پاورپوینت کامل اسلام و جهانی شدن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اسلام و جهانی شدن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اسلام و جهانی شدن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اسلام و جهانی شدن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

هدف اصلی این نوشتار بررسی نسبت فرایند جهانی شدن با جهانی شدن اسلام و یافتن پاسخ این پرسش است که آیا اسلام با جهانی شدن، تقابل دارد و یا تعامل؟ و بر فرض تقابلِ این پدیده با فرهنگ اسلام، مسلمانان در مواجهه با فرایند جهانی شدن، چه راهبردها و راه‏کارهایی می‏توانند اتخاذ نمایند؟

هدف اصلی این نوشتار بررسی نسبت فرایند جهانی شدن با جهانی شدن اسلام و یافتن پاسخ این پرسش است که آیا اسلام با جهانی شدن، تقابل دارد و یا تعامل؟ و بر فرض تقابلِ این پدیده با فرهنگ اسلام، مسلمانان در مواجهه با فرایند جهانی شدن، چه راهبردها و راه‏کارهایی می‏توانند اتخاذ نمایند؟

نویسنده با رویکرد نظری و بررسی اسنادی و تحلیل داده‏ها و نقد و بررسی یافته‏های پژوهشی، به پرسش‏های فوق پاسخ داده و چنین معلوم داشته است که ماهیت جهانی شدن با جهانی‏سازی مترادف نیست. برای شناخت دقیق این پدیده، باید به همه ابعاد، عوامل و پیامدهای آن توجه داشت. جهانی شدن به لحاظ ماهیت، اهداف و مشخصه‏ها، و پیامدهایی که دارد با آموزه‏های اسلام در تعارض است. در پایان نیز راه‏کارهایی برای برون‏رفت جهان اسلام از چالش‏های این فرایند ارائه شده است.

«جهانی شدن» فرایندی است که در پی برخی تحوّلات جهانی و پیشرفت‏های علمی و فنی در حوزه ارتباطات و رسانه‏ها و تسهیل و تشدید روابط و تعاملات بین ملت‏ها در زمینه‏های گوناگون، ظهور و بروز پیدا کرده است. این جریان به صورت فراگیر در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جوامع بشری را درگیر مسائل مشترک و فراگیر و چالش‏های گوناگون نموده و انسان‏ها را با دنیای دگرگون‏شونده، سیّال، گیج‏کننده، نفوذپذیر و غیرمتعیّن و ناآشنا و فاقد حد و مرز و غیرقابل کنترل، و پیچیده مواجه ساخته است.

یکی از مهم‏ترین تأثیرات آن، تأثیر بر وضعیت فرهنگ‏ها و ادیان است. از این‏رو، جهانی شدن برای جوامع اسلامی به عنوان یکی از دغدغه‏های مهم و چالش‏برانگیز به شمار می‏رود. این مسئله، که در عصر جهانی شدن، اسلام به منزله یک دین و فرهنگ جهانی، چه نوع مواجهه و رابطه‏ای می‏تواند با جهانی شدن کنونی داشته باشد، مسئله‏ای مهم و درخور توجه است که این مقاله می‏کوشد تا بدان بپردازد.

در سال‏های اخیر، درباره جهانی شدن و تأثیرات و پیامدهای آن، از سوی پژوهشگران تحلیل‏ها و مباحث گسترده‏ای مطرح شده است. هر یک از اندیشمندان و نظریه‏پردازان کوشیده است تا ابعاد گوناگون این پدیده نوظهور را مورد بررسی و تحلیل قرار داده و تبیینی علمی از این موضوع مهم ارائه دهد.

برخی از اندیشمندان معاصر، همچون گیدنز، که از مدافعان سرسخت مدرنیته و از منتقدان پست مدرنیته به شمار می‏رود، در تحلیل گفتمانی خود، جهانی شدن را به عنوان «جهانی شدن مدرنیته» تفسیر نموده و جهانی شدن را ذاتی مدرنیته به شمار آورده است.

ملک لوهان و برخی دیگر از نویسندگان، که در زمینه جهانی شدن نظر دارند، به دو چشم‏انداز جهانی شدن توجه کرده‏اند:

۱. فرایند جهانی شدن از منظر روابط بین‏الملل و ارتباطات؛

۲. جهانی شدن از منظر نظریه نظام واحد جهانی.

آلوین تافلر (

Alvin Toffler

) نیز در کتاب موج سوم، جهانی را ترسیم کرده است که در آن ضرورت همراهی و سازگاری با فرایندهای ناشی از برخورد امواج تاریخ آشکار می‏شود.۲

آلدوس هاکسلی نیز در کتاب دنیای شگفت‏انگیز نو، فرایند جهانی شدن را به گونه‏ای ترسیم می‏کند که در آن انسان‏ها، در یک حکومت واحد جهانی، که با نظمی آهنین همه چیز را تحت کنترل و نظارت دارد، محصور می‏شوند و خودآگاهی و جهان‏آگاهی آنها با این تصویر تخیّل‏گونه از جهان پیوند می‏خورد و انسان و جهان اندیشه و فرهنگ او دچار استحاله می‏شوند.۳

یکی دیگر از کسانی که در زمینه جهانی شدن تحقیقات گسترده‏ای انجام داده امانوئل والرشتاین، جامعه‏شناس آلمانی، است. وی معتقد است: «جهانی شدن فرایند شکل‏گیری شبکه‏هایی است که طی آن، اجتماعاتی که پیش از این در کره خاکی دور افتاده و منزوی بودند، در وابستگی متقابل و وحدت جهانی ادغام می‏شوند.»۴

