پاورپوینت کامل از مرثیه تا تعزیه (بازخوانى تاریخى – هنرى تعزیه) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل از مرثیه تا تعزیه (بازخوانى تاریخى – هنرى تعزیه) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل از مرثیه تا تعزیه (بازخوانى تاریخى – هنرى تعزیه) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل از مرثیه تا تعزیه (بازخوانى تاریخى – هنرى تعزیه) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

با گذشت حدود نیم قرن اززمان رحلت خاتمِ رسولانِ الهى, به دلیل استیلاى ظالمانه شجره خبیثه بنى امیه, ابرهاى تیره و تار تحریف, آسمان حقیقت را فرا گرفت. شرایط آن چنان آشفته و دگرگون گردید که نشانه مسلمانى مخالفت با مظهر اسلام و جانشین راستین پیامبر(ص) به شمار مى آمد. مشتاقانِ خاندان عصمت و طهارت(ع) و شیفتگان حقایق ناب و ارزش هاى اصیل, در محاق اختناقى شدید, رنجى جانکاه و شدیدترین مجازات ها, روزگار نگران کننده و ناگوارى را سپرى مى نمودند.

با گذشت حدود نیم قرن اززمان رحلت خاتمِ رسولانِ الهى, به دلیل استیلاى ظالمانه شجره خبیثه بنى امیه, ابرهاى تیره و تار تحریف, آسمان حقیقت را فرا گرفت. شرایط آن چنان آشفته و دگرگون گردید که نشانه مسلمانى مخالفت با مظهر اسلام و جانشین راستین پیامبر(ص) به شمار مى آمد. مشتاقانِ خاندان عصمت و طهارت(ع) و شیفتگان حقایق ناب و ارزش هاى اصیل, در محاق اختناقى شدید, رنجى جانکاه و شدیدترین مجازات ها, روزگار نگران کننده و ناگوارى را سپرى مى نمودند

.

در آن یلداى بیداد و اموى, عده اى از خواص با چاپلوسى به نفع نظام حاکم, به جعل احادیث و مدح ستمگران روى آوردند و تمجید و ستایش دشمنان خاندان وحى را همچون مبانى آموزشى و تربیتى, در مکتب خانه ها به کودکان و نوجوانان مى آموختند و آنان را براى مقابله با اسوه هاى پرهیزگارى و پارسایى پرورش مى دادند. فضایِ آلوده و آشفته جهان اسلام, چون توفانى مهیب هرگونه آرامش و امنیت را از حامیان راستین حقیقت گرفته بود. فرهنگ والا و پویاى اسلام که منشأ تحرک, سازندگى و تحول بود, به صورت قوانینى خشک و بى مغز و آمیخته به جمود و خمود, تبلیغ و ترویج مى گردید و مجال هرگونه تفکر, تعقل و بحث هاى زاینده و رشددهنده از فرزانگان, صاحبان خرد و اهل معرفت گرفته مى شد و به موازات این میرایى و خاموشى چراغ اندیشه و رو به افول رفتن ستارگان فروزان, آداب و رسوم زمان جاهلیت, خرافات و تعصب هاى قومى و قبیله اى همچون قارچ هاى مسموم در حال احیا بود

.

با شهادت امام حسن مجتبى(ع) و فرارسیدن دوران امامت سومین اختر فروزان آسمان ولایت, این آشفتگى ها رو به فزونى گذاشت. قدرت حاکم, به منظور تثبیت پایه هاى عنکبوتى و پوشالى خود, در صدد ایجاد بدعت و انحراف از موازین قرآنى و روایى و سنت هاى مسلّم دینى و اعتقادى برآمد و اوضاع به گونه اى گردید که فروغ معنویت که رسول خدا(ص) براى برپا داشتن آن مرارت هاى زیادى را تحمل کرده بود, رو به خاموشى نهاد. اوضاع آن چنان نگران کننده شد که حضرت امام حسین(ع) در مدت ده سال از دوران امامت خود که با حکمرانى تبهکارى چون معاویه مصادف شد, شرایط را براى ایجاد یک جنبش و قیام در مقابل توفان استبداد و تباهى مناسب ندید و چنین حرکتى را به صلاح اجتماع اسلامى ندانست

.

