پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی ابن‌سینا ۱۱۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی ابن‌سینا ۱۱۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی ابن‌سینا ۱۱۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی ابن‌سینا ۱۱۵ اسلاید در PowerPoint :

اطلاع و آگاهی از اندیشه سیاسی و دستاوردهای فکری اندیشمندان جهان اسلامی در زمینه سیاست، نه تنها برای دانشمندان و فلاسفه سیاسی و پژوهشگران عرصه سیاست لازم که حتی برای دولتمردان و سیاستمداران هر جامعه و واحد سیاسی نیز ضروری است. ابن‌سینا از ستون‌های نظری و فکری این مرز و بوم محسوب می‌شود و شناخت اندیشه سیاسی او ما را در نائل شدن به بینش و مختصات فرهنگی میهنمان کامیاب‌تر می‌سازد. عمده آثار شیخ الرئیس در زمینه فلسفه، منطق و طب است و در زمینه اندیشه سیاسی آثار مستقل چندانی از این بزرگِ عالم اندیشه در دسترس نیست.

اطلاع و آگاهی از اندیشه سیاسی و دستاوردهای فکری اندیشمندان جهان اسلامی در زمینه سیاست، نه تنها برای دانشمندان و فلاسفه سیاسی و پژوهشگران عرصه سیاست لازم که حتی برای دولتمردان و سیاستمداران هر جامعه و واحد سیاسی نیز ضروری است. ابن‌سینا از ستون‌های نظری و فکری این مرز و بوم محسوب می‌شود و شناخت اندیشه سیاسی او ما را در نائل شدن به بینش و مختصات فرهنگی میهنمان کامیاب‌تر می‌سازد. عمده آثار شیخ الرئیس در زمینه فلسفه، منطق و طب است و در زمینه اندیشه سیاسی آثار مستقل چندانی از این بزرگِ عالم اندیشه در دسترس نیست. ردّپای نگاه سیاسی فارابی بر آثار ابن‌سینا مشهود است. اما ابن‌سینا رسایلی نیز در باب حکمت عملی و سیاست دارد که از میان آنها می‌توان به مواردی چون: ۱- رساله فی السیاسه ۲- اثباه النبوه ۳- چگونگی جمع آوری خراج و تنظیم لشگر و نگهداری غلامان ۴- تدبیر منزل العسگر ۵- ظفرنامه ۶- النجاه من الغرق فی البحر الضلالات و ۷- رساله در عدل پادشاهی اشاره کرد. مقاله پیش رو ترجمه‌ای است از کتاب

Political Thought In Medieval Islam

نوشته

Erwin I.J.Rosenthal

که در آن به مبانی اصلی اندیشه سیاسی ابن‌سینا پرداخته می‌شود.

قانون و قانونگذار دارای بیشترین اهمیت در زندگی سیاسی هستند. فارابی این موضوع را در رابطه با پیامبری و فلسفه که دو شرط لازم و اولیه حاکمیت هستند، آورده است. پیش از این زمان، معتزله بر ضرورت وحی مُنزَل الهی به منظور پاسداشت مصلحت امور مسلمین پافشاری کرده بودند.

فلاسفه [اسلامی] بر ضرورت سیاسی و اهمیت قانون الهی پافشاری می‌کردند. غزّالی به فلاسفه تحت این عنوان که ملحد هستند حمله می‌کرد زیرا از نظر او فلاسفه وحی را به فیضان و صدور تقلیل داده بودند. عقل فعّال یا روح مقدّس، ذهن انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و قوّه تخیل و استعداد ذهنی او را جهت دریافت وحی در قالب قانون متأثر می‌سازد. این توصیف فارابی است. همچنین نظر ابن‌سینا و اخوان الصفا نیز همین هست.

ابن‌سینا که در غرب به اَوِسینا (

Avicenna

) معروف است، نوشته سیاسی خاصی از خود ارائه نکرده است. او به سعادت انسانی و کمال توجه کرده یعنی بالاترین مرحله‌ای که شامل تأمّل در خداوند و یا حقیقت است و در پیوند باطنی با او قرار دارد. در این مقاله، انسان به عنوان یک موجود سیاسی و شهروند مورد توجّه قرار گرفته است. این مسئله به فلسفه ابن‌سینا جهت سیاسی مشخّصی می‌بخشد و بنابراین بیانات سیاسی ابن‌سینا را در نوشته‌های فلسفی اصلی او می‌یابیم که فلسفه شرقی نامیده می‌شود. ابن‌سینا در اقسام العلوم بین سه علم عملی تفکیک قایل می‌شود:

اخلاق، مانند آن چیزی که ارسطو در اخلاق نیکو ماخوس خود بیان می‌کند؛ اقتصاد، مانند آن چیزی که بریسون در ارتباط با نگهداری منزل و مدیریت آن توضیح داده است؛ و سیاست، مانند آن چیزی که توسط افلاطون و ارسطو توضیح داده شده است. او در کتاب السیاست خود به اخلاق و اقتصاد پرداخته است؛ ’تدبیر منزل‘ او شامل تبحر در مدیریت بر خانواده، زن، فرزندان و خدمتکاران می‌شود.