وی با طرح نظریه «نظام جهانی» روابط بین‏المللی را به شکل نوعی همگرایی ویکپارچگی‏میان‏دولت‏ها ترسیم می‏کند. بر اساس تحلیل والرشتاین، وجود نظام جهانی به معنای پذیرش یک راهبرد مشترک و همگرایی از روی الزام و ضرورت‏است، نه‏از باب تعامل و تفاهم مشترک.۵

رابرتسون، از برجسته‏ترین اندیشمندان در حوزه جهانی شدن، نیز یکپارچه شدن جهان را ناشی از یک عامل ـ مثلاً، تمدن غرب یا امپریالیسم ـ نمی‏داند، بلکه وی عوامل اصلی تغییرات در جهان حاضر را مجموعه‏ای از عوامل می‏داند، نه یک عامل. از نظر او، عواملی همچون جامعه جهانی، بشریت، اندیشه ترقّی، علم و فناوری همه از عوامل جهانی شدن محسوب می‏شوند.۶

ایزابل مونال، که با گرایش‏های مارکسیستی به تحلیل تحوّلات جهانی می‏پردازد، می‏گوید: «واقعیت این است که جامعه‏ای واحد در مقیاس بشریت، به معنای ایجاد نابرابری در سطح جهان و سیطره یک حکومت بر همه جهان است.»۷

یکی دیگر از کسانی که با رویکردی متفاوت و چالش‏برانگیز به تحلیل جهانی شدن و جهانی‏سازی پرداخته، فرانسیس فوکویاما است. وی با طرح نظریه «پایان تاریخ»، پیروزی فرهنگ سرمایه‏داری غرب را پیش‏بینی نموده است. وی جهانی شدن را به معنای «گسترش فرهنگ غربی و سیطره تمدن آمریکا بر جهان» می‏داند و از آن به عنوان «پایان تاریخ» تعبیر می‏کند.

اسکات لَش و جان یوری نیز بر مبنای گرایش‏های پست‏مدرنیستی، جهانی شدن را از شاخصه‏های بارز دوران پسامدرنیته تلقّی نموده‏اند.۸

پیش از ورود به بحث اصلی، لازم است به تبیین دقیق مفهوم «جهانی شدن»، «جهانی‏سازی»، و تفاوت‏های این مفاهیم کلیدی بپردازیم.

تعریف و ماهیت «جهانی شدن»

«جهانی شدن» معادل کلمه انگلیسی

globalization

به معنای شمول‏گرایی و فراگیر شدن امری در سطح جهان و به معنای بین‏المللی شدن، جهان‏گستری، فرا قلمروگرایی و تعابیری از این دست تعریف شده است. «جهانی شدن» پدیده‏ای نوظهور و پیچیده است که به دلیل ابعاد نامکشوف و گسترده آن و ماهیت ساختارشکنانه‏ای که دارد، هنوز ماهیت و کارکردهای همه‏جانبه‏اش آشکار نگشته و از این‏رو، تعاریف و برداشت‏های گوناگون و حتی متضادی از آن ارائه شده است.

در ذیل، به برخی تعاریف ارائه شده از این پدیده اشاره می‏شود:

مارتین آلبرو جهانی شدن را فرایندهایی تعریف می‏کند که موجب می‏شوند تمام مردم جهان در یک جامعه واحد و فراگیر جهانی به هم بپیوندند.۹

دیوید هلد چهار ویژگی اصلی این جریان را مورد تأکید قرار می‏دهد:

۱. افزایش جریان‏ها و شبکه‏های ارتباطی؛

۲. نفوذپذیری متقابل؛

۳. گسترش روابط اجتماعی ملت‏ها؛

۴. رشد ابزارهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی.۱۰

مک گرو از دیگر اندیشمندان صاحب‏نظر در موضوع جهانی شدن، در تعریف و توصیف این پدیده می‏گوید: «جهانی شدن به معنای افزایش شمار پیوندها و ارتباطات متقابلی است که فراتر از دولت‏ها شکل می‏گیرد و در نتیجه آن، قدرت دولت‏ها کاهش می‏یابد و هویت‏های مبتنی بر سرزمین و تاریخ و قومیت، ماهیتی متفاوت می‏یابند.»۱۱

امانوئل والراشتاین در کتاب سیاست و فرهنگ در نظام متحول جهانی، شکل‏گیری‏جهانی واحد را پیش‏بینی نموده، در تعریف «جهانی شدن» می‏نویسد: «جهانی شدن فرایند شکل‏گیری شبکه‏هایی است که طی آن اجتماعاتی که پیش از این در کره خاکی دور افتاده و منزوی بودند، در وابستگی متقابل و وحدت جهانی، ادغام می‏شوند.»۱۲

مالکوم واترز نیز جهانی شدن را این‏گونه تعریف می‏کند: «فرایندی که در نتیجه آن محدودیت‏های جغرافیایی و نظام‏های اجتماعی و فرهنگی متحول و برچیده‏می‏شوندوبه‏تشدیدآگاهی‏عمومی‏منجرمی‏شود.»۱۳

دیوید هاروی جهانی شدن را مرحله‏ای شدید از فشردگی زمان و مکان می‏داند که دارای تأثیر گیج‏کننده و مخرّبی بر رویه‏های سیاسی ـ اقتصادی، توازن قدرت طبقات و نیز بر زندگی فرهنگی و اجتماعی است.۱۴

امانوئل کاستلز، نویسنده کتاب جامعه اطلاعاتی، با اشاره به عصر اطلاعات، جهان‏گرایی را ظهور نوعی جامعه شبکه‏ای می‏داند که در ادامه حرکت سرمایه‏داری، پهنه اقتصاد، جامعه و فرهنگ را دربر می‏گیرد.۱۵

