پاورپوینت کامل زیبایی شناسی و جامعه شناسی از دیدگاه وبر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل زیبایی شناسی و جامعه شناسی از دیدگاه وبر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل زیبایی شناسی و جامعه شناسی از دیدگاه وبر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل زیبایی شناسی و جامعه شناسی از دیدگاه وبر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
به نظر نویسنده، هدف وبر تأسیس و بنیانگذاری نوعی جامعه شناسی به مثابه “ابزار بیانی” است که بتواند بدون وضع احکامی که در آن به اسطوره متافیزیکی، ذوق شخصی یا خیر اخلاقی متوسل می شوند، به مسائل اجتماعی بپردازد.از این رو، جامعه شناسان با مهارت یافتن بر این ابزار عقلانی تلاش می کنند تا از برده شدن به واسطه عواطف خود یا به واسطه ارزش های رایج دیگران بپرهیزند. وبر تأکید می کند که نقد بی وقفه و جدی ایده ها یا تحلیل کامل علل اجتماعی باید به لحاظ منطقی از نکوهش نتایج واقعی تاریخی یا ستایش دستاوردهای فرهنگی خاص مجزا باشد یعنی ذوق زیبایی شناسانه و مسائل عملی اخلاق در مقایسه با مسائلی که تفکر جامعه شناسانه به آن ها معطوف است نقش کاملاً متفاوتی را در قلمرو ذهن ایفا می کنند.
به نظر نویسنده، هدف وبر تأسیس و بنیانگذاری نوعی جامعه شناسی به مثابه “ابزار بیانی” است که بتواند بدون وضع احکامی که در آن به اسطوره متافیزیکی، ذوق شخصی یا خیر اخلاقی متوسل می شوند، به مسائل اجتماعی بپردازد.از این رو، جامعه شناسان با مهارت یافتن بر این ابزار عقلانی تلاش می کنند تا از برده شدن به واسطه عواطف خود یا به واسطه ارزش های رایج دیگران بپرهیزند. وبر تأکید می کند که نقد بی وقفه و جدی ایده ها یا تحلیل کامل علل اجتماعی باید به لحاظ منطقی از نکوهش نتایج واقعی تاریخی یا ستایش دستاوردهای فرهنگی خاص مجزا باشد یعنی ذوق زیبایی شناسانه و مسائل عملی اخلاق در مقایسه با مسائلی که تفکر جامعه شناسانه به آن ها معطوف است نقش کاملاً متفاوتی را در قلمرو ذهن ایفا می کنند. نویسنده در این مقاله نسبت میان جامعه شناسی و زیبایی شناسی را از دیدگاه وبر بررسی می نماید و تلاش می کند تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا جامعه شناسی می تواند از احکام ارزشی و زیبایی شناسانه مجزا باشد یا خیر.
در این مقاله استدلال خواهم نمود که نمی توان ساختار صوری اندیشه های وبر را، به ویژه از آن جهت که به مدد سخنرانی و گفتار شکل یافته اند، از فهم محتوای اصلی، اهمیت نظری و تأثیر بلاغی آن ها جدا نمود. نمونه ای که من برگزیده ام پاسخ ماکس وبر به سخنرانی ورنر زومبارت با عنوان ” تکنولوژی و فرهنگ” است که در اولین گردهمایی انجمن جامعه شناختی آلمان در سال ۱۹۱۰ در فرانکفورت ماین ایراد شده است. وبر که در این انجمن به دنبال فضا و موقعیتی برای پژوهش جامعه شناسانه و رسیدن به شهرت علمی برای خود بود، حداقل قصد داشت تا به نحوی از این گردهمایی به عنوان مجالی برای پرورش مباحث علمی میان رشته ای استفاده نماید و نگرش خود را نیز به جامعه شناسی به عنوان یک روش علمی که از شیوه استدلالی متمایز بهره مند است، آشکار سازد.(۶۲- ۲۰۰۲:۱۵۹
Kaesler
, ) بنابراین، اظهارنظرهای وبر در این گردهمایی ها غالباً به تعیین حدود گفتار و تفکری می پرداخت که خاص علوم اجتماعی بود و امکان پژوهش جامعه شناسانه و آثار جامعه شناسانه را در نظر می گرفت اما چنین کاری دقیقاً با توجه به تمایزهای میان نظام های عقلانی تثبیت شده و گفتمان های تخصصی صورت نمی گرفت.(نگاه کنید به
Todorof,159: 1977/1976
)بنابراین، مشارکت وی در اولین گردهمایی انجمن را می توان به عنوان تلاشی برای نشان دادن استقلال و ویژگی ابتکاری جامعه شناسی و نیاز به بررسی مباحث و پی گیری اصولی که پیشاپیش علوم دیگر تثبیت کرده اند تلقی نمود.
