پاورپوینت کامل پرولتاریای دانشگاهی در ایران ۷۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل پرولتاریای دانشگاهی در ایران ۷۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پرولتاریای دانشگاهی در ایران ۷۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل پرولتاریای دانشگاهی در ایران ۷۰ اسلاید در PowerPoint :

گاهی با خودم می‌اندیشم که آیا می‌شود در یک موقعیت فرادستی بود و راجع به فرودستان فکر کرد یا فرودستان را آن طور که زندگی را تجربه می‌کنند، فهمید؟ تجربه‌ای که از سال ۱۳۸۹ به بعد در زندگی شخصی داشتم، این کمک را به من کرد که از موقعیت استاد دانشگاه تهران خارج شوم و برای یک بار هم شده، رده‌های پایین‌تر سلسله‌مراتب دانشگاهی را لمس کنم. یکی از آنها حق‌التدریسی بودن است.

دومین نشست از سخنرانی‌های پنجشنبه سال جاری موسسه پرسش به موضوع وضعیت نهاد دانشگاه در ایران اختصاص یافت. همگان از هر طیف سیاسی یا اجتماعی بر وجود مشکلات عدیده در نهاد دانشگاه اذعان دارند و بر لزوم تغییر این نهاد چه در وجه علمی آن و چه در وجه فرهنگی و سیاسی و … تاکید. اما هر کدام با دید خود به این معضل می نگرند و بر همان اساس هم به دنبال ریشه یابی آن هستند. در این نشست مقصود فراستخواه درباره دانشگاه و گفتمان ایدئولوژیک در ایران سخن گفت، محمد مالجو با نگاه اقتصاد سیاسی دانشگاه ایرانی مورد نقد قرار داد و عباس کاظمی به نقد و بررسی پرولتاریای پژوهشی در دانشگاه‌های ایران اشاره کرد. بخش نخست گزارش نخست به سخنان مالجو اختصاص داشت که با در نظر گرفتن یک سیر تاریخی به این پرسش پاسخ داد که دانشگاه در عصر اعتدال به کجا می‌رود؟ گزارش پیش رو سخنان عباس کاظمی در این نشست است.

*****

گسترش بی‌رویه دانشگاه‌ها محصول تجاری شدن

گاهی با خودم می‌اندیشم که آیا می‌شود در یک موقعیت فرادستی بود و راجع به فرودستان فکر کرد یا فرودستان را آن طور که زندگی را تجربه می‌کنند، فهمید؟ تجربه‌ای که از سال ۱۳۸۹ به بعد در زندگی شخصی داشتم، این کمک را به من کرد که از موقعیت استاد دانشگاه تهران خارج شوم و برای یک بار هم شده، رده‌های پایین‌تر سلسله‌مراتب دانشگاهی را لمس کنم. یکی از آنها حق‌التدریسی بودن است. به عنوان کسی که شغلی نداری و باید با حق التدریس زندگی را بگذرانی، می فهمی که تا چه حد زندگی مشکل است. وقتی دقیق‌تر فکر می‌کنی، می‌بینی که چقدر آدم‌های بی‌شماری مثل تو و در کنار تو هستند و تو آنها را نمی‌بینی. این افراد گویا

invisible

بودند. اما وقتی رویت‌پذیر می‌شوند که در درون‌شان و در کنارشان و هم‌عرض‌شان شوی و ببینی که ۷۰ درصد از اعضای هیات علمی‌هایی که در دانشگاه‌ها تدریس می‌کنند، حق‌التدریسی هستند. بعد وقتی دقیق‌تر می‌شوی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی را می‌بینی، کسانی که درگیر کارهایی برای استادان و دانشجویان دیگر هستند، پایان نامه و مقاله و تحقیق می‌نویسند و خودشان جایگاه و هویتی در نظام دانشگاهی ندارند و اسم‌شان هیچ جا شنیده نمی‌شود و خودشان نامرئی هستند. این چیزی است که من اسم این را پرولتاریای دانشگاهی می‌گذارم. گروه‌های بی‌شماری از دل گسترش تحصیلات تکمیلی در دانشگاه‌های ایران ایجاد شده‌اند که موقعیت‌های متزلزل، فرودست و نابرابری را در جامعه دارند. در حالی که می‌دانیم بخشی از توسعه دانشگاه‌ها محصول این سیاستگذاری بودکه گذشته از آنکه بیکاری را به تاخیر بیندازد، برای کسی که دو دهه یا یک دهه پیش وارد دانشگاه شد، به این امید بود که بتواند بعد از یک دهه یا پنج سال وارد بازار کار شود، یعنی مساله بیکاری از ابتدا مساله مهمی بود. مساله امروز ما نیست و سه دهه پیش هم یک مساله حاد بود. اما توسعه دانشگاه‌ها برای دولت به عنوان یک مسکن عمل می‌کرد و برای مردمی که وارد دانشگاه‌ها می‌شدند، امید واهی. فرض بر این است که دانشگاه‌ها و توسعه شان حداقل مقداری از عمق نابرابری که در بازار کار هست و بیکاری را کم می کند، اما آنچه ما می‌بینیم این است که بعد از چند دهه نه تنها بیکاری کم نشده است، بلکه نابرابری در بازار اشتغال و کار هم حادتر شده است. این دو فاکتور هر دو مهم هستند، یک بار موقعیتی داریم که منابع شغلی محدود است و بار دیگر موقعیت نابرابری داریم که منابع محدود را علنا، آشکارا، عامدانه و رسما به کسانی می‌دهند که سهم برابری با دیگران ندارند.

