پاورپوینت کامل ایران، آغاز تاریخ ۶۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ایران، آغاز تاریخ ۶۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ایران، آغاز تاریخ ۶۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ایران، آغاز تاریخ ۶۰ اسلاید در PowerPoint :
اشاره: گئورگ ویلهلم فریدریش هگل (۱۷۷۰ـ ۱۸۳۸م)، فیلسوف بزرگ آلمانی است که تاریخگرایی و ایدهآلیسمش انقلاب عظیمی در فلسفه اروپا به وجود آورد. او کتابهای متعددی نوشته که یکی از آنها «عقل در تاریخ» است و متن زیر با اندکی تصرف و تلخیص از آن برگرفته شده است.
اشاره: گئورگ ویلهلم فریدریش هگل (۱۷۷۰ـ ۱۸۳۸م)، فیلسوف بزرگ آلمانی است که تاریخگرایی و ایدهآلیسمش انقلاب عظیمی در فلسفه اروپا به وجود آورد. او کتابهای متعددی نوشته که یکی از آنها «عقل در تاریخ» است و متن زیر با اندکی تصرف و تلخیص از آن برگرفته شده است.
با امپراتوری ایران، نخستین گام را به پهنه تاریخ پیوسته میگذاریم. ایرانیان نخستین قوم تاریخی هستند و ایران نخستین امپراتوری از میانرفته تاریخ است. در حالی که چین و هند در وضعی ثابت ماندهاند و تا زمان ما همچنان به شیوه طبیعی و گیاهی زیستهاند؛ تنها ایران میدان آن رویدادهاو دگرگونیهایی بوده است که از وضع راستین تاریخی پر حکایت دارد. اگر امپراتوریهای چین و هند جایگاهی برای خود در تاریخ داشتهاند، تنها از دیدگاه خودشان و ما [و نه همسایگان و جانشینانشان] بوده است. ولی از ایران است که نخست بار آن فروغی که از پیش خود میدرخشد و پیرامونش را روشن میکند سر بر میزند. زیرا روشنایی زردشت به جهان آگاهی، به روح، به عنوان چیزی جدا از خود متعلق است.
در جهان ایرانی، یگانگی ناب و والایی را مییابیم که هستیهای خاصی را که جزو ذات آنند، به حال خود آزاد میگذارند؛ همچون روشنایی که تنها نشان میدهد که اجسام بهخودی خود چه هستند. این یگانگی تنها از آن رو به افراد فرمان میراند که ایشان را برانگیزد تا خود نیرومند شوند و راه تکامل در پیش گیرند و فردیت خویش را استوار کنند.۱
روشنایی هیچگونه فرقی [میان هستیها] نمیگذارد: بر پارساو گناهکار و بلند و پست یکسان میتابد و بر همه، به یک اندازه برکت و بهروزی ارزانی میکند. روشنایی تنها هنگامی جانبخش است که با چیزی جدا از خود پیوند یابد و بر آن تأثیر کند و آن را بپرورد. روشنایی، ضد تاریکی است و این تضاد، اصل کوشندگی و زندگی را بر ما آشکار میکند.