تا حدود سال ۱۹۱۰ “جامعه شناسی” هنوز از منبعی خاص برای پژوهش بی بهره بود و از روش نظام مندی پیروی نمی کرد حال آنکه می بایست مشروعیت نهادی را تضمین می نمود. جامعه شناسی تنها در دهه های اخیر بود که از طریق تأسیس مجله های علمی نظیر سال جامعه شناسی(
Année Sociologique
) که امیل دورکیم در ۱۸۹۸ به وجود آورد و آرشیو علوم اجتماعی و سیاست اجتماعی(
Archiv der Sozialwissenschaften und Sozialpolitik
) که از سال ۱۹۰۴ به طور مشترک وبر، زومبارت و ادگار ژافه سردبیری می کردند جایگاه تخصصی خود را یافت. اگوست کنت با معرفی این اصطلاح در نیمه اول قرن نوزدهم ترکیبی دانش نامه ای از باورهای الهیاتی کهن، نظریه های متافیزیکی مدرن و امور بدیهی پوزیتویستی آینده به تصویر می کشید که به نظر وی منتهی به یک ” دین بشری جدید” می گردد. تأملات کنت که گاهی اوقات به شدت دگماتیک بود دورکیم را ترغیب نمود تا ابژه پژوهشی جامعه شناسی را به نحو عقلانی تر به عنوان نظم و هویتی واقعی تعریف کند که این نظم و هویت واقعی می تواند به لحاظ تجربی و آماری مشاهده شود و به عنوان نظم اخلاقی به نحو سیاسی و آموزشی دگرگون گردد.( ۷۳-۳۶۴: ۲۰۰۴
Kemple
,) برعکس، جورج زیمل در مقدمه مجموعه آثار و مطالعات برجسته اش به نام جامعه شناسی (
Soziologie) (11: [1908] 1992
) ناگزیر می پذیرد که جامعه شناسی هنوز مکانی مشخص را در علوم به دست نیاورده است؛ گویی این نحوه جدید تفکر هنوز به عقل سلیم نزدیک تر است تا به شناخت نظام مند. زیمل به همین دلیل استدلال می کند که تعیین روش ها و اهداف جامعه شناسی باعث ایجاد وظیفه و مسئله مستقل می گردد و بدین ترتیب نباید از همان آغاز آن ها را مسلّم فرض کرد. به طور خلاصه بدون تضمین مالی یک فعالیت عمومی یا خصوصی، یا ثبات نهادی یک بخش از دانشگاه، شیوه مطلوب برای ایجاد مشروعیت علمی برای جامعه شناسی به عنوان یک حوزه فکری مستقل، از طریق تشکیل “جوامع” علمی برای اجرا نمودن طرح های پژوهشی فردی و جمعی و انتشار آن ها میسر می شود.
