پاورپوینت کامل محمدجان شکوری، تاریخ ناطق ملت تاجیک ۷۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل محمدجان شکوری، تاریخ ناطق ملت تاجیک ۷۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل محمدجان شکوری، تاریخ ناطق ملت تاجیک ۷۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل محمدجان شکوری، تاریخ ناطق ملت تاجیک ۷۴ اسلاید در PowerPoint :

چندی پیش پاورپوینت کامل محمدجان شکوری، تاریخ ناطق ملت تاجیک ۷۴ اسلاید در PowerPoint به تاریخ پیوست و در این مجال مغتنم قصد داریم تا برگ زرینی از تاریخ معاصرپارسی‌زبانان را ورق زده، به اهمیت و نقش استاد فقید بپردازیم. در معرفی محمدجان شکوری هیچ قلمی گویاتر و هیچ سخنی رساتر از قلم و بیانات این مرد بخارایی نمی‌تواند باشد که گویند: «عالم مردان کور را حس لامسه، جهان ابلهان را لاف و گزاف و دنیای مردان بزرگ را نگرش و دیدگاهشان تشکیل می‌دهد».۱ بنابراین در این مقال اندک، قلم از وی به عاریه گیریم و خاطرات ایام با او ورق زنیم که به راستی تاریخ ناطق ملت تاجیک بود

مقدمه: چندی پیش پاورپوینت کامل محمدجان شکوری، تاریخ ناطق ملت تاجیک ۷۴ اسلاید در PowerPoint به تاریخ پیوست و در این مجال مغتنم قصد داریم تا برگ زرینی از تاریخ معاصرپارسی‌زبانان را ورق زده، به اهمیت و نقش استاد فقید بپردازیم. در معرفی محمدجان شکوری هیچ قلمی گویاتر و هیچ سخنی رساتر از قلم و بیانات این مرد بخارایی نمی‌تواند باشد که گویند: «عالم مردان کور را حس لامسه، جهان ابلهان را لاف و گزاف و دنیای مردان بزرگ را نگرش و دیدگاهشان تشکیل می‌دهد».۱ بنابراین در این مقال اندک، قلم از وی به عاریه گیریم و خاطرات ایام با او ورق زنیم که به راستی تاریخ ناطق ملت تاجیک بود

.

کودکی و نوجوانی‌اش در کوچه پس‌کوچه‌های بخارا سپری شده بود، از آن بخارای باستان که «تاریخ صنعت معماری» (محمدجان شکوری: راه من به بخارا بسته است، ۱۳ آبان ۱۳۹۰) هزارساله را در خود نهفته داشت؛ از آن بخارای شریف و قبه‌الاسلام فقط تصویر ویرانی و ناآبادی‌اش در ذهن محمد جان نقش بسته بود. راه بخارای امروز به جهت گناه کبیره‌اش،۲ دفاع آشکار از حقوق تاجیکان و حسن نظر به مبارزه جوانان سمرقند، تا آخر عمر به روی وی بسته ماند. خبر آبادی‌اش را می‌شنید و در حسرت دیدنش می‌سوخت و می‌ساخت؛ اما بخارایی دگر در وجودش، چشم امید به بخارای فردا داشت که می‌بایست در دوشنبه سر برمی‌آورد؛ دوشنبه‌ای که پس از استقلال و کسب حاکمیت سیاسی، خانه امید تاجیکان شد. اگر راه بخارا را بستند، راه ایران، راه نیاکان را بایست پیش گرفت و بوی جوی مولیان از آن شنفت

.

در دی ماه ۱۳۷۰ش با افتتاح سفارت ایران، بارقه امیدی در دل تاجیکان پدیدار شد. هر روز سفیر ایران در خانه میزبان، پذیرای مردان و زنان تاجیک شد و رسم مهمان‌کوبی رسمی رایج در سفارت گشت. محمدجان نیز از جمله کسانی بود که هر هفته چندین بار به ملاقات سفیر کبیر می‌آمد و از نگرانی‌ها و تشویش و دغدغه‌های خویش با وی سخن می‌گفت و گاه به جهت همسویی دیدگاه‌هایشان مجلس پربارتری تشکیل می‌شد و ساعتها به طول می‌انجامید و درپی آن قلم محمدجان بر روی کاغذ، مطالب ماندگاری برای آیندگان به یادگار می‌گذاشت

.

