پاورپوینت کامل نوینگرایی در شعر حافظ ۴۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل نوینگرایی در شعر حافظ ۴۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نوینگرایی در شعر حافظ ۴۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل نوینگرایی در شعر حافظ ۴۱ اسلاید در PowerPoint :
نگاه حافظ به اخلاق و انسان
اگر اولویت دادن به انسان را از پایههای اصلی نوینگرایی بدانیم، این اصل را در نگاه حافظ به انسان، فارغ از هر نوع درجه بندی و ارزشداوری، نیز به روشنی خواهیم دید. در بعضی از این ابیات نیز حافظ اشارات روشنی به رواداری، آزادی بیان و برابری انسانها دارد که همه این مفاهیم، انسانگرایانه و از ارزشهای نوینگرایانه (مدرنیستی) است.
نگاه حافظ به اخلاق و انسان
اگر اولویت دادن به انسان را از پایههای اصلی نوینگرایی بدانیم، این اصل را در نگاه حافظ به انسان، فارغ از هر نوع درجه بندی و ارزشداوری، نیز به روشنی خواهیم دید. در بعضی از این ابیات نیز حافظ اشارات روشنی به رواداری، آزادی بیان و برابری انسانها دارد که همه این مفاهیم، انسانگرایانه و از ارزشهای نوینگرایانه (مدرنیستی) است.
ـ مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن
که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست
ـ حافظا، می خور و رندی کن خوش باش، ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
ـ فرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم
ور بگویند: ره این است، بگوییم رواست
ـ دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ
که رستگاری جاوید در کمآزاری است
ـ عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزهسرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
علاوه بر این، نگاه حافظ به انسان همراه با درک وپذیرش طبیعت او و همرا با اخلاق حداقلی و واقع بینانه است. تکیه او توجه به ایراد و اصلاح خویش است و انسان را از دخالت و نظارت بر احوال دیگران منع و به عملکرد خود متوجه میسازد: عیب رندان مکن ای زاهد…
ـ من اگر نیکم و گر بد، تو برو خود را باش
هر کسی آن درَود عاقبت کار که کشت
ـ آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است:
با دوستان مروّت، با دشمنان مدارا
ـ هر که خواهد، گو بیا و هر چه خواهد، گو بگو
کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست
ـ زاهد، ایمن مشو از بازی غیرت، زنهار
که ره از صومعه تا دیر مغان این همه نیست
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشقست چه مسجد چه کنشت
نگاه حافظ به جبر و اختیار
از سرفصلهایی که میتوان برای سنجه کردن نسبت حافظ با نوینگرایی (مدرنیته) مورد توجه قرار داد «گفتمان جبر و اختیار» است. در دنیای سنت با نگاه جبری و قضا و قدری مواجه هستیم و در دنیای مدرن با نگاهی که مایل به اختیار است. در دنیای سنت، امید از مسیر قضا و قدر حاصل میشود و در دنیای مدرن از مسیر به کار گیری ِعقل، خلاقیت، تلاش و مسئولیت. اشعریان و البته عرفا که بیشتر آنها نیز اشعری مذهب بودهاند،هر اختیار و ارادهای را برای خداوند قائل هستند و برای انسان اختیار و قدرتی نمیبینند، بر خلاف معتزله که قائل به اختیار تام یا تفویض بودند.
با پذیرش اینکه حافظ اشعری مذهب بوده ،انتظار میرود که جبر گرایی تام در اندیش
i
حافظ باشد ولی ابیات حاکی از جبر و ابیات حاکی از اختیار در دیوان حافظ تقریباً برابرند (حافظنامه، استاد بهاءالدین خرمشاهی، ج۲، ص۱۰۴۹). میتوان گفت حافظ اشعری مذهبی است که اشعریگری اعتدالی دارد و نگاه او به عناصری از اندیشههای کلامی«اعتزالی ـ شیعی» آمیخته است. در زیر نمونه هایی از اشعاری که اشاره صریح به جبر دارند را ذکر میکنیم و پس از آن اشعاری که اشار
i
روشن به اختیار دارند.
ـ در کوی نیکنامیما را گذر ندادند
گر تو نمیپسندی تغییر کن قضا را
ـ برو ای زاهد و بر درد کشان خرده مگیر
که جز این تحفه ندادند به ما روز الست
ـ مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند
هر آن قسمت که آنجا رفت از آن افزون نخواهد شد
ـ بارها گفتهام و بار دگر میگویم
که: من دلشده، این ره نه به خود میپویم
در پس آیینه طوطیصفتم داشتهاند
آنچه استاد ازل گفت بگو، میگویم
من اگر خارم و گر گل، چمنآرایی هست
که از آن دست که او میکشدم میرویم
ـ گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ
تو در طریق ادب باش، گو: گناه من است
ـ می خور که عاشقی نه به کسب است و اختیار
این موهبت رسید ز میراث فطرتم
عیبم مکن به رندی و بدنامی ای حکیم
کاین بود سرنوشت ز دیوان قسمتم
ـ آنچه سعی است، من اندر طلبت بنمایم
اینقدر هست که تغییر قضا نتوان کرد
ـ نیست امید صلاحی ز فساد حافظ
چون که تقدیر چنین است، چه تدبیر کنم؟
ـ چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند
گر اندکی نه به وفق رضاست، خرده مگیر
ـ جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
در کار گلاب و گل حکم ازلی این شد
کاین شاهد بازاری و آن پردهنشین باشد
ـ برو ای ناصح و بر دُردکشان خرده مگیر
کارفرمای قدر میکند این، من چه کنم؟
ـ در دایره قسمت، ما نقطه تسلیمیم
لطف آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرمایی
ـ فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
ـ نقش مستوری و مستی نه به دست من و توست
آنچه سلطان ازل گفت بکن، آن کردم
ـ کنون به آب میلعل خرقه میشویم
نصیبه ازل از خود نمیتوان انداخت
ـ در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم
کاینچنین رفتهست در عهد ازل تقدیر ما
ـ بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی:
خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی
ـ رضا به داده بده، وز جبین گره بگشای
که بر من و تو در اختیار نگشادهست
ـ مکن به نامهسیاهی ملامت من مست
که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت؟
ـ من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم
اینم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد
ـ حافظ، مکن ملامت رندان که در ازل
ما را خدا ز زهدِ ریا بینیاز کرد
ـ در طریقت هر چه پیش سالک آید، خیر اوست
در صراط مستقیم ای دل، کسی گمراه نیست
ـ گفتم: این جام جهانبین به تو کی داد حکیم؟
گفت: آن روز که این گنبد مینا میکرد
ـ برو ای زاهد و بر دُردکشان خرده مگیر
که ندادند به جز این تحفه به ما رور الست
آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم
اگر از خمر بهشت است وگر باده مست
قبل از پرداختن به اختیار، شاید ذکر این نکته خالی از فایده نباشد که توجه حافظ را به تقدیرگرایی و جبر گرایی شاید بتوان از سر آرامش دادن به انسان و دعوت او به گذران امور بدون تحمل فشار مازاد از زندگی دانست؛ چرا که حافظ از سوی دیگر با
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 