پاورپوینت کامل نقاشیهای ناصرالدین شاه ۸۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل نقاشیهای ناصرالدین شاه ۸۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نقاشیهای ناصرالدین شاه ۸۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل نقاشیهای ناصرالدین شاه ۸۱ اسلاید در PowerPoint :

برای بررسی چگونگی نقاش شدن ناصرالدین شاه و میزان علاق وی به این هنر، ناگزیر ابتدا باید نگاهی به نقاشان آن دوره بخصوص آنهایی که مورد توجه شاه بوده‌اند داشت زیرا شاه و اینگونه هنرمندان که در دربار وی جایگاه و منزلتی داشتند از یکدیگر متأثر بوده اند.

اسناد و مدارک حاکی از آن هستند که ناصرالدین شاه قاجار از کودکی و نوجوانی به هنر و به ویژه، نقاشی علاقه وافری داشت، نقاشیهایی که از زمان ولیعهدی او در دست است، گویای این مدعاست، لذا پس از جلوس بر اریک قدرت، امیرکبیر اولین صدراعظم وی با آگاهی از علاقه شاه جوان به هنر، در سال ۱۲۶۶ ق/ م ۱۸۵۰، برای ترویج هنر و صنعت «مجمع‌الصنایع» را که عمارت بزرگی بود در بازار بنا کرد،

برای بررسی چگونگی نقاش شدن ناصرالدین شاه و میزان علاق وی به این هنر، ناگزیر ابتدا باید نگاهی به نقاشان آن دوره بخصوص آنهایی که مورد توجه شاه بوده‌اند داشت زیرا شاه و اینگونه هنرمندان که در دربار وی جایگاه و منزلتی داشتند از یکدیگر متأثر بوده اند.

اسناد و مدارک حاکی از آن هستند که ناصرالدین شاه قاجار از کودکی و نوجوانی به هنر و به ویژه، نقاشی علاقه وافری داشت، نقاشیهایی که از زمان ولیعهدی او در دست است، گویای این مدعاست، لذا پس از جلوس بر اریک قدرت، امیرکبیر اولین صدراعظم وی با آگاهی از علاقه شاه جوان به هنر، در سال ۱۲۶۶ ق/ م ۱۸۵۰، برای ترویج هنر و صنعت «مجمع‌الصنایع» را که عمارت بزرگی بود در بازار بنا کرد، تا جایی دائمی برای تعلیم و تربیت شاگردان پیشه‌وران باشد۱. این مجمع مانند بسیاری از اقدامات او پس از قتلش به ثمر رسیده و افتتاح گردید. مجمع الصنایع در سرای بزرگی در انتهای بازار توتون فروشان در جنوب غربی سبزه میدان قرار داشت، این سرای بزرگ حجره‌های فراوان داشت، که یکی از حجره‌های متعدد این سرای بزرگ، حجره «نقاشان» بود که ابوالحسن غفاری که در این زمان ابوالحسن‌خان نقاشباشی شده بود و تازه از فرنگ برگشته بود، با ۳۴ نفر از شاگردانش در آنجا بکار نقاشی اشتغال داشتند۲. شایان ذکر است که، ابوالحسن‌خان بنابر تمایلی که برای پیشرفت و تکامل هنر خود داشت در اواخر سلطنت محمدشاه (۱۲۶۳) به ایتالیا سفر کرد و آثار نقاشان بزرگ و معروف اروپایی بخصوص نقاشان دوره رنسانس را از نزدیک مشاهده و با طرز کار و شیوه نقاشی آنان آشنا گردید، و مدتی در هنرستانها وموزه‌های رم و فلورانس و واتیکان به تحصیل و مطالعه پرداخت۳. وچنانچه از بعضی نوشته‌ها معلوم و مشخص است این نقاش چیره دست حدود ۱۲۶۶ ه.ق. از سفر اروپا به وطن خود بازگشته است۴.

میرزا ابوالحسن‌خان نقاشباشی در سال ۱۲۷۷ از طرف ناصرالدین شاه ملقب به «صنیع‌الملک» گردید. پس از آن هنرستانی برای تعلیم نقاشی تأسیس نمود و مقدمات کار را طوری فراهم آورد که ناصرالدین شاه خود شخصاً از محل مزبور بازدید و رسماً اجازه افتتاح هنرستان نقاشی و پذیرفتن شاگرد را صادر کرد۵. بدین‌سان به همت صنیع‌الملک نخستین هنرستان نقاشی دولتی برای تعلیم نقاشی به طرز و اسلوب جدید، در ایران تأسیس و با تربیت شاگردان و نقاشان مبرّزی در این رشته، فصل نوینی در تاریخ هنر و نقاشی ایران گشوده شد۶.

