پاورپوینت کامل طرح شیوه‌ی جدید در تاریخ‌نگاری اندیشه‌ی سیاسی ۶۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل طرح شیوه‌ی جدید در تاریخ‌نگاری اندیشه‌ی سیاسی ۶۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل طرح شیوه‌ی جدید در تاریخ‌نگاری اندیشه‌ی سیاسی ۶۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل طرح شیوه‌ی جدید در تاریخ‌نگاری اندیشه‌ی سیاسی ۶۵ اسلاید در PowerPoint :

در نزد مکتب کمبریج چنین مکاتبی در فلسفه‌ی علم تاریخ و سیاست، نشان از خطاهای متعدد روش‌شناختی دارد که سه خطای مهم عبارتند از: «زمان‌پریشی»[۲۰]، «زبان‌پریشی»[۲۱] و «زمینه‌پریشی»[۲۲]. شرح این سه خطای شیوه‌ی تاریخ‌نگاری اندیشه‌ی به این قرار است:

متن زیر گزارش نشست روش‌شناسی مکتب کمبریج در پژوهشکده تاریخ اسلام است که با حضور دکتر محمد عبدالله‌پور چناری (عضو هیئت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان) برگزار شده است. عبدالله‌پور معتقد است مکتب کمبریج نه تنها قادر به طرح شیوه‌ی جدید در تاریخ‌نگاری اندیشه‌ی سیاسی بوده، بلکه تفسیرهایی در مورد دولت مدرن، آزادی، ویرتو، جمهوری‌خواهی، رنسانس و غیره ارائه داده است که منجر به پرتوافکنی نوری رو به ظلمت گذشته‌ی تاریخی اندیشه‌ی سیاسی شده است. آنچه در زیر می‌خوانید قسمت دوم این نشست است. در گزارش پیشین از سه خطای مهم در نزد مکتب کمبریج سخن به میان آمد که در این بخش به توضیح آن سه خطا می پردازیم:

***

در نزد مکتب کمبریج چنین مکاتبی در فلسفه‌ی علم تاریخ و سیاست، نشان از خطاهای متعدد روش‌شناختی دارد که سه خطای مهم عبارتند از: «زمان‌پریشی»[۲۰]، «زبان‌پریشی»[۲۱] و «زمینه‌پریشی»[۲۲]. شرح این سه خطای شیوه‌ی تاریخ‌نگاری اندیشه‌ی به این قرار است:

خطای زمان‌پریشی: زمان‌پریشی از منظر مکتب کمبریج بر این دلالت دارد که روش‌های تاریخ‌نگاری در حیطه‌ی اندیشه‌ی سیاست قادر نیستند میان زمان گذشته و امروز تمییز قائل شوند، عدم تمییزی که سبب شده گذشته‌خوانی تبدیل به حال‌خوانی شود، به تعبیری دیگر، گذشته نه به‌مثابه زمان گذشته و مسائل مبتلابه‌اش تفسیر شده، بلکه برطبق زمان حال مورد قرائت و بازخوانی واقع شده است؛ یا حتی اینکه امروزه بر اساس زمان گذشته تفسیر شده، به‌صورتی‌که مسائل معاصر در تفسیر گذشته و نیز بالعکس، مسائل گذشته در فهم امروز و دنیای معاصر به‌کرّات دخیل بوده است. راه چاره از نظر این مکتب در آن است که گذشته را به اعتبار خود گذشته‌ی تاریخی قرائت و قدیم‌خوانی کنیم، برای مثال، برای فهم اندیشه‌ی هابز و فارابی لازم است که آن را بر اساس گذشته‌ی تاریخی خود آن‌ها قرائت کنیم نه زمان معاصر و امروزین.

خطای زبان‌پریشی: مسئله‌ی دومی که کمبریجی‌ها (به خصوص پوکاک و اسکینر) با آن مواجه بودند، مسئله‌ی زبان‌پریشی بود. فلاسفه‌ی متعددی این مسئله را مطرح کرده که هر زبانی تاریخ خاص خویش را دارد و قابل تحویل به زمان‌های معاصر همان زبان یا حتی زبان‌های دیگر نیست؛ دلیل این امر در دو مسئله است: یکی، ترجمه‌ناپذیری و دیگری، چندمعنایی بودن مفاهیم و الفاظ سیاسی. ترجمه‌ناپذیری اشاره به این مسئله دارد که نمی‌توان مفاهیم در زبان الف را به زبان ب ترجمه کرد؛ به این دلیل هر مفهومی یک تاریخ دارد، تاریخی که هستی‌بخش و معنابخش به یک مفهوم است؛ چندمعنایی بودن، یعنی اینکه یک مفهوم معانی متعددی داشته و آن در برخی موارد مترادف و متضاد یکدیگر بوده‌اند، این معانی متعدد زمانی قابل فهم خواهد بود که به گذشته‌ی تاریخی آن‌ها بازگردیم و سیر تطور تاریخی‌اش را دریابیم؛ بنابراین، دانستن تاریخِ زبان مفاهیم سیاسی شرط لازم فهم آن‌هاست.

