پاورپوینت کامل نگاره های انسان پیکره در پیکره از منظر حکمت و عرفان اسلامی ۹۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل نگاره های انسان پیکره در پیکره از منظر حکمت و عرفان اسلامی ۹۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نگاره های انسان پیکره در پیکره از منظر حکمت و عرفان اسلامی ۹۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل نگاره های انسان پیکره در پیکره از منظر حکمت و عرفان اسلامی ۹۸ اسلاید در PowerPoint :
نگارگری ایرانی دارای معانی و مفاهیم زیبا و گاه شگرف و پیچیدهای است که بسیاری از آن تاکنون نامکشوف باقی مانده است. نمونهای از آن دست نیز نگارههای پیکره در پیکره که در سده ۱۰ و ۱۱ه.ق در ایران تصویرگری شدهاند میباشد. نگارههای مذکور دارای پیکرهای اصلی و بزرگ در مرکز ترکیببندی هستند که تمام یا بخشی از آن با پیکرههای کوچکتری که درون آن جای گرفتهاند پر شده است و نگارنده در این نوشتار سعی در تبیین برخی از رموز نهفته در آن سوی این نگارهها دارد.
نگارگری ایرانی دارای معانی و مفاهیم زیبا و گاه شگرف و پیچیدهای است که بسیاری از آن تاکنون نامکشوف باقی مانده است. نمونهای از آن دست نیز نگارههای پیکره در پیکره که در سده ۱۰ و ۱۱ه.ق در ایران تصویرگری شدهاند میباشد. نگارههای مذکور دارای پیکرهای اصلی و بزرگ در مرکز ترکیببندی هستند که تمام یا بخشی از آن با پیکرههای کوچکتری که درون آن جای گرفتهاند پر شده است و نگارنده در این نوشتار سعی در تبیین برخی از رموز نهفته در آن سوی این نگارهها دارد.
نظر به اینکه زبان هنر اسلامی زبانی رمزی و نمادین است که عمدتاً نیز از حکمت و عرفان اسلامی ناشی گشته است و نگارگری نیز به عنوان هنری اسلامی پیوندی قدیمی و ناگسستنی با این منابع دارد – تا آنجا که درک اسرار پنهان در آثار هنر اسلامی بدون توجه به این منابع دشوار و حتی غیرممکن مینماید- لذا طبیعی است که برای بازنمایی این رموز نهفته چراغی از حکمت و عرفان اسلامی در دست گیریم. از این رو نگارنده بر لزوم نگاهی از منظر حکمت و عرفان بر نگارههای مذکور تأکید داشته و بر این باور است که طرح مفاهیمی چون وحدت وجود، انسان کامل، انسان کبیر، فرد دارند حکمت و دانش و آکل و مأکول در مورد نگارههای انسان پیکره در پیکره معقول و منطقی است و در این نوشتار با رجوع به منابع یاد شده و آراء حکما و عرفای مسلمان و با نگرشی تطبیقی، به اثبات این مدعا و تبیین روابط مباحث یادشده با نگارههای مذکور خواهد پرداخت.
مقدمه
در نگاهی به نگارههای مکاتب نقاشی ایرانی با نگارههایی معدود مواجه میگردیم که در دل یکی از پیکرههای اصلی ترکیببندی پیکرههایی کوچکتر جای خوش کردهاند. در واقعنگارگر از یکی از پیکرههای اصلینگاره به عنوان متن و زمینهای جدید برای تصویرگری پیکرههایی کوچکتر بهره برده است.
در تعدادی از این نگارهها پیکرههای کوچکتر به صورت کاملاً فشرده درون پیکره بزرگ جای گرفتهاند و تشخیص روایت نهفته در دل پیکره بزرگتر به سادگی امکانپذیر نمیباشد. نگارههای یادشده که عمدتاً در دوره صفوی و قرون ۱۰ و ۱۱ه.ق تصویرگری شدهاند، در سه دسته کلی نگارههای انسان پیکره در پیکره(تصویر۱)، انسان سوار بر حیوان پیکره در پیکره(تصویر۲) و حیوان پیکره در پیکره(تصویر۳) قابل بررسیاند و چنانچه پیش از این نیز طرح گردید این نوشتار بر دستهای از این نگارهها با عنوان نگارههای انسان پیکره در پیکره(تصویر ۱) معطوف میباشد.
