پاورپوینت کامل غرب شناسی ایرانی ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل غرب شناسی ایرانی ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل غرب شناسی ایرانی ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل غرب شناسی ایرانی ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint :
آشنایی ایرانیان با تمدن غرب در چند سده اخیر فراز و فرود بسیار داشته و از سطح تا عمق گسترده شده است. به نظر نگارنده این آشنایی سیری تکاملی بر بستر زمان دارد و به سه مرحله تقسیم می شود. نخستین مرحله، آشنایی کودکانه و سطحی است و از تمدن غرب فقط صورت آن را می بیند. دومین مرحله تکامل آشنایی اگرچه عمیق تر است اما به دلیل مشکلات ایدئولوژیک از واقعیت بسیار فاصله دارد. اما سومین مرحله زمان پختگی و اندیشه خردورزانه درباره غرب و نسبت ما با آن است. الف) میرزا ابوالحسن خان ایلچی و ناصرالدین شاه، ب) جلال آل احمد، ج) داریوش شایگان و رضا داوری اردکانی، مصادیق مراحل تکاملی این آشنایی هستند.
آشنایی ایرانیان با تمدن غرب در چند سده اخیر فراز و فرود بسیار داشته و از سطح تا عمق گسترده شده است. به نظر نگارنده این آشنایی سیری تکاملی بر بستر زمان دارد و به سه مرحله تقسیم می شود. نخستین مرحله، آشنایی کودکانه و سطحی است و از تمدن غرب فقط صورت آن را می بیند. دومین مرحله تکامل آشنایی اگرچه عمیق تر است اما به دلیل مشکلات ایدئولوژیک از واقعیت بسیار فاصله دارد. اما سومین مرحله زمان پختگی و اندیشه خردورزانه درباره غرب و نسبت ما با آن است. الف) میرزا ابوالحسن خان ایلچی و ناصرالدین شاه، ب) جلال آل احمد، ج) داریوش شایگان و رضا داوری اردکانی، مصادیق مراحل تکاملی این آشنایی هستند.
وقتی آینه شکسته ای در مقابل جسم یک تکه ای قرار می گیرد چه تصویری را نشان می دهد؟ مسلما چنین آینه ای چهره مقابل خود را یکپارچه نشان نخواهد داد. حتی آن چهره آشنا که هر روز در مقابل آینه روز را شروع می کرد، در آینه شکسته و کج و معوج به نظر خواهد رسید. حال این آیینه شکسته وقتی در مقابل دیگرانی که غریبه هستند، زبان شان نامفهوم است، لباس پوشیدن شان به گونه دیگری است و گویی از جهان دیگری آمده اند قرار می گیرد چه انعکاسی خواهد داشت؟ دیگرانی که سروقت آینه و شمعدان ما آمدند و نظم زندگی ما را به هم ریختند. وقتی همه ملل جهان باج گذار ایران بودند ناگهان «این فرنگان» سرو کله شان پیدا شد.۱ وقتی از جهان چیزی جز رضایت حق و سلامت خلق نمی خواستیم و اگر علمی می جستیم برای همراهی با طبیعت و کشف اسرار الهی بود و اگر فکری می کردیم برای اتصال به عقل فعال و دانستن رتبه موجودات در فیض حق بود، ناگهان توفانی سخت برخاست. انفجار باروت رشته اتصال با عقل فعال را برید و معجزه فتوگراف چشم های حاج ملاهادی سبزواری را خیره کرد.۲ آسمان به زمین آمد و زمین به آسمان رفت. نور معرفتی که در دل عارف شب زنده دار می تابید بر چراغ های خیابان های سن پترزبورگ تابیدن گرفت و هر که چشمش به نور آن روشن شد، خود یک شبه عارف و واله غرب شد. زن که موجودی ناقص عقل و کم پایه بود۳ زیبای فرهیخته باسوادی شد که «به هر کمالی آراسته» است.۴ از آن طرف نعوذ بالله، بی دینی و ماده پرستی راهزن روح و جان شد. استعمار نه تنها نفت و صنایع ما را می برد که نمی دانستیم اینها به چه دردی می خورد، بلکه ناموس ما را نیز به باد می داد که در سرزمین اسلام زن باید مویش در باد رها و غیرت مردش در صندوقچه نهان باشد. نمی دانستیم ماشین دودی با آن صدای مهیب و سرعت جنون آسایش خوب بود یا بد، اما هرچه بود یک خوبی داشت، راه چند روزه زیارت شاه عبدالعظیم را کوتاه می کرد و باعث خشنودی خدا و بنده خدا می شد.