خلاصه‌ای از سیاست او نشان می‌دهد که ابن‌سینا علاقه مند به همه جوانب کتاب جمهوری افلاطون بوده که شامل انتقال از یک حکومت به حکومت دیگر است، همان گونه که ابن رشد در شرح خود به آن پرداخته است. به علاوه او بین حکومت سکولار که موضوع “جمهوری” و “سیاست ارسطو” می‌باشد و نوع دیگر سیاست که مرتبط با وحی و شریعت که موضوع “قوانین” افلاطون است، تمایز قایل می‌شود. او مانند فارابی حالت آرمانی اسلام را با حالت آرمانی فیلسوفِ شاهی افلاطون مرتبط می‌کند. ابن‌سینا در آخرین بخش از کتاب مربوط به نبوّت (اثبات النبوّت) برای پیامبر دو وظیفه را یادآوری می‌کند و اختصاص می‌دهد:

“او می‌باید در جهان مادی از طریق حکومت سیاسی نظم را برقرار کند و همچنین می‌باید جهان معنوی و روحی را به وسیله ابزار فلسفی خوب و منظّم گرداند.” در تبیین روانشناسانه از نبوّت در بخشی به پیروی از فارابی می‌گوید: دارا بودن آن [نبوّت]، استعدادی متعالی از کیفیات انسانی است. چراکه برآمده از روح مقدّس است. پیامبر می‌تواند معجزاتی انجام دهد و قادر به درک بی واسطه است و این مسئله را نمی‌توان به وسیله آموزش از فیلسوفان آموخت که به شناخت جهان قابل فهم به وسیله مفاهیم و ابزار اثبات و قیاس قایل هستند. بنابراین پیامبران به مرحله‌ای بالاتر از فلاسفه دست پیدا کرده اند و آماده هستند تا جهان خداوند و فرشتگان او را مشاهده کنند. به نظر می‌رسد که این نظر در برابر فارابی قرار گرفته است که حصول نبوت را در فلسفه خود با مطالعه و تمرین و استفاده از استدلال، میسر می‌داند.

اگر ما تعریف نبوّت را از نظر روانشناسی به همراه توصیف او [ابن‌سینا] از مراحل گوناگون مسیر سعادت که در کتاب اشارات و تنبیهات آمده است تکمیل کنیم، خواهیم دید که او تا چه اندازه از فارابی فراتر است. ابن‌سینا بین سه نوع از جویندگان خداوند یا حقیقت تمایز قایل شده است. دسته اول زاهد یا زاهد صوفی است، دسته دوم عابد است که خداوند را به وسیله ابزاری مانند نماز و مناسک عبادت می‌کند و دسته سوم و بالاترین آنها عارف است که خداوند را می‌شناسد و همه هستی و توان خود را تسلیم پادشاهی خداوند می‌کند. او با غلبه بر احساسات مختلف، ذهن خود را برای الهام خداوندی آماده می‌کند. هر سه دسته می‌توانند از طریق زندگی خود به خداوند و حقیقت دسترسی پیدا کنند به شرط آنکه از زندگی خود محافظت معنوی بنمایند. این مسئله فقط در جامعه ممکن است، جایی که انسان‌ها به یکدیگر کمک می‌کنند تا ضروریات و حوائج زندگی را کسب کنند. شبیه به همین نظر در متافیزیک او مطرح شده است. قوانین چنین جامعه‌ای از قوانین خاص (وضع شده توسط انسان ها) و قوانین عمومی و فراگیر تشکیل شده است که قوانین عمومی و فراگیر از معنویات انسانی محافظت به عمل می‌آورند. چنین قانونی فراگیر و الهی است (شریعت) که وحی خداوند به سوی پیامبر قانونگذار است. او باید به توده‌های مردم یگانگی و وحدانیت خداوند را آموزش داده و پاداش روز آخرت را بشارت دهد، چرا که توده‌ها فقط به وسیله وعده پاداش و ترس از تنبیه، از فرامین خداوند اطاعت خواهند کرد. آنهایی که از قوانین او پیروی می‌کنند از پاداش خداوند در این دنیا و دنیای دیگر مطمئن خواهند بود. شوق و طلب صادقانه عارف به سوی خداوند تا آنجاست که سر انجام به دریافت الهامی از طرف خداوند نایل شود. (ابن‌سینا وجود و جوهر خداوند را یکی می‌داند یعنی هستی ضروری) خداوند انسان را آفرید و دوست دارد انسانیت پایدار بماند و بنابراین قوانین خود را از طریق پیامبرش فرستاده است.