در تعریفی دیگر، «جهانی شدن» به معنای (

universalization

) «جهان‏گستری» آمده است؛ یعنی اشخاص و پدیده‏های فرهنگی در مقایسه با دوران‏های دیگر، بیشتر در تمام مناطق قابل سکونت کره زمین پخش شده‏اند.۱۶

رابرتسون نیز در تعریف دقیق‏تری جهانی شدن را این‏گونه توصیف نموده است: «جهانی شدن یا سیاره‏ای شدن جهان مفهومی است که هم به تراکم جهان و هم به تشدید آگاهی درباره جهان و هم به وابستگی متقابل و هم تشدیدآگاهی‏ازیکپارچگی‏جهان‏درقرن‏بیستم‏اشاره‏دارد.»۱۷

برخی دیگر «جهانی شدن» را معادل «غربی‏سازی» گرفته و در تعریف آن گفته‏اند: «جهانی شدن» به معنای یکسان‏سازی همه فرهنگ‏ها و بسط الگوی تمدن غربی، به ویژه آمریکا و در واقع، نوعی دیگر از «امپریالیسم» است. فوکویاما، از نظریه‏پردازان معاصر آمریکا، «جهانی شدن» را به معنای گسترش فرهنگ غربی و سیطره تمدن آمریکا بر جهان می‏داند و از آن به عنوان پایان تاریخ تعبیر می‏کند و آن را معادل جهانی‏سازی غرب و غربی‏سازی و گسترش تمدن غرب می‏داند:۱۸ «جهانی‏گرایی»، بسط و گسترش و انتقال تمدن و فرهنگ ایالات متحده آمریکا به سایر کشورهای جهان است.۱۹

پیروز مجتهدزاده، واژه «جهانی شدن» را معادل «آمریکایی شدن» و همان «جهانی‏سازی» می‏داند. از نظر وی، در پرتو جهانی شدن، جهانیان به فرهنگ، مفاهیم، زبان و اخلاق یا بی‏اخلاقی آمریکایی تن می‏دهند.۲۰

در تعریفی دیگر، «جهانی شدن» به معنای «قلمروزدایی» توصیف شده است.۲۱

بر اساس تعاریف مزبور، می‏توان گفت: تعریف دقیق «جهانی شدن» باید در بردارنده سه مفهوم اساسی و ویژگی مهم باشد:

۱. فشرده شدن زمان و مکان و افزایش حجم و سرعت اطلاعات؛

۲. جریان آزاد و غیرقابل کنترل مبادله اطلاعات و تغییر ساختارهای ملّی و بومی، در بعد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی؛

۳. تشدید روابط و وابستگی متقابل و کنش‏پذیری جوامع و تغییر هویت.

دیدگاه‏های متفاوت و متضاد درباره جهانی شدن

درباره ماهیت و پیامدهای جهانی شدن، سه دیدگاه عمده وجود دارد:

دیدگاه اول: برخی از مخالفان جهانی شدن اصل وقوع پدیده‏ای به نام «جهانی شدن» را به طور کلی رد می‏کنند و آن را یک جنجال تبلیغاتی از سوی برخی روزنامه‏نگاران، سیاست‏مداران و صاحبان شرکت‏های چند ملّیتی می‏دانند.

دسته دیگری از مخالفان جهانی شدن را به معنای «غربی‏سازی» یا «جهانی‏سازی غرب» توصیف می‏کند و آن را یک طرح سیاسی ـ اقتصادی می‏دانند که کشورهای پیشرفته و امپریالیستی در جهت بسط فرهنگ مادی و لیبرال سرمایه‏داری غرب طرّاحی کرده‏اند. بیشتر اندیشمندان و متفکران مسلمان و برخی از مخالفان جهانی شدن، که گرایش مارکسیستی و سوسیالیستی دارند، «جهانی شدن» را معادل «جهانی‏سازی» و همان استعمار در شکل نوین آن تلقّی نموده، به نفی آن می‏پردازند.

دیدگاه دوم: دیدگاه موافقان جهانی شدن است که خود طیف‏های گوناگونی از دیدگاه‏ها و رویکردها را دربر می‏گیرد. یک دسته از موافقان جهانی شدن معتقدند: جهانی شدن یکی از مراحل طبیعی نظام سرمایه‏داری و جهانی شدن و برون‏گستری نظام سرمایه‏داری در جهان است و «شاخصه‏های اصلی آن را اومانیسم، فردگرایی، لیبرالیسم، قانون‏گرایی، حقوق بشر، برابری زن و مرد، سیاست دموکراتیک و اندیشه سکولار، بازار آزاد و اقتصاد سود محور بازار تشکیل می‏دهد.»۲۲

برخی دیگر جهانی شدن را یکی از مراحل ساختاری مدرنیته می‏دانند و معتقدند: مدرنیته ذاتا جهانی است و حدّ و مرز نمی‏شناسد.

دیدگاه سوم: دیدگاهی است که جهانی شدن را فرایندی می‏داند که ناشی از تحوّل تدریجی و طبیعی جامعه بشری و یکی از مراحل پیشرفت تاریخی و معلول رشد دانش بشر و دست‏یابی به فناوری ارتباطات است. به نظر طرف‏داران این نظریه، جهانی شدن روندی است که فضای باز و رقابت‏پذیری را فراروی همه فرهنگ‏ها و ملت‏ها می‏گشاید و هر فرهنگ و ملتی می‏تواند متاع خویش را در این فضای باز به جهانیان عرضه نماید و مخاطب خود را بیابد. بر اساس این تصویر، جهانی شدن متضمّن تسهیل روابط و آزادی و توسعه بیشتر علمی و رقابت فرهنگ‏هاست.