در این هنگامه بلا، ما که نمی دانستیم کیستیم، چگونه می توانستیم بگوییم آنها که هستند. مایی که در خودشناسی پایمان لنگ بود، در دیگرشناسی چه لاف گزاف! ما نه حال، سواد و نه لوازمش را داشتیم که به سراغ آنها برویم و ببینیم آنها در سرزمین خود چگونه زندگی می کنند و چه فرهنگ و خواصی دارند. اما آنها از شمال و جنوب، سواره و پیاده به خصوصی ترین فضاهای ما رخنه می کردند و حریصانه نسخه برمی داشتند و آمار می گرفتند. هدف شان غارت بود یا علم نمی دانیم، فقط می دانیم که در سرما و گرما خرابه های فارس، خراسان و لرستان را می کاویدند و جان خود را در پی بررسی سنگی بی ارزش به خطر می انداختند.۵ در سیاست نیز غریب بودند، هرچه ما می کوشیدیم عمر قبله عالم را درازباد گوییم و از ملک و خواسته بهترینش را نثار ظل الله کنیم، آنها می کوشیدند شخص اول مملکت را محدود نگاه دارند و اگر ثروتی دارد همه در راه حفظ و قدرت مملکت باشد! عجب رسم غریبی!۶ تو گویی شاه باید در خدمت مردم باشد!
در این آشفتگی ندانستیم که دیگران_ اکنون بگذارید بگویم «فرنگان»_ خیرخواه یا مغرض هستند؟ آنکه بدشان را دیده بود می گفت بی دین و خدانشناس و آنکه حسن شان را دیده بود می گفت از ما مسلمان تر هستند! هستند اساتیدی در همین دانشگاه امروز که در انگلستان هر دو تحصیلکرده اند که یکی از رواج خرافه و شیطان پرستی در آنجا و دیگری از اخلاق گرایی و تدین آنها دم می زند. در طول چند سده رابطه با غرب گاه از اینور پشت بام و گاه از آنورش افتاده ایم گاه در هوای خوشش تعطیلات را گذرانده ایم و گاه شعار نابودیش را سرداده ایم. آنچه مبهم بوده هویت واقعی غرب و آنچه مسلم است بلاتکلیفی ماست.
حال در ایران معاصر پیشینه تاریخی ای از تصورات گوناگون ما از غرب وجود دارد، پیشینه ای رنگارنگ و متنوع که به یک جمع بندی و آرامش معرفتی فراگیرنیاز دارد.ا در این مقاله برآنیم که این نگاه های متنوع را در سه دسته کلی تقسیم بندی کرده و در نهایت نشان دهیم که راه برون شد از این آشوب چیست. نخست به شرح دو رویکرد خوش بینانه و بدبینانه و سپس به رویکردی ترکیبی یا واقع بینانه می پردازیم و در پایان نشان خواهیم داد که چگونه نگاه تکثرگرا می تواند در شناساندن غرب واقعی به ما و همچنین جستن یک هویت امروزی به ما کمک کند. از نگاه ما دو رویکرد نخستین رویکردهایی ساده انگارانه و غیر علمی هستند و در شناخت غرب به ظواهر بسنده می کنند. اما نگاه سوم نگاهی عالمانه و عمیق تر است و غنای معرفتی بیشتری بر دوش دارد. در پرداختن به هر رویکرد سعی می کنیم چند مصداق واقعی را از بین ایرانیان برجسته کنیم.