تصویر ۱.انسان پیکره در پیکره، اواخر سده ۱۰
تصویر ۲.انسان سوار بر اسب پیکره در پیکره،
تصویر ۳.شتر پیکره در پیکره، سده ۱۰
موزه لوور، پاریس سده ۱۰، موزه رضاعباسی موزه متروپلیتن
نظریه وحدت وجود
به طور کلی «سه تقریر عمده از وحدت وجود مبتنی است بر:
۱.وحدت انگاری محض و یکسانی خدا و جهان و یا وحدت وجود و موجود. ۲.نایکسانی همراه با نوعی اتحاد که تحت عنوان حلول، اتحاد و نیز وحدت وجود و کثرت موجود از آن تعبیر شده است. ۳.یکسانی در عین نایکسانی یا وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت»(کاکایی،۹۹،۱۳۸۲).
آنچه در نگاهی گذرا به نگارههای پیکره در پیکره پیچیده نیز به خوبی نمایان است حضور وحدت در کثرت و کثرت در وحدت در پیکره اصلی آنها است، لذا در ادامه و در راستای تبیین این مفهوم در نگارههای مذکور، به دیدگاههای چند تن از عرفا و اندیشمندان در اینباره خواهیم پرداخت.
ابن عربی که از واضعان اصلی نظریه وحدت وجود به شمار میرود بر این عقیده است که :«خدا واحد کثیر است یعنی دارای کثرت در وحدت است که همان کثرت اسماء و صفات میباشد و بنا به پارادوکس وحدت خلق و حق این کثیر واحد تجلی همان واحد کثیر است، کثرت آن ناشی از کثرت اسماء و وحدت آن ناشی از ذات او است». او در این باره میگوید: «پس همچنان که برای کثرت، احدیتی است که احدیت کثرت نامیده میشود برای واحد نیز کثرتی است که کثرت واحد نام دارد. پس او واحد کثیر و کثیر واحد است»(خوارزمی، ۶۷۱،۱۳۸۵). وحدت و کثرتی که در این عالم میبینیم تجلی وحدت و کثرتی است که در ساحت ربوبی وجود دارد؛ وحدت ذات و کثرت اسماء و صفات پس بنا به وحدت ظاهر و مظهر به این نتیجه میرسیم که در سرای هستی غیر از یک وجود موجود نیست که در عین حال هم واحد است و هم کثیر»(کاکایی،۱۳۸۲،۴۱۱-۴۰۵).
عبدالکریم گیلانی(الجیلی) عارف قرن ۸ و ۹ ه.ق و از شارحان این نظریه، با ارائه تمثیلی زیبا و روان در باب وحدت وجود مینویسد: «وحدت ظاهر او با کثرت باطن او یکی میگردد و به دیواری میماند که از دور به نظر میرسد، هر چند این دیوار از اجزای گوناگونی چون خشت، گل و جز آنها تشکیل یافته و بنابراین کثیر است؛ با این همه به ناظران به صورت وحدتی نمایان میگردد که وجودی خاص خود دارد و صرفا مجموعهای از اجزای مختلف نیست»(حلبی،۱۳۷۷، ۷۲۷).
در این باره ذکر ابیاتی از گلشن راز اثر شیخ محمود شبستری عارف قرن ۷ و ۸ ه.ق در باب وحدت وجود و پیدایی وحدت از کثرت و کثرت از وحدت نیز مفید به نظر میرسد.