به طور کلی، نظریات موافقان و مخالفان را می‏توان در چهار دیدگاه ذیل خلاصه کرد:

۱. کسانی که آن را به عنوان «جهانی شدن نظام سرمایه‏داری» و یا غربی‏سازی توصیف می‏کنند.

۲. کسانی که جهانی شدن را به مثابه «جهانی شدن مدرنیته» تفسیر می‏نمایند.

۳. کسانی که جهانی شدن را به منزله «گذر از مدرنیته» و بیانگر ورود به عصر فرامدرنیته (پست مدرنیته) می‏دانند.

۴. نظریه کسانی که جهانی شدن را معلول پیشرفت علم و فناوری نوین می‏دانند.

نقد و نظر: در این‏باره که آیا «جهانی شدن» معادل «جهانی‏سازی» و «غربی‏سازی جهان» است و یا اینکه این دو با هم تفاوت دارند، اختلاف نظر جدّی وجود دارد. بیشتر اندیشمندانی که درباره جهانی‏سازی و جهانی شدن به تحقیق پرداخته‏اند، مفهوم این دو را یکی دانسته و معتقدند: «جهانی شدن» و «جهانی‏سازی»، هم از نظر مفهوم و هم از نظر مصداق مشترکند و هر دو روایتگر یک پدیده و فرایند هستند. به نظر می‏رسد درباره مفهوم جهانی شدن و جهانی‏سازی و واقعیت عینی این دو، یک خلط و اشتباه اساسی صورت گرفته است. واقعیت این است که نمی‏توان این دو اصطلاح را از نظر مفهوم و مصداق، با هم یکسان فرض کرد و جهانی شدن را با جهانی‏سازی یکی دانست، بلکه این دو جریان از یکدیگر متفاوت و متمایزند و در واقع، ما شاهد تحقق دو پدیده و دو فرایند هستیم که از نظر مفهوم‏شناختی، باید «جهانی شدن» را به عنوان یک فرایند تحوّل طبیعی و فناورانه بشری دانست، و «جهانی‏سازی» را به عنوان طرحی برای تحمیل الگوی فرهنگی یا سیاسی و اقتصادی غرب و معادل غربی‏سازی توصیف کرد.

نقطه خطا و مغالطه کسانی که «جهانی شدن» را همانند «جهانی‏سازی» یک طرح می‏دانند این است که آنان همه احکام و لوازم و نتایج جهانی‏سازی را به جهانی شدن سرایت می‏دهند و آن را عامل سلطه امپریالیسم غرب و گسترش فرهنگ غرب در جهان تلقّی می‏کنند. درست است که جهانی‏سازی یک طرح و سیاست استعماری است و هدف اصلی آن غارت منابع تمامی کره زمین و بسترسازی فرهنگی و سیاسی برای گسترش بازارهای مصرف و تأمین منابع مالی و مواد اولیه شرکت‏های بزرگ اقتصادی و سیطره نظام سرمایه‏داری غرب بر جهان است و باید از آن بیمناک بود و در برابر عواقب شوم و نامطلوب آن به مقابله برخاست، اما این مطلب دلیل بر آن نیست که «جهانی شدن» نیز عینا همان «جهانی‏سازی» است و لوازم و پیامدهای جهانی‏سازی را به همراه دارد، بلکه جهانی شدن با «جهانی‏سازی»، و «غربی‏سازی جهان»۲۳تفاوت اساسی دارد.

همچنان‏که اشاره شد، ما به دلایل پیش گفته، که مورد قبول بیشتر اندیشمندان است، با «جهانی‏سازی» به معنای «غربی‏سازی» مخالفیم و همه آثار و پیامدهای آن را منفی و مخرّب می‏دانیم و آن را یک طرح استعماری تلقّی می‏کنیم، ولی جهانی شدن را یک فرایند علمی، که در نتیجه تحوّلات علمی و تاریخی و پیشرفت طبیعی حاصل شده است، می‏دانیم و بر این باوریم که جهانی شدن ذاتا لااقتضا است و لزوما حامل فرهنگ غرب نیست، بلکه می‏تواند حامل پیام هر فرهنگی باشد و این بستگی به آن دارد که هر ملت و فرهنگی به چه میزان قدرت استفاده از این فضا و فرصت را از نظر نرم‏افزاری و سخت‏افزاری در دست دارد. از این‏رو، نحوه و میزان به کارگیری ابزار (سخت‏افزار)های جهانی شدن برای انتقال و تبادل پیام‏های فرهنگی (نرم‏افزاری) در رقابت جهانی، نقش تعیین‏کننده دارد و شکی نیست که این جریان، هم می‏تواند مطلوب و دارای ثمرات مثبت و جهانی باشد و هم می‏تواند دارای عوارض و پیامدهای منفی باشد. چنانچه در جهت بسط و گسترش بهترین و ارزشمندترین فرهنگ‏ها و آرمان‏ها به کار گرفته شود، امری مطلوب و مفید است، ولی اگر از این فضا و امکانات و ابزار در جهت تحمیل و ترویج فرهنگ‏های منحط و غیرانسانی و سلطه فکری و سیاسی و اقتصادی یک فرهنگ استفاده شود، نامطلوب و مخرّب خواهد بود.

بنابراین، در مواجهه با این جریان، نباید دچار نگاه افراطی و تفریطی و تخمین‏زدگی شویم و یا در حالت انفعالی و یا موضع‏گیری «نفی و اثبات» قرار بگیریم.

