پاورپوینت کامل مکـتب تهران ۱۱۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل مکـتب تهران ۱۱۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مکـتب تهران ۱۱۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل مکـتب تهران ۱۱۷ اسلاید در PowerPoint :
در میانه فروپاشی صفویان تا سربرآوردن قاجارها جامعه ما، دوران رخوت و سستی اجتماعی و خشک اندیشی و واپس گرایی را سپری میکرد ولی در حالی که چراغ های فروزان مکتب فلسفی و عرفانی اصفهان رو به خاموشی میرفت با مهاجرت حکما وعرفای برخاسته از این مکتب به تهران، رفتهرفته پایتخت جدید ایران که دارالخلافهاش مینامیدند به یکی از مراکز مهم تدریس و نشر حکمت و فلسفه و عرفان اسلامی تبدیل میشد.
در میانه فروپاشی صفویان تا سربرآوردن قاجارها جامعه ما، دوران رخوت و سستی اجتماعی و خشک اندیشی و واپس گرایی را سپری میکرد ولی در حالی که چراغ های فروزان مکتب فلسفی و عرفانی اصفهان رو به خاموشی میرفت با مهاجرت حکما وعرفای برخاسته از این مکتب به تهران، رفتهرفته پایتخت جدید ایران که دارالخلافهاش مینامیدند به یکی از مراکز مهم تدریس و نشر حکمت و فلسفه و عرفان اسلامی تبدیل میشد.
الف- حوزه فلسفی تهران
گرچه حوزه فلسفی و عرفانی تهران را باید واپسین پل ارتباط نسل کنونی ایران باسنت های هزارساله فلسفه و عرفان اسلامی و شیعی دانست ولی آنچه مکتب تهران را از دیگر مکتب های فلسفی و عرفانی ایران جدا میکند این است که اندیشه های فلسفی غرب برای نخستین بار در مکتب تهران مطرح شد و نیز در این شهر بود که کتاب مشهور دکارت یعنی گفتار در روش به کار بردن عقل برای نخستینبار به فارسی درآمد و شدیدترین برخوردها میان اندیشههای فلسفی اسلام و آراء فیلسوفان غرب روی داد. یکی دیگر از ویژگیهای مکتب تهران جامعیت آن در ارائه رشتههای گوناگون حکمت و عرفان اسلامی است که در حوزههای دیگر دیده نمیشود. به ویژه که حضور بهترین استادان فلسفه و عرفان در این شهر بر پر بار شدن هرچه بیشتر مکتب تهران افزود.
با آغازسلطنت فتحعلیشاه قاجار و برقراری ثبات نسبی سیاسی در ایران شرایطی فراهم شد که حکما وعرفای مسلمان توانستند با برخورداری از حمایت برخی از فرهیختگان و شاهزادگان قاجار و نیز قشرهای پُردرآمد به یادگیری و آموزش فلسفه و عرفان در حوزههای درسی و مدارس تازه در شهرهای گوناگون و به ویژه تهران بپردازند. آغاز این نهضت، تأسیس مدرسه مروی یا مدرسه فخریه توسط محمدحسینخان مروی در ۱۲۳۲ه.ق یعنی در بیستمین سال سلطنت فتحعلیشاه قاجار بود. محمدحسینخان که از تیره «عزالدین لو» ی قاجار بود نخست در مرو میزیست که در حمله والی متعصب بخارا به آن شهر اسیر شد. اما چندی بعد از بند گریخت و از راه هرات و کابل و مشهد به دربار ایران آمد و با ثروت و مکنتی که داشت مدرسه مروی را در جوار بازار تهران و انتهای خیابان ناصرخسرو کنونی ساخت و آن را وقف تدریس فلسفه و علوم اسلامی کرد.