«شد آن وحدت از این کثرت پدیدار
جهان انسان شد و انسان جهانی
یکی را چون شمردی گشت بسیار
از این پاکیزهتر نبود بیانی
دل هر حبهای صد خرمن آمد
«تو آن جمعی که عین وحدت آمد
کسی این راه داند کو گذر کرد
«جهان را دید امری اعتباری
جهان خلق و امر این جا یکی شد
جهانی در دل یک ارزن آمد»
(شبستری،۱۳۸۲، ۲۴-۲۳)
تو آن واحد که عین کثرت آمد
زجزوی سوی کلی یک سفر کرد»
(همان،۳۸)
چو واحد گشته در اعداد ساری
یکی بسیار و بسیاراندکی شد»
(همان،۸)
سخن در باب وحدت وجود در آراء عرفا و متفکران اسلامی بسیار است، اما در این مجال سعی بر آن گردید که به بیان شمایی کلی و قابل قبول در اینباره پرداخته شود تا بتوان به تبیین رابطه آن با نگارههای انسان پیکره در پیکره پرداخت.
آنچه که در بحث وحدت وجود بر آن تأکید گردیده صحبت از واحدی است که کثیر گردیده و کثرتی که دارای وحدت میباشد و این به وضوح همانی است که در نگارههای انسان(و حتی حیوان) پیکره در پیکره نیز با آن مواجهیم؛ پیکره مرد جوان(و یا شتری) که اگرچه به عنوان پیکرهای واحد در مرکز ترکیببندی خودنمایی میکند، اما از طریق پیکرههای کوچکتر دچار کثرت نیز گردیده است. وحدت و کثرتی که به قول چیتیک «به هیچ وجه مطلقی نمیتوان آنها را از یکدیگر متمایز کرد و این که به آن به عنوان وجودی واحد یا متکثر نگاه کنیم بستگی به نقطه نظر ما دارد»(چیتیک،۱۳۸۴، ۶۳۱-۶۳۰).
از دیگر سو اشعار شبستری و یا تمثیل گویای «دیوار» عبدالکریم در مورد وحدت وجود راه را در تببین این مبحث در نگارههای مذکور هموار میسازد. تمثیل یاد شده به روشنی در مورد نگارههای پیکره در پیکره نیز صادق است، در واقع همان گونه که دیوار علی رغم تکثّّر موجود در آن – به دلیل اجزای سازندهاش- از دور واحد به نظر میرسد. در این نگارهها نیز گرچه پیکره اصلی در نمایی نزدیک از پیکرههای متنوعی ساخته شده اما از دور به صورت پیکرهای واحد دیده میشود.
پیکرههای کوچکتر که کثرتشان قابل انکار نیست، یک چیز بیشتر نیستند، «اضداد با هم جمع میشوند و در وجود خدا، وجود جهان و وجود عارف که یک وجود بیشتر نیستند آشتی مینمایند»(کاکایی،۱۳۸۲، ۴۴۱) و گویی این گفتههای ابن عربی را در باب وحدت وجود نجوا میکنند: «گاهی میگویند ما ماایم و او او، دیگر بار میگویند او ما است و ما اواییم و وقتی دیگر میگویند نه ما بهطور خالص مااییم و نه او به طور خالص او است»(همان)؛ و شاید این نگارهها را بتوان پاسخی ملموس و مجسم از سوی نگارگر آن دوره دانست به مسأله دیرینه و پر ماجرای واحد و کثیر که در آن، پرسش اساسی این است که چگونه یک حقیقت میتواند در عین اینکه وحدت خود را حفظ کند، در قالب امور کثیره ظاهر شده و چهرهاش را آشکار سازد.
به هر سو، چه نگارگران نگارههای پیکره در پیکره در هنگام تصویرسازی آنها دچار دغدغه بیان نظریه عرفانی وحدت وجود بودهاند و چه نه، آنچه در پایان مشاهده میکنیم نمونهای جذاب و گیرا است که به روشنی وحدت در کثرت و کثرت در وحدت را نمایانگر است.