«

در این کتاب [نویسنده، خلق و تاریخ] کوششی در راه دوره‌بندی تحولات فکری استاد عینی پیش گرفته بودیم. اما تحقیق درباره خلاقیت ایجادی او ادامه دارد و بی‌شک من بعد بیشتر گسترش خواهد یافت. به‌ویژه پس از پاش‌خورد امپراتوری شوروی و فرارسیدن استقلال ملی تاجیکستان، ضروری است که به نگاشته‌های این استاد بزرگ با نوبینی نگاهی اندازیم و از جمله، تحولات دید اجتماعی و ادبی او از پیشگاه امروزی به اندیشه بگیریم. از این رو سال ۱۹۹۵، با التماس سفیر کبیر آن وقت ایران در تاجیکستان، جناب آقای علی‌اشرف مجتهدشبستری، که قدرشناس فرهنگ و ادب معاصر تاجیکی است، کمینه مقاله‌ای طولانی به نام «صدرالدین عینی، روشنگر بزرگ تاجیک» نوشته بودم که شاید اکنون در تهران از چاپ برآمده باشد. بازجست علمی که به شرافت این دوست صمیمی ملت تاجیک در آن مقاله کمینه صورت گرفت، همچنان دوام دارد…»(سیر ادبی صدرالدین عینی و مرحله‌های آن، پاییز۱۳۷۶: ۷۶

)

در روزهای جنگ برادرکشی تاجیکان محمدجان به همراه لایق شیرعلی و برخی دیگر از ضیائیان دیدارهایی با سفیر ایران داشتند که سراسر درد بود. شکوری درد اختلافات بین خلق تاجیک، درد فرهنگ و معنویت، درد یکپارچگی ملت را داشت. ترس آن داشت که این اختلافات و دیگرگونی‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بیش از آنکه باعث «عمیق رفت شعور اجتماعی» (واژه گزینی در تاجیکستان و بعضی مشکلات آن، پاییز۱۳۷۸: ۷۵) و «خود آگاهی ملی» (همان) شود آنان را از «اندیشه ملی که باید برابر با زبان پیش رود» (همان) باز دارد

.

او تنها راه پر کردن خلأ معنوی ایجادشده در تاجیکستان را در «فرهنگ معنوی ایرانی اصیل» (خلأ معنوی در تاجیکستان و رسالت تاریخی آن، زمستان۱۳۷۵: ۳۷) می‌جست؛ ولی از فراگیری فرهنگ پیشرفته غرب نیز بی‌نیاز نمی‌دید و آن را مکمل هستی معنوی تاجیکان می‌دانست و معتقد بود «بنیاد آن را حتما فرهنگ ملی و معنویت والای خاور زمین باید تشکیل بدهد

.

دستاوردهای بزرگ علم و فرهنگ ایران از ارکان اساسی بنیاد هستی معنوی تاجیکان قرن بیست و یکم خواهد بود. برای اینکه چنین شود لازم است که آموزشگاه‌های ایرانی در تاجیکستان زیاد باشد، دانش‌آموزان و دانشجویان تاجیک بیشتری در ایران تحصیل علم بکنند، آموزگاران و استادان دانشگاه‌های ایران در تاجیکستان بیشتر درس بگویند، از تاجیکستان استادان به ایران برای تدریس بروند

.

چند سال است که بنده در این اندیشه‌ام که در تاجیکستان برای انسان‌گرایی آموزش و پرورش زمینه آماده باید ساخت. حالا در فرهنگستان علوم تاجیکستان بنده گروهی از دانشمندان را گرد هم آورده‌ام که اساس‌های علمی و نظری انسان‌گرایی آموزش و پرورش را بررسی کنیم. یک برنامه انسان‌گرایی به وجود بیاوریم. پژوهشگاه آموزگاری تاجیکستان به ریاست پروفسور محمد الله‌لطف، مکتب ملی تاجیکی را طرح‌ریزی کرده است که نیز من بعد باید پایه بر انسان‌گرایی آموزش و پرورش داشته باشد

.

