پاورپوینت کامل ایدئولوژیک کردن خاطره ۴۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ایدئولوژیک کردن خاطره ۴۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ایدئولوژیک کردن خاطره ۴۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ایدئولوژیک کردن خاطره ۴۷ اسلاید در PowerPoint :
ناگزیر ابتدا یک اشارهی کوچکی به بحث خاطره در فلسفهی سنتی میکنم و بعد به تحلیل خاطره از منظر ریکور میپردازم؛ اینکه چگونه تعبیر ریکور از خاطره از تحلیل سنتی فلسفی جدا و متفاوت میشود. در ادامه بهصورت خاص به عبارتهایی نظیر «باید به خاطر آورد» و یا عبارتی که خود ریکور میسازد، یعنی عبارت «کار عزا» یا «کار خاطره» میپردازم. بحث اصلی من در واقع بحث سوءاستفاده از خاطره است که شامل استراتژیهای تزریق فراموشی و یا عبارت «به گونهای دیگر روایت کردن» میشود (که عبارت خود ریکور است)؛ استراتژیهای تزریق فراموشی برای مسخ کردن دلالتهای نمادین مکانها.
فاطمه شمسی: دوازدهمین هماندیشی حلقه نشانهشناسی تهران با موضوع «نشانهشناسی تاریخ» در مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد. در این هماندیشی ۱۳ مقاله ارائه شد و اساتید حوزه تاریخ و نشانه شناسی سخنانی ایراد کردند. در گزارشهای پیشین سخنان دکتر منصوربخت، محمدعلی اکبری، پاکتچی، شعیری و آزیتا افراشی ارائه گردید. گزارش پیشرو اختصاص دارد به سخنان مرتضی بابک معین که در خصوص پدیدهی پاورپوینت کامل ایدئولوژیک کردن خاطره ۴۷ اسلاید در PowerPoint و استفاده از ویژگی گزینشی روایت برای تعریف هویت جمعی سخن گفت.
***
ناگزیر ابتدا یک اشارهی کوچکی به بحث خاطره در فلسفهی سنتی میکنم و بعد به تحلیل خاطره از منظر ریکور میپردازم؛ اینکه چگونه تعبیر ریکور از خاطره از تحلیل سنتی فلسفی جدا و متفاوت میشود. در ادامه بهصورت خاص به عبارتهایی نظیر «باید به خاطر آورد» و یا عبارتی که خود ریکور میسازد، یعنی عبارت «کار عزا» یا «کار خاطره» میپردازم. بحث اصلی من در واقع بحث سوءاستفاده از خاطره است که شامل استراتژیهای تزریق فراموشی و یا عبارت «به گونهای دیگر روایت کردن» میشود (که عبارت خود ریکور است)؛ استراتژیهای تزریق فراموشی برای مسخ کردن دلالتهای نمادین مکانها.
بیتردید یکی از مفاهیمی که به مفهوم تاریخ گره میخورد، بحث خاطره است. خاطره بهمثابه منبع اصلی و اساسی برای ارجاع به گذشته و یا بازتولید آنچه گذشته، است. پرسشی که مطرح است این است که اساساً وقتی انسان چیزی را به خاطر میآورد، به یاد چه میافتد؟ (بحثی کاملاً پایهای و پدیدارشناختی) میتوان گفت اینجا همان مسئله و تناقض اصلی فلسفهی سنتی که واقعیت را در مقابل داستان و فیکشن قرار میدهد، مطرح میشود. این پرسشها مسئلهی اساسی بازنمود چیزی در گذشته و البته در زمان حال را هم مطرح میکنند. مسئله اینجاست که موضوع بازنمود دیگر وجود ندارد، اما بازنمود آن در زمان حال وجود دارد؛ این تناقض از همان ابتدا فلسفهی غرب را به خود مشغول میکند.
افلاطون با استعارهی معروف خود (استعارهی تصویر موم که بر روی آن علائم و نشانههای بیرونی حک شده و اثر خود را بر آن بر جای میگذارند) به بحث خاطره و تاریخ میپردازد. توسل به استعارهی موم ازاینجهت به کار افلاطون میآید که توضیح میدهد که چرا برخی از خاطرهها روشنتر و برخی دیگر محوتر هستند. این ویژگیها هم به چگونگی و ویژگی موم بستگی دارد که شل باشد یا سفت و هم به ویژگی آن عامل یا تصویر بیرونی که تصویر خود را بر موم بر جای میگذارد؛ یعنی هرقدر که تصویر ضعیفتر باشد، آن خاطره محوتر است. میتوان گفت نظریهی افلاطون در خصوص خاطره و مقایسهی آن با موم بر نظریهی وسیعتری در خصوص تصدیق و میزان اعتماد به آن استوار شده است. در واقع تصدیق خاطره به نسبت تصاویری که از حواس میآیند بیشتر به چالش امروز تبدیل میشود، زیرا برآمده از تأثیر بیرونی که یک موضوع زمان حال آن را ایجاد کرده، نیست، بلکه برآمده از تأثیری درونی است؛ یعنی ربطی از چیزی که غایب است و حاضر نیست بر جای مانده است. اینجاست که ربط همزمان هم غیابِ حضور است و هم حضورِ غیاب؛ چیزی معماگونه که بر نه-هستیاش اشاره دارد.