از جمله اهداف بی واسطه و ضروری انجمن جامعه شناسانه آلمان، متمایز نمودن کار خود با پژوهش هایی است که محرک های آن ها سیاسی می باشد و همچنین متمایز نمودن استدلال های خود از استدلال هایی است که از حیث اخلاقی مطرح می شوند که از جمله ویژگی های سازمان های علمی دیگر نظیر انجمن قدیمی سیاست اجتماعی می باشد.(
Verein für Soziolpolitik
) انجمن با انجام چنین کاری، اصل آزادی از ارزش (
Wertfreiheit
) را به عنوان اولین سنگ بنای خود برای تدوین محتوای پژوهش های تجربی و انجام مباحث فکری بنیان نهاد. با وجود این، همان طور که وبر بعدها استدلال می کند این اصل موضوعه باید مشروط به معیار رابطه ارزشی (
Wertbeziehung
) باشد که حداقل به طور ضمنی به اهمیت کنونی پژوهش علوم اجتماعی، اگر نگوییم اهمیت کلی آن، می پردازد و توجه خود را به انواعی از پژوهش که به طور راهبردی برگزیده شده اند معطوف می نماید. با توجه به این نگرانی ها می توان اظهارنظر وبر را در کنفرانس فرانکفورت به عنوان تلاشی برای بهبود و ارتقا کیفیت منحصر به فرد جامعه شناسی در درون هیاهویی از استدلال ها تلقی نمود که به نام انجمن های علمی و علوم اجتماعی صورت می گرفت از این رو وبر قصد داشت تا بیان جامعه شناسانه را درباره حیاتی ترین یا جالب ترین مباحث روز اعتبار بخشد. پاسخ وبر به زومبارت به ویژه قابل توجه است نه تنها به این دلیل که پاسخ وی، همان طور که وایلر(۴۰-۷: ۱۹۹۴) و براون(۷۲-۶۰: ۱۹۹۲) بیان می کنند، گویای نقاط کلیدی دوره جدیدی از آثار و پژوهش هایش درباره جهان بینی فرهنگی مدرنیته می باشد بلکه به خاطر ویژگی برجسته اش به عنوان یک رخداد فکری مهم که صورت بلاغی را به عنوان یک عمل خطابی تلقی می کند.
به جای برشمردن نکات فردی و تخصصی ای که وبر مایل است علیه زومبارت در این موقعیت خاص بیان کند(نگاه کنید به
Grundmann and Stehr,2001, Lehmann,1993, Mitzman ,1987
)، هدف من در این جا بیان و توسعه استدلال قدیمی ارسطو است که مهارت های بلاغی اقناع و استدلال را برای فنون استدلال دیالکتیکی و بیان علمی معرفی می کند. تا آنجا که اظهارنظرهای وبر به دقت برای ایجاد جامعه شناسی به عنوان گفتمان مرجع برای موضوعاتی که دارای اهمیت اجتماعی و فرهنگی هستند فرمول بندی شوند، این اظهارنظرها هم با شرایط نوعی موقعیت سخن گفتن که در درون سنت های برجسته بلاغت در دوره باستان تدوین شده اند هماهنگ هستند و هم از آن فاصله دارند به ویژه با توجه به:
۱. ویژگی سخنگو، به ویژه با توجه به نحوه تلقی مخاطب از شهرت علمی وبر،اعتبار عمومی یا حتی ویژگی فردی وی از آن جهت که براساس جایگاهش در انجمن معین شده است و از آن جهت که یک خبره و متخصص قابل احترام در حوزه های تاریخ، اقتصاد، اجتماع و دین می باشد.
۲. تأثیر مخاطب، به ویژه انتظارها، همدلی ها و مهارت های اعضای انجمن که از دیدگاه های سیاسی و اخلاقی متفاوت و گوناگونی دفاع می کنند و مجموعه ای از حوزه های علمی و تخصصی را دربر می گیرند.
۳. اما شناخت حوزه جامعه شناسی، از آن جهت که به واسطه گفتمان معناداری تعریف می شود که به عنوان علم قابل تشخیص است، در این جا بر حسب روش های قابل تأیید و موضوع های علمی پژوهش جامعه شناسانه می تواند مشخص گردد.