ویژگی‏ها و مشخصه ‏های مهم جهانی شدن

۱. ارتباطات متقابل؛ جهانی شدن موجب وابستگی شدید در حوزه ارتباطات وافزایش پیوندها و تعاملات اجتماعی در دل شبکه‏های جهانی می‏گردد که حاصل این فرایند کوچک شدن‏جهان‏وتحقق‏نظر «دهکده جهانی»است.۲۴

۲. تشدید و تقویت آگاهی؛ پیشرفت فناوری موجب تشدید و تسریع روزافزون انواع ارتباطات و مبادله اطلاعات فرهنگی و علمی شده و نتیجه آن تشدید آگاهی و انباشت اطلاعات است.

۳. سرعت فزاینده و گسترده ارتباطات و مبادله اطلاعات؛ که از بارزترین و آشکارترین ویژگی جهانی شدن است.

۴. کلّیت و گستره تأثیرات؛ حوادث در یک بخش از جهان، در سراسر دنیا تأثیر و انعکاس دارد. تحوّلات جدید در زمینه فناوری ارتباطات و گسترش انواع رسانه‏ها و وسایل ارتباط جمعی، مانند رایانه‏ها، شبکه پیچیده اینترنت، و ماهواره‏ها موجب شده‏اند تا انسان‏ها در هر نقطه جهان، در معرض هجوم انواع آسیب‏ها و اطلاعات سازمان‏دهی شده و غیر سازمان‏دهی شده قرار بگیرند.

۵. چند بعدی و پیچیدگی؛ جهانی شدن دارای ابعاد گوناگون فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، تربیتی، علمی و فنی است و نظیر هر پدیده نوظهور دیگری، ترکیبی از «تهدید» و «فرصت» است.

یکی از پیامدهای این جریان، همگرایی در عرصه جهانی و مواجه شدن همه ملت‏ها با ریسک‏های مشترک و شبکه تقدیر مشترک است. شتاب و تراکم ارتباطات و تسهیل انواع مبادلات این امکان را به وجود آورده است که پیامدهای بسیاری از اقدامات خود را به خارج از مرزها منتقل کنیم.۲۵

۶. جهانی شدن؛ این فرایند در شرایطی اتفاق می‏افتد که پیشرفت‏های مادی در کنترل یک تمدن الحادی است و تمدن غرب به دلیل برخورداری از ابزارهای فناورانه، بیشتر می‏تواند به گسترش فرهنگ مادی و الحادی خود بپردازد.۲۶

جهانی بودن و جهانی شدن اسلام

پیش از بررسی رابطه اسلام با جهانی شدن کنونی، ابتدا لازم است ماهیت جهانی بودن و دلایل جهانی شدن اسلام، و ویژگی‏های آن را با نگاهی گذرا به منابع اصیل اسلامی، مورد اشاره قرار دهیم و تصویری کلی از جهانی بودن اسلام ارائه نماییم و سپس به بررسی رابطه آن با روند جهانی شدن کنونی بپردازیم.

جهانی بودن دین اسلام را می‏توان هم از طریق مطالعه محتوای آموزه‏ها و متن پیام‏های آسمانی این دین و تصریحاتی که در منابع اصیل اسلامی نسبت به جهانی بودن این دین، و جهانی بودن نبوّت و خاتمیت رسالت پیامبر شده است، مورد توجه قرار داد، و هم با توجه به مبانی عقلانی و علمی و هماهنگی این دین با فطرت نوع بشر اثبات کرد.

جهان‏شمول بودن اسلام یک حقیقت قطعی و بدیهی است که در بین مسلمانان هیچ شک و تردید و ابهام و اختلافی درباره آن وجود ندارد. اسلام ـ فی‏ذاته ـ یک دین جهانی و همگانی است و آیینی است که رسالت آن هدایت و نجات تمام انسان‏ها در همه عصرها و نسل‏هاست. جهانی بودن اسلام را می‏توان با استناد به برخی از آیات قرآن کریم اثبات نمود:

۱. رسالت جهانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : «قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعا.»۲۷

۲. قرآن برای همه انسان‏ها نازل شده است: «وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ.»۲۸

۳. دارا بودن قوانینی هماهنگ و منطبق با فطرت آدمی: «فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ.»۲۹

۴. ارزش نهادن به علم و دعوت به آن: «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ.»۳۰

۵. نگاه جامع و کامل به همه جنبه‏های جهان هستی و نیازهای بشری: «مَا فَرَّطْنَا فِی الکِتَابِ مِن شَیْءٍ.»۳۱ و اینکه خداوند قرآن را «تِبْیَانا لِکُلِّ شَیْءٍ»۳۲ توصیف کرده است.

۶. توجه به نیازهای معنوی بشر و ترسیم خطوط حیات معقول (معنویت، عقلانیت و اعتدال): نظیر این آیات کریمه «وَ یَعْلَمُونَ ظَاهِرا مِنَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَهِ هُمْ غَافِلُونَ.»۳۳ عقلانیت، مثل «تِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا یَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ.»۳۴ و اعتدال نظیر، آیه شریفه ۸ سوره مائده که می‏فرماید: «اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَی.» و یا «إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ.»

۷. تأکید بر برابری همه انسان‏ها و نفی تبعیض و برتری‏های نژادی ـ مادّی و قومی و زبانی: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَی کَلَمَهٍ سَوَاءٌ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ.»۳۵

۸. نفی سلطه‏پذیری و عبودیت غیر خدا: «وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضا أَرْبَابا مِن دُونِ اللّهِ»؛۳۶ «وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً»؛۳۷ و نفی ظلم و فساد در هر شکل و با هر انگیزه‏ای: «وَلاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا.»۳۸

۹. دعوت به عدالت و قسط: «کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ.»۳۹

۱۰. قرآن کریم در آیات دیگری بر جامعیت و کامل بودن و اینکه تنها دین مقبول اسلام است، تأکید و تصریح نموده که به برخی از این آیات اشاره می‏شود:

الف. «إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ.»۴۰

ب. «وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ.»۴۱

در تفسیر آیات مزبور، حدیثی از امام صادق علیه‏السلام نقل شده است، به این مضمون که ای مفضّل، به خداوند سوگند، همه اختلاف‏ها از میان ادیان برداشته می‏شود و همه به صورت‏یک‏دین‏واحد درمی‏آیند؛ همان‏گونه خدای ـ عزّوجلّ ـ فرموده: «تنها دین حق، نزد خدا اسلام است.»