جامعیت انسان کامل
در کتب عرفانی در تعریف انسان کامل چنین آمده است: «انسان کامل، انسانی است که جامع همه عالم الهی و کونی از کلی و جزئی است»(حلبی،۵۲۹،۱۳۷۷). بر اساس آموزههای عرفانی و دینی یکی از مهمترین ویژگیهای انسان کامل این است که به دلیل جامعیت و کمالات برتر خلاصه هستی شمرده میشود و فلسفه آفرینش با وجود او قابل درک و تحلیل است. عزیزالدین نسفی از عارفان بزرگ قرن ۷ ه.ق که خود کتابی با نام انسان الکامل را دارا است در این باره مینویسد: «بدان که وی(انسان کامل) را نامهای متعدد است. انسان کامل را شیخ و پیشوا و هادی و مهدی و دانا و بالغ و کامل و مکمل و امام و خلیفه و قطب و صاحب زمان و جام جهان نما و آیینه گیتینما و اکسیر اعظم گویند … انسان کامل همیشه در عالم هست و بیش از یکی نیست»(عزیزالدین نسفی،۱۳۸۲، ۲۷).
عبدالکریم گیلانی نیز درباره انسان کامل در کتابی با همین نام از تمثیلی زیبا بهره میگیرد: «او(انسان کامل)خلیفهای است که خدا در قصه آدم بدان اشاره کرده است. همه اشیاء به سوی او جذب میشوند و فرمان او را گردن میگذارند همچنان که آهن توسط آهن ربا جذب میشود»(حلبی،۷۳۶،۱۳۷۷).
ابن عربی نیز در بخش ارائه تصویر متعالی از انسان کامل او را حاضر موجودات میداند به طوری که ذرهای نیست مگر این که وی او را دارا است. «وی انسان را در دو سطح بررسی میکند، در سطح تکوینی، موضوع انسان است به عنوان یک نوع، انسان در این مرحله کاملترین هستی در میان هستیهای جهان است، زیرا که به صورت خدا است… انسان کامل به این مفهوم عصاره کامل جهان بوده، همان روح کل جهان هستی است. موجودی است برخاسته از او دربرگیرند همه عناصری که در جهان جلوه دارند»(ایزوتسو،۲۳۲،۱۳۷۸).
از دیدگاه ابن عربی در همه جهان تنها انسان کامل است که دارای ویژگی منحصر به فرد “جامعیت” است(همان،۲۴۶). قونوی عارف قرن ۷ ه.ق و شارح ابن عربی در اینباره میگوید: «از نشانههای انسان کامل، امکان تمکّن اجتماع با هر خلقی از مردگان و زندگان است. انسان کامل اگر تمام اشیاء را دائم حاضر داشته باشد هیچ چیزی از او فوت نمیشود، حضور او اقتضای دوام و حفظ نظام آنها را میکند… چنانچه به واسطه حضورش در مرتبه جامعه به حکم ذوق: «کل شیء فیه کل شیء» یعنی در هر چیزی تمام اشیاء هست، عالم حفظ و نظامش ادامه پیدا میکند»(ابن عربی،۱۳۸۴،شصت و پنج).
مولوی دیگر عارف همین قرن در مورد جامعیت انسان کامل نظر مشابهی دارد: «(انسان کامل) صاحب دل کل است چون او را دیده باشی همه را دیدهای که الصید کله فیجوف الغراء، خلقان عالم همه اجزای ویاند و او کل است»(حلبی،۵۹۸،۱۳۷۷).
به عبارتی دیگر «انسان کامل همه چیزهایی که در جهان وجود دارد را در خود به تلفیق جمع آورده… انسان به این مفهوم مختصر جهان بزرگ است. میتوان گفت اشیاء متفرق و کیفیاتی که در سراسر این جهان پهناور پراکنده است در یک کانون تراکم یافتهاند که این کانون همان انسان است .ساختار کل جهان با همه جزئیات پیچیدهاش به صورت مینیاتوری ظریف و واضح در او بازتاب یافته است»(ایزوتسو،۱۳۷۸، ۲۳۹-۲۳۴). در واقع انسان کامل، جان جهان است و کل جهان بدن او به شمار میآید.
