پاورپوینت کامل بزرگمهر و ترجمه متون فلسفی ۴۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بزرگمهر و ترجمه متون فلسفی ۴۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بزرگمهر و ترجمه متون فلسفی ۴۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بزرگمهر و ترجمه متون فلسفی ۴۸ اسلاید در PowerPoint :
به نظر میرسد بزرگمهر در کسب معرفت یقینی به مشرب اصالت ایمان(Fideisem) متمایل است. به طور کلی «فیدئیزم» نویدبخش این معناست که اگر عقل قادر به نجات ما نیست، نباید ناآرام بود و مأیوس شد؛ زیرا نور عرفان و پرتو ایمان هنوز باقی است. این نوع شکاکیت که با سستی نیروی عقل ملازم است، پایههای اندیشههای محض فلسفی را سست میگرداند و آدمی را به قلمرو نوعی مابعدالطبیعه رهنمون میدارد.
به نظر میرسد بزرگمهر در کسب معرفت یقینی به مشرب اصالت ایمان(
Fideisem
) متمایل است. به طور کلی «فیدئیزم» نویدبخش این معناست که اگر عقل قادر به نجات ما نیست، نباید ناآرام بود و مأیوس شد؛ زیرا نور عرفان و پرتو ایمان هنوز باقی است. این نوع شکاکیت که با سستی نیروی عقل ملازم است، پایههای اندیشههای محض فلسفی را سست میگرداند و آدمی را به قلمرو نوعی مابعدالطبیعه رهنمون میدارد.
بزرگمهر هرچند به آرای مکتب فلسفه تحلیل منطقی یا مشرب نئوپوزیتیویسم و بهویژه منطق ریاضی و علائمی جدید که ابزار کار آنها در تحقیقات فلسفی است، ابراز تمایل میکند،
«اما شکاکیت فطریاش مانع از آن بود که اصول و مبادی این مکتب را بالتمامه قبول نماید.»۲۴خاصه بر این اعتقاد بود که با کنار گذاشتن مابعدالطبیعه مبانی علم متزلزل میشود و از اعتبار میافتد: «اگر بخواهیم علم را حفظ نماییم، میبینیم که فلسفه اولی نیز بیسروصدا و آهسته از گوشهای به درون میخیزد.»۲۵حتی در نقد فلسفه تحلیلی بر این باور است که «فلسفه جدید به جای سعی در حل مسائل فلسفی، اصلا وجود آنها را منکر شده و خود را راحت کرده است. این وضع خیلی به وضع مهرههای سفید و سیاه شعبدهبازان شباهت دارد که درست در همان وقتی که بینندگان درباره رنگ و تعداد آنها اختلاف پیدا میکنند، استاد حقهباز مهرهها را غیب میکند و تماشاچیان را از زحمت تشخیص آنها خلاص میسازد».۲۶
طرفه اینکه اگرچه مطالعات و نوشتههای او بیشتر حول موضوعات فلسفی دور میزد و عقلش گرد مسایل نظری میگشت، اما با کمال تعجب ارادت چندانی به فلسفه نداشت. حتی سعی فیلسوفان را در ارائه یک الهیات استدلالی فاقد اساس و پایه درست میشمرد. حتی بالاتر، همچون غزالی در «تهافت الفلاسفه» اختلاف فلسفی فیلسوفان را، خود دلیلی آشکار بر بطلان اندیشههای آنان میدانست و به گونهای آنان را یکپارچه فسانه میپنداشت. او کتاب «فلسفه چیست» خود را با کلام غزالی آغاز میکند که اختلاف حکما دلیل بر نادرستی اندیشههای آنان است: «اختلاف بین فلاسفه خود بهترین دلیل است بر اینکه نظر هیچ کدام در مسائل اصلی فلسفه قطعی و صحیح نبوده و به قول خیام هر کس فسانهای گفته و در خواب شده است.»۲۷
و ایضاً در همین کتاب است که مشرب تجربی و علمی را بر مشرب عقلی و نظری محض ترجیح میدهد و «نسبت به کلیه نظامات فلسفی که میخواهند کائنات را به قول هگل توجیه عقلی یا منطقی کنند و به حسن و قبح عقلی در اخلاق قائلند، به نظر شک و بدبینی» مینگرد؛۲۸اما از آنجا که ماندن در شک را مانع از راحت زیستن میبیند و در شک زیستن را اول مشکلات میداند، از جهت دیگری خود را تابع حکمای اسلامی اشعری و کانت به شمار میآورد. درست از همین زاویه است که در هواداری از عقاید اشعری سنگ تمام گذاشته و آنان را طلایهداران فلسفه نقدی و تجربی جدید میداند. این موضوع از موضوعات قابل تأمل و درخور پژوهش در اندیشه نظری بزرگمهر به شمار میآید.
