پاورپوینت کامل مصباح النجاه فی اسرار الصلاه اثر کیست؟ ۶۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مصباح النجاه فی اسرار الصلاه اثر کیست؟ ۶۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مصباح النجاه فی اسرار الصلاه اثر کیست؟ ۶۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مصباح النجاه فی اسرار الصلاه اثر کیست؟ ۶۴ اسلاید در PowerPoint :

کتاب مصباح النجاه فی اسرار الصلاه یا با عنوان اصلی «صباح النجاه فی اسرار الصلاه وسرّالاستغفار بین النشأتین» در موضوع فلسفه و اسرار عرفانی نماز در سال ۱۲۵۲ ق در اصفهان به نگارش رسیده است.

کتاب مصباح النجاه فی اسرار الصلاه یا با عنوان اصلی «صباح النجاه فی اسرار الصلاه وسرّالاستغفار بین النشأتین» در موضوع فلسفه و اسرار عرفانی نماز در سال ۱۲۵۲ ق در اصفهان به نگارش رسیده است.

این اثر در سال ۱۳۵۸ق به دستور آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری به تصحیح شیخ غلامحسین نوری نجفی تصحیح شده و در۱۳۳۷ش/۱۳۷۸ق احمد فرهومند کتابفروش تهرانی آن را در ۲۹۸ص وزیری همراه با تذکره المتقین منتشر کرده است. و بار دیگر نیز درسال ۱۳۹۱ق/۱۳۵۰ش تجدید چاپ شده است. در سال ۱۳۹۰ش انتشارات مسجد مقدس جمکران مختصری ازاین کتاب را با عنوان «مختصر مصباح النجاه فی اسرار الصلاه وسرّ الاستغفار بین السجدتین» در ۱۸۳ص وزیری به طبع رسانیده است. در این چاپ افزون بر نسخه چاپ پیشین از نسخه خطی کتابخانه دانشگاه تهران استفاده شده است. در این چاپ‌ها مؤلف این کتاب شیخ عبدالحسین تهرانی مشهور به شیخ العراقین (درگذشته ۱۲۸۶ق) معرفی شده است. در دو نسخه خطی کتابخانه مدرسه نمازی خوی شمـار ۵۳۶، و کتابخانه آستان قدس شمـاره ۱۰۴۱ نام مؤلف عبدالحسین شیخ العراقین ثبت شده است. در نسخه کتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی به شمـاره ۷۵۷ (فهرست کتابخانه آیت الله مرعشی ج۱۹ص۳۸۲-۳۸۳) نام مؤلف شناخته نشده است. در نسخه کتابخانه دانشگاه تهران شمـــاره ۲۸۸۰ (فهرست کتابخانه دانشگاه تهران ج ۱۰ص ۱۷۲۶-۱۷۲۹) نام مؤلف شیخ حسین همدانی ثبت شده است که اشتباه است. منبع استناد در این فهرست یادداشت آغاز نسخه بوده که به قلم شخصی نا آشنا به تاریخ نوشته شده و در احتمالی این کتاب را به شیخ حسین بن عبدالصمد همدانی (پدر بزرگوار شیخ بهایی) که چند قرن با تالیف این اثر فاصله دارد، نسبت داده است و در فهرست دانشگاه همدانی که نام قبیله مشهوری در یمن است و به شهرت همدانی تغیر یافته است.

نسبت این تالیف به شیخ العراقین به منابع کتابشناسی و زندگینامه ای مانند الذریعه (ج۲۱ص ۱۲۲) و فهرست کتب چاپی فارسی (ج۴ ص ۴۷۷۸) و تراجم الرجال (ج ۲ ص ۲۵) و فهرست نسخه‌های عکسی مرکز احیاء (ج۳ ص ۱۳-۱۴ )و دایره المعارف تشیع (۱۰ ص ۱۷۷) و مؤلفین کتب چاپی فارسی (ج۳ س۷۳۹ ) و نیز راه یافته است.

این کتاب اثر شیخ العراقین نیست. زندگی نامه نویسان در شرح زندگی او به چنین کتابی اشاره نکرده اند و سه کتاب در فقه و رجال برای او برشمـرده‌اند هم‌چنین به شاگردی او در نزد سید شفتی اشاره ای نکرده اند. در نسخه خط مؤلف که در دانشگاه تهران نگهداری می‌شود، نشان مهر او عبارت «عبده محمدحسین» و «احب الله من احب حسینا» و «لا اله الله الملک الحق المبین» است و این با نشان مهر شیخ العراقین همخوانی ندارد و هم‌چنین خط او نیز خط شیخ العراقین نیست.