به نظر میرسد حال با توضیحاتی که پیش از این رفت بتوان به بیان شباهت نگارههای انسان پیکره در پیکره و جامعیت انسان کامل پرداخت. چنانچه در تصویر ۱ مشاهده میگردد، در این نگاره با پیکرهای در مرکز ترکیببندی مواجهیم که شاید به قول عبدالکریم گیلانی همچون آهن ربایی که آهن را به خود جذب میکند پیکرههای کوچکتر را جذب نموده است، وی حاصر همه پیکرههای کوچکتر است و خلقان عالم همه اجزای وی گردیدهاند و او کل آنها است. پیکره اصلی در مرکز این نگاره تا حدی به گفتهها و تمثیلهایی(نظیر تمثیل عبدالکریم و مولوی) شباهت دارد که به جرأت میتوان گفت به نمونهای گویا در بیان جامعیت انسان کامل بدل گشته است.
تصویر۴. بانوی پیکره در پیکره، سده۱۰، گالری فریر
تصویر۵. جوان پیکره در پیکره، سده ۱۰، موزه لوور
نکته جالب در تصویرگری نگارههای انسان پیکره در پیکره اینجا است که در آنها، پیکره اصلی گاه مرد و گاه نیز زن تصویرگری شده است؛ و این در هماهنگی کامل با یکسان بودن انسانها در نظر خداوند و برتری آنها صرفاً به دلیل برتری اعمالشان و نه به دلیل جنسیت(و یا رنگ و نژاد)خواهد بود.
نظریه «انسان کبیر» و «عالم صغیر»
در جهان اسلام غالب فیلسوفان و عارفان بزرگ به مبحث «انسان کبیر» اشاره داشتهاند و هر یک به شیوهای خاص آن را پروراندهاند. لیکن در تفکر اسلامی منشأ این نظریه را، با بیان صریح، پیش از هر چیز باید در ابیات منسوب به امیر مؤمنان علی علیه السلام جستجو کرد. ایشان در این باره چنین فرمودهاند.
دائـک فیــک و ما تشــعر دوائـک فیـک و مـا تبـعم
أتزعم أنـک جـرم صغــیر وفیک انطوی العالم الأکـبر
(علی علیه السلام،۴۵۶،۱۳۷۹).
اما پس از روایت علی علیه السلام، شاید طرح روشن این مسأله نزد مسلمانان به افکار فلسفی «اخوان الصفا» و باطنیه بازگردد. اخوان که به نوبه خود اهمیت خاصی برای این موضوع قائل بوده و در هر باب از سخن و هر بحثی درباره عالم خلقت به آن اشاره کردهاند، چنین مینویسند: «بدان ای برادر که مقصود حکما از عالم عبارت از افلاک هفتگانه و زمین و جمیع خلایق آن است و آن را انسان کبیر نیز خوانند زیرا آنان مشاهده کردهاند که عالم در تمام افلاک و طبقات و آسمانها و ارکان و امهات و موالید خود یک جسم بیش نیست و همچنین دیدهاند که فقط دارای یک نفس است که قوای آن در جمیع اعضای آن جاری است مانند انسان که یک نفس بیشتر ندارد که سراسر اعضای بدن او را فراگرفته است»(نصر،۱۱۲،۱۳۷۷).
در میان حکمای مسلمان، صدرای شیرازی(که اتفاقاً در دوره تصویرگری بیشتر نگارههای پیکره در پیکره نیز میزیسته) درباره «عالم صغیر» و «انسان کبیر» مطالب فراوانی را در کتابهای خود ذکر کرده و حتی «این مسأله برای او آن قدر اهمیت داشته که وعده نگارش کتاب مستقلی را در این باره داده است»(اکبری،۴۵،۱۳۸۶).
بحث انسان کامل و به تبع آن انسان کبیر از موارد اشتراک حکمت متعالیه صدرالمتألهین با دیدگاه وحدت وجودی ابن عربی است.۱ ملاصدرا «ک
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 