بهشت روی زمین
نخستین کسانی که سرزمین های غربی را به چشم دیدند آنهایی بودند که یا برای ماموریت کاری یا سیاحت و گردش پا به ینگه دنیا نهادند. آنها معمولا از طریق روسیه و قفقاز به اروپا می رفتند و آنچه به چشم می دیدند عبارت بود از خیابان ها، ساختمان ها، پارک ها، وسایل نقلیه و ظواهر لباس و زندگی مردم. از آنجایی که کاری با مجامع علمی و لایه های پنهان تمدن غرب نداشتند و حتی سواد زبانی و دانش علمی آنها اجازه چنین رخنه ای به آنها نمی داد، مجبور بودند به ظواهر امور بسنده و از این ظواهر نیز حیرت بسیار کنند.۷ در سفرنامه آنها کوششی برای «ورود آگاهانه به کانون های فکری سازنده تکنولوژی و پیشرفت های غربی صورت نگرفت.»۸ آنها برای کسب علم از کارخانه ها و دانشگاه ها به فرنگ نمی رفتند بلکه تماشاخانه ها، سالن های باله و اکسپوزیسیون ها آنها را به آنجا می کشاند. سیل عجایب و دیدنی ها چنان بود که آنها را کاملا به خود مشغول می داشت. آنهایی که در کوچه های مملکت خود جز دزد، راهزن، گدا، فقر، آلودگی و بی سوادی ندیده بودند هنگام گردش در فضاهای پاکیزه شهرهای اروپا چنان محو مردان و زنان زیبا و مرتب، ساختمان های منظم و عظیم و پارک های مطبوع می شدند که گویی بهشت روی زمین است.۹
از نمونه های برجسته این نوع نگاه به غرب می توان به نگاه ناصرالدین شاهی اشاره کرد. او ذوق خوبی برای سفرنامه نویسی داشت و شرح حال و افکار خود در سفرهای سه گانه به فرنگ را ثبت کرده. او چشمی برای دیدن لایه های پنهان تمدن غرب نداشت و عقلش به آنجا نمی رسید که این زیبایی ها و دلبری های وین و پاریس از آسمان نیامده بلکه تلاشی تاریخی و رنجی عقلانی پشت سر خود دارد. هرچه چشم تماشای عقلانی او کور بود چشم ظاهربین و سطحی بینش خوب کار می کرد: «چه بنویسم از چشم انداز و چراغان و آتشبازی و جمعیت و هیاهوی مردم و صدای آوازه خوانه ا و موزیک و دهل و غیره که هیچ همچه تماشایی در دنیا یقینا نبود.»۱۰ چنین نگاهی محو نورها و چراغ هاست و نمی تواند به عمق برود. نمی تواند بفهمد که اگر مردم وین همه زیبا و پاکیزه هستند همه از سلامت بهداشت و پزشکی و تغذیه مناسب است نه موهبتی آسمانی و اگر مردم دهاتی ایران کثیف و زشت و عجوز هستند این کوتاهی خود اوست. اویی که هنگام عبور از دهات ایران برای رفتن به فرنگ از دست دادخواهان کثیف و زشت به تنگ آمده و هنگام تماشای وین می گوید: «در همه شهر وین و اطراف که دیده شد، در خاک اطریش یک نفر آدم بدگل دیده نشد، جمیع زن ها و دخترها و پسرها در کمال وجاهت و خوشگلی هستند.»۱۱ مکان هایی که او در سفر خود از آنها دیدار می کند عبارت از تماشاخانه ها، سیرک ها، موزه ها، بازارها، شکارگاه ها، پارک ها، قصرها و کلیساهای عظیم می شود. در تمام سفر خود تنها از دو کارخانه کاغذ سازی و اسلحه سازی دیدار می کند که البته از نگارشش معلوم است هیچ علاقه خاصی به آنها ندارد. وقتی با اطرافیان برای رسیدن به تفرجگاه های شمال پاریس از شهر خارج می شود و با دیدن کارخانه ها فقط می گوید از میل های بخار آنها دود بلند بود؛ اما وقتی در بازارهای مکاره با بازی میمون ها مواجه می شود دو صفحه درباره بازی آنها می نویسد که چگونه مسخره بازی می کردند و ادا درمی آوردند.۱۲ به تعبیر دیگر هرچه تفرجگاه و محل تفریح است به شرح کامل درآمده اما خبری از شرح دانشگاه و کارخانه نیست. سراسر سفرنامه از چشم چرانی ها و لهو و لعب های قبله عالم پر است: «دو زن ایتالیایی بودند بسیار بسیار خوشگل … متصل می خندیدند و همه کس کشاله می کردند رو به آنها و صحبت می کردند، حتی ما هم حمله برده قدری صحبت کردیم.»۱۳ فرنگ کعبه آمال چنین افرادی است، افرادی که کم نبودند و نیستند، جالب آنکه در همین سفرنامه به ایرانی هایی برمی خوریم که به قصد به جاآوردن سنت دینی حج! به خوش باشی و تفرج فرنگ آمده اند.۱۴ گویی آمده اند کعبه جان و کعبه تن را به یکباره زیارت کنند وگرنه راه کعبه کجا و راه ترکستان کجا. در سفر سوم قبله عالم به فرنگ فهرستی از اشیای هدیه و خریده شده تهیه گردید که می تواند بیانگر حقایقی باشد. در این فهرست بلندبالا هرچه هست خیل عظیم ظروف و جواهرات و اشیاء بیهوده است، از لباس های زنانه گرفته تا اسباب بازی چوبی و عکس های شاه و زن های برهنه و ناخن گیر منقوش و … و فقط تعدادی کتاب لغت و انجیل و کتاب موزیک در بین آنها دیده می شود.۱۵ تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل!
