنیادی ریاضی یا فیزیک یعنی علوم ریاضی ـ طبیعی یا تاریخ و سایر شعبههای علوم انسانی که مربوط به در عالم بودن ماست ـ برکنار ماند.
دوباره میپرسیم: نسبت علوم انسانی و آبشخورهای فلسفی آن با دین به نحو عام و دین اسلامی به نحو خاص چیست؟ بهرغم آنچه گفته شد، فلسفه خود را مبنای تفکر همه دانشها و از جمله دانشهای انسانی میداند. با اینکه این دانش غالباً در تلاشهای خود برای کشف و بیان مرزهای علوم غیرفلسفی ناموفق بوده است؛ برای مثال به رغم بسط و فراخ شدن دانش ریاضی تا آخرین مرزهای خود، هنوز ماهیت ذات امر ریاضی برای فیلسوفان یکسره روشن نشده است. از این رو میتوان گفت فلسفه هنوز از علوم دیگر کمتر میداند و از علوم انسانی بسیار کمتر از آنچه از علوم دیگر میداند. وجه اثباتی این سخن، این است که راه برای پرسشهای بنیادی در علوم انسانی، از جمله پرسش از موضع کلام و کتاب خدا و وحی، ماهیت رسالت اسلام، باز خواهد بود. هرآینه وظیفه سخت فیلسوف هرمنوتیکی در عالم اسلامی روی به آینده است بیش از آنچه به گذشته مربوط باشد.
بدین منوال، اسلامی کردن علوم انسانی به معنی بازسازی «جهاننگری اسطورهای» نیست و هرگز نباید از آن یک تلقی اینچنینی داشت. درجایی که علوم انسانی در دو قرن اخیر آنچنان گسترده شده که بهدلیل بسط درونی پیاپی این علوم تمایز مرزهای بینابینی بسیار مشکل مینماید، فلسفه چونان دانش بنیادی هنوز معطل مانده است. درحالیکه این فلسفه است که تکسویی علوم و تنگی حوز
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 