با این حال، در واقع این سه بُعد از گفتار جامعه شناسانه به یکسان مورد تأکید وبر قرار نگرفته اند[زیرا] هدف اولیه وبر و روشن ترین هدف وی، پرداختن به مباحثی است که تحت عنوان مقاله زومبارت و با توجه به خود موقعیت تعیین شده اند و هدف کلی این موقعیت، اثبات ” شناخت جامعه” به عنوان یک گفتمان و روش استدلالی متمایز است.از این رو،امتیازی که وبر برای تعیین کلی یک رویکرد جامعه شناسانه به این موضوع قائل است در تضاد و تنش با ضرورت بررسی احساسات مخاطب قرار می گیرد که، واقعاً یا بنا به فرض، با رجوع به انتظارات و پیش پندارها و نیز همدلی ها و رفتار آنها صورت می گیرد. در عین حال، وبر دقت می نماید تا تمایلات علمی ای که با آنها مشترک است به ویژگی و اعتبار خود وی به عنوان یک سخنگوی برگزیده یعنی به عنوان یک متخصص برجسته، نویسنده ارجمند یا سخنران منصوب برای جامعه شناسی(به همراه سبک خطابه اش و شیوه منحصر به فردش در ارائه سخنرانی یا توسل به اقتدار کاریزماتیک)تقلیل نیابد. در ذیل بررسی می نمایم که چگونه اولین بخش از پاسخ وبر به زومبارت بر طبق توافق نامه های متداول در مباحث علمی به ویژه با توجه به اعتبار سازمانی ای که انجمن برای “رهایی از ارزش” قائل است به نگارش درآمده است و سپس نشان می دهم که چگونه صورت تجربی اظهارنظرهای وی در بخش دوم پاسخ وی به زومبارت از این قواعد فراتر می رود زیرا حدود میان استدلال علمی و الهام زیبایی شناسانه را تیره و تار می نماید. در نتیجه، به نظر من هدف وبر در این جا ابداع و تجهیز حرفه جامعه شناسی به ابزارهای بلاغی است[زیرا]به تحلیل خلاقانه و فهم تفسیری، اگر چه تنها از طریق گفتار، نیاز دارد.
جامعه شناسی به عنوان تجربه زیبایی شناسانه
وبر تأکید می کند که نقد بی وقفه و جدی ایده ها یا تحلیل کامل علل اجتماعی باید به لحاظ منطقی از نکوهش نتایج واقعی تاریخی یا ستایش دستاوردهای فرهنگی خاص مجزا باشد یعنی ذوق زیبایی شناسانه و مسائل عملی اخلاق”در مقایسه با مسائلی که تفکر جامعه شناسانه به آن ها معطوف است نقش کاملا متفاوتی را در قلمرو دیگر ذهن ایفا می کنند”. در گردهمایی های فرانکفورت، ابهام و سردرگمی در مورد شیو های ارزیابی به مرور زمان تونیس و دیگران را بدان جا کشاند که در برابر به کارگیری جدی اصل رهایی از ارزش مقاومت نمایند و آن را نقض نمایند. وبر در نقطه ای از بخش دوم پاسخش به زومبارت،(۲۸: [۱۹۱۰] ۲۰۰۵)با تصدیق و تأیید اعتراض طنزآمیز تونیس به استفاده وی از اصطلاح “شکوهمند”(
grossartig
) برای توصیف تحول طبقه کارگر مدرن به عنوان یک “اجتماع فرهنگی” (
Kulturgemeinschaft
) می پذیرد که به قلمرو احکام ارزشی وارد شده است. آنچه به این جا مربوط می شود ارزش ذاتی تولیدات فرهنگی پدید آمده از این جنبش نیست بلکه تنها “علاقه و توجه” علمی آن ها مهم است. همان طور که وبر در سخنرانی خود در سال ۱۹۱۷ درباره “علم به مثابه حرفه” تأکید می کند زیبایی شناسی جامعه شناسانه نمی تواند در مورد موضوعات ذوق یا خلق و خو حکمی صادر نماید و نمی تواند ارزش اخلاقی یا فرهنگی موضوع آثار هنری را ارزیابی نماید و بگوید که آن ها رهایی بخش یا کفرآمیز هستند.