این مقدمه اول من بود. بنابراین چیزی که قصد صحبت از آن را دارم، ظهور طبقات اجتماعی جدید یا سلسله مراتب و قشربندی جدید در مراتب دانشگاهی است و قرار است راجع به نابرابری در نظام دانشگاهی صحبت کنم. این نابرابری را باید هم به تجاری شدن و کالایی شدن نظام دانشگاهی در بحث دکتر مالجو ربط داد و هم با بحث سیاست‌گذاری که در استخدام هیات علمی بیان کردند. البته بحث‌ها وسیع‌تر از این است و وارد این جزییات نمی‌شوم که چقدر این نابرابری در مصوبات استخدامی زیاد است. مقدمه دوم بحث تمایز میان سه مفهوم است: سرقت علمی (

plagiarism

)، سایه‌نویسی (

ghostwriting

) و پرولتاریای دانشگاهی. وقتی راجع به مفهوم پرولتاریای دانشگاهی بحث می‌کنم، می‌بینم آن را به مفاهیم سایه نویسی و سرقت علمی اشتباه می‌گیرند و این مباحث را به انگیزه‌های نامشروع فردی برای ارتقا و توسعه ربط می‌دهند؛ در حالی که وضعیت نامشروع جامعه را نمی‌بینند که چنین موقعیتی را برای اقشار فرودست درون نظام دانشگاهی پدید آورده است. منظور از سرقت علمی مشخص است، وقتی فرد ایده یا جمله یا کلمه‌ای را از منبعی می‌گیرد و بدون اینکه رفرنس دهد، آن را به اسم خودش منتشر می‌کند. غالب کارهایی که در زمینه صورت گرفته است، آن را به خاستگاه‌های خانوادگی، بی‌توجهی به ارزش‌های اخلاقی و مسائلی از این دست ربط داده‌اند. سایه نویسی نیز اینچنین تعریف می‌شود که کسی مواد و مطالب لازم تحقیق را به دیگری می‌دهد و دیگری از دل تحقیق او کتاب یا مقاله بیرون می آورید. غالبا سیاستمداران وقتی می‌خواهند خطابه‌ای بنویسند، به افرادی نیاز دارند که تحقیقات لازم را انجام دهد. در دانشگاه‌های غربی نیز به خصوص در رشته‌های پزشکی رایج شده کسانی که شدیدا درگیر تحقیقات وسیع پزشکی هستند، فرصت نمی‌کنند از دل تحقیقات‌شان مقاله و کتاب بنویسند و این منابع را به دیگری می‌دهند و در نهایت نیز اشاره می‌شود که این کار با کمک و همکاری این فرد نوشته شده است. این پدیده هم پدیده‌ای نیست که امروز در دانشگاه‌های ما صورت می‌گیرد. شما بهتر از من می دانید آنچه در خیابان انقلاب رخ می‌دهد، آنچه در خیابان‌های حول و حوش دانشگاه‌ها در سراسر کشور می‌گذرد، چنین پدیده‌ای نیست، بلکه یک پدیده بسیار پیچیده و چند بعدی است. از یک سو شرکت‌های تجاری و سرمایه داری هستند که بنگاه‌هایی را تاسیس می‌کنند و از سوی دیگر همان کسانی را که نمی‌توانند بعد از فارغ‌التحصیلی شغلی در دانشگاه یا بازار کار به دست آورند را استخدام می‌کنند،و ناچارند ذیل این بنگاه ها کار بکنند تا برای شان همچون کارگر خدمت بکنند. بنابراین وقتی این بخش از جامعه را پرولتاریای دانشگاهی می‌نامیم، خیلی فرق می‌کند با مفهوم سایه نویسی که آقای قاسمی درباره‌اش مقاله‌ای نوشته است با عنوان سایه نویسی در ایران که با مطالعات من الان از آن صحبت می کنم متفاوت است و ایشان این پدیده را اشتباه گرفته‌اند. از یک طرف کارخانه‌ای به اسم دانشگاه وجود دارد که باید مقاله، کتاب، پایان نامه تولید کند. چه بازاری بهتر از اینکه سرمایه داران و فرصت طلبان به سمت این کارخانه بیایند و تلاش کنند سودی از آن کسب کنند. در نهایت نیز چیزی به اسم علم و مقالات علمی- پژوهشی تولید می‌شود و ما افتخار می‌کنیم که توسعه مقالات علمی پژوهشی مان سیر صعودی دارد و ما ده برابر کشورهای دیگر رشد داشته‌ایم؛ در حالی که متوجه نیستند که چرخ‌های این مقاله‌نویسی و پایان‌نامه‌نویسی را گروهی می‌چرخانند که هیچ اسم و نامی از آنها نیست. به اختصار عرض می کنم که چه عواملی موجب ظهور این پدیده شده است؟ من به علت ضیق وقت، فقط دو عامل را ذکر می‌کنم. عامل اول را بحران آموزش زیادی (