خطای زمینه‌پریشی: زمینه‌پریشی از منظر مکتب کمبریج بر این اشاره دارد که شیوه‌های تاریخ‌نگاری در حیطه‌ی اندیشه‌ی سیاست دچار این خطای روش‌شناختی شده‌اند که اولاً، زمینه‌های معاصر نقشی مهمی در فهم اندیشه‌ی گذشته ایفا نموده است؛ ثانیاً، زمینه‌های تاریخی اندیشه به زمینه‌های مادی و اجتماعی تقلیل داده شده و در نهایت، میان زمینه‌ها و مفاهیم، ایده‌ها و اندیشه‌‌ها یک رابطه‌ی علت و معلولی برقرار شده است، به‌صورتی‌که زمینه‌ی علت و علل شکل‌گیری ایده و اندیشه بوده است.

این مسائل روش‌شناختی اعم از استدلال‌ها و خطاها در مکاتب تاریخ‌نگاری سبب شکل‌گیری موضعی در شیوه‌ی تاریخ‌نگاری شد که تا حدی بازتاب‌دهنده‌ی نگاه‌های ایدئالیستی است. در نزد این مکتب شاهد هستیم که ایده‌ها، اندیشه‌‌ها، مفاهیم و تفکر، نقش بنیادینی در شکل‌گیری تاریخ سیاسی انسان اروپایی و غربی دارد، از نظر آنان، فهم چنین اندیشه‌‌ها و ایده‌ها مستلزم دو شرط اساسی است: شرط اول اینکه ایده‌ها، اندیشه‌‌ها و آثار مهم اندیشمندان سیاسی باید به تاریخ گذشته‌شان، یعنی «زمینه‌ی تاریخی»[۲۳] آن‌ها بازگردانده شوند و شرط دوم اینکه، بعد از بازگردانی ایده‌ها به زمینه‌ی تاریخی‌شان، باید بتوان دست به بازیابی آن‌ها زد. طرح ایده‌ی «بازیابی»[۲۴] از سوی مکتب کمبریج نوعی کنش گفتاری از نوع نقد و هجمه بر سه دیدگاه دیگر بود: یک دیدگاه که صحبت از «تولید و بازتولید»[۲۵] ایده‌ها به‌وسیله‌ی شرایط و وضع اقتصادی گذشته‌ی تاریخی می‌کرد؛ دیدگاه دوم، سخن از «بازنمایی»[۲۶] ایده‌ها به میان می‌آورد و دیدگاه سوم، صحبت از «بازآفرینی مجدد»[۲۷] شرایط گذشته‌ی تاریخی می‌کرد (چنین بازآفرینی باید در ذهن مورخ سیاسی رخ دهد تا بتواند به این مسئله پی ببرد که چرا قیصر از رودخانه روبینکون در گذشته عبور کرده است). در مقابل، مفهوم بازیابی زمینه‌ای در مکتب کمبریج چهار قِسم برداشت دارد که آن‌ها به شرح ذیل هستند:

قسم اول بازیابی را پیتر لَسلِت مطرح کرد، یعنی بازیابی «آرشیوی-کرونولوژیکی»[۲۸] . لَسلِت هنگام تفسیر کتاب پاتریشیا[۲۹] فیلمر سعی کرد دست به بازیابی «آرشیوهای» بازمانده از آن دوران بزند و با بررسی آن‌ها بدان نتیجه رسید که آنچه تا سال ۱۹۴۹ میلادی در مورد اندیشه‌ی سیاسی فیلمر گفته و تفسیر شده همگی ناراست بودند؛ به این دلیل که در تفسیر اندیشه‌ی فیلمر هیچ عنایت آرشیوی و نیز کرونولوژیکی یا زمانی به آثار و مباحث او و نیز زمانه‌اش نشده است و همین امر سبب خطای تاریخ‌نگاری در اندیشه‌ی فیلمر شده است؛ ازاین‌رو، برای پرهیز از این خطای تاریخ‌نگاری لازم است مورخ اندیشه با بازیابی آرشیو آثار اندیشمند مذکور و نیز آثار نوشته‌شده در آن ایام بکوشد میان سه لحظه‌ی مرتبط یک اثر: «لحظه‌ی نگارش»، «لحظه‌ی چاپ» و «لحظه‌ی نشر» تمییز قائل شود، چنین تمییزی سبب می‌شود تا بدانیم که یک اثر سیاسی در چه ایام و با چه هدفی نوشته شده است.