[زیبایی شناسی]این پرسش را مطرح نمی کند که آیا قلمرو هنر، قلمرو اعتبار و نفوذ اهریمن، قلمرو این جهانی و بنابراین اساساً قلمرو مخالفت با خداوند و در نهانی ترین و اشرافی ترین روح خود، مخالفت با برادری بشر می باشد یا خیر؛ از این رو، زیبایی شناسی نمی پرسد که آیا اینجا باید آثار هنری وجود داشته باشد یا خیر. (۱۴۴: [۱۹۱۹/۱۹۱۷] ۱۹۴۵ )
این رویکرد در پاسخ وبر به زومبارت، از طریق بحث در مورد تمایز میان صورت خلاقانه آثار هنری در مقایسه با محتوای موضوعی و اساسی آنها معرفی می شود، تمایزی که وی برای صورت و محتوای آثار فکری نیز به کار می برد.
وبر(۸۱: [۱۹۰۴] ۱۹۴۹ )در نخستین مقاله روش شناسانه خود در مورد “عینیت”، “فرهنگ” را به نحوی تعریف می کند که بر این دلالت دارد که نظریه فرهنگ دربر دارنده فرایند فهم تفسیری و ادراک بُعدنمایانه است: ” “فرهنگ” گزینش (
Ausschnitt
) متناهی از بی نهایت وقایع بی معنای جهان است که از دیدگاه انسان ها مهم و معنادار در نظر گرفته می شود.”(با کمی تغییر در ترجمه) به نظر وبر و بسیاری از هم عصران وی، وظیفه جامعه شناسی هنرها اغلب مشاهده و تحلیل پیدایش ابزار فرهنگی جدید و صور زیبایی شناسانه خلاقانه با توجه به مبانی اجتماعی و شرایط اقتصادی ای است که آنها را ممکن می سازد تا برشمردن و طبقه بندی گزینه ها، ترتیب و تکرار موضوعاتی که به نحو زیبایی شناسانه در نظر گرفته می شوند.( شبیه همان چیزی که امروزه تحلیل محتوا نامیده می شود.)(۱۵-۱۱۱: ۲۰۰۰,
Scaff
) به بیان دیگر، هدف وبر از اظهارنظرهایش در فرانکفورت این بود که شیوه پردازش خود را از مسأله کانت در این مورد ارائه کند که چگونه می توان در پژوهشی که به صور ارزش می پردازد چیزی را تعیین کرد که در رابطه با قلمرو زیبایی شناسانه مدرنیته متمایز و برجسته است. وبر با انجام این کار نه تنها تبیین می کرد که چگونه تمایلات طبقه یا فناوری های جدید، موضوع هنر و بنابراین، آنچه را که می تواند هنر محسوب شود تغییر می دهد بلکه گفتمان خود وبر نیز با نمونه و مثال نشان می داد چگونه یک زیبایی شناسی جامعه شناسانه می تواند پرسش های گسترده تری را در رابطه با آنچه می توان درباره هنر گفت مطرح نماید.