مصحح این اثر مرحوم شیخ غلامحسین نوری نجفی، در صفحه ۲۶در ذیل مطلبی که نویسنده از حجه الاسلام شفتی با عبارت «استادنا و مولانا » یاد کرده، دلیل آورده؛ چون شیخ عبدالحسین شیخ العراقین از شاگردان عالم بزرگ محمد ابراهیم قزوینی بوده و همدرس با تنکابنی؛ صاحب قصص العلماء و از سوی دیگر صاحب قصص العلماء از شاگردان سید شفتی است در نتیجه شاگردی سید شفتی برای شیخ العراقین نیز اثبات شده و این اثر به قلم شیخ عبدالحسین تهرانی است.

نویسنده در مقدمه کتاب از خود با عبارت «یقول عبد مولاه الحسین علیه السلام » یاد نموده است و در (صفحه های ۱۰و ۲۶) به شاگردی خود نزد سید محمدباقر شفتی ( متوفی ۱۲۶۰) اشاره و از او با تعبیر«استادنا» و القاب دیگر ستایش فراوانی کرده است. نویسنده این کتاب در سرودن اشعار فارسی و عربی ید طولائی داشته و برخی از اشعار خود را در این کتاب آورده است.

نویسنده در این کتاب از دو اثر خود نیز نام برده است؛ وی در احوال عبادت حضرت سید الساجدین امام زین العابدین علیه السلام نوشته است:

…و این حقیر نیز در دیباچه کتاب مبکی که در روضه تالیف نموده در وصف سرشک قصیده ای آورده که چند فرد آن مناسب این مقام است. لمؤلفه:

این چه آب است که از دیده برون میآید که به قدر از گهر و لعل فزون میآید

کتابی در حوالی این تاریخ در دست است که نام آن«مبکی العیون» و موضوع آن نیز روضه است. از این کتاب نسخه‌هایی در کتابخانه آیت الله گلپایگانی به شمـــاره ۱۰۸۶، کتابخانه آیت الله مرعشی به شمـاره ۵۰۰۶ و کتابخانه مدرسه سپهسالاربه شمـاره۴۴۵ و… نگهداری می‌شود. نویسنده آن اثر شیخ محمدحسین بن محمدابراهیم شیرازی گیلانی از شاگردان سید شفتی بوده و این کتاب را در صد و بیست مجلس فراهم آورده است و از خود با عبارت:«ابن محمد ابراهیم الجیلانی محمد حسین شیرازی » نام برده است. ولی این قصیده هجده بیتی( بر اساس نسخه مدرسه نمازی خوی) در این کتاب نیامده است. با جستجو در آثار شیرازی بدست آمد؛ وی این قصیده که در اصل بیست و پنج بیت است، برای بیماری چشم استادش سید شفتی که ده ماه درمان آن به طول کشیده و پیوسته از آن اشک جاری می‌شده ، سروده است.

متن کامل این قصیده در اثر دیگر شیرازی؛ کتاب اللؤلؤه المنتثر(برگ ۶پ) آمده است. نویسنده مصباح‌النجاه: چنان که در انجامه نسخه به قلم خود نگاشته در سال ۱۲۵۲ق در سن سى سالگى در اصفهان قلم زده است و اصل آن را در تاریخ ۱۲۵۰ق نوشته است. مؤلف در (ص۱۵۸) چنین نوشته است:

تا کنون که سنه ۱۲۵۰ هزار و دویست و پنجاه است با تواتر دواعی و اهل انکار نامتناهی مطلع نشدیم که کسی توانسته اتیان به سوره‌ای مثل قرآن نموده باشد.

با حساب سی سالگی، سال ولادت مؤلف در ۱۲۲۲ق است و در (صفحه های ۱۰و ۲۶) به شاگردی خود نزد سید محمدباقر شفتی ( متوفی ۱۲۶۰) اشاره و از او با تعبیر«استادنا» و القاب دیگر ستایش فراوانی کرده است. نویسنده این کتاب در سرودن اشعار فارسی و عربی ید طولائی داشته و برخی از اشعار خود را در این کتاب آورده است. نمونه‌ای از قصید مؤلف در دیباچه کتاب مصباح النجاه چنین است:

حمد ایزد واجب آمد از نخست

بزم هستی را ز کتم نیستی

در حقیقت اسم و رسم از من نبود

… ما همه واماندگانیم از وطن

عقل ما از عالم قدس آمده

بس جواهر حضرت یزدان پاک

صفح هستی ز زنگ ریب شست

از عنایت داد زیب و زیستی

یافتم از ظلّ حقّ نور وجود

هم‌چو ماتم‌دید بیت‌الحزن

روح ما از محفل انس آمده

از کرم آمیخت در این قبضه خاک

وی در تاریخ تحریر مصباح النجاه ( سال ۱۲۵۰ق) بنا داشته این قصیده را در کتاب مبکی نیز بیاورد که به دلایلی نیاورده است ولی متن کامل این قصیده را در اثر دیگرخود؛ کتاب اللؤلؤه المنتثر(برگ ۶پ) ثبت کرده است.