ملاعبدالله زنوزی در مدرسه مروی
برای تدریس در همین مدرسه بود که ملاعبدالله مدرس زنوزی از شاگردان ساعی و زرنگ ملاعلی نوری مروج فلسفه ملاصدرا که در اصفهان اقامت داشت به تهران فراخوانده شد و در ۱۲۳۷ه.ق برای نخستین بار تدریس فلسفه صدرایی و حکمت متعالیه را در حوزه تهران آغاز کرد و تا بیست سال به کار تدریس سرگرم بود و بدین سان حوزه فلسفی تهران را پایه گذاشت که از سوی فرزندش آقاعلی حکیم(مشهور به حکیم مؤسس) ادامه یافت. رونق حوزه فلسفی و عرفانی تهران به حدی رسید که چندسال بعد، این شهررا شهر هزار حکیم می نامیدند. شهری که جلودار عرضه فلسفه و عرفان در ایران به شمار می رفت. ملاعبدالله تحصیلات خود را در خوی، کربلا، قم و اصفهان تمام کرده بود و در حکمت و فلسفه از شاگردان خاص ملاعلی نوری مدرس مشهور فلسفه ملاصدرا به شمار می رفت و نزدیک به ده رساله که بیشتر آنها تعلیقات بر آثارصدرالدین شیرازی است از او در دست است. ولی دو اثر مهم او یعنی انوار جلیله و سمعاتالهیه که به فارسی و به درخواست فتحعلیشاه نوشته است افزون براهمیت فلسفی به لحاظ زبانی نیز مهماند. چون نگاشتن این دو اثر مهم به فارسی عامل پر بار شدن زبان فارسی در فلسفه و رواج دوباره آن در حوزه تهران بود(نصر، ۱۳۸۷) مدرسه مروی سال ها از مراکز مهم تدریس علوم اسلامی در تهران به شمار میرفت و استادان پرارجی را به جامعه تحویل داده است.
میرزا ابوالحسن جلوه در مدرسه دارالشفاء
با ادامه مهاجرت فلاسفه و عرفا از اصفهان و سبزوار به تهران این حوزه فلسفی- عرفانی رو به رشد نهاد. یکی از استادانی که در ترویج حوزه فلسفی تهران نقش مهمی بازی کرد میرزا ابوالحسن جلوه از نوادگان میرزا رفیعای نائینی بود. میرزا رفیعا از سادات پرارج دوران صفوی است که تکیه او در اصفهان معروف و از بناهای شاه سلیمان صفوی است. میرزا ابوالحسن که بعدها به میرزای جلوه معروف شد در ۱۳۳۸ه.ق یعنی در همان سال تأسیس مدرسه مروی در احمدآباد مرکز ایالت گجرات هند زاده شد و در ۷ سالگی همراه پدر به روستای زواره در نزدیکی اصفهان آمد و پس از چندی برای تحصیل در حوزه اصفهان به آن شهر رفت و در مدرسه کاسهگران به تحصیل علوم عقلی از الهی، طبیعی و ریاضی پرداخت. از معروفترین استادان او در اصفهان میتوان از میرزاحسن نوری(فرزند ملاعلی نوری)، محمدجعفر لنگرودی، میرزا حسن چینی و ملاعبدالجواد تونی نام برد که همگی از شاگردان آخوندملاعلی نوری بودهاند.
عزیمت جلوه به تهران
با توجه به مشکلاتی که برای میرزای جلوه در اصفهان پیش آمد که خودش به «تهیدستی، عیبجویی متعرض شدن مردمان به یکدیگر و نیز دلتنگی» تعبیر میکرد، او در ۱۲۷۳ه.ق همراه با بیست تن از بزرگان فضل و کمال اصفهان رخت به تهران کشید و در مدرسه دارالشفا مقیم شد و تا ۴۱ سال بعد در همین مدرسه سرگرم تدریس در حکمت و فلسفه اسلامی بود. میرزای جلوه را باید از پیروان فلسفه مشاء و ارادتمندان ابنسینا و فارابی دانست و گفتهاند که گهگاه فلسفه ملاصدرا را به نقد میکشیده است. با این همه تعلیقههای بسیاری بر کتابهای ملاصدار نگاشته و تصحیح مصباحالانس و تمهیدالقواعد و تعلیقه وی بر مقدمه قیصری بر فصوصالحکم که در میان آثار او دیده میشود نشانه توجه وی به مباحث عرفانی و حکمت اشراق است گرچه به حکمت متعاله عنایت زیادی نشان نمیداد. «جلوه در بررسی متون فلسفی دقتنظر فراوان داشت و آنچه را که تدریس میکرد به دقت تصحیح مینمود. این امر نشانه این واقعیت است که توجه به تصحیح متون که از قرن گذشته در ایران متداول شده امری وارداتی از غرب نیست بلکه در سنت فکری ایران ریشه دارد»(نصر، ۱۳۸۷)
برجستهترین شاگردان او را میرزا طاهر تنکابنی، شیخ اسدالله خرقانی، شمس الادبای لاریجانی، شیخ اسماعیل محلاتی، میرزاجعفر آشتیانی، میرزاحسنخان وثوقالدوله، شمسالعلما، فاضل تونی، شیخ محمدعلی شاهآبادی، سیدمحمدرضامساوات، ملامحمدکاظم هروی، معصوم علیشاه شیرازی، سیدنصرالله تقوی و میرزا یحیی دولتآبادی نام بردهاند. میرزای جلوه که تا پایان عمر مجرد زیست در شب ششم ذیقعده ۱۳۱۴ه.ق درگذشت و در ابنبابویه در جوار شیخصدوق به خاک سپرده شد. از او که در شعر «جلوه» تخلص میکرده است دیوان کوچکی در سال ۱۳۴۸ در تهران انتشار یافته است.