در آیه ۳۳ توبه به صراحت تمام، دین اسلام را دین حق و هدایت می‏داند که سرانجام، بر همه ادیان غلبه خواهد کرد. این آیه علاوه بر دلالت بر حقّانیت دین اسلام، از جهانی بودن دین اسلام و حتمی بودن اراده خدا نسبت به جهانی شدن این دین خبر می‏دهد.

خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خطاب می‏کند که جهانی بودن دعوت و رسالت خود را به مردم ابلاغ کند: «قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعا.»۴۲

همه مفسّران قرآن کریم اتفاق نظر دارند که لفظ «جمیعا» در این‏آیه شریفه، برای تأکید بر عمومیت رسالت و شمول و همگانی بودن رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است.

آیات دیگری نیز وجود دارند که بر جهانی بودن دین اسلام وتعالیم قرآن تأکید دارند؛ از جمله آیه ۹۰ سوره انعام که می‏فرماید: «قُل لاَّ أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِکْرَی لِلْعَالَمِینَ.»

آیه ۱۰۷ سوره انبیا نیز این مطلب را به صراحت بیان می‏کند: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِلْعَالَمِینِ.»۴۳

در آیه اول سوره فرقان هم می‏فرماید: «تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَی عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرا.»

این آیه نیز هدف نهایی فرقان (قرآن) را انذار جهانیان و آگاهی و بیداری همه مردم جهان در همه زمان‏ها و مکان‏ها می‏داند. شیخ طبرسی در ذیل این آیه شریفه آورده است: منظور از «لِلْعَالَمِینَ»، «جمیع المکلّفین من الانس و الجنّ» است.۴۴

آیه دیگر می‏فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا کَافَّهً لِلنَّاسِ بَشِیرا وَنَذِیرا وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ.»۴۵

صاحب تفسیر البرهان فی تفسیر القرآن در ذیل این آیه شریفه، حدیثی نقل می‏کند که بر جهانی بودن رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و نیز بر جهانی بودن امامت دلالت دارد.

عبداللّه بن بکر از امام صادق علیه‏السلام سؤال کرد: جانم به فدایت! آیا امام آنچه را بین مشرق و مغرب است، می‏بیند؟ امام صادق علیه‏السلام ضمن تأکید بر جهانی بودن امامت اهل‏بیت عصمت علیهم‏السلام و اینکه هر امامی گواه بر خلق است و همه مردم را می‏بیند و بر همه جهانیان حجّت و امام است، فرمودند: «و اللّه یقول: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا کَافَّهً لِلنَّاسِ» یعنی: برای هر که روی زمین است و حجت پس از پیامبر جانشین پیامبر و راهنمای مشاجرات امت و ستاننده حقوق مردم است.۴۶

علاوه برآیات متعددی که بر جهانی بودن دین اسلام و وعده الهی بر تحقق این امر دلالت دارند، در احادیث فراوانی نیز بر این مطلب تأکید و تصریح شده است. برای نمونه، به برخی از این احادیث استناد می‏شود:

۱. عبداللّه بن عباس نقل می‏کند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «اَشْهَدُ اَنْ لا اله الاّ الله وحده لاشریک له و اَنّی محمّدا عبدُهُ و رسولُه، اَرْسَلَنِی برسالَتِهِ الی جمیعِ خلقِه، «لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَن بَیِّنَهٍ وَیَحْیَی مَنْ حَی عَن بَیِّنَهٍ» و اصطفانی علی جمیع العالمین من‏الاوّلین و الآخرین.»۴۷

۲. امام رضا علیه‏السلام در توصیف معجزه بودن قرآن و جاویدان بودن آن فرمودند: «انّ اللّه ـ تبارک و تعالی ـ … لم یجعله لزمان دونَ زمان ولا لناس دون ناس؛ فهو فی کل زمان جدید و عند کلّ قوم غصّ، الی یوم القیامه.»۴۸

و باز فرمودند: «لم یجعل لزمان دون زمان، بل جعل دلیل البرهان و الحجه علی کل انسان.» معنای حدیث این است که خداوند قرآن را برای یک زمان خاص و برای مردمی خاص حجّت و برهان قرار نداده، بلکه بر همه عالمیان و همه انسان‏ها حجت است.۴۹

۳. جهانی شدن اسلام با قیام جهانی امام مهدی علیه‏السلامروی خواهد داد، و این وعده بزرگ الهی وعده قطعی و تخلّف‏ناپذیر خداوند است. شیخ طبرسی در ذیل آیه شریفه «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ»۵۰ آورده است که پیامبر صلی الله علیه و آله در تفسیر این آیه شریفه فرمودند: «لایَبْقی عَلی الأرضِ بیتُ مَدَرٍ و لاوَبَرٍ اِلاّ اَدخَلَهُ اللّهُ تعالی کلمهَ الاسلامِ.»۵۱ یعنی: هیچ خانه آباد و هیچ چادری در روی زمین نخواهد بود، مگر اینکه خداوند به وسیله حضرت مهدی علیه‏السلاماسلام را در آن وارد می‏نماید.

با نگاهی ژرف و جامع‏نگرانه به تعالیم اسلام، می‏توان گفت: اسلام زمینه‏های لازم و کافی را برای جهانی شدن و جهانی‏شمولی دارد.