چنین شناختی از غرب که برآمده از سیر و سیاحت ملوکانه و وفور نعمت و جیب پر است البته در میان معاصران ایرانی کم نیست. اساسا اولین پیام آوران از جانب تمدن غرب همین کسانی بودند که به خرج ملت پابرهنه در فرنگ سفیر و سیاح و دانشجوی پزشکی می شدند و به جای خبر علم و فرهنگ برای ما خبر تماشاخانه، قمارخانه و مجلس رقص می آوردند.۱۶
ذاتا این نگاه نمی توانست تصویر درستی از غرب برای ما به ارمغان بیاورد. اول آنکه این آشنایی شرق و غرب در بستری غربی رخ می داد، یعنی در شهرها و مناظر غربی. کسی که به عنوان سیاح و خریدار بازارها به غرب می رود البته که آن چهره استعماری غرب را نمی بیند. او هنوز با مستشار و مستشرق و فرستاده غربی به شرق مواجه نشده تا ببیند یک من ماست چقدر کره دارد. او غافلانه درپی خرج کردن است تا به دست آوردن منافع و منابع. شرقی (در اینجا قبله عالم خودمان) برای از دست دادن به غرب می رود و غربی برای به دست آوردن به شرق می آید. برای شناخت نگاه اقتصادی ناصرالدین شاه به این سفرها همان بس که در پطرهوف چهارده هزار تومان جواهرات خرید۱۷ و خنده آنکه در راه قزوین مقدار پولی را در سوراخ کوهی نهادند که در راه برگشت اگر پول تمام شده بود آن را بردارند! این نگاه اقتصادی شاه مملکت ما در سفر به فرنگ است.
از طرف دیگر چنین شناختی از سطح خیابان های فرنگ به دست آمده و راهی به مراکز علمی و زیرساخت های تمدنی غرب ندارد. حتی آنهایی که برای کسب علم به غرب اعزام می شدند معمولا توزرد از آب درآمده و بعد از مدتی علم و دانشگاه را رها می کردند. در نهایت باید گفت در مواجهه با چنین گزارشی از غرب هیچ عایدمان نمی شود؛ گزارشی که نگوید آن رفاه و تمدن چگونه حاصل شده و غالب صنعت و سازندگی غربی چیست و چگونه می توان آن را اخذ کرد یعنی که از غرب نه تنها تصویر درستی ارائه نکرده بلکه ما را در شناخت آن به بیراهه برده است.