آقا علی حکیم در مدرسه قاسمخان و سپهسالار قدیم
آقا علی حکیم فرزند ملاعبدالله زنوزی مؤسس مکتب فلسفی تهران است که در ۱۲۳۴ق در اصفهان زاده شد. او پس از تحصیلات مقدماتی، علوم کلام و فقه اسلامی را فراگرفت و در محضر پدر ارجمندش شرح اشارات خواجه طوسی و مبدأ و معاد صدرالدین شیرازی را خواند. در ۱۲۵۷ق پس از درگذشت پدر به عتبات عالیات مشرف شد و سپس به تهران و اصفهان رفت و علوم عقلی را از استادان بزرگ اصفهان بویژه میرزا حسن نوری و سید رضی لاریجانی فراگرفت و آنگاه برای خوشهچینی از محضر پرارج ملاآقای قزوینی به آن شهر شتافت و پس از پنج سال اقامت مجدد در اصفهان در ۱۲۷۰ق به تهران آمد و در مدرسه قاسمخان و مدرسه سپهسالار قدیم مدت چهل سال بر کرسی تدریس فلسفه و حکمت الهی قرار گرفت. معروفترین اثر وی کتاب بدایعالحکم است که آن را در پاسخ به هفت پرسش بدیعالملک میرزا شاهزاده قاجار نوشته است و دارای مقدمهای زیبا به فارسی سره است و به بحث در «وجود» و مسائل آن و وجود خداوند میپردازد. «بدایعالحکم» سرآغازبحث درباره فلسفه تطبیقی در تاریخ فلسفه اسلامی است و از اهمیت تاریخی برخوردار است… آقاعلی به مطالب فلسفی مطرح در غرب نیز توجه داشت… و علامه طباطبایی آقاعلی را سر آغاز گفت و شنود فلسفی میان شرق و غرب در دوران جدید میدانست» (نصر، ۱۳۸۷). «آقا علی مدرس را به سبب نوآوریهایش در برخی از مسائل حکمت متعالیه حکیم مؤسس مینامند و نقادی و نوآوری وی در طرح مباحث به خصوص در بدایعالحکم نمودار است» (طارمی، ۵۰) مهمترین استادان آقاعلی حکیم به جز پدر فاضلش عبارتند از: میرزاحسن نوری، سیدرضی لاریجانی، ملاآقای قزوینی، ملامحمدجعفر لنگرودی، میرزاحسن چینی، میرزا آقا نهاوندی. برای آقاعلی حدود چهل شاگرد نوشتهاند که تنی چند از مشهورترین آنها را نام میبریم: میرزاجعفر آشتیانی، میرزاحسن آشتیانی، میرزاطاهر تنکابنی، شیخ عبدالنی نوری تهرانی، شیخ علی نوری، ملانظرعلی طالقانی، شیخالرئیس قاجار، بدیعالملک میرزا، آقاعلی حکیم در ۱۷ ذیقعده ۱۳۰۷ ق درگذشت و در امامزاده حمزه شهر ری به خاک سپرده شد. «وی حکیمی بسیار متواضع و دارای وقار و متانت و صفای باطنی بود… و به حشر جسمانی و حشر روحانی باور داشت… و پیوسته از زمره طالبینِ حق، دستگیری مینموده است» (طارمی: ۵۴) «آقاعلی مدرس زنوزی که از پیشروان کاروان خرد در زمان پیش بوده، بیش از حکیم[ملاهادی] سبزواری ازقریحه نقادی و ابتکار بهره داشته است. بعضی از آرای فیلسوفانه این مدرس عالیمقام حکمت در محافل علمی مشهور است که از جمله آنها تقسیمات او در اعتبارات ماهیت است و همچنین نظریه ابتکاری او در معاد جسمانی و در حمل و هویت و بسیاری از مسایل مفصله فلسفه»(طارمی: ۵۵) میرزامحمدحسین