شاید از آن جایی که هدف آشکار وبر نه تنها تعیین حدود حرفه زیبایی شناسی بلکه افزون بر این، متمایز نمودن نگرش جامعه شناسی با توجه به حوزه هنر بود شگفت انگیز نمی آید که اظهارنظرهای وی در مورد خود این مباحث، نوعی شکل ادبی خلاقانه و جلوه ای زیبایی شناسانه به خود می گیرد. حتی به نظر می رسد که اصالت اظهار نظر های وی به سبب شتاب زدگی و خودانگیختگی آنها تقویت شده باشد و می توان گفت که به خاطر کمبود وقت، ساختارها و محدودیت ها به ناگزیر تفسیرها را در موقعیت هایی مانند این محدود می نماید. اگرچه وبر(۲۸: [۱۹۱۰] ۲۰۰۵)در این نقطه از بحث پوزش می خواهد و بیان می کند که ” با توجه به وقت کمی که در اختیار دارد” تنها می تواند ” به طور گذرا” به قلمرو زیبایی شناسانه بپردازد اما این اظهار نظرها در واقع در مقایسه با اظهار نظرهای قبلی وی درباره مبانی اقتصادی فناوری های تولیدی، طولانی تر و با دقت بیشتری تدوین شده بودند. وبر(۲۹: [۱۹۱۰] ۲۰۰۵)در یکی از عبارات شورانگیز و وجدآور خود، نوعی ستایش “رها از ارزش” و مدحی معمولی از دستاوردهای فناورانه و سیلاب عظیم تجربه و احساس در میان ساکنان شهرهای مدرن بیان می کند، ساکنانی که گردهم آمده اند تا رشد شدید صور زیبایی شناسانه و فرهنگی جدید را سهولت بخشند:
عالی جنابان، اکنون اگر بپرسیم که آیا فناوری مدرن در معنای متعارف کلمه در ارتباط با امر صوری – زیبایی شناسانه قرار می گیرد یا خیر، آنگاه به باور من پاسخ ما به این پرسش می بایست بدون تردید آری باشد مادامی که هر ارزش صوری معین در فرهنگ هنری مدرن ما بتواند تنها از یمن وجود کلان شهرهای مدرن زاده شود یعنی کلان شهرهای مدرن با برخورداری از بزرگراه ها، مترو ها، روشنایی ها، ویترین ها، سالن های کنسرت و مهمانی، کافه ها، دودکش ها و ستون ها و … و تجربه دگرگونی ها در سرشت نفس که منتهی به تشویش خاطر درباره تمام انواع امکان های ظاهراً بی پایان برای اداره زندگی و سعادت می گردد. می توان به عنوان یک اعتراض که برخاسته از نوعی احساس در مورد این واقعیت است چنین گفت که:[اینها]بالاترین انتزاعات زیبایی شناسانه، عمیق ترین اشکال رؤیا یا پرشورترین اشکال جنون[هستند]؛ و بخشی در پذیرش این واقعیت می گویند: پوزش از ضرب آهنگ خیال انگیز و شعف انگیزش.
مطلب فوق شگفت انگیز است نه تنها به این دلیل که بسیاری از موضوع های جدید را که زندگی شهری برای نمایش زیبایی شناسانه عرضه می دارد به نحو گوناگون چارچوب بندی می کند بلکه به این دلیل نیز که به نحو بلاغی، حالتی گیج آور در بیان ایجاد می کند و سر درگمی شعف انگیز تأثیرهایی را که کلان شهرهای مدرن پدید می آورند نشان می دهد. یعنی وبر نه تنها تأثیرهای شهر را بر شکل هنری توصیف می کند بلکه حالت بیان وبر نیز تأثیرات آن را بر زبان در ارائه فهرست نامنسجم از تصاویر(“بزرگراه ها، مترو ها، روشنایی ها، ویترین ها،سالن های کنسرت” و غیره)نشان می دهد به طوری که این تصاویر در توالی سریع(مونتاژ)به نحوی مرموز و بدون تقارن ترکیب می شوند. به نظر می رسد که ساختار پیچیده نثر وبر تابع این فرایند مخرب درهم شکستن و از نوآفریدن، شتاب و فوران حسی است.
