پاورپوینت کامل مکتبخانه قائم مقام و نحوه ورود محمد تقی (امیر کبیر بعدی )به آن ۲۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مکتبخانه قائم مقام و نحوه ورود محمد تقی (امیر کبیر بعدی )به آن ۲۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مکتبخانه قائم مقام و نحوه ورود محمد تقی (امیر کبیر بعدی )به آن ۲۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مکتبخانه قائم مقام و نحوه ورود محمد تقی (امیر کبیر بعدی )به آن ۲۶ اسلاید در PowerPoint :

میرزا ابوالقاسم قائم مقام برای تعلیم و تربیت بچه هایش در منزل شخصی خود مکتبخانه ای درست کرد و برای تدرس بچه هایش شیخ اسدالله مهر آبادی را که مردی فاضل بوده دعو ت کرد و از او خواست که به منزل قائم مقام بیاید و فرزندانش را در س بدهد .

لازم به توضیح است که در آن زمان کربلایی قربان که پدر امیر کبیر بود امین و پیشکار و ناظر اشپز خانه قائم مقام بوده است.

میرزا ابوالقاسم قائم مقام برای تعلیم و تربیت بچه هایش در منزل شخصی خود مکتبخانه ای درست کرد و برای تدرس بچه هایش شیخ اسدالله مهر آبادی را که مردی فاضل بوده دعو ت کرد و از او خواست که به منزل قائم مقام بیاید و فرزندانش را در س بدهد .

لازم به توضیح است که در آن زمان کربلایی قربان که پدر امیر کبیر بود امین و پیشکار و ناظر اشپز خانه قائم مقام بوده است.

در این موقع محمد تقی می بیند که روزها آخوندی به منزل قائم مقام می آید و بچه ها را می برد در داخل اطاقی و با آنها صحبت می کند محمد تقی از پدرش می پرسد برای چه آن بچه ها بداخل اطاق می روند و چکار می کنند و آخوند به آنها چه می گوید . محمد قربان جواب می دهد که آخوند بچه ها را در داخل اطاق درس می دهد . تقی به پدرش میگوید منهم با بچه ها بروم داخل اطاق و درس یاد بگیرم . محمد قربان چون بدون اذن اربابش کاری انجام نمیداد میگوید نه پسرم حالا برای تو درس خواندن زود است و تو کوچک هستی ان شاالله بعدها.

تقی به حرف پدر اکتفا نمی کند و پنهان از پدر و مادر و همه کسانی که در خانه قائم مقام بوده اند روزها به عنوان بازی آهسته آهسته تا پشت در مکتبخانه می رفته و در گوشه ای از پشت در ساکت و آرام می نشسته و از پشت در صدای آخوند شیخ اسدالله و سوال و جواب آنها را می شنیده است .

محمد تقی مثل ضبط صوت مطالب و مباحث معلم را در ذهن خودش ضبط

می کرده و شبها وقتی پدرش به خانه می آمده اوقصه و ار مطالب معلم را برای پدر و مادر ش می گفته است .

مادر محمد تقی چندین شب می بیند تقی حرفهایی می زند که اصلا تا آن موقع بگوشش آشنا نبوده است .

محمد قربان و مادرش می گویند از کجا تو این حرفها را فرا گرفته ای می گوید از پشت در اطاق . روزها ، وقتی معلم وارد می شود و بچه ها هم با او وارد می شوند ، من هم می روم پشت در وآنچه را که آنها درس میدهند و درس میخوانند من هم یاد می گیرم . اشک شوق در چشمان محمد قربان جاری می شود و تمام این حالات بوده است که محمد قربان روز بروز مراقب و مواظبتش نسبت به تقی زیادتر می شود .

در این موقع محمد قربان به این فکر می افتد که بایستی به یک طریقی فرزندش را سرِ درس بفرستد . آخوند شیخ اسدلله را می بیند و قضایا را برایش می گوید .

شیخ بکربلائی قربان می گوید اگر واقعا اینطور که تو تعریف می کنی و می گوئی اینقدر بچه ات با هوش است که از پشت در اطاق خواندن و نوشتن را یاد گرفته او بسر کلاس بیاید . اما برای اینکه قائم مقام از قضیه بااطلاع نشود اگر برحسب اتفاق روزی سری به اطاق زد وتقی را دید . می گوئیم او را بعنوان فرمانبر و انجام کارهای درس به سر کلاس راه داده ایم .

از فردا تقی را بفرست سر درس و ضمن یکی و دو بار فرمانبردن او در مکتب بنشیند و از درس استفاده کند.

ضمنا شیخ می دانسته است که چه روزهایی قائم مقام برای بازدید از درس و بچه هایش به مکتبخانه می رود و از باب احتیاط به کر بلائی قربان گفته بود در آنروز بخصوص تقی را بکلاس نفرستد .

خلاصه تقی کار درس و فرا گیریش به جایی رسیده بوده است که گاهی اشتباهات شیخ اسدالله را می گفته است .

میگویند روزی قائم مقام عازم مسافرت بوده و میخواسته است از وضع درس و مشق بچه هایش با اطلاع باشد به محمد قربان دستور میدهد که به شیخ اسدالله بگوید که امروز از بچه ها امتحان کند و نتیجه امتحانات آنها را بعرض قائم مقام برساند .

شیخ دستور را اجرا می کند و از هر درسی سوالی به بچه ها می دهد . در این خلال شیخ به تقی نیز ا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.