«اصل تکامل» با تاریخ ایران آغاز میشود. پس آغاز تاریخ جهانی به معنای درست از اینجاست؛ زیرا صلاح اصلی روح در تاریخ آن است که به حالت درونبودگیِ۲ بی پایان ذهنیت برسد و از راه تضاد مطلق [با طبیعت، سرانجام] بر سازگاری کامل دست یابد.۳
بدینسان انتقالی که ما [از مرحله پیشین تاریخ به مرحله تاریخ ایران] باید انجام دهیم، تنها در حوزه مثال است، و نه در اوضاع واقعی تاریخی. اصل حاکم بر این انتقال آن است که ذات کلی، که آن را در برهمای هندوان میبینیم، اکنون برای آگاهی انسان، دریافتی میشود: یعنی متعلق دانش او میگردد و برای انسان معنایی مثبت مییابد. «برهما» را هندیان نمیپرستند، برهما چیزی نیست جز حالتی از زندگی فردی، یا احساس دینی و وجودی غیر عینی؛ وضعی که به نسبت با زندگی محسوس، در حکم نیستی است. ولی این ذات کلی چون عینی شود، طبعی مثبت مییابد: انسان، آزاد میشود و بدینسان گویی رو در روی هستی برینی جای میگیرد که برای او عینی شده است. اینگونه کلیت مثبت را در ایران مییابیم و در نتیجه آن میبینیم که انسان از ذات کلی جدا شده است و در همان حال، فرد انسان خود را با آن ذات، همسان و هم گوهر میشناسد. اصل و آیین چینی و هندی، [میان انسان و ذات کلی] اینگونه جدایی نمینهاد. در آنجا «هستی» روحی و طبیعی با هم یگانه بودند؛ ولی روحی که هنوز پایبند طبیعت است، باید خود را از آن برهاند. در هندوستان حقوق و تکالیف به طبقات اجتماعی وابستهاند و از این رو ویژگیهایی هستند که به حکم طبیعت، از آن انسان شدهاند.
این یگانگی روح و طبیعت در چین، به صورت «نظام پدرشاهی» نمودار میشود. انسان در اینجا آزاد نیست و هیچگونه عنصر اخلاقی ندارد؛ زیرا پیرو فرمان بیرونی است؛ یعنی به حکم طبیعت محض آن را بهجای میآورد، همچون فرزندی که از پدر فرمان برَد نه آنکه از روی اندیشه و آیین چنین کند. در آیین ایرانی، یگانگی روح و طبیعت، نخست خود را به پایگاهی بر میکشد که در آن جدایی روح از طبیعت محض، آشکار میشود؛ بدینگونه آن رابطه نیندیشیدهای که مثلا در فرمانبرداری فرزند از پدر به اندیشه مجال نمیدهد، تا میان شنیدن فرمان و بهجای آوردن آن از روی خواست و آگاهی دخالت کند، در اینجا نفی میشود.
روح و روشنایی
این یگانگی در آیین ایرانی به صورت نور و روشنایی نمودار میشود و مقصود از روشنایی در اینجا نه تنها روشنایی ساده و ناب مادی یعنی عامترین عنصر طبیعی، بلکه پیراستگی روانی یعنی نیکی است. بدینسان «جزئیت» یعنی پایبندی به طبیعت محدود و متناهی از میان برمیخیزد. از این رو روشنایی به هر دو معنای طبیعی و روانی، روح را برتری میبخشد یا آن را از طبیعت محض میرهاند. انسان با روشنایی یا نیکی انتزاعی همچون با چیزی عینی که خواست او آن را گرامی میدارد و به کوشندگی بر میانگیزد، پیوند دارد. اگر به مراحلی که تا اینجا [در سیر تاریخ] پیمودهایم، بنگریم، در چین، کل اخلاقی را در تمامیت خود مییابیم، ولی از ذهنیت در آن نشانی نمیبینیم؛ یعنی این تمامیت به اجزایی بخش شده است، ولی اجزای گوناگونش استقلالی از خود ندارند. در آنجا تنها نظم بیرونی این یگانگی را مییابیم، در هند جداییها نمایان میشوند، لیکن آیین جدایی در هند باز خصلت غیر روحانی دارد. ذهنیت در آنجا به جلوهگری آغاز میکند، ولی چیزی که راه تکامل را بر آن میبندد، این است که جدایی میان (کاستها یا طبقات اجتماعی) از میان برداشتنی نیست و روح همچنان گرفتار محدودیتهای طبیعت است و از این رو با خود تناقض دارد.
برتر از پاکی کاستها، پاکی روشنایی است که آیین ایرانیان است و آن نیکی انتزاعی و مجردی است که همگان توانایی یکسان برای دسترسی به آن دارند و همگان میتوانند از آن یکسان برکت جویند: بدینسان در ایران، پیش از سرزمینهای دیگر، یگانگی به گونه و آیینی معنوی و روحی درمیآید و نه به گونه پیوند بیرونی منظومهای بیروح، اینکه هر کس از این آیین بهرهای دارد، به او آزرم و آبرویی شخصی میبخشد.