مقصد از برنامه انسان‌گرایی آن است که دانش آموزان از دبستان و دبیرستان و دانشجویان از آموزشگاه‌های عالینه تنها علم و دانش بلکه بیشتر از آن باید آدمیت و معنویت بیاموزند. لازم است که نورسان و جوانان نه تنها علوم زراعت، علوم صناعت، علوم تجارت و غیره، بلکه بیشتر از همه علوم آدمیت یاد بگیرند. علم آدمیت از درس زبان، ادبیات، انواع هنر (صنعت)، زیباشناسی، احکام دین، تاریخ، انسان‌شناسی و مانند این به دست می‌آید. پس پایه آموزش و پرورش باید بر علوم انسانی باشد

.

آموزش زبان مادری و زبان‌های خارجی در برنامه انسان‌گرایی موقع اساسی دارد؛ زیرا سواد شخص و جامعه از آموزش ابتدائی زبان آغاز مییابد و رشد فرهنگ و معنویت به سواد وابسته است. سواد جامعه بلند باشد شخص می‌تواند به پایه‌های بلند فرهنگ برسد. در نظر است که نخست طرز آموزش زبان مادری در تاجیکستان به‌کلی دیگر شود. حالا در مکتب تاجیکی گرامر و دستور می‌آموزند نه زبان. قاعده‌های گرامر را می‌دانند؛ اما سواد ندارند و کورسوادند. دستور زبان تنها به آن اندازه که برای آموختن زبان ضرور است، باید آموخته شود و اصل مقصد آموختن زبان و از خود کردن دارایی‌های بی‌پایان آن باشد…» (همان: ۳۷و۳۸

)

در سال ۱۹۸۹ (قبل از استقلال) وقتی قانون زبان با تلاش فرهیختگان تاجیک قبول شد، نام زبان دولتی «فارسی تاجیکی» نوشته شده بود؛ اما به سال ۱۹۹۴ در قانون اساسی جدید، به پیشنهاد تعدادی از نمایندگان مجلس اسم فارسی از نام زبان دولتی حذف شد

.

روشنفکران و ادیبان و شعرای تاجیک به این موضوع اعتراض کردند و سه تن از آنان (محمدجان شکوری، لایق شیرعلی و مؤمن قناعت) مقاله‌ای تحت عنوان «عزیز من، خراسان است اینجا» نوشته، اقدام پارلمان را محکوم کردند

.

در اوضاع سیاسی آن روز که جنگ داخلی در جریان بود چاپ چنین مقاله‌ای جرأت و جسارت خاصی می‌طلبید که محمدجان شکوری به اتفاق همفکران خود با احساس مسئولیت و درک رسالت فرهنگی و ملی خود می‌خواستند عواقب این کار را گوشزد کنند. وی در اکثر سخنرانی‌هایش با غروری تمام از جشن روز زبان در کشور تاجیکستان سخن می‌گفت و تأکید می‌کرد که: «زبان نشانه اساسی ملت است تا زبان ملی هست، ملت هست. پس جشن زبان جشن هستی ملت است و مردم استواری ملی خود را با شادی و خرسندی ویژه جشن می‌گیرند از این رو، روز زبان، عزیزترین و بزرگترین جشنهای تاجیکستان است. ملتی که در بزرگداشت زبان خود به این اندازه همت می‌گمارد، بی‌گمان برای اصلاح وضع زبان و علاج کردن دردهای آن نیز امکان خواهد یافت. باور داریم که آینده زبان فارسی در ورارود، درخشان است.» (سرنوشت زبان بازگوی سرنوشت ملت است، بهار۱۳۸۰: ۴۷و۴۸

)

با توجه به پدیداری روحی نو و روشی جدید در ادبیات و ادبیات‌شناسی پس از گورباچف، مطالب نوشتاری شکوری نیز به دو دوره قبل و بعد از آن تقسیم می‌شود که با هم فرق اساسی دارند؛ ولی تمام تلاش وی در دوره قبل از گورباچف معطوف بر این بود که نسل تاجیکی که در قرن بیستم رئالیست شد، رئالیست تاجیکی گشت نه روسی، که البته رئالیسم تاجیکی دارای مزیت‌ها و خصوصیات ملی است

.