تفکرهای وبر با روح مقاله مشهور زیمل در ۱۹۰۳ درباره”کلان شهر و حیات روانی”که برای اولین بار به صورت یک سخنرانی ارائه شد هماهنگی دارد تا آن جا که هر دو متفکر توجه خود را به این امر معطوف نموده اند که چگونه توصیف واقعی جنبش و هیاهوی زندگی شهری مدرن مستلزم سبک فکاهی، امپرسیونیستی و اکسپرسیونیستی از معرفی و تعهد جدی به رئالیسم و طبیعت گرایی می باشد.(۲۲۰-۹۶: ۱۹۸۸
Lepenies
,)مقایسه ای که در مطلب فوق صورت گرفت – میان ابداع های شاعرانه استفان جورج و امیل فرهارن در آغاز قرن بیستم و سبک شورانگیز جان میلتون در اوایل دوره مدرن – تمایل وبر را نه تنها به سوژه های جدیدی که انقلاب صنعتی و شهری برای هنرمندان( برای مثال، در برلین،پاریس و لندن)فراهم می کند بلکه بیش از همه، به خلق صور ادبی جدید و ابزار ارتباط زیبایی شناسانه نشان می دهد. زیمل (۳۲۶: [۱۹۰۳] ۱۹۷۱)این استدلال را حتی یک گام جلوتر می برد و می گوید که مواجهه و تجربه بیگانگی، تحریک و فروپاشی تجربه هر روزه در کلان شهرها اقتضا می کند که هر یک از ساکنان شهر برای صیانت از خود، حساسیت فکری جدید، گونه ای ابزار عقلانی درون ساخته برای درک گزینشی ایجاد نمایند:
بنابراین، نوع کلان شهر –که به طور طبیعی هزاران تغییرهای فردی را ایجاد می کند– در برابر فروپاشی عمیق، تغییرات، نوسانات و گسستگی های محیط بیرونی که کلان شهر را تهدید می کنند ارگان محافظتی برای خودش ایجاد می کند. نوع کلان شهر به جای اینکه به طور عاطفی واکنش نشان دهد در ابتدا به صورت عقلانی واکنش نشان می دهد و بدین ترتیب از طریق تقویت آگاهی تفوق ذهنی را ایجاد می کند که به نوبه خود معلول خود کلان شهر است. وبر در همان خطوط گام برمی دارد و می گوید که شرایط اجتماعی و فرهنگی کلان شهرهای مدرن مستلزم شیوه های جدیدی از دیدن و اندیشیدن و در واقع مستلزم پرورش ذهن و چشم جامعه شناسانه از طریق اصلاحات فکری بی شمار است که برای پاسخ گویی بهتر تقاضاهای زندگی روزمره در جهان مدرن در نظر گرفته می شود. بنابراین حس ششم درک جامعه شناسانه صرفاً ویژگی تخصصی محققان کار آزموده یا متخصصان زیبایی شناسی نیست تا آنجا که این ارگان عقلانی یک توانایی فکری کلی را برای سازگاری با آن چیزی ایجاد می کند که وبر(۳۱: [۱۹۱۰] ۲۰۰۵ )به عنوان “بنیان فناوارانه کلی ای که بر احساس حیاتی و سرعت روزگار ما … شیوه زندگی کلان شهری تأثیر می گذارد” مشخص می نماید.