ناصرالدین شاه نیز شاگردانی را برای فراگیری هنر نقاشی به فرنگ اعزام نمود از آن جمله اند، مؤید الدوله گرانمایه و مشاورالممالک محمودی که به پاریس اعزام شدند۷،

یکی دیگر از نقاشانی که ناصرالدین شاه به اروپا اعزام نمود مزین‌الدوله است، میرزا علی‌اکبرخان مزین‌الدوله نطنزی از جمله ۴۲ محصلی بود که در اوایل ریاست اعتضادالسلطنه در دوازده سالگی برای تکمیل تحصیلات به فرانسه اعزام شد، وی پس از بازگشت سالهای متمادی استاد نقاشی و معلم زبان فرانسه در دارالفنون بود.

بطور کلی در آن زمان هدف از اعزام نقاشان با استعداد به فرنگ، فراگیری سبک اروپائی بود تا این گروه از نقاشان ایرانی بتوانند این سبک نقاشی را درداخل کشور تعلیم بدهند۸

دیگر نقاش دربار ناصرالدین شاه محمودخان ملک الشعرا بود که علاوه بر مقام ملک‌الشعرایی کارهای اداری نیز انجام می‌داد.

بعضی دیگر از نقاشان دربار ناصری عبارتند از:

– محمد حسن افشار در سالها ۱۲۵۰-۱۲۸۱ ق فعالیت هنری‌ داشت او در دربار محمد شاه و ناصر الدین شاه نقاش‌باشی‌ بود. از آثار برجستهء محمد حسن افشا در ارتباط با ناصرالدین شاه سه پیکرنگاره‌ از شاه است. (محفوظ در تهران، کاخ گلستان)۹.

– عبد اللّه خان، معمارباشی و نقاش‌باشی دربار فتح علی شاه و محمد شاه و ناصر الدین شاه بود و در بین سالهای ۱۲۲۵-۱۲۶۶ ق‌ فعالیت داشت.۱۰

– محمد اسماعیل از هنرمندان پُرکار نقاشی لاکی بر روی قلمدان و قاب آیینه و صندوقچه بود و در شبیه‌سازی و رنگ‌پردازی و صفحه‌آرایی مهارتی تام داشت. محمد اسماعیل در سال ۱۲۷۵ ق‌ از ناصر الدین شاه لقب نقاش‌باشی گرفت و این لقب را در آثار بعدی خود به کار برد۱۱.

محمد غفاری”کمال‌الملک” هم نیز در میان سایر شاگردان مزین‌الدوله در دارالفنون از همه مستعدتر و با ذوق‌تر بود و در مدت کوتاهی ترقیات فوق‌العاده نمود و استادش مزین‌الدوله از استعداد خارق‌العاه شاگرد خود نزد شاه تعریف می‌کرد۱۲

به هر روی در طی قسمت آخر پادشاهی طولانی ناصرالدین‌شاه فقط سه نقاش مورد توجه و التفات مخصوص قرار گرفتند:

۱ – اسماعیل جلایر ۲- محمودخان ملک‌الشعرا ۳- کمال الملک.

اسماعیل جلایر که مقرب شاه بود، او هم در رنگ و روغن و هم مینیاتور چیره دست بود، ۱۳ وی از شاگردان مزین‌الدوله و پس از او نقاش باشی و مدرس نقاشی دارالفنون شد. اسمعیل جلایر در دارالفنون کارگاهی ایجاد کرد و در آن علاوه بر کشیدن پرده‌های نقاشی به تعلیم نقاشی به شاگردان نیز پرداخت۱۴.