برخی از این زمینه‏ها و قابلیت‏ها عبارتند از:

۱. برتری فکری و غنای فرهنگی و سابقه تمدن درخشان اسلامی و داشتن نهادهای قدرتمند و اهداف متعالی و استراتژیک؛

۲. نوع تعالیم و دعوت‏ها و آرمان‏های این دین، جهانی و معقول و فطری است؛

۳. نفی مظاهر جهل‏و خرافه و عوامل شرک و انحطاط؛

۴. نفی تمایزات قومی و قبیله‏ای و نژادی و مادی که عامل تبعیض و تفرّق و رکود و مانع وحدت و یکپارچگی و دوستی و برابری انسان‏ها به شمار می‏روند.

۵. کارکردهای این دین جهانی است و در سرنوشت کل بشر تأثیر دارد و در فرایند علم، اخلاق، فرهنگ و سیاست، تعدیل و نگرش معقول به ارمغان می‏آورد.

۶. روند رو به رشد پیروان این دین در سطح جهان نشانه مقبولیت بشری به این دین است.

۷. تأمین نیازهای روحی و روانی و نجات بشر از حیرت و سرگشتگی و یأس؛ این عوامل از زمینه‏ها و قابلیت‏های جهانی دین اسلام حکایت می‏کنند.

۸. گذر از فردگرایی به نهادهای اجتماعی و امّت واحد جهانی؛

۹. دعوت تمامی ادیان آسمانی به کلمه مشترک (توحید و یکتاپرستی)؛

۱۰. کنترل درونی عوامل انحراف و فساد و طغیان و استبداد بشر علیه بشر.

ویژگی‏های جهانی شدن اسلام

اسلام دارای ویژگی‏ها و مختصاتی است که با هیچ‏یک از نظام‏های موجود قابل مقایسه نیست. جهانی شدن اسلام نیز در واقع، به معنای جهانی شدن این اصول و ویژگی‏هاست.

برخی از مهم‏ترین ویژگی‏های جهانی شدن اسلام را می‏توان این‏گونه برشمرد:

۱. جامعیت و کامل بودن: اسلام به مثابه یک دین جامع و کامل، ناظر به همه ابعاد حیات بشری است و دارای عمیق‏ترین و عالی‏ترین معارف عقلی و تعالیم معنوی، عرفانی و اخلاقی و دارای قوانین متقن و دستورات عملی برای حیات فردی و اجتماعی است.

۲. ذاتی بودن جهان‏شمولی اسلام: یکی از ویژگی‏های دین اسلام، جهانی بودن آن است. جهانی بودن دین اسلام ویژگی ذاتی آن و هدف و نوع رسالت و ماهیت آموزه‏های این دین است. جهانی شدن اسلام اولاً، جنبه اعتقادی دارد و ثانیا، مبتنی بر عقل و فطرت انسانی است. اسلام خود را به مثابه دین حق، متعلّق به کل بشریت و همه انسان‏ها می‏داند و طبق وعده الهی، سرانجام بر همه فرهنگ‏ها و ادیان پیروز و جهانی خواهد شد.

۳. الهی و فطری بودن اسلام: دین اسلام چون موافق با عقل و فطرت انسان است، هر انسان طالب حق و کمال در هر جا و هر زمان که باشد، چاره‏ای جز پذیرش حقایق فطری و عقلانی اسلام ندارد؛ چون اسلام همان طریق حق و صراط مستقیم است.

۴. ارادی و درونی بودن تحوّل فردی و اجتماعی در اسلام: فرایند جهانی شدن اسلام بر اساس اراده و انتخاب آگاهانه و گرایش قلبی افراد شکل می‏گیرد و از درون به بیرون است، ولی «جهانی شدن» کنونی به نوعی، تغییر از بیرون به درون و به صورت جبری و تحمیلی است؛ یعنی انسان‏ها باید از روی آگاهی و باور درونی، تصمیم به تغییر و اصلاح بگیرند، نه با اجبار شرایط بیرونی، یا به وسیله تلقین و القای رسانه‏ها، وادار به تغییر سبک زندگی و نوع ارتباطات شوند. بر این اساس، از این نظر نیز «جهانی بودن اسلام» با پدیده «جهانی شدن» کنونی، هم در اهداف و هم در روش‏ها، کاملاً از یکدیگر متمایزند.

۵. دعوت به علم و عقلانیت: یکی از مهم‏ترین زمینه‏های جهانی شدن و مقبولیت عام یک فرهنگ، عقلانی بودن آن و توانایی پاسخ گفتن به نیازهای اساسی بشر است. از جمله دیگر ویژگی‏ها و قابلیت‏های ذاتی اسلام برای جهانی شدن و بسط در بین سایر ملت‏ها و فرهنگ‏ها، اصل «عقلانی بودن آموزه‏های آن» است و جهانی شدن اسلام به معنای جهانی شدن علم و عقلانیت و معنویت و عدالت و امنیت و رشد و تعالی انسان‏ها در سراسر جهان است.

وجوه تفاوت و تمایز جهانی بودن پاورپوینت کامل اسلام و جهانی شدن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint کنونی

جهانی شدن اسلام با پدیده جهانی شدن کنونی، هم در تعریف و هم در اهداف و روش‏ها، تفاوت‏های بنیادی دارد. جهانی شدن اسلامی با الگوی جهانی‏سازی غربی، که بر پایه امپریالیسم و نئولیبرالیسم است، از چند جهت تفاوت دارد:

۱) جهانی‏سازی غرب بر مبانی و زیرساخت‏ها و اصول فکری و فلسفی تمدن غرب شکل گرفته است. این مبانی عبارتند از:

الف. تکیه بر عقلانیت بشری و علم اثبات‏گرایانه؛

ب. اومانیسم (انسان‏محوری)؛

ج. لیبرالیسم (تأکید بر آزادی مطلق انسان)؛

د. سکولاریسم (تأکید بر استغنای بشر از دین).