با روى کار آمدن جنایتکارى چون یزید و آشکار شدن فساد و ابتذال و علنى گشتن آلودگى هاى غیرقابل اغماض, تعلیمات و فرهنگ اسلامى در مخاطره اى جدى قرار گرفت. از این جهت موضع امام در مقابل چنین شرایطى, که استمرار آن محور دیانت و معنویت را به دنبال داشت, برپا کردن مشعل عاشورا بود تا در آن تاریکى دهشت زا, روشنى بیافریند و نیز از لهیب آن آذرخش, کاخ استبداد بسوزد. به همین دلیل حضرت رسول اکرم(ص) در روایتى امام حسین(ع) را چراغ هدایت و کشتى نجات معرفى کرده اند. اِنّ الحسین مصباح الهدى و سفینه النجاه (عیون اخبار الرضا, ج۱, ص۶۰) امام حسین(ع) نیز در این خصوص فرموده اند: اَلا تَرون اَنّ الحق لایُعمل به و انّ الباطل لایتناهى عنه. لیرغب المؤمن فى لقاء الله حقاً فانى لا ارى الموت الا السعاده ولا الحیوه مع الظالمین الا بَرَما۱

:

(آیا مشاهده نمى کنید که به حق عمل نمى شود و از باطل جلوگیرى به عمل نمى آید. در این صورت به طور مسلم انسان با ایمانِ جوینده حق, باید طالب دیدار خدا و لقاى حق باشد. من مرگ را جز سعادت نمى بینم و زندگى با ستمگران را جز ملالت و کسالت نمى نگرم

(.

از این جهت آن خورشید فروزان با حماسه اى پرشکوه و سرنوشت ساز جامعه اسلامى را متوجه اسلام واقعى نمود و به اتفاق اهل بیت, یاران و اصحاب فداکارش, به داد اسلام رسید و مکتب حیات بخش اسلام را احیا کرد و چشمه ناب حقیقت را از غبارى که گرفته بود, رهایى بخشید و در واقع خداوند مکتب وحى را از طریق قیام عاشورا حفظ کرد و تعبیر قرآنى انّا نحن نزّلنا الذکر و انّا له لحافظون۲ (ما قرآن را فرو فرستادیم و به تحقیق حافظ آن هستیم) درباره اش مصداق پیدا کرد

:

مصطفى را وعده داد الطاف حق

گر بمیرى تو, نمیرد این سبق

امام خمینى(ره) خاطرنشان نموده اند

:

(

امام حسین(ع) نجات داد اسلام را, ما براى یک آدمى که نجات داده اسلام را و رفته کشته شده, هر روز باید گریه کنیم, ما هر روز باید منبر برویم براى حفظ این مکتب. محرم و صفر است که اسلام را نگه داشته است. فداکارى سیدالشهدا(ع) است که اسلام را براى ما زنده نگه داشته است…)۳

بر این اساس نهضت مقدس کربلا, فرازى درخشان و باشکوه در تاریخ اسلام است و چون خورشید پر فروغ در حال پرتوافشانى است و هرچه از آن مى گذرد انوارش افزون تر و گسترده تر مى شود; حماسه اى که مبدأ و منشأ و الهام بخش قیام هاى گوناگونى در تاریخ اسلام گردید و نهضت هاى سلحشوران علوى را در ستیز با ستمگران تقویت نمود

.

آن امام بزرگوار با فریاد (مرگ با شرافت بهتر از زندگى ننگین است و اگر دین ندارید, لااقل آزاده باشید)۴ انسان هاى غافل را از خواب گران بیدار نمود

.