over education crisis

) می‌نامم. یعنی زیاده از حد آموزش دهیم و جامعه را بیش از حد ذیل آموزش قرار دهیم. از یکسو تعداد دانشگاه‌ها در مقایسه با سال‌های قبل از انقلاب و سال‌های آغازین انقلاب، گسترش پیدا کرده است و حجم دانشگاه بزرگ شده است؛ در حالی که در سال ۱۳۴۹، سیزده دانشگاه داشتیم، در سال ۱۳۹۳، ۲۶۴۰ دانشگاه داشتیم. در این آمار واحدهای علمی-کاربردی و هر واحد دانشگاه آزاد هر کدام یک دانشگاه به طور مستقل فرض می‌شود. بنابراین بدنه دانشگاه متورم می‌شود.

همچنین گسترش دانشجویان را می‌بینیم. در سال ۱۳۵۸، ۱۶۰ هزار دانشجو داشتیم اما حالا حدود ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار دانشجو داریم. اگر این را با تعداد اساتید جمع کنیم، می‌توانیم بگوییم حدود ۵ میلیون نفر جمعیت دانشگاهی داریم؛ جامعه‌ای که می‌توان راجع به ساختار سلسله مراتبی و قشربندی درونی آن صحبت کرد.

یکی از پیامدهای بسیار بسیار آشکار این رشد، جابه‌جایی در مساله بیکاری است، یعنی اگر از سال ۱۳۹۱ در نظر بگیریم، می‌بینیم که میزان بیکاری در میان دانش آموختگان از میزان بیکاری به طور کلی فراتر می‌رود و این نشان می‌دهد که تحولی در ساختارهای فرم بیکاری در ایران ایجاد شده است. ما با بیکارانی مواجهیم که بیشتر آنها دانشگاهی‌ها و تحصیلکرده هستند؛ در حالی که بیکاری سه دهه گذشته، مفهومی بود که عمدتا در اشاره به طبقات کارگری، پایین و کم‌سواد به کار می‌رفت و کلیشه معروفی بود که می‌گفتند درس نخواندیم که کاری پیدا کنیم و ای کاش درس می‌خواندیم اما امروزه آدم‌های زیادی درس می‌خوانند و بیکارند. نوعی دگردیسی در فرم و شکل بیکاری ایجاد شده است. بنابراین روند به سمتی می‌رود که نوعی نابرابری و انشقاق در ساختارهای دانشگاهی و تحصیلکردگان ایجاد می‌شود که شکاف‌های وسیعی را در آینده نزدیک درون جامعه تحصیلکرده ایجاد می‌کند و دعوا را از سطح طبقات فرودست اقتصادی کم‌درآمد به سمت درون طبقات متوسط می‌برد که تحصیلکرده هستند و می‌شود آنها را نوعی پرولتاریا یا طبقه کارگری یقه سفید خواند، یعنی طبقات تحصیلکرده‌ای که دکترا و فوق لیسانس دارند اما به دلایل مختلف برایشان ممکن نشد که وارد بازار کار بشوند. همان طور که آقای مالجو گفتند، در طول ۳۰- ۲۰ سالی که این تحقیقات انجام می‌شود و آخرین تحقیقی که در پژوهشکده مطالعات فرهنگی وزارت علوم انجام شده، این آمارها تکرار شد. یعنی با اینکه دانشگاه بزرگ شده و تحصیلات تکمیلی از لیسانس به فوق لیسانس و دکترا گسترش یافته است، میزان وابستگی دانشجویان به خانواده‌ها کم نشده است، یعنی ۷۰ درصد دانشجویان گفته‌اند که منبع درآمد ما خانواده‌ها هستند. این میزان بیست سال پیش هم با تفاوت‌هایی جزیی، همین مقدار بوده است. بنابراین عامل اول گسترش بی‌رویه دانشگاه‌ها است که محصول تجاری شدن است.

عدالت آموزشی و عدالت در دستیابی به منابع اشتغال

عامل یا متغیر دوم به دو مفهوم عدالت آموزشی و عدالت در دستیابی به منابع اشتغال باز می‌گردد. در مطالعات

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.