در مقابل، مبانی جهانی‏سازی اسلامی (مهدوی) عبارتند از:

الف ـ فطرت ‏گرایی؛

ب ـ ارج نهادن به عقل و علم؛

ج ـ اعتقاد به وجود رابطه جهان هستی با مبدأ؛

د ـ غایتمندی نظام آفرینش و به ویژه انسان؛

ه. ـ اصل قانونمندی نظام تکوین و تشریع (اصالت تشریع و اصالت دین)؛

و ـ استمرار و تداوم نظام هدایت و رهبری الهی؛

ز ـ اصل کرامت الهی انسان؛

ح ـ اصل حاکمیت ارزش‏های الهی؛

ط ـ اصل آزادی و حق حیات و بهره‏مندی همه انسان‏ها از مواهب طبیعی؛

ی ـ اصل عزّتمندی و شرافت و نفی سلطه دیگران؛

ک ـ اصل حق انتخاب راه و حق رشد و تعالی که از لوازم اصل کمال‏طلبی فطری است.

۲) الگوی جهانی شدن اسلام مبتنی بر ارزش‏های الهی و اخلاقی و معیارهای عقلانی است. اسلام به عنوان یک دین کامل و یک نظام جامع، تعالیم خود را مبتنی بر فطرت، اعتقاد به حاکمیت خداوند، خداباوری، حاکمیت ارزش‏های معنوی، امامت و رهبری صالحان، عقلانیت و علم، کرامت انسانی، عدالت‏گستری، تحقق صلح و امنیت و حقوق فطری بشری بنا نهاده است. هدف بنیادین جهانی شدن اسلام و جهانی‏سازی مهدوی تکامل همه‏جانبه انسان‏ها و بسط معارف توحیدی و از بین بردن تمامی موانع رشد و کمال بشری و تحقق ارزش‏های والای انسانی و تأمین امنیت و عدالت و صلح و برابری و محبت و نفی تمامی مظاهر فساد و کفر و شرک و ظلم است. این آموزه‏ها جزو عناصر جوهری جهانی شدن اسلام است که زمینه مقبولیت جهانی اسلام و پویایی و تداوم این مذهب را تضمین می‏کند. علاوه بر این، طبق وعده الهی، سرانجام این تعالیم و ارزش‏ها در سراسر جهان بسط و گسترش خواهند یافت و بر ارزش‏های باطل و منحط فرهنگ‏های شیطانی پیروز خواهند شد.

فرهنگ غرب که بر مبنای ارزش‏های غیردینی و سکولاریستی و مادی‏گرایانه شکل گرفته است، به دلیل مبانی خاص فکری و فلسفی خود، هرگز نمی‏تواند تأمین‏کننده نیازهای واقعی انسان‏ها به حقیقت، عدالت و معنویت و امنیت و صلح باشد و از این نظر، جهانی شدن غرب لزوما به بهتر شدن وضعیت زیست جهان و تأمین امنیت و تحقق عدالت و صلح نمی‏انجامد.

به تعبیر یکی از اسلام‏شناسان غربی، «تنها بر اساس الگوهای دینی و اخلاقی و معنوی است که آرامش و ثبات برای انسان‏ها به وجود خواهد آمد و جهان امروز ما برای بسیاری از معضلات خود، تنها و تنها باید به سراغ دین برودوبه‏سوی‏برابری‏وبرادری‏همه‏انسان‏هاحرکت‏کند.»۵۲

۳) جهانی شدن بر اساس الگوی اسلامی، هرگونه سلطه‏گرایی و استعمارگری و استثمارشدگی و بی‏عدالتی و نابرابری و تبعیض را نفی می‏کند، در حالی که جهانی شدن غربی با تحمیل و اجبار الگوهای خود بر سایر فرهنگ‏ها و جوامع، درصدد سلطه بر همه جهان است. جهانی شدن اسلامی مبتنی بر گرایش‏های فطری، و منطبق با عقلانیت و ارزش‏های انسانی بوده و با آزادی و انتخاب آگاهانه صورت می‏گیرد.۵۳

۴) نماد بارز جهانی شدن غرب تحمیل الگوی معیّنی از حیات است که بر مبنای تفکر سکولاریستی غرب شکل می‏گیرد. چنین الگویی از جهانی شدن، به معنای تحمیل سلطه همه‏جانبه غرب است که نتیجه و دستاورد نهایی آن استضعاف بیشتر مردم و الحاد و رواج فساد اخلاقی و اجتماعی و بی‏عدالتی و فقر و تبعیض و استثمار است.

۵) موج کنونی جهانی شدن، بی‏هدف و کنترل نشده و غیرنظام‏مند و سریع و کلی و غیرمذهبی است و از این‏رو، مخاطرات و پیامدهای آن تا حدّ زیادی غیرقابل پیش‏بینی است و همه فرهنگ‏ها و ملت‏ها، از جمله مسلمانان را در معرض چالشی بزرگ و تهدیدکننده قرار می‏دهد، در حالی که جهانی شدن اسلامی منجر به نابودی زبان‏ها و نقاط مثبت و عقلانی فرهنگ‏های بومی نمی‏شود.

۶) رویکرد «جهانی شدن کنونی» در جهت تخریب محیط زیست، ترویج فرهنگ مصرف و نابودی فرهنگ‏های محلّی و بومی است و در جهت منافع بیشتر و گسترش شرکت‏های چندملّیتی و در دست

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.