پدیدآورنده قیام کربلا در این ماجراى جاویدان, حقیقت ایمان و واقعیت بندگى را به نمایش گذاشت و در تمامى لحظات این قیام مقدس, به ارزش هاى معنوى در عرصه اندیشه و عمل نظر داشت و نهایت اخلاص را از خویشتن بروز داد و کوشید تا از سیرت جدش پیروى کند و سنت با برکت امر به معروف و نهى از منکر را احیا نماید

:

اُرید اَن آمر بالمعروف وانهى عن المنکر اسیر بسیره جدّى و ابى على بن ابى طالب.۵ و در سخنى جاویدان, حضرت امام حسین(ع) فرمود: اللهم انّى احبّ المعروف واُنکر المنکر.۶ به همین دلیل در زیارت عاشورا مى خوانیم: اشهد انک قد اقمت الصلوه و اتیت الزکوه وامرت بالمعروف ونهیت عن المنکر

مناجات آن حضرت نیز چنین است

:

)

اى پروردگار بزرگ, همه مردم را جملگى در راه دوستى تو ـ کسب رضایت تو ـ رها کردم و خانواده ام را براى دیدارت آوردم. اگر مرا در راه وصالت قطعه قطعه کنى, قلبم به غیر تو تمایلى پیدا نخواهد کرد.)۷

حادثه عاشورا بدان جهت که خود حق است و در جهت حفظ ارزش هاى الهى و زنده نمودن مکتب اسلام صورت گرفته است در اوج قله ایثار و با صلابت و خروشان همچنان باقى مانده و مى ماند. از این جهت با ارج نهادن به حماسه سازان عاشورا و بزرگداشت این قیام شکوهمند انسان ها, با فضایل و کمالات انس یافته و در مکتب حسینى خوب زیستن و نیکو زندگى کردن, روى آوردن به معروف و اعراض از منکرات را فرامى گیرند و فرهنگ فضایل و مکارم در جامعه به صورت سنتى حسنه رواج مى یابد. از سویى امام حسین(ع) با آن شایستگى هاى ذاتى و نسبى, شعله هاى محبت را در قلوب مؤمنین برمى افروزد و این نکته در واقع تداعى کننده فرمایش رسول اکرم(ص) است که فرموده اند

:

انّ لقتل الحسین حراره فى قلوب المومنین لاتبرد ابداً۸ (کشته شدن امام حسین(ع) در دل هاى اهل ایمان حرارتى ایجاد کرد که هیچگاه به سردى نمى گراید

).

سوگوارى در سیره اهل بیت(ع

(

سیره ائمه هدى(ع) در برپا نمودن مجلس سوگوارى براى سالار شهیدان, حضرت امام حسین(ع), و تشویق و تحریض شیعیان در احیاى این برنامه, بدان جهت است که واقعه کربلا روشنى بخش جان انسان هاى طالب فضایل باشد و گریستن براى امامى که در مقابل باطل مقاومت کرد و از ارزش ها صیانت نمود, فریاد قلب و مبارزه عاطفى با ستمگران در همیشه تاریخ است. امام سجاد(ع) در فرصت هاى مقتضى و به صور گوناگون خاطره عاشورا را در اذهان مردم زنده نگاه مى داشت و گریه هاى طولانى آن امام همام بود که خون ها را به جوش مى آورد و سرها را پرشور مى نمود و این موضوع موجب گردید تا مشعل حماسه جاوید کربلا هیچگاه خاموش نشود

.

نخستین کسى که وقایع عاشورا را بیان مى نمود و با این گزارش سوزناک دل سنگ را مى گداخت, امام چهارم و پس از او حضرت زینب کبرى(س) بود. روایاتى که از حضرت امام سجاد(ع) در این خصوص در مآخذ روایى ضبط گردیده, همه از منابع معتبر و موثق مى باشد و هر آنچه آن فروغ امامت درباره حوادث نینوا مى فرمود, از شهودات خودش بود نه از شنیده ها و منقولات دیگران

.