ارسطو بر ویژگی دیگری از خاطره تأکید میکند که ظاهراً افلاطون به علت آن نپرداخته است و آن بحث زمان است. به همین دلیل اندیشه در خصوص فاصلهی زمانی که حال را از گذشته جدا میکند همیشه با جریان خاطره همراه است و آن را با مسئلهی زمانمندی و تاریخمندی سرنوشت بشر گره میزند. ریکور در کتاب خود با عنوان «خاطره، تاریخ و فراموشی» که در آن به شکل سیستماتیک و بسیار پیچیدهای به بحث پدیدارشناسی خاطره و فراموشی میپردازد، معتقد است که پایهگذاری نظریهی خاطره تنها بر نظریهی تصویر اشتباه است، زیرا با نظریهی تصویر نوعی
substance
و مادیت را وارد بحث کردهایم که خود باعث ابهام میشود و نمیدانیم که اصل آنچه که مهر و رد خود را بر مومِ حال به جای گذاشته، چیست و بخش مشترک و شباهت بین آنچه بر جای مانده و آنچه که دلیل آنچه بر جای مانده است، چه میباشد. ریکور در واقع در اندیشههای خود در خصوص خاطره و در کل ارتباط ما با گذشته بدون آنکه به مسئلهی خاطره بپردازد، بحث خاطره را به یک اصل شناختشناسی و اخلاقی گره میزند و یک بعد اخلاقی و شناختشناسی را وارد میدان میکند. او اعتقاد دارد اندیشیدن در خصوص گذشته در زمان حال نه بهصورت بازنمود، بلکه به شکل آنچه ریکور به آن مسئلهی «دِینِ زمان حال نسبت به گذشته» میگوید، مطرح میگردد؛ یعنی دِینی که حال در ارتباط با گذشته بر گردن خود دارد. اینجا و با این تعبیر، دو بند از تصاویر گذشته خود را آشکار میکند، معنای این واژه تنها به آنچه گذشته و از میان رفته برنمیگردد، بلکه به شکل همزمان آنگونه که ریکور معتقد است به آنچه که در چینهای استعارهی ریکور هست و آنچه در چینهای زمان حال و آینده از گذشته باقی میماند، اشاره دارد. وی واژهی چین را به این مفهوم به کار میبرد که زمان حال مختص به خود نیست و بوی گذشته در این چینها رفته است، به همین دلیل با ماندگاری گذشته در حال سروکار داریم، ماندگاریای که از زندههای امروز وارثین مردههایی را به وجود میآورد که با آنها وارد مکالمه میشوند.
جالب است این بحث به جایگاه هستیشناختی دوگانهای که هایدگر به گذشته میدهد و ریکور از آن تأثیر میپذیرد، برمیگردد؛ یعنی اینکه گذشته آن چیزی است که دیگر نیست، از میان رفته و دیگر برگشتی هم ندارد، اما درعینحال چیزی است که گذر آن همچنان در زمان حال جاری است. ریکور به همین دلیل واژهی چین را به کار میگیرد؛ چیزی که وجود آن همچنان به شکل مرموزی در زمان حال حضور دارد، لذا تاریخ نمیتواند به یک فعالیت روایی واحد فرو کاهیده شود، زیرا آنچه ادعای آن را دارد که نقلش میکند یعنی همان گذشته، نمیتواند موضوع تملک یکطرفه قرار گیرد، زیرا گذشته دیگر نیست و از چنگ فعالیتی که زمان حال انجام میدهد تا آن را در تسلط کامل خود درآورد، میگریزد؛ زمان حالی که خود بهزودی به گذشته میپیوندد؛ از همین رو، همهی ادعای آن مبتنی بر تسلط و تملک گذشته واهی به نظر میرسد. جالب اینجاست که ریکور کار تاریخنویسی را با تأثیرپذیری از میشل دو سرتو، با کار عزا و تدفین مردگان مقایسه میکند که مقایسهی بعیدی است. در واقع آیین خاکسپاری از یکسو بیان ارادهی انسان برای ارج نهادن به خاطرهی مردگان و احترام به نیاکان است و از سوی دیگر و به شکل تلویحیتری در تضا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 