شیرازی در کتاب مبکی در باب « ثواب زیارت سیدالشهداء و وقایع کربلا» تاریخی از حادثه حمله وهابی ها به کربلای معلی در سال ۱۲۱۶ق و وقایع حمله به کربلا در حوالی سال ۱۲۵۸ به گزارش چاووشها وشاهدان عینی نوشته است:

«باب ثواب زیارت سید الشهداء؛ وقایع کربلا»

«… تا حال چند فتنه وارد شده. آنچه ما را در خاطر است، یکی قتل وهابی است که در سی و پنج سال قبل از این واقع شده، سعود نامی از نواصب خروج نمود و جمعیّتی را فراهم آورد. در وقتی که اهل کربلا به نجف اشرف به زیارت غدیر مشرّف شده بودند. آن جماعت فرصت غنیمت شمـرده بی خبر به کربلا ریختند. قتل و غارت بسیار کردند. چوبها و ضریح مقدسه را شکسته سوزانیدند و قهوه خوردند تا آنکه سید المجتهدین رئیس الدنیا و الدین آقا میر سید علی (اعلی الله مقامه) به هند نامه نوشتند که وجهی به جهت صرف قلعه کربلا فرستادند و محصور نمودند و جمعی از اعراب را از خارج داخل نمودند که ایشان محارست کربلا نمایند.

ایشان را هر یک استعدادی به هم رسید، حتی آنکه از وفور مال اشتغال به معاصی نمودند معتمدی نقل کرده، که در خیمه¬گاه، شیشه شراب بردند. فردای آن روز خود به خود بدون سبب یکباره قحطی عظیمی واقع شد؛ به حدّی که استخوان پوسیده و پوست جومی خواستند و میسر نمی شد تا آنکه زنی با شوهر خود طفلی داشتند و از شدت گرسنگی راضی به کشتن طفل خود شدند طفل را از دروازه بیرون آورده به پشت تلّی نشستند. متحیّر چون جوع زور آور می شد، راضی به قتل می شدند و چون محبّت فرزندی به حرکت می آمد، باز می ماندند تا آنکه مرد گفت: ما هر سه بمیریم به از آن است که طفل ما نباشد. پس طفل را گفتند: برو عقب این تل، قدری نان و خرماست، بیاور! چون طفل رفت، مرد سنگی برداشت که از عقب رود و بر سر طفل زند؛ ناگاه طفل آمد و دو گوش برّه آهویی را به دو دست گرفته به نزد ایشان آورد، گفتند: این کجا بود؟ گفت: خودش به نزد من آمد. پس مسرور شده به شهر آمدند و کیفیّت را به رئیس المجتهدین مرحوم آقا محمد باقر بهبهانی عرض داشتند. ایشان فرمودند: چون شدّت به منتهی رسید، خالق عالم رحم فرمود، فرج خواهد شد. فردا خود به خود ارزانی خواهد شد و جنس وفور هم رسانید و مدت قحطی پنجاه و دو روز طول کشید.

بعد از آن باز فراوانی و کثرت نعمت به همه رسید؛ باز طغیان نمودند تا بلیّه طاعون وارد شد. باز کربلا را خالی کرد. روزی از هزار متجاوز می مردند تا آنکه طبقه تازه در آن ولا به هم رسید باز بعد از مدتی جمعیت شده چون طغیان نمودند، لشکر روم محاصره نمودند و یازده ماه محصور بود و خلق، خون و پنبه دانه می خوردند. تا آنکه میر آخور، که سردار لشکر بود از غیب سیلی خورد و لشکر خود به خود از کربلا برخواستند.

جمعیت بسیار شد به حدّی که خانه ای به قدر قفس به مبلغ خطیر ابتیاع می شد و عمارات عالیه احداث نمودند و جمعی از شاهزاده گان قجر از ایران فرار کرده در آن ارض اقدس ساکن گردیدند و فسق و فجور شایع شده و انواع معاصی فاش به ظهور می رسید. حتی از خدّام چیزها بروز کرد تا آنکه جناب سیدالشهدا(ع) را در خواب دیده بودند که آن جناب فرموده بودند، آنچه از ایّام حال از مجا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.