تشکیل مجلس عزادارى براى شهیدان کربلا, از همان زمانى که این رویداد اسفناک به وقوع پیوست با دستور اهل بیت(ع) آغاز گردید و به تدریج با تأثیرپذیرى از سنت هاى بومى و مقتضیات زمان در سیر تاریخ تا امروز استمرار یافت و در شکل هاى گوناگون حضور خود را نشان داد. مشهور است که چون اهل بیت امام حسین(ع) از شام به مدینه بازگشتند, در حوالى این شهر مدتى کوتاه اقامت نمودند, ساکنین مدینه با هیجان و التهاب خاصى به استقبال آن عزیزان شهرشان رفتند. امام سجاد(ع) بشیر بن جَذْلَمْ را در میان مستقبلین مشاهده نمود و او را مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى بشیر پدرت شاعر بود, آیا تو هم از این توانایى بهره اى دارى؟ او پاسخ داد: آرى خود نیز شاعرم. حضرت فرمودند: در حالى که ابیاتى را مى سرایى جلوتر از ما به مدینه برو و خبر ورود اهل بیت(ع) و مصیبت جانگداز کربلا را به مردم شهر جدّم نبى اکرم(ص) اعلان کن. بشیر فرمایش امام را اجابت کرد و اشعارى سرود و با گریه و صداى بلند به حالت نوحه و ندبه براى مردم مدینه خواند که دو بیت از آن چنین است

:

یا اهل یثرب لایُقام لکم بها

قُتل الحسین فادمُعى مدْراراً

الجسم منه بکربلا مفرّج

والرّاس منه على القناه بدار۹

یعنى: اى اهل مدینه دیگر در این شهر نمانید; چون آقایتان حسین بن على(ع) را کشتند. پس سرشک از دیدگاه خود فرو ریزید. اگر خبرى از بدنش مى خواهید بدانید که بدنش در زمین کربلا آغشته به خون گردید و سر مطهرش را بر روى نیزه گردانیدند

.

بنابراین نخستین مرثیه سرایى بر مصایب کربلا, مربوط به سال ۶۱هجرى بوده است

.

در برخى منابع آمده است: وقتى حضرت زینب کبرى(س) بر بالین بدن برادرش حضرت امام حسین(ع) آمد, جملاتى بر زبان جارى نمود که حالت مرثیه داشت و با شنیدن آن, دوست و دشمن گریست و در واقع در همان صحراى کربلا, نوعى ماتم سرایى صورت گرفت که زینب کبرى(س) آن را ترتیب داد. او با گفتن عبارت (بأبى المهموم حتى قضى بابى العطشان حتى مضى) آن چنان دلسوز نالید که فأبکت والله کلّ عدواً وصدیق.۱۰ با این وصف اولین مجلس عزاى امام حسین(ع) را آن هم بر بالین بدن بى سر آن حضرت خواهرش زینب کبرى(س) پدید آورد

.

شیخ مفید در کتاب امالى خود به اسنادى از ابراهیم بن داحه ذکر نموده که نخستین شعرى که در رثاى حسین بن على(ع) سروده شد, مرثیه عقیه بن عمرو سهمى است که در بیتى از آن سروده است

:

مرت على قبر الحسین بکربلا

ففاض علیه من دموعى غذیرها۱۱

(

وقتى بر مرقد امام حسین در کربلا عبور کردم

,

اشک فراوانى از دیدگانم جارى گشت

(.

ابومخنف اَزْدى (۸۳ ـ ۱۴۸ق) صاحب مقتل معروف که اصل آن مفقود گردیده و برخى گزارش هایش از کربلا در منابعى چون تاریخ طبرى درج گردیده است, از مورخان و اصحاب امام صادق(ع) مى باشد. وى موفق گردید یک جلد کتاب درباره حادثه کربلا بنویسد

.