می دانیم که ابن خلدون این ادّعا را رد کرده است که نبوّت برای انسان‌ها و وجود آن برای مشارکت سیاسی لازم است. او در کار خود فقط بخشی را اختصاص به نبوّت داده است، مانند ابن‌سینا که آن را با عنوان فی اثبات نبوّت آورده است. به نحو شایسته‌ای ابن‌سینا از این ادّعا در اقسام العلوم حمایت می‌کند که قبلاً به آن اشاره شد. این بخش آن قدر مهّم است که به طور کامل نقل شود. او بعد از اینکه قوانین را بیان می‌کند ادامه می‌دهد که:

“فلاسفه معنایی را که از قوانین (ناموس) مستفاد می‌کنند، آن چیزی نیست که توده‌ها و افراد فکر می‌کنند، یعنی حیله و نیرنگ نیست، بلکه نسبتاً این یک سنّت، امر ثابت، الگوی معین و وحی فرستاده شده است (از آسمان). همچنین عرب‌ها فرشته‌ای که وحی را به پایین می‌آورد، قانون (ناموس) می‌نامند. از طریق این بخش از فلسفه عملی به وجود پیامبر (به عنوان یک امر ضروری) پی می‌بریم و اینکه نسل بشر به شریعت برای بقا، حفظ و زندگی بهتر نیازمند است.”

او در ادامه یادآور می‌شود که چنین قانونی برای هر ملت و هر زمانی متفاوت است و با این جمله بحث خود را به اتمام می‌رساند که :”از این طریق ما تفاوت بین نبوت الهی و همه ادعّاهای دروغین نسبت داده شده به آن را می‌فهمیم.”

بنابراین وی تأیید می‌نماید که نبوت ضرورت دارد و اینکه علم سیاست، به عنوان بخشی از فلسفه عملی، به وسیله خصیصه فوق العاده و ممتاز خود، ریشه الهی و حقیقت آن را آموزش می‌دهد. هر سه بخش فلسفه عملی (اخلاق، اقتصاد و به خصوص سیاست) برای ضمانت خوشبختی انسان در این دنیا و دنیای دیگر ضروری است.

واضح است که مقام پیامبر بالاتر از عارف است، هرچند او فضیلت عارف را از سرشت او به حساب می‌آورد و این سرشت و طبیعت مستعّد و شایسته دریافت وحی الهی در شکل قانون است که کمال و سعادت را تضمین می‌کند. عرفان عقلانی شهودی از اعتقادی که از راه انتخاب وحی جهت تأمین خیر و سعادت بشر در سازمان سیاسی و رستگاری او در جهان پس از مرگ صورت می‌گیرد متفاوت است. ابن‌سینا با فارابی در نسبت دادن وظیفه اساسی و اصلی پیامبران برای اتخاذ قانون الهی به منظور هدایت، حفاظت و نجات و رستگاری انسان‌ها موافق است. در عین حال او مقام پیامبر را به این خاطر که پیامبر دارای درک مستقیم نسبت به شهود عارف است، برتر از عارف می‌داند چرا که عارف جسمانیت خود را مورد بی توجهی کامل قرار می‌دهد. لازم به ذکر است که ابن خلدون از کتاب اشارات و تنبیهات او به شدت متاثر است، مگر اینکه او و ابن‌سینا از منبع قدیمی‌تری کمک گرفته باشند.

ابن‌سینا به وضوح اهمیت سیاسی نبوت را اثبات می‌کند. با توجه به این موضوع،ضروری است پیامبر از عقاید کاذب جلوگیری کند ولی ابن‌سینا پیامبر را فیلسوف- شاه، امام و قانونگذار اول نمی‌داند آن طور که فارابی عمل کرده بود و شاید این موضوع ناشی از تمایلات صوفیانه وی بوده باشد. او در مقاله اش با عنوان نبوّت، به قوانین افلاطون ارجاع می‌دهد و برای افلاطون اعتبار قائل می‌شود با این فرض که فقط اوست که به تمثیلات و رمزهای پیامبران توجّه می‌کند و مقصود درونی آنان را در می‌یابد و وارد حکومت الهی می‌شود. پیامبرانی که مورد نظر ابن‌سینا هستند مانند محمد [ص] نیستند و بلکه منظور او از پیامبران، پیامبران یونانی مانند فیثاغورث، سقراط و افلاطون هستند که رموزشان را در کتاب هایشان در قالب تمثیل بیان می‌کنند. ابن‌سینا ،محمد [ص] را به عنوان فردی متمایز از دیگران در نظر می‌گیرد.