دیگری محمودخان ملک الشعراست، وی در نقاشی سنتی و نو مهارت داشت و بخصوص در دورنماسازی استاد بود‌، برخی از پرده‌های نقاشی او از قدرت خلاقیت و نوآوری او خبر می‌دهند، ملک الشعرا در نقاشی قدیم و جدید بخصوص در دورنماسازی بسیار چیره بود. عمده‌ آثار گرانقدر وی که در موزه کاخ گلستان نگهداری می‌شود شامل ۲۲ اثر است که بعضی از آنها عبارتند از:

ـ آبرنگ زیبا و استادانه قصر شمس العماره، تصویر عمارت گلستان، تابلو آبرنگ ازکاخ گلستان، آبرنگ عمارت بادگیر، آبرنگ ارگ «ملتی»، منظره آبرنگی «تالار عاج»، مجلس «بزم و سرور سلسله قاجاریه» و تابلوی استنساخ که مهمترین وممتازترین اثر محمودخان است که تا حدی شهرت بین‌المللی دارد، این تابلو یکی از نمونه‌های اولیه نقاشی مدرن ایرانی است.۱۵

و بالاخره کمال الملک یکی دیگراز سه نقاش مزبور است، که می‌توان وی را در زمره آن کسانی به حساب آورد که در جهت وصول به مقاصد و اهداف مترقی در جامعه بی‌توجه نبوده و برای ایجاد تسهیلات و امکانات برای رشد فضلیت و هنر و آگاهی، زمان را مغتنم شمرده، چنانچه از وی به عنوان انسانی پویا و علاقمند به اعتلای فرهنگ و هنر آن مقطع از تاریخ هنر ایران نام برده می‌شود.۱۶ خود کمال‌الملک نقل می‌کند که هشت سال در دارالفنون بودم. شاه در عمارت شمس العماره اطاقی برای من معین کرد. بعد در عمارت بادگیر منزلی دادند و در آنجان مشغول نقاشی شدم. (در اطاق آینه وتخت طاووس نقاشی می‌کردم) پنج سال آنجا کار می‌کردم… من که وارد دربار شدم ابتدای عظمت میرزا ابراهیم امین السلطان بود، مشیرالدوله وزیر خارجه بود و کسی به نام صدراعظمی نبود۱۷.

بدین ترتیب با ورود به دربار، محمد غفاری بخت آن را یافت تا برای کوششهای بی‌وفقه و پی‌گیر خود در آموختن نقاشی کلاسیک اروپا از امکانات کامل برخوردار شود، نقاشی‌های ابتدایی او از مناظر و معماری درباری بود و بعدها به ساختن تک چهره‌هایی از آدمهای همانجا پرداخت۱۸

ناصر الدین شاه به منظور کسب آبروی بیشتر برای دربار، لقبهای ‍«نقاشباشی» و کمال الملک و سپس لقب سرتیپی و ریاست سواره نظام ایالت قزوین را به او اهدا کرد و این دوره پربارترین دوران زندگی هنری کمال الملک به شمار آمده است زیرا در این دوره قریب به یکصد و هفتاد تابلو خلق کرده است که متاسفانه بیشتر آثار این دوره در دست نیست، یا از میان رفته و یا اینکه از ایران خارج گردیده است.۱۹ استاد کمال الملک بارها گفته بود که مردم خیال می‌کنند چون ناصر الدین شاه به من حقوق و سمت و نشان داده من بدو علاقه دارم، ولی نه، ناصر الدین شاه بر من حق تربیت داشت، هر منظره عالی و یا گل زیبا و صورت خوبی می‌دید کسی را به سراغ من می‌فرستاد و تا آن منظره، گل یا صورت را به من نشان نمی‌داد و من از آن طرحی برنمی‌داشتم آرام نمی‌گرفت، و حتی گاه خود با دوربین بالای سر من ایستاده کوچکترین تعلل یا مسامحه مرا گوشزد می‌کرد و می‌گفت کمال الملک آن بوته گل [را] نساختی یا آن قطعه سنگ فراموش شده.۲۰ و باز کمال الملک نقل می‌کند که شاه تمثالها را به من محول می‌کرد (برای نقاشی) و هر تمثالی را ده تومان می‌گرفتم، با شاه قدری محرمیت داشتم، شاه صورتهایی را که به من محول می‌کرد بکِشَم، احدی مسبوق نبود. او اطمینان داشت من هم درست بودم. سپس کمال الملک در همین رابطه تابلوهایی را که در دربار ناصرالدین شاه کشیده نام می‌برد که ذیلاً به بعضی از آنها اشاره می‌شود:

پرده‌ای کشیدم از بالای قصر صاحبقرانیه که منظره تمام تهران است

صورت حاجی خازن الملک مرحوم

حوض خانه سلطنت آباد

صورت عمله طرب

صورت ناصرالدین شاه دو سه تا)، چند صورت سایرین از شاه کشیده‌اند و من تراشیده‌ و صورت را دوباره ساخته‌ام.