هجوم وبا
هرچه رویکرد اول خوش خیال و رویایی است، نگاه دوم به غرب منفی و بدبین است. این نگاه برآمده از نوعی رابطه با غرب است که نتیجه ای جز ویرانی و نابودی میراث شرقی نتیجه دیگری نداشته است. در نگاه اول فرد ایرانی در بستر جغرافیایی و شهری اروپا با غربی مواجه می شود. مثلا وقتی ناصرالدین شاه تصویر خوشی از یک غربی پیدا می کند این غربی یک اروپایی تر و تمیز و مبادی آداب است که در شهری از شهرهای اروپا، در پارکی یا سفارتخانه ای یا هتلی خود را به او شناسانده است. او در چنین شرایطی در شهر خود و درپی اهداف درونی خود است، پس قصد سوئی نسبت به یک خارجی نخواهد داشت، یا شاید نگاه منفی کمتری داشته باشد، در نتیجه ناصرالدین شاه شیفته نظم و نسق امور و آداب مردم خواهد شد، اما وقتی این آشنایی در بستر تاریخی و جغرافیایی شرقی و ایرانی رخ می دهد قضیه طور دیگری است. در اینجا محل آشنایی ایران دوره قاجاریه یا پهلوی است، کشوری با شهرهای ویران، مردمی فقیر و بیمار و دولتی نادان و ناشایست. سفیر غربی به قصد چپاول یا فریب دیگری به اینجا آمده و رفتارش متناسب با مقاصدش است. اگر برای چپاول آمده فریب می دهد، استحمار و استعمار می کند و از در بیگانگی وارد می شود. چنین تصوری از غرب و غربی جز نفی و خشونت چیزی نخواهد داشت؛ اگرچه این نگاه در نقطه مقابل نگاه اول قرار دارد اما از یک جهت کاملا به آن شبیه است. هر دو این نگاه ها پوسته ظاهری غرب را می بینند، فقط نگاه دوم اندکی عمیق تر است. هیچ کدام از آنها با تمدن و ساختار عقلانی نهفته در پس ظاهر غرب آشنا نیستند و راهی به درک آن ندارند. برای آنکه نمونه ای از این نگاه به دست داده باشیم و مصادیق ویژگی هایش را نشان دهیم جلال آل احمد از میان جمع ایرانی برمی خیزد. کتاب غرب زدگی او معروف ترین کتابی است که یک ایرانی معاصر درباره غرب و رابطه ما با آن نوشته است. اگرچه همان طور که از نام کتاب پیداست او بیشتر نقد اوضاع درونی ایران و احوال کسانی می کند که دچار بیماری غرب زدگی شده اند اما در میان این بحث ها چهره غرب در نظر آل احمد هم قابل توجه است. او در آغاز کتاب غرب زدگی را معادل وبازدگی و سن زدگی می داند و اگر ما به قانون ریاضی، برابرهای دو طرف مساوی را بزنیم نتیجه می شود غرب = وبا = سن.۱۸ او که هم از آن اول می داند بررسی نوع رابطه ما با غرب نه کاری است خرد اعلام می کند که او نمی تواند غرب را به صورت جامعه شناسانه و علمی تعریف کند و تنها به بحث اقتصادی خواهد پرداخت.۱۹ اما چه می توان انتظار داشت از یک ادبیاتی وقتی بخواهد بحث اقتصادی کند. از نظر او غرب یعنی جایی از دنیا که دارنده ماشین است و همه محصولات سرازیر شده از جوامع غیرپیشرفته و غیر صنعتی را بازتولید می کند و برای اینکه چرخ های این ماشین نیاستد هم دست به چپاول می زند و هم برای فروش محصولات این ماشین استحمار و الینه می کند. او آنقدر نسبت به این رویه غرب بدبین است که می گوید پشت هر جنبش و جنگی یک کمپانی نهفته است و سازمان هایی مانند یونسکو و سازمان ملل هم نقاب هایی برای جذب منافع اقتصادی قطب صنعتی دنیا هستند.۲۰ حتی تبلیغ دینی وسیله ای برای فروش بیشتر بود. او نسبت به بسیاری از مستشرقان نیز بدبین است و مثلا می گوید گریشمن مورخ ایران باستان تحت حمایت کمپانی های نفتی بوده و فورد و راکفلر از اصلاحات کتب درسی ایران به نفع خود حمایت می کرده اند. به نظر او غرب دوست ندارد ما فوت کوزه گری صنعت را بلد شویم پس هزار مستشرق و فرهنگی و اقتصاددان در کار هستند تا ما ازین خواب غفلت بیدار نشویم.۲۱ او نقدهای بسیاری به جامعه ایرانی که دچار دوگانگی ارزشی و فرهنگی در مقابل غرب شده وارد می کند و در نهایت نشان می دهد نه تنها متفکران ایرانی مانند فردید بلکه کسانی چون ژید و گوگن نیز از دست سیاست های کلی غرب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 