سبزواری در مدرسه عبداللهخان: میرزا محمدحسین سبزواری معروف به حکیم ریاضی که همراه با میرزای جلوه، آقاعلی حکیم و میرزای قمشهای یکی از حکمای اربعه تهران شمرده میشده است، برخلاف سهتای دیگر پرورشیافته حوزه فلسفی صدرایی در سبزوار و از شاگردان ویژه حاج ملاهادی سبزواری فیلسوف بزرگ دوران ناصری است که همتای ملاصداری شیرازی در دوران شاهعباس صفوی شمرده میشود. تخصص میرزا در ریاضیات بود و درپزشکی نیز چیرگی کامل داشت. در زمینه ریاضی آثار مهمی همچون حواشی بر شرح چغمینی و مفتاح الحساب از او در دست است. به نوشته استاد حسین نصر«حضور وی در تهران در کنار آقاعلی، آقا محمدرضا و جلوه نشانه گستردگی حوزه فکری آن زمان است. عجیب این است که با گسترش تجدد در ایران، در حوزههای طلبگی علاقه به فلسفه از علوم جدا شد و شکافی بین معارف سنتی و دانشهای جدید پیش آمد» (نصر، ۱۳۸۷)
شاگردان مشهور حکیم ریاضی عبارتند از: صدرالافاضل دانش شیرازی، حاج فاضل رازی تهرانی، ملامحمد هیدجی زنجانی، شیخ عبدالحسین رشتی سایر حکما و فلاسفه تهران در سده سیزدهم و چهاردهم قمری: به جز حکمای اربعه که پایهگذار مکتب فلسفی تهران بودند استادان دیگری نیز همزمان با آنها به کار آموزش و تدریس در مدارس گوناگون سرگرم بودند که از مهمترین آنها در اینجا یاد میکنیم. ۱- ملااسماعیل سبزواری ( تا ۱۲۹۵ق): از شاگردان حاج ملاهادی سبزواری بود که در مدرسه شیخ عبدالحسین در بازار تهران منزل داشت و در همان جا تدریس میکرد. اسرارالحکم و شرح منظومه سبزواری را درس می داد که از متون فلسفی مکتب تهران به شمار می رفت. ۲- میرزا ابوالقاسم شیرازی: در معقول و منقول تدریس میکرد و منشی محمدحسنخان اعتمادالسلطنه نیز بود. ۳- حاج محمد تهرانی در مدرسه دوستعلیخان نظمالدوله تدریس میکرد. ۴- میرزا شمسالدین حکیمالهی(تا ۱۳۳۶ق) از شاگردان حاج ملاهادی سبزواری بود که در ۱۲۷۶ ق از سبزوار به تهران آمد و در علم کلام و حکمت و ریاضی مهارت تام داشت و در مدرسه سعدیه (قنبرعلیخان) تدریس میکرد. ۵- میرزا اسدالله سبزواری پس از فراگیری حکمت نزد حاج ملاهادی سبزواری با ادوار براون ایرانشناس مشهور در یکسالی که در ایران مقیم بود حشر و نشر داشت و او را با نظرات فلسفی استادش آشنا کرد. ۶- میرزا حسن نوری فرزند ملاعلی نوری است که مدتی در کربلا سکونت داشته و سالیان درازی در اصفهان به تدریس پرداخته و از استادان آقاعلی حکیم است. وی در دوره صدارت میرزاآقاخان نوری برای تدریس حکمت به تهران آمد . میرزای جلوه، ملااسماعیل درب کوشکی (تا ۱۳۰۴ق)، آقامحمد جاسبی و ملاعبدالجواد حکیم خراسانی از شاگردان وی بوده اند. او در مجلس استنطاق از سیدعلیمحمد باب در اصفهان حضور داشته و پرسشهایی از او