آخرین پرده دوره ناصرالدین شاه تابلوی اطاق آیینه و تخت طاووس است که پنج سال سر آن کار کرده‌ام که دو سه ماه قبل از کشته شدن شاه تمام شد.۲۱

کمال‌الملک که مانند نقاش باشی های قبل از خود به ناصرالدین شاه نقاشی نیز می‌آموخت، راجع به نقاشی ناصرالدین شاه چنین تقریر کرده است:

ناصرالدین شاه نقاشی می‌دانست، من پیشخدمت بودم، نقاشباشی بودم، معلم شاه هم بودم، ناصرالدین‌ شاه پرده می‌ساخت، صورت اعتمادالسلطنه را شاه ساخته بود، خیلی شبیه بود۲۲.

همچنین محمدعلی کریم‌زاده تبریزی در کتاب احوال و آثار نقاشان قدیم ایران به شرح حال ناصرالدین‌شاه تحت عنوان یکی از نقاشان دوره قاجار پرداخته که ذیلاً قسمتهایی از آن درج می‌شود:

«در یکی از محاوره‌های خصوصی امیرکبیر با ناصرالدین شاه قاجار که به منزله بازجویی معلم از شاگرد می‌باشد. امیر گفت: آقاجان چه می‌کردی؟ شاه جواب می‌دهد، مشغول نقاشی بودم. امیر می‌گوید، کاشکی یک قدری تاریخ گذشتگان می‌خواندی وعبرت می‌گرفتی و از آئین جهانداری با خبر می‌شدی، شعر و نقاشی پس از خستگی دماغ خوب است…

«.. یکی از روزهایی که شاه در اندرون نقاشی می‌کرد و صورت غلام بچه‌ها را می‌ساخت، سلطان خانم رقاصه جهان خانم وارد شد. مهدعلیا، سلطان خانم را به آقای علی‌اکبر تارزن سپرده بود که ساز مشق کند، شاه هم با او نظر بازی می‌کرد، همین که چشمش به رقاصه افتاد، گفت بیا به بینم چه یاد گرفته‌ای، سلطان خانم با گستاخی گفت به بینم شما از استادتان چه یاد گرفته‌اید، شاه صورت‌هایی را که ساخته بود نشان داد و فرمود بیا صورت تو را هم بسازم اما باید لخت شوی، رقاصه تحاشی کرد و گفت اگر شما نقاش خوبی هستید اول صورت آن یارو را که می‌خواهد شاه بشود بسازید، شاه گفت کدام یارو، رقاصه گفت، میرزا تقی‌خان…

محمدعلی فروغی نیز تحت عنوان نقاشی ناصرالدین شاه چنین می‌نویسد:

وقتی ناصرالدین شاه برای مشغولیات هوس کرد خود نقاشی کند، پرده‌ای از آب و درخت و سبزه کشید و آن پرده باید اکنون در عمارات سلطنتی باشد. آن اوقات شبی کمال‌الملک حکایت کرد که امروز شاه مشغول نقاشی بود و دماغ داشت و با من مزاح و ضمناً ملاطفت می‌کرد از جمله گفت حالا دیگر من خود نقاشم و به تو اعتنائی ندارم. من گفتم چه فرمایشی است و من به موجب فرمان همایونی نقاشباشیم و همه نقاشها زیردست من‌اند. حالا که شما هم نقاش شده‌اید از اتباع من محسوب می‌شوید. چگونه می‌توانید به من بی‌اعتنایی بکنید.۲۳

دوستعلی خان معیرالممالک نیز تحت عنوان عادات ناصرالدین شاه، راجع به نقاشیهای وی مطالبی نقل می‌کند که ذیلاً در چند پاراگراف ارائه می‌گردد:

«شاه به نقاشی رغبتی بسزا داشت و نقش پردازان را تشویق مینمود خود نیز دارای قلمی محکم و شیرین بود شبیه سازی را بامداد سیاه قلم نیک از عهده بر می‌آمد.۲۴. …. روزی شاه در دیوانخانه تفرج مینمود و کمال الملک معروف که بدستور او بعضی پرده می ساخت در گوشه‌ای اشتغال به نقاشی داشت، شاه نزد او آمده به تماشا ایستاد و چون پرده کوچک ساده‌ای آماده کار در کنار بساط وی دید هوس نمود که استعداد خویش را بیاموزد و در دم قلم بدست گرفته در ظرف یک ساعت دورنمائی فکری از کوه و نهر آب و تک درختی بپرداخت که برای تفنن سلطان در اندک زمانی خوب بود. پر

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.