استاد همه عمرش را صرف حیات معنوی ملت تاجیک نمود؛ اما در این راه نیز هوشمندانه و با نگاهی درست و ژرف قدم برمی‌داشت؛ چون نمی‌خواست تجربه تلخ بی‌سوادی مردمان تاجیک دوباره تکرار شود. نمی‌خواست هزاران مرد سوادناک، دوباره بی‌سواد یا کم‌سواد شوند، هرچند اعتقاد راسخ داشت که: «زبان ملت ما در قالب همان خط [خط نیاکان] ریخته شده و تفکر ما به همان خط سخت وابستگی دارد.» (شکوری: زبان فارسی آسیای میانه ضربه‌های سختی دیده است، ۱۱ آبان ۱۳۹۰

)

«

پیش از انقلاب که مدارس اسلامی وجود داشت، کتابهای درسی‌شان به عربی بود. بیشترین کتابهای درسی به عربی بود، لیکن درس به فارسی بود. دانشجو از کتاب عربی، به زبان فارسی آن علم را یاد می‌گرفت. امروز هم این کارها را کردن لازم است. کتاب درسی به زبان روسی است؛ بگذار باشد، لیکن درس باید تاجیکی باشد. در این وضع دانشجو دو زبان را می‌آموزد و زبان تاجیکی علم را از آن خود می‌کند که بسیار مهم است…. در زمان شوروی مکتب روسی خیلی زیاد بود و در کلاس‌های روسی بچه‌های تاجیک هم حضور داشتند، اما امروز همه شاگردان کلاسهای روسی بچه‌های تاجیک‌اند. این روحیه که من نمی‌دانم چه روحیه است هنوز از بین نرفته است. علم و دانش و کاردانی، همه به واسطه زبان روسی است. زبان فارسی تاجیکی گویی زبان علم نیست، زبان کسب و کار نیست. یک تصوری بسیار ضررناک پیدا شده است که مبارزه با آن هنوز نتیجه نداده است

در عهد سامانیان می‌گفتند که زبان فارسی زبان قصه‌های شب است، زبان داستان خسروان است، برای علم و دفترداری به کار نمی‌آید، حتی ابوریحان بیرونی این‌طور گفته و این عقیده را گویا قبول کرده بود. لیکن سامانیان ـ امیران سامانی، وزیران سامانی، بلعمیان ـ اثبات کردند که فارسی در همه شاخه‌ها قدرت دارد. اول فتوا گرفتند و قرآن را ترجمه کردند. چون قرآن به‌خوبی ترجمه شد، دیگر شک نماند که در رشته‌های دیگر هم می‌توان فارسی را به کار گرفت. حقیقتا هم زبان فارسی در همه رشته‌ها عمل کرد و یکی از مقتدرترین زبان‌های جهان شد. امروز هم در تاجیکستان بسیار کسان هستند که می‌گویند زبان تاجیکی زبان شعر بوده، بگذار شعر بگویند، رمان بنویسند، اما در علم و فنّاوری و این ساحه‌ها زبان تاجیکی را نزدیک نبیارید

!

من به آقای رحمانف رئیس‌جمهوری تاجیکستان عرض کردم که امروز دوره سامانیان آمده است باز باز ما در سطح بلند دولتی باید اثبات کنیم که زبان فارسی قدرت دارد که به نیازهای این زمان پاسخ بگوید. با کمک زبان روسی و انگلیسی. هرچه کمک است، باید ما از آنها بگیریم؛ اما اساس باید زبان فارسی باشد. اگر دانش و اطلاعات به این زبان نشود، رشد ملی دست نمی‌دهد. اطلاعا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.