با وجود این، در وهله اول ممکن است شگفت انگیز باشد که نمونه ای که وبر درباره آن بحث می کند به هنرهای بصری یا ادبی که به نظر می رسد پیوند نزدیک تری با فنون مشاهدتی و استدلالی عمل فکری نظیر جامعه شناسی داشته باشند تعلق ندارد بلکه به جهان بسیار دور افتاده “ترکیب و اجرای موسیقی” تعلق دارد. وبر در این جا برخلاف رساله ای که در ۱۹۱۱ به نگارش درآورد -رساله ای که به بررسی مبانی عقلانی و اجتماعی اصول هارمونیکی و ملودیکی غرب از بُعد تاریخی و بین فرهنگی می پردازد- به بررسی “مسأله بسیار خاص تر … وابستگی هنر به ابزار تکنولوژیکی اش” می پردازد.(۳۰: [۱۹۱۰] ۲۰۰۵) به طور خاص وبر این فرض بنیادی را به پیش برد که “قاعدتا اراده هنری(
das Kunstwollen
)ابزار تکنولوژیکی را برای حل مسأله به وجود می آورد.” علی رغم تفاوتی که در تأکید و تمرکز این دو نوشته بر بحث موسیقی غرب وجود دارد هر دو این نوشته ها به طور ضمنی به واکنش زیبایی شناسانه به تراژدی فرهنگ غرب و بحران عقلانیت غربی و بدین ترتیب به نظریه عمدتاً نیچه ای درباره نحوه پیدایش “روح”(
Geist
)موسیقی مدرن در واکنش به تجربه زندگی صنعتی و شهری می پردازند.(۸۴: ۱۹۹۵ ,
Edgar
) وبر(۱۰۲: [۱۹۱۱] ۱۹۸۵)در نقطه ای از رساله خود که به طور بسیار نظاممند ساخته و پرداخته و به لحاظ تجربی تنظیم شده است به تأثیر اختراع های فنی بر احساس مدرن از نت و نحوه گوش فرادادنی که این احساس های جدید نیازمند آن هستند می پردازد:
از آن جایی که توانایی شنیدن موسیقایی ما(
musikalisches Gehr
) تابع تفسیر نت ها بر طبق اصل هارمونیکی آنها است ما[می توانیم] به شیوه های سوبژکتیو متفاوت، نت هایی را احساس یا حتی “بشنویم” که به لحاظ هارمونی بر روی سازها بر طبق اهمیت آکوردشان تعیین می شوند. حتی مدرن ترین تحولات در موسیقی که عملاً به شیوه های گوناگون در جهت نابودی نت حرکت می کنند این تأثیر را نشان می دهند. این جنبش های مدرن که حداقل به نحوی محصول چرخش رومانتیکی خاص و عقلانی شده پژوهش ما به تأثیرات “جالب” هستند نمی توانند به روابط برجا مانده با این بنیان ها متوقف بمانند اگر تنها در نوع تحول و دگرگونی خود با آنها اختلاف و تضاد داشته باشد.(ترجمه تغییر یافته است.)
این بصیرت پیش گویانه را درباره اهمیت فرهنگی تجربه های مدرن از نت و جستجوی دوباره موسیقی می توان در تحلیل های وبر درباره شرایط تکنولوژیکی صوری ای که بیان موسیقی را تعریف(و محدود) می کنند یافت. این عوامل عبارت است از: سیستم نشانه گذاری، سازمان اجتماعی – اقتصادی روابط میان مخاطبان،آهنگسازان، نوازندگان و حامیان، علم صدا و کوک، و بیش از همه ابداعات تکنولوژیکی در سازها نظیر ارکستر و بسیار مهم تر پیانو. به طور خلاصه اگر نقاشی و معماری شاخص تحول چشم جامعه شناسانه باشند پس موسیقی مدرن و تنظیمات مربوط به ارکستر، پرورش گوش جامعه شناسانه را به ارمغان می آورد که گفتمان جامعه شناسی می تواند آن را به عنوان محصول امر بصری و آگوستیک و نیز نیازهای عاطفی و عقلانی کلان شهر های مدرن بررسی نماید. بعدها وبر در طول حیات خود تأکید بیشتری بر این مسأله نمود که چگونه عوامل تکنولوژیکی، سمت گیری نوآوری موسیقی را معین می کنند:
تفاوت میان موسیقی قدیم و موسیقی کروماتیک که تجربه های موسیقایی عظیم رنسانس، آن را در تلاش عقلانی جانانه ای برای کشفیات موسیقیایی جدید و در واقع به منظور دادن صورتی موسیقیایی به “احساس”، ایجاد کرده اند در اشتیاق هنری به بیان(
künstlerischen Ausdruckswollen
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 