قسم دوم بازیابی را پوکاک مطرح کرد، یعنی بازیابی «پارادایم زبانی»[۳۰]. مبانی فلسفی این نوع بازیابی وام گرفته‌شده از توماس کوهن مانند پارادایم و از سوسور نظیر زبان بود، نتیجه‌ی این امر همانا مطرح شدن اصطلاح بازیابی پارادایمی بود. برای پوکاک زبان پارادایمی از این توان برخوردار است که طیفی از کنش‌ها را محدود ساخته و نیز در معانی برخی مفاهیم دست‌کاری و دخالت نماید. زبان پارادایمیک منجر به شکل‌گیری نوعی زبان سیاسی و سیاست زبانی می‌شود، زبانی که برای فهم مفاهیم و ایده‌های سیاسی بسیار مهم است؛ ازاین‌رو، در تاریخ‌نگاری اندیشه‌ی سیاسی لازم است که اولاً، مورخ دست به بازیابی پارادایم زبانی بزند که در ایام اندیشمند مذکور حاکم بوده است. ثانیاً، بعد از بازیابی چنین زمینه‌ای، مورخ باید متون سیاسی نویسنده‌ی مذکور را به چنین پارادایمی بازگرداند. در نهایت، مورخ مذکور باید بتواند میان سه لحظه‌ی یک اثر تمییز قائل شود: «لحظه‌ی نوشتن» که متضمن قصد نویسنده است، «لحظه‌ی انتشار» که برای توجیه، نقد و مشروعیت از آن استفاده شده است و «لحظه‌ی پاسخ دادن» که خوانش معاصر و واکنش میان آن‌ها را در پی داشته است.

قسم سوم بازیابی را جان دان مطرح کرد، یعنی بازیابی «بیوگرافی»[۳۱]. از نظر جان دان، فهم یک اندیشه نیازمند بازیابی بیوگرافی اندیشمند سیاسی است. مورخ اندیشه‌ی سیاسی باید بتواند محیط‌های خانوادگی و نیز اجتماعی را بازیابی کند که اندیشمند سیاسی در آن بزرگ شده است، این دو محیط در درونی شدن برخی ارزش‌ها، باورها و حتی ایده‌ها در اندیشمند سیاسی تأثیر بسزایی دارد و بالطبع، آثار سیاسی نوشته‌شده از سوی نویسنده نیز به نوعی بازتاب‌دهنده‌ی چنین زمینه‌هایی خواهد بود. بنابراین، تاریخ‌نگاری اندیشه‌ی سیاسی مستلزم بازیابی محیط‌ها و شرایط تربیت و تعلم اندیشمندان مورد مطالعه است که از این طریق راهی به فهم بطن اندیشه بیابد.

در نهایت، قسم چهارم بازیابی را اسکینر مطرح کرد، یعنی بازیابی «قصدی»[۳۲]. برای اسکینر بازیابی‌ها نمی‌تواند به آرشیوها، پاردایم‌ها و شرح‌حال‌ها محصور و محدود شود، چون چنین بازیابی خود می‌تواند مانعی برای فهم باشد؛ در مقابل، مورخ اندیشه‌ی سیاسی در تاریخ‌نگاری باید دست به بازیابی محیطی بزند که قصدها و نه انگیزه‌های مادی و ذهنی نویسنده در آن مطرح شده بودند و این محیط‌ها بیشتر از جنس زبان و تاریخ هستند؛ هنگامی که مورخ قادر به بازیابی چنین محیط‌هایی شد، آن‌گاه باید بتواند به درک سه مسئله نایل شود: یکی اینکه نویسنده «در» هنگام نوشتن آثار سیاسی‌اش قصد انجام دادن چه کنش زبانی یا فعل گفتاری داشته است؛ دوم اینکه اندیشمند مذکور در طرح ایده و مفاهیم جدید منجر به چه تغییراتی -اعم از انقلابی یا ارتجاعی- در معانی پذیرفته‌شده‌ی آن‌ها شده است و در نهایت، اندیشمند مذکور در انجام چنین کنش‌های زبانی و تغییرات مفهومی از چه ترفندهای زبانی یا رتوریکی استفاده کرده است.

حاصل چنین برداشت‌ها از مفهوم زمینه و بازیابی توسط اعضای مکتب مذکور در تاریخ‌نگاری اندیشه همانا خلق تفسیرهای متکثر از موضوعات مورد مطالعه و نیز در برخی موارد ارائه‌ی تفسیرهای متفاوت از آن‌ها بوده است، به تعبیر دیگر، کاربست قواعد روش‌شناختی فوق توسط اعضای مکتب کمبریج در تاریخ‌نگاری اندیشه سبب خلق تفسیرهای متکثر و متفاوت شده است که برخی از این تفاسیر بدین شرح هستند:

پیتر لسلت در کوشش اولش در مطالعه‌ی اندیشه‌ی فیلمر بر طبق بازیابی آرشیوهای برجای‌مانده و کاربست قواعد شیوه‌ی تاریخ‌نگاری‌اش به این نتیجه می‌رسد که کتاب پاتریشا یا پدرسالاری فیلمر در سال ۱۶۳۰ میلادی به نگارش در آمده و بین سال‌های ۱۶۴۸ تا ۱۶۵۲ میلادی به چاپ رسیده و در خلال سال‌های ۱۶۷۹ تا ۱۶۸۰ میلادی نیز انتشار پیدا کرده است. لسلت می‌گوید: او با بررسی تفسیرهای موجود از کتاب مذکور متوجه شده است که مورخان میان این سه لحظه خلط کرده و در نتیجه تفسیرهای نادرست از آن به دست داده‌اند؛ به این دلیل که آنان بر این تص

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.