نثر بزرگمهر
بزرگمهر در نوشتن، سبک ویژهای داشت که به زعم عدهای، بعضاً درخور و مناسب نبود. «سبک نگارشش گاه به گاه محل بحث و ایراد بود.»۲۹هرچند غالباً نثری نسبتاً پخته، ساخته و روان را در اختیار مخاطب مینهاد، اما واژگان مغلق و ناچسب و تعابیر مهجور و ناخوشآهنگ در نثر فلسفیاش کم نبود؛ به طوری که در پارهای موارد خوش نمینشست و به گونهای از تعقیدهای بیمورد و تکلفهای بیهوده خبر میداد؛ آنهم در شرایطی که با نثری اینچنینی و به تعبیری کهنهگرا، ترجمه فلسفههای مدرن را شیوه کاری خود قرار داده بود و با اصطلاحات فلسفه سنتی به تبیین اندیشههای فیلسوفان غرب رفته بود. به اعتقاد آشوری «این گمان که فلسفهِ مدرن را میتوان بر پایهِ سبکِ زبانی و اصطلاحاتِ فلسفه قدیم ترجمه کرد، بسیار خطاست.»۳۰ درست از همین زاویه بود که نثر را در جاهایی ضعیف و ناپخته و پارهای از مخاطبان معمولی آثار خود را در فهم مطالب فلسفی مدرن قدری دچار مشکل میکرد. عبارت زیر برگرفته از کتاب «فلسفه تحلیل منطقی» که به مکتب پوزیتیویسم منطقی اشاره دارد، خبر از این واقعیت میدهد: «از نظر اینکه مکتب پوزیتیویسم جدید نفی قضایای مابعدالطبیعی را به وسیله اثبات اجوف بودن آنها یعنی به سلب معنی محصل از آنها میکند، آن را پوزیتیویسم منطقی مینامند… وظیفه فلسفه در آتیه بیشتر تحلیل منطقی است تا ایجاد سیستمهای منظم متجانس، و عالم وجود مجموعه متکثر و متشتتالاجزاست نه یک واحد مضبوط و مرتبطالاجزا و بالجمله این فلسفه مولود وضع اجتماعی منقلب و حالت هرج و مرج، روحی است که از زمان جنگ بینالملل بر دنیا حکمفرما بوده است….»۳۱
به زعم عدهای اگر نگوییم نثر او نشانی از کهنهگرایی و عربیزدگی داشت، دستکم در پارهای، امروزی و خوشامد مذاقهای عرفی نبود و سلاست و روانی نثرهای امروزی را نداشت. در نثرش کمابیش واژگان مهجور و غریب نیز دیده میشد؛ از آن جمله است استفاده از واژگان غریبی چون: مواسات و مواخات (به جای یاری و برادری)، قضیتین کلیتین (به جای دو قضیه کلی)، ابقطاطوس (به جای اپیکتتوس)، کعبتین نرد (به جای تاسهای نرد)، الوان و اصوات و روائح (به جای رنگها و بانگها و بویها)، علم انبائی (به جای دانش پیشبینی)، سواد اعظم ناس (به جای توده مردم)،۳۲ تجربه مستشعره یا استشعاری (به جای تجربه خودآگاهانه)، شک طریقی و آلتی (به جای شک روشی و دستوری)، اصالت واقعیان (به جای واقعگرایان یا رئالیستها)، اجوف (به جای میان تهی یا توخالی) و…
طرفه اینکه به کارگیری این نوع واژگان آنهم از سوی درسخوانده غرب و شاغل در صنعت نفت که تماماً انگلیسی است و استفاده از واژگان بیگانه در آن متداول است و بعضاً پرنسیپ به شمار میآید، اگر نه جای پرسش، که جای تأمل بسیار دارد؛ اما باید در نظر داشت که نثر بزرگمهر متأثر از دوره زندگانی اوست. نثر آن دوره اینچنین اقتضا میکرد و افرادش با همین مصطلحات و واژگان آموزش دیده بودند. مضافاً که در بخشی از تحصیلات خود، آموخته علوم قدیمه بود و ادبیات عرب را بهخوبی میدانست. آشنایی با زبان عربی و ادبیات کهن فارسی، در نثر وی مانند بسیاری از نویسندگان بیتأثیر نبود. نیز فقدان واژگانی زبان فارسی در آن دوران، دستکم در اصطلاحات و واژگان فلسفی، و نیز واکنش در برابر فرنگیمآبیها و نوخواهیهای کاذب متجددان ادبی در ظهور این امر بیسبب نبود. او پیوسته از نثرهای بیمزه و فرنگیمآب بعضی کتابها که اشخاص کمسواد برای مردم بیسوادتر از خود مینویسند، ابراز بیزاری میکرد و تاب تحمل چنین نثرهایی را نداشت. اینها همه او را به استفاده از چنین نثری وامیداشت تا جایی که در بکارگیری این نثر ابایی هم نداشت. گاه گویی در به کارگیری این واژگان نوعی تعمد هم داشت؛ «واژههای عربی را دوست میداشت و گاهی البته افراط میکرد».۳۳ به طوری که اگر آن را به کار نمیبرد، به گفته خود نشان از بیگانه بودن با اصطلاحات فلسفی داشت؛ چراکه اقتضای ه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 