فلسفه شرقی متمرکز بر اشراق، نور و افلاطون است و به عنوان هسته اصلی اشراقیون پذیرفته شده است. برجسته ترین چهره فلسفه اشراق در اسلام، سهروردی است که فلسفه عرفانی او بیرون از اندیشه ی سیاسی قرار می‌گیرد. کافی است به تحلیل هانری کربن در کتب فلسفی اش مانند “متافیزیک و تمثیل سهروردی” مراجعه کنیم که این تحلیل را به ابن‌سینا مرتبط دانسته و حمله سهروردی به ابن‌سینا را مورد توجه قرار می‌دهد که او را یک استاد کاملاً نالایق برای اشراق توصیف کرده بود. گفته‌های ابن‌سینا درباره پیامبران یونانی نه تنها راجع به منابع مربوط به نو افلاطونی‌ها و نو فیثاغورثی‌ها به کار می‌رود، بلکه برای زرتشتی ها، مانوی‌ها و نوشته‌های رمزی نیز به کار می‌رود، درست مانند متون آگنوستیک اسلامی. در نظریه سهروردی بیگانه‌ها و اجنبی‌ها می‌توانند در داخل کشور حضور داشته باشند. در حالی که فارابی خواهان تبعید آنان از وطن بود.

حال ما می‌توانیم بفهمیم که چرا فلسفه عملی (اخلاق، اقتصاد و سیاست) شامل متافیزیک ابن‌سینا هم می‌شود. علت این است که نبوت به تنهایی قانونی برای جامعه در حالت آرمانی فراهم می‌کند. نبوت و شریعت نه تنها قابل جدا شدن نیستند بلکه بشریت را نیز محافظت می‌کنند. قانون فرستاده شده از طرف خداوند هم شامل حقیقت و صدق درباره خدا، جهان او، فرشتگانش، پاداش و تنبیه و جهان پس از مرگ می‌شود. این حقیقت، موضوع مطالعه متافیزیکی است. به علاوه فیلسوف باید در جامعه زندگی کند و فقط جامعه‌ای که سازمان سیاسی آن حالت آرمانی دارد می‌تواند اصول و پایه‌هایی برای حصول کمال و شناخت و عشق خداوند فراهم کند.

خدای مسلمانان از نظر عشق و محبت به خدای افلاطون شبیه نیست. هرچند صفت عدالت در هر دو مشترک است و هر دو جهان را از طریق مشیت خویش اداره می‌کنند. ولی با وجود تفاوت اساسی در مفهوم خدا، غیر قابل انکار است که خدای افلاطون آن طور که در کتاب دهم از قوانین بیان شده، بر ابن‌سینا از لحاظ کیفیات گوناگون و مشیت تأثیر گذاشته است. از نظر او [ابن‌سینا]، سیاست بر اساس نبوّت و شریعت، بنا نشده است. ای. یی. تیلور

(

A. E. Taylor

) در مقدمّه ترجمه انگلیسی قوانین افلاطون آورده است که ’’یک مرد سیاسی صادق باید به طور صحیح درباره غایت چیزها، خداوند، انسان و روابط آنها با یکدیگر فکر کند‘‘. او کتاب دهم را با عنوان ’’بنیان الهیات طبیعی، اولین کوشش در ادبیات جهان جهت توصیف وجود خداوند و دولت اخلاقی از عوامل شناخته شده از نظم مشاهده شده می‌داند‘‘.

افلاطون در کتاب چهارم می‌گوید: ’’خداوند همیشه با روند منظم راه و شیوه خود را عملی می‌کند ‘‘. او می‌گوید سعادت بر اساس عدالت ممکن است و اینکه پیروی کردن از خداوند یعنی اینکه او را دوست داشته باشیم. در کتاب سوم، افلاطون یک جنبه جزئی از پرستش را برای زندگی روزانه اجتماعی سیاسی توضیح می‌دهد. باید مذهب سلاطین، برای کسانی که اقتدار حکومت مجوزّی برای باور داشتن و ایمان آنان خواهد بود، بر اساس شناخت خداوند و واقعیت باشد. طبیعت و ماهیت خداوند و هدفی که او برای ایجاد جهان در ذهن داشته است به وضوح در کتاب دهم بیان شده است: ’’او کسی است که در جهان همه اشیاء را با هدف حفظ و تکامل آنها می‌آفریند… که هدف همه اینها سعادت برای زندگانی همگان است؛ او برای تو ساخته نشده است و بلکه تو برای او آفریده شده ای‘‘.