کرده است. ۷- میرزاحسن کرمانشاهی(تا ۱۳۳۶ق) برای یادگیری فقه و حکمت و عرفان به تهران آمد و بعدها در مدرسه دانکی به تدریس فلسفه پرداخت و سپس بر کرسی تدریس حکمت در مدرسه سپهسالار قدیم قرار گرفت و از آخرین حکمای حکمت مشاء شمرده میشود. او در حکمت متعالیه نیز تبحر داشت و نجابت و عفتنفس و مناعت طبع و بیتوجهی او به دنیا و اهلش زبانزد بوده است. ۸- صدرالافاضل(دانش شیرازی)(تا ۱۳۱۰ ش) میرزا لطفعلی ملقب به صدرالافاضل در ۵ سالگی همراه خانواده به تهران آمد و در ۱۷ سالگی به ادیب مشهور شد. آثار وی ۷۲ مجموعه و کتاب و رساله است که در موضوعات گوناگون نگاشته است و کتابخانهاش به مجلس شورای اسلامی اهدا شده است. ۹- شیخ عبدالنبی نوری مازندرانی از شاگردان میرزای شیرازی بود که در علم معقول در تهران شهرت زیادی یافت و به درس آقاعلیحکیم حاضر شده است. ۱۰- بدیعالملک میرزا جامع فلسفه شرق و غرب بود و هانری کربن ترجمه فارسی وی از مشاعر ملاصدرا را به زبان فرانسه برگردانید.پرسش های وی از آقا علی حکیم را باید در حقیقت نخستین جرقه برخورد فلسفه اسلامی با اندیشه غربی دانست که دنبال نشد و برای سال های متمادی به خاموشی گرائید. ۱۱- میرزا فضلالله صادقی مشهور به آشتیانی(تا ۱۳۸۲ق) ۱۲- امامقلی میرزا عمادالدوله ۱۳- میرزا سیدحسن صدرالحفاظ قمی(تا ۱۳۲۲ق) در مدرسه مروی ۱۴- میرزا محمدحسین افجهای(تا ۱۳۶۲ق) در مدرسه مروی ۱۵- حاج فاضل رازی تهرانی ۱۶- امینالحکما ۱۷- ملامحمد هیدجی زنجانی(تا ۱۳۴۹ق) در ۱۳۰۵ق به تهران آمد و از مجلس درس میرزاحسین سبزواری و میرزا ابوالحسن جلوه بهره برده است. ادامهدهنده مکتب جلوه در حوزه فلسفی تهران بود و به مدت سیسال در مدرسه منیریه به آموزش اسفار، شفا و اشارات و شرح منظومه پرداخت. علامه میرزا ابوالحسن شعرانی، میرزا احمد آشتیانی، شریعت سنگلجی ومحمدجعفر لنکرانی از شاگردان او بودهاند. ۱۸- میرزا ابوالقاسم تهرانی(تا ۱۲۹۲ق) از شاگردان ملاعبدالله زنوزی و شیخ مرتضی انصاری است که مدت ۷ سال در مدرسه مروی تدریس کرده است. فرزندش میرزا ابوالفضل تهرانی در محضر میرزا ابوالحسن جلوه و آقامحمدرضا قمشهای حکمت و عرفان خواند. سپس به درس فقه و اصول میرزای شیرازی حاضر شده و زبان های سریانی و عبری را نیز آموخت. در ۱۳۰۶ق به تهران آمد و تولیت مدرسه سپهسالار جدید را بر عهده گرفت و در همان مدرسه تدریس میکرد. ۱۹- میرزا عبدالله ریاضی(تا ۱۳۱۱ق) ۲۰- حاج سیدنصرالله تقوی اخوی ۲۱- میرزا ابراهیم ریاضی زنجانی (تا ۱۳۵۱ق) پس از گذرانیدن مقدمات حکمت به تهران رهسپار شد و در عرفان پای درس آقامحمدرضا قمشهای و در معقول از میرزای جلوه، آقاعلیحکیم و در منقول از میرزاحسن آشتیانی بهره برد. در آغاز در مدرسه امامزاده