ابوالفرج اصفهانى در کتاب الاغانى نوشته است: روزى سید حمیرى (متوفى به سال ۱۷۹ق) به محضر امام صادق(ع) مشرف گردید. حضرت با مشاهده وى به زنان اهل منزل دستور دادند پشت پرده نشسته و آن وقت از سید مذکور خواستند شعرى در رثاى امام حسین(ع) بگوید. او امر امام را تحقق بخشید و اشعارى سوزناک سرود که ترجمه بخشى از آنها چنین است

:

(بر مزار حسین(ع) بگذر و خطاب به استخوان هاى مطهرش بگو: اى ابرهاى پر باران, سیراب شوید. هرگاه بر آرامگاه او گذر کنى لحظه اى درنگ نما و آنگاه از چشمان پاک خود بر این انسان پاک باخته اشک بریز

.

)

سید حمیرى خود مى گوید با شنیدن این اشعار مشاهده کردم که چون ابر بهارى اشک از دیدگان امام بر گونه هاى مبارکشان فرو مى ریخت و صداى ضجّه زنان از اندرون به گوش مى رسید تا آن که امام فرمودند کافى است. امام صادق(ع) به عبدالله بن حماد بصرى فرمود

:

(به من خبر رسیده که در نیمه ماه شعبان گروهى از ساکنین نواحى کوفه و مردمى از دیگر نقاط بر سر مزار امام حسین(ع) در کربلا مى آیند و نیز زنانى براى آن حضرت نوحه گرى مى کنند, عده اى قرآن مى خوانند و گروهى دیگر حوادث کربلا را بیان مى کنند و دسته اى نوحه گرى کرده و پاره اى افراد مرثیه مى خوانند. عبدالله عرض کرد: فدایت شوم. آرى من نیز بخشى از آنچه فرموده اید دیده ام. امام فرمود: (سپاس خداوندى را که در میان مردم گروهى را قرار داد که به نزد ما مى آیند و برایمان مرثیه مى خوانند و دشمنان ما را کسانى قرار داد که بر آنان گروهى از خویشاوندان ما یا غیر آنها, خرده مى گیرند.)۱۲ همچنین از ششمین فروغ امامت نقل شده که آن حضرت فرموده اند: وَمَن بَکى اَو ابکى واحداً فله الجنه ومن تباکى فله الجنه.۱۳ یعنى: کسى که گریه کند یا بگریاند یا خود را گریان بنمایاند, جزایش بهشت است

.

حضرت امام رضا(ع) نیز فرموده اند

:

(

هرکس مصیبت ما را یادآور شود و گریه کند بر آنچه بر ما گذشته است, در روز قیامت با ما و در درجه ما خواهد بود و هر که مصیبت ما به او تذکر داده شود و گریه کند و دیگرى را به گریه وادار نماید, روزى که دیده ها گریان است, چشمانش اشکبار نخواهد بود و هر که در مجلسى که امر ما احیا مى شود, بنشیند, روزى که قلب ها مرده است قلب او نمى میرد و زنده دل خواهد بود.)۱۴

راز این تأکیدها و توصیه ها در برپایى مراسم سوگ و ماتم براى شهیدان کربلا در آن است که مردم در چنین مجالسى با فداکاران نینوا پیوندى عاطفى برقرار مى نمایند که این ارتباط مى تواند موجب جذب معنویات از اسوه هاى عاشورا گردد. همچنین تشکیل چنین اجتماعاتى جان هاى تشنه حقیقت را سیراب مى نماید, افراد فرو رفته در انواع غفلت ها را هوشیار مى نماید و باعث رویش و سرسبزى بوستان فضیلت مى گردد. در مجالس عزادارى اهتمام بر آن است که مردم به ریسمان الهى چنگ زنند و اتحاد خویش را براى محو آثار شرک, ستم و نفاق افزون نموده و اجر رسالت را با دوستى دودمان پیغمبر از این طریق به خاتم رسولان بپردازند. هم احساس گردیدن با حماسه حسینى و خود را نزدیک نمودن به تندیس هاى ایثار ضمن پالایش جان ها و روان ها, اصلاح جامعه را نیز پدید مى آورد و سوگوