پاورپوینت کامل به یاد ستوده، ایرانشناس برجسته ۵۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل به یاد ستوده، ایرانشناس برجسته ۵۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل به یاد ستوده، ایرانشناس برجسته ۵۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل به یاد ستوده، ایرانشناس برجسته ۵۰ اسلاید در PowerPoint :
روز ۲۹ فروردین به مناسبت درگذشت مرحوم منوچهر ستوده که ۲۰ فروردین درگذشت، مراسمی توسط گروه تاریخ دانشگاه تهران برگزار شد. این یادداشت را برای عرضه در آنجا نوشتم که البته جز چند جمله آن ارائه نشد. صد البته که چیز مهمی هم نیست، هرچند خود آن مرد، مردی دانشی و ارجمند بود و به واسطه کارهای علمی استوار و متنوعش، یاد و نامش همیشه باقی خواهد ماند.
روز ۲۹ فروردین به مناسبت درگذشت مرحوم منوچهر ستوده که ۲۰ فروردین درگذشت، مراسمی توسط گروه تاریخ دانشگاه تهران برگزار شد. این یادداشت را برای عرضه در آنجا نوشتم که البته جز چند جمله آن ارائه نشد. صد البته که چیز مهمی هم نیست، هرچند خود آن مرد، مردی دانشی و ارجمند بود و به واسطه کارهای علمی استوار و متنوعش، یاد و نامش همیشه باقی خواهد ماند.
ما باید مسیر پژوهشیمان را که در حوزه تاریخ و فرهنگ طی کردهایم، بشناسیم. در این مسیر پژوهشگران متعددی قرار گرفتهاند که به حسب نوع کار، جایگاه ویژهای دارند. مقصود از حوزه تاریخ فرهنگ، طبعا و صرفا، تاریخ سیاسی نیست، بلکه پژوهش در باره تمدن اسلامی ـ ایرانی است که جرقههای آغازین آن قبل از صد سال زده شده است.
این مسیر با این افرادی که در آن حرکت میکنند و فعالیت داشته و دارند، مانند هر راه پر رفت و آمد، فراز و نشیبهایی داشته است؛ از راههای مالرو تا راههای ماشینرو و قطار با آدمهایی متفاوت از هر نوع این تشبیه بین راه طولانی ما در امر پژوهش با راه و مسیرهای عادی و جاری، به ما کمک میکند تا بهتر بتوانیم درک کنیم که در امر تمدن، همه چیزمان به همه چیزمان میآید. کیفیت راه، سرعت حرکت در آن و خیلی از مسائل دیگر. مع الاسف فکر میکنم در امر تصادفات هم همین شباهت را داشته باشیم؛ آن هم با داشتن کارهای پژوهشی ناقص و شکننده در این مسیر که درست مانند همان تصادفات و تلفات ناشی در راههای جاری و جغرافیایی است! کم نیستند کسانی که اسم پژوهشگر را یدک میکشند، اما در این مسیر، یا بد رانندگی میکنند، یا ماشین آنها قراضه است، یا راهشان کج و معوج است، یا قوانین را رعایت نمیکنند و… به هر حال، حوزه و مسیر پژوهش ما مانند بخشهای دیگر تمدنی ماست.
حتی نکته دیگری هم وجود دارد که در آن هم این شباهت هست. ما در هر دو مسیر، راه پژوهش و راه رانندگی، روشهای غربی را مثل ماشینهای غربی گرفته و بدون آنکه در غالب اوقات راه و رسم درست استفاده از آنها را بدانیم، تقلید کرده و از آنها بهره برده و میبریم. در واقع یک روش را از دل کار و مسیر پیشرفت و به صورت طبیعی به دست نیاوردهایم. البته افراد و آدمها در این باره متفاوتند؛ گاه بهتر و گاه بدتر. فرنگ رفتهها و نرفتهها، و افرادی که با باوری کاملا متفاوت روش غربی را استفاده میکنند و در عین حال که مرتب به آن بد میگویند، از آن بهره میگیرند. فکر کنید خروجی این قبیل روشها چگونه خواهد بود؟
یک نکته بلکه سؤال دیگر این است که آیا در این مسیر پژوهشی و در ابعاد مختلف آن پیشرفت جدی داشتهایم؟ به طور معمول و در قالب همان تشبیه، سؤال این است که بپرسیم: آیا ما در تولید ماشین و ساختن راه، و بهتر شدن رانندگی و امور دیگر، نسبت به سه دهه یا شش دهه قبل پیشرفت کردهایم؟ به واقع آیا در مسیر پژوهشهای ما در حوزه تاریخ و فرهنگ اسلامی ایرانی، اتفاق قابل توجهی رخ داده است؟
به نظر میرسد صورت کار بهتر شده است؛ اما این که در عمق هم تحول و پیشرفتی صورت گرفته باشد، قدری تردید داریم. به نظر میرسد مانند بخشهای دیگر تمدن، تکنولوژی وارداتی، نداشتن فرهنگ حرکت درست در این مسیر و نتیجه داشتن تلفات بالا همان طور که در مسیرهای رفت و آمد ما هست، مشکل جدی برای ما درست کرده است.