زید و سپس در مدرسه منیریه به تدریس حکمت و ریاضی پرداخت و در ۱۳۴۰ق به زنجان بازگشت و چهارسال آخر عمر را نابینا بود. ۲۲- سید محمد تنکابنی(تا ۱۳۹۵ق) از حکما و فقهای حوزه علمی تهران است که در رامسر زاده شده و پس از آموزش مقدمات فقه در ۱۲۹۸ق برای تحصیل از رامسر به قزوین رفت و پس از خواندن رسائل و مکاسب به تهران آمد و از حوزه درس میرزاحسن آشتیانی، میرزای جلوه ، میرزا حسین سبزواری و میرزا عبدالرحیم نهاوندی بهرهمند شد. سپس به نجف اشرف رفت و از محقق رشتی و آخوند خراسانی اجازه اجتهاد گرفت و در محله سنگلج منزل داشت. ۲۳- میرزا ابوالحسن حسینی قزوینی(رفیعی)(تا ۱۳۹۴ق) از شاگردان طبقه دوم حکمای اربعه تهران، به خصوص میرزا حسن کرمانشاهی بود. پیش از ۱۳۳۳ق به تهران آمد و در مدرسه صدر اقامت داشت و چندی بعد در مدرسه عبدالله خان به تدریس حکمت پرداخت. یکی دوبار برای تدریس به حوزه علمیه قم و قزوین رفت و دوباره به تهران بازگشت. درس فقه و اصول عمومی خود را در مسجد جامع بازار تهران دایر کرد و نیز به تدریس دروس حکمت پرداخت. در بیان مطالب عرفانی گنگ و در مبانی ملاصدار افصحالحکماء بود. گرچه از ذوق خاص برخوردار بود ولی در فن عرفان استاد ندیده بود. در بعضی تألیفات خود دست به نوآوریهایی زده است از جمله: ۱- رد نظریه حکیم سبزواری و دفاع از ملاصدرا در بیان اتحاد عاقل و معقول ۲- رد نظر ملاصدرا در قول به معاد و اختیار نظریه غیاثالدین دشتکی و آقاعلی حکیم. قزوینی نظر ملاصدرا در زمینه معاد را مخالف با ظواهر بسیاری از آیات و مباین صریح اخبار معتبره میدانست(طارمی: ۱۸۲) از او ۲۱ مقاله در موضوعات گوناگون و نزدیک به ۲۱ حاشیه بر مهمترین کتاب های فلسفی و عرفانی حوزههای درسی حکمت و فلسفه باقی است.
معروفترین شاگردانش عبارتند از: آقاسیدرضی شیرازی، آقا محمدرضا ربانی تربتی، علامه حسن زاده آملی، آیتالله عبدالله جوادی آملی، سید جلالالدین آشتیانی، دکتر غلامحسین دینانی، دکتر سیدحسین نصر، محییالدین انواری، شیخ ذبیحالله محلاتی، حاج سید مهدی تقوی، میرزا محمد ثقفی تهرانی، میرزا حسین نوری، آقا مصطفی خمینی. ۲۴- شیخ محمد تقی آملی(تا ۱۳۹۱ق) از محضر عالمانی چون شیخ رضا نوری، شیخ علی نوری، میرزاحسن کرمانشاهی، شیخ عبدالنبی نوری، آقا ضیاءالدین عراقی، علامه نائینی، آقا سید ابوالحسن اصفهانی، سیدعلی قاضی طباطبایی بهره گرفت و به مدت ۳۸ سال در تهران به تدریس و تألیف پرداخت. از جمله شاگردان او: علامه حسنزاده آملی، استاد جوادی آملی، سید رضی شیرازی، سیدعلی شاهچراغی، آقارضا اصفهانی، دکتر مهدی محقق، محمدحسین شاهآبادی، میرزا هاشم آملی، محمدتقی دانشپژوه و پروفسور
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 