این دو سنت فکری دارای حوزه‌های فکری مشترک بسیاری میباشند و انسانهای رشد یافته در این دو مکتب میتوانند عناصر فکری مشترکی را از یکدیگر اخذ کنند و با تفکرات خود منطبق نمایند. این مسئله در مورد ’’فارابی‘‘، ’’ابن‌سینا‘‘ و ’’ابن رشد‘‘ وجود دارد.در اندیشه سیاسی فارابی مولفههای اسلامی کمتری وجود دارد. گستره بیشتر ذهن دایره المعارفی ابن‌سینا، گرایش رمز آلود او و شناخت جهانی که او به عنوان یک پزشک به دست آورد به او ترکیب پیچیده‌ای از آموزش سنتّی و شناخت الهیاتی و فلسفی ارائه می‌کند. ابن‌سینا ذهنیت مورد قبول افلاطون را درباره قوانین اینگونه بیان می‌کند که:

’’خداوند در دستانش آغاز، وسط و پایان هر چیزی را دارد و عدالت و انصاف را در حقّ همه ی آنان رعایت می‌کند‘‘.

ابن‌سینا همین مورد را برای قانون و عدالت در زندگی بشر بیان می‌کند. چنین زندگی فقط به وسیله ی کمک دو سویه امکان پذیر است. او در کتاب الاشارات خود می‌گوید:

ضروری است که بین فعالیت‌های تجاری (یا روابط اجتماعی) و عدالت رابطه‌ای وجود داشته باشد یعنی اینکه یک قانون الهی از آنچه که یک قانون نبوی آورده که به عنوان یک وظیفه است، محافظت می‌کند. این قانون از سایر قوانین تشخیص و تمایز داده می‌شود به این صورت که این قانون به اصل و منشاء قوانین دیگر آمده از طرف خداوند اشاره می‌کند. ضروری است که مجازاتی برای اعمال خوب و بد از ناحیه ی قادر و دانای مطلق باشد. همچنین ضروری است که از او که پاداش می‌دهد و قانون الهی خود را ارائه می‌دهد شناختی داشته باشیم. بنابراین برای مسلمانان وظیفه است که او را بپرستند و او را با نماز مجدداً به یاد آورند. بنابراین او همیشه مورد پرستش قرار دارد و بیشترین فایده و سود را در این جهان و جهان بعدی برای بندگانش خواهد داشت. اگر این نقل قول را بپذیریم، روشن است که بین ابن‌سینا و افلاطون و بین قانون خدای افلاطون و قانون الهی خدای ابن‌سینا شباهت و قرابتی وجود دارد. با اینحال، دامنه ی شریعت جهان بعدی را نیز دربرمی گیرد ولی قانون (

Nomos

) افلاطون اینگونه نیست. همان طور که قوانین متفاوت هستند دولت‌ها نیز به گونه‌ای باید باشند که آنها را حفظ کنند. ما می‌دانیم که کلمات می‌توانند معانی متفاوتی داشته باشند اگر به وسیله ی آدم‌های مختلف در متون مختلف به کار گرفته شوند. عبارت افلاطونی “کسب سعادت برای زندگی همه” یک معنا را می‌دهد و ابن‌سینا از ’پاداش بسیار در جهان بعدی‘ معنای دیگری را ارایه می‌دهد و حداقل ما دارای مدرکی نیستیم که او تفسیری از کلمه ی جهان پس از مرگ را ارائه دهد. با اینحال این موضوع به وسیله ی این واقعیت که کارهای افلاطون و ارسطو در دسترس فلاسفه قرار ندارندو بلکه بیشتر کارهای نو افلاطونیان است که مورد تجدید نظر قرار گرفته است، در دسترس آنها بوده است. در میان آنها، فلوطین (

Platinus

)، فورفوریوس (

Porphyry

) و پریکلوس (

Proclus

)، افلاطون را مطابق با نظر ارسطو و بالعکس تطبیق و تنظیم کردند.

به خصوص فلوطین (

Platinus

) و فورفوریوس (

Porphyry

) در چرخشی واضح تفکر افلاطونی را به سمت تک انگاری (مونیسم) مذهبی سوق دادند. تم

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.