پاورپوینت کامل ارتباط سپهر نشانهای و ادبیات دوره پهلوی بهمثابه نشانهشناسی تاریخی ۴۵ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ارتباط سپهر نشانهای و ادبیات دوره پهلوی بهمثابه نشانهشناسی تاریخی ۴۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ارتباط سپهر نشانهای و ادبیات دوره پهلوی بهمثابه نشانهشناسی تاریخی ۴۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ارتباط سپهر نشانهای و ادبیات دوره پهلوی بهمثابه نشانهشناسی تاریخی ۴۵ اسلاید در PowerPoint :
دوازدهمین هماندیشی حلقه نشانهشناسی تهران با موضوع «نشانهشناسی تاریخ» در مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد. در این هماندیشی ۱۳ مقاله ارائه شد و اساتید حوزه تاریخ و نشانه شناسی سخنانی ایراد کردند. در گزارشهای پیشین سخنان دکتر منصوربخت، محمدعلی اکبری، پاکتچی، شعیری و چند تن دیگر از اساتید ارائه گردید. گزارش پیشرو اختصاص دارد به سخنان رامتین شهبازی که به ارتباط فرهنگ، تاریخ و ادبیات در حوزه نشانهشناسی فرهنگی پرداخت.
گزارشی از نشست «نشانهشناسی تاریخ»
دوازدهمین هماندیشی حلقه نشانهشناسی تهران با موضوع «نشانهشناسی تاریخ» در مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی برگزار شد. در این هماندیشی ۱۳ مقاله ارائه شد و اساتید حوزه تاریخ و نشانه شناسی سخنانی ایراد کردند. در گزارشهای پیشین سخنان دکتر منصوربخت، محمدعلی اکبری، پاکتچی، شعیری و چند تن دیگر از اساتید ارائه گردید. گزارش پیشرو اختصاص دارد به سخنان رامتین شهبازی که به ارتباط فرهنگ، تاریخ و ادبیات در حوزه نشانهشناسی فرهنگی پرداخت.
****
آن چیزی که فکر میکنم بد نیست به آن بپردازیم این است که ببینیم ارتباط فرهنگ، تاریخ و ادبیات در حوزه نشانهشناسی فرهنگی چیست. از منظر نشانهشناسی فرهنگی انسان موجودی است که خود را با شرایط اطراف همگن کرده و میکوشد آن را تغییر دهد. از طریق یک فرایند مستمر دگرگونی، محیط پیرامونی ما تغییر میکند و بهاصطلاح تاریخی میشود؛ این جهان تاریخیشده پویاست که فرهنگ نامیده میشود. من سعی کردم با اتکا بر نظریات لوتمان در مکتب مسکو-تارتو دو مقاله را مورد توجه قرار دهم: یکی نشانهشناسی فرهنگی در باب سازوکار نشانهشناختی فرهنگ و دیگری درباره سپهر نشانهای؛ و با بررسی آثار دوره پهلوی اول به این نتیجه بتوانیم برسیم که چگونه رضاشاه در حقیقت گفتمان مرکزی خود را ایجاد میکند، گفتمانی که در حوزه نشانهشناسی فرهنگی از آن بهعنوان حوزه بیانمحور هم یاد میکنیم که این حوزه بیانمحور در مقابل حوزه محتوامحور قرار میگیرد. هیچ زبانی به معنای جامع کلمه نمیتواند وجود داشته باشد مگر آنچه در بافت یک فرهنگ شکل گرفته باشد و هیچ فرهنگی نمیتواند وجود داشته باشد مگر آنکه در مرکز خود ساختار یک زبان طبیعی را داشته باشد.
در مطالعه نشانهشناختی، فرهنگ را بهمثابه نظامی نشانهشناختی مورد بررسی قرار میدهیم و این در حالی است که علاوه بر آن رابط میان فرهنگ و نشانه و دلالت یکی از جنبههای ردهبندی آن نیز به شمار میرود. فرهنگها را بهطورکلی میتوان به دو دسته تقسیم کرد: فرهنگهای بیانمحور و فرهنگهای محتوامحور یا قاعدهمحور. فرهنگ بیان-محور فرهنگی است که به متن توجه دارد، شاید در حوزه نقد ادبی ما را به چیزی نزدیک به
CLOSE-READING
یا خوانش دقیق ببرد، خیلی به قواعدی که متون را میسازند توجهی ندارد؛ در اینجا در حقیقت تک-متن برای ما مهم است. اگر ما میگوییم رمان خشم و هیاهو، فقط با خشم و هیاهو بهمثابه یک رمان روبهرو هستیم، با قواعدی که رمان را میسازند روبهرو نیستیم. این شکل فرهنگ در حقیقت باعث میشود که فرهنگ عمومی دچار یک تصلب و ایدئولوژی شود و نتواند خود را آنطور که لازم است بسط دهد. ولی فرهنگ قاعدهمحور به متن خیلی توجه نمیکند، بیشتر به قواعد توجه میکند و این قواعد باعث تولید متون مختلف میشود و به تکثر متون منجر میشود.