از دیدگاه سیاسی، ایران زادگاه نخستین امپراتوری راستین و حکومتی کامل است که از عناصری ناهمگن فراهم میآید. در اینجا نژادی یگانه، مردمان بسیاری را در بر میگیرد، ولی این مردمان فردیت خود را در پرتو حاکمیت یگانه، نگاه میدارند. این امپراتوری نه همچون امپراتوری چین، «پدرشاهی» است و نه همچون امپراتوری هند، «ایستا و بیجنبش»، و نه همچون امپراتوری مغول، «زودگذر» و نه همچون امپراتوری عثمانی بنیادش بر «ستمگری» است. برعکس، در اینجا ملتهای گوناگون در عین آنکه استقلال خود را نگه میدارند، به کانون یگانگیبخشی وابستهاند که میتواند آنان را خشنود کند. از این رو امپراتوری ایران، روزگاری دراز و درخشان را پشت سر گذارده است.
جهان ایرانی
فلات ایران از شمال محدود به دشت جیحون است و در جنوب به سوی خلیجفارس شیب پیدا میکند. این وضع جغرافیائی ایران است. در شیب جنوب باختری، فارس و بالاتر از آن در شمال، کردستان و فراتر از آن ارمنستان قرار دارد. از آنجا سرزمینهای رودخانهای دجله و فرات به سوی جنوب باختری گسترده است. عناصر امپراتوری ایران عبارتند از: نژاد زند ـ پارسیان کهن، سپس امپراتوری آشور و ماد و بابل در منطقه یادشده: ولی امپراتوری ایران، آسیای صغیر و مصر و سوریه و خط کرانهای آن را نیز در بر میگیرد و بدینگونه از فلات و جلگهها و نواحی کرانهای، هر سه فراهم میآید.
مردم زند: نام مردم زند، برگرفته از نام زبان زندنامهها یعنی کتابهایی است که دین ایرانیان کهن بر بنیاد آنها استوار است. از این دین هنوز یادگارهایی هست؛ کوچندگانشان امروزه در بمبئی زیست میکنند و بر کرانه دریای خزر خانوادههای پراکندهای یافت میشوند که به این آیین دلبستهاند.
بهدشواری میتوان دانست که مردم زندی که در کتابهای دینی زردشت از آنان یاد شده است، کجا میزیستهاند. دین زردشت در ماد و پارس روایی داشت و به گزارش هردوت، کوروش پیرو آن شد؛ ولی ماد و پارس را نمیتوان زیستگاه راستین مردم زند دانست. زردشت خود آنان را آریایی پاک خوانده است. در هردوت نیز به همین نام برمیخوریم؛ زیرا او میگوید که مادها در گذشته، «آری» (
Arii
) نامیده میشدهاند و این نامی است که واژه «ایران» با آن همریشه است. در جنوب جیحون رشته کوههایی در باکتریای کهن هست که دشتهای بلند از آنها آغاز میشود و جایگاه مادها و پارتها و هیرکانیها بوده است. گفتهاند که باکتریا ـ که شاید همان «بلخ» امروزی باشد ـ در منطقهای که با جیحون آبیاری میشود و در سرآغاز مسیر آن قرار داشته است، فاصله کابل و کشمیر از آن در حدود هشت روز سفر است. باکتریا بهظاهر پایگاه مردم زند بوده است.
در زمان کوروش میبینیم که دین آغازین این مردم و روابط سیاسی و اجتماعی کهنی که در زندنامه وصف شده، کمال پیشین را از دست داده است. این اندازه مسلم مینماید که زبان زند که با زبان سنسکریت پیوستگی دارد، زبان پارسیان و مادها و باکتریا بوده است. قانونها و نهاد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 