البته این شباهت شاید ما را از امور جدی در امر پژوهش و دشواریهای آن و تفاوتهایی که با یک کار فنی دارد، دور کند. در اینجا ما باید با فلسفه حاکم بر این تحقیقات و آسیبهایی از قبیل ایدئولوژیک کردن پژوهش هم آشنا باشیم که معمولا در این زمینه گرفتار مشکلیم.
شناخت بزرگان پژوهش
هرچه هست، ما باید فراز و نشیب راه طیشده را در امر پژوهش بشناسیم و یکی از اموری که به ما کمک میکند تا شناخت دقیقتری از این مسیر پیشرفت در امر پژوهش در حوزه تاریخ و فرهنگ ایرانی اسلامی داشته باشیم، همین است که بزرگان پژوهش در این مسیر را که یکی از استوانههای آن «منوچهر ستوده» است بشناسیم؛ چهرهای ملی که بیش از آنکه رشد فرنگی داشته باشد، رشد ملی داشت و اصول کارش سنتی و در یک مسیر طبیعی رشد کرده بود.
برای شناخت جایگاه افرادی مانند ستوده، آن هم در مسیر پژوهش در کشورمان باید به این نکته توجه داشته باشیم که ستوده چه نقشی در این مسیر داشته است. یک نکته این است که ستوده در افزودن بر منابع پژوهشی ما نقش مهمی ایفا کرده است. مقصود من از «منابع پژوهشی»، میراثی است که از گذشته داریم و بایـد آن را بشناسیم و بر اساس آنها که روایت از گذشته هستند، تصویر درستی از ایران داشته باشیم.
ما هنوز اسناد و مدارک کافی از گذشته در اختیار نداریم. نه اینکه وجود ندارد، بلکه مقصود از در اختیار نبودن این است که آنچه را که هست، درست نمیشناسیم. تقریبا در بیشتر زمینهها، ما متون گذشته و اسناد و مدارک لازم را از هر نوع، یا منتشر نکردهایم یا درست منتشر نکردهایم.
صد سال پیش که اصلا با تصحیح انتقادی آشنا نبودیم و تنها چند کتاب دم دستی مانند ناسخالتواریخ و فلان تواریخ در اختیار داشتیم، آثار کهن ما بر اثر بیتوجهی یا نابود شده بود و یا اگر بود، در شکل خطی و پراکنده در کتابخانههای بی سر و سامان بد. بخشی از این میراث را غربیها برای ما و به ما معرفی کردند و کسانی در ارتباط با آنها، متوجه ارزش تصحیح انتقادی این آثار شدند. آن وقت روزگاری بود که نه کوچکان که بزرگان ما هم چندان با آن میراث آشنایی نداشتند. اندکی بعد و بهتدریج خودمان راه افتادیم و شروع به بازشناسی آن میراث کردیم. جای ستوده اینجاست و درخشان هم هست.
فهرستنویسی نسخ خطی
باید عرض کنم بخش و قدم اول در ایرانشناسی، شناخت این میراث و نشر آن بود. وقتی که فهرستنویسی نسخ خطی باب شد، وقتی یکی یکی آثار خطی از کتبی که قدیم مشهور بود و سپس به فراموشی سپرده شده بود، شناخته و تصحیح شد، کسانی مانند شیخ آقابزرگ و دانشپژوه و حائری و بسیاری دیگر این میراث را شناساندند. و کسانی مانند ستوده و افشار و غیره و غیره آنها را نشر دادند. تازه ما فهمیدم چه کتابهای مهمی درباره صفویه داریم.
و اما الان هم باید عرض کنم در همین سی سال، باز صدها متن تاریخی کوچک و بزرگ از تاریخ ایران و همان میراث منتشر شده و هزاران برگ سند و متن دیگر باقی مانده است. سؤال این است: الان زمان تحلیل و نگارش تاریخ ایران است یا زمان گردآوری اسناد و نشر درست آنها؟
ما قرنهاست تاریخنگاری داریم، اما منابعمان بسیار محدود بوده است؛ چون کتابهایی که مراجعه میکردهایم، اندک و تصوراتمان از تاریخ بر اساس همان آثار رایج و دم دستی بوده است. اگر به این نکته درست توجه شود، میتوانیم بگوییم ضمن آنکه همیشه به تحلیل و نگارش برای عامه مردم نیازمندیم، اما به دلایل مختلف در قدم اول نیازمند انتشار اسناد و متونی هستیم که بتواند حقایق تاریخی را بر ما آشکار کند. ما در این زمینه ضعیف عمل کردهایم. ادعای ما این است که اگر بر اساس چاپشدههای فعلی بخواهیم تاریخ ایران را بنویسیم، نمیتوانیم تصویر درستی از تاریخ و تمدن اسلامی ایرانی ارائه دهیم.
در واقع تا وقتی که چاپ انتقادی شروع نشده بود، به جز حبیبالسیر و ناسخالتواریخ، هیچ کتابی در اختیار نداشتیم. حرکت فهرستنگاری و تصحیح که آغاز شد، تازه متوجه شدیم که متن یعنی چه، نسخ خطی به چه کار میآید، چرا فرنگی دنبال آن است و ما دنبال
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 