مقوله دیگری که در حوزه این مقاله مورد توجه قرار میگیرد، بحث سپهر نشانهای است؛ سپهر نشانهای فضای نشانهای است که بیرون از آن هر نشانهای غیرممکن است؛ مجموعه صورتبندیهای نشانهای به لحاظ عملکرد بر زبان منفرد واحد مقدمند و شرط وجود آن زبان به شمار میآیند؛ بدون سپهر نشانهای زبان نه تنها نقشی ندارد، بلکه وجود هم نمییابد. سپهر نشانهای دارای کارکردهای مختلفی است که در مهمترین آنها میتوان تفاوت متون در نظامهای زبانی گوناگون را شناخت و تقابل آنها را بهمثابه مهمترین عامل شناخت خود و دیگری مورد شناسایی قرار داد؛ از سوی دیگر، این سپهر به مخاطب عام یاری میرساند تا ویژگیهای شکلگیری فرهنگ در غالب دلالتها را مورد بررسی قرار دهد.
من لازم دیدم که برای ورود به تحلیل موضوع مورد مطالعهمان این تعریف را از سپهر نشانهای داشته باشم؛ به این دلیل که رضاشاه از بدو ورودش به حکومت شروع میکند این سپهر نشانهای را با عناصر مختلفی تعریف کردن. رضاشاه چند عامل را دخیل میکند در اینکه سپهر فرهنگی دوره خود را شکل دهد، که به چند مورد اشاره میکنم؛ محمود افشار یکی از تئوریسینهای دولتی رضاشاه با نگارش مقاله «مطلوب ما: وحدت ملی ایران» در ماهنامه آینده مینویسد که وحدت ملی این است که در تمام مملکت زبان فارسی عمومیت یابد، اختلافات محلی از حیث لباس، اخلاق و غیره محو شود و ملوکالطوایفی کاملاً از میان برود. کرد، لر و قشقایی و عرب، ترک و ترکمن با هم فرقی نداشته هریک به لباسی ملبس و به زبانی متکلم نباشند (بحث قومیتزدایی تحت لوای فرهنگ زبان فارسی). بهاینترتیب استفاده از واژگان عربی و ترکی در زبان فارسی ممنوع شد؛ مجلس تقویم را از هجری قمری به هجری شمسی تغییر داد؛ هم شهروندان ایرانی را به تعیین نام خانوادگی و اخذ شناسنام رسمی موظف ساخت؛ این برخی کارهایی است که رضاشاه انجام داد.
رضاشاه در جستوجوی فرهنگی بود که بتواند پسزمین حکومت خود را بر آن بنا کند؛ بنابراین، به پشت سر نگاهی انداخت و سعی کرد از تاریخ پرافتخار ایران برای خود پسزمین حکومتی برپا نماید. از دید او فرهنگ باستانی، فرهنگی شریف است که میتواند غرور ایرانی را به او بازگرداند. در راستای همین باور بود که جشن بزرگ هزار فردوسی در سال ۱۳۱۳ هجری شمسی در ایران برگزار شد. بسیاری از مستشرقین و فردوسیشناسان در این دوران به بیان دیدگاههای خود درباره اندیشههای این شاعر پرداختند. تمامی این برنامه را که از یک سو با تحسین و از سوی دیگر با نقد مواجه شد؛ میتوان از منظر نشانهشناسی فرهنگی در راستای نظر ارزشگذاری و سازماندهی مجدد، رمزخوانیهای تاریخیشده را مورد بررسی قرار داد. کاری که رضاشاه انجام میدهد این است که در این سپهر فرهنگی که تعریف میکند، دوباره تاریخ را از نو به نفع آنچه خود میخواهد رمزگذاری میکند. او برای سازوکار طرد متون نافرهنگی از منظر خویش آموزش را در کشور اجرایی کرده و کوشید با جمعآوری مکتبها که نظام سنتی آموزش را در جامعه شکل میدادند مدرسههای مدرن را جایگزین آن کند. این حرکت او تنها به مدارس سنتی ایرانی محدود نشد و حتی مدارس اقلیتها نیز یا جمعآوری شد و یا به اطاعت از قوانین رضاشاه در آموزش و پرورش موظف شدند. حرکت بعدی او تأسیس دانشگاه تهران به سال ۱۳۱۳ بود؛ این دانشگاه به محلی بدل شد تا دانشآموختگان ایرانی که برای تحصیل به خارج از کشور رفته بودند محلی را برای ارائ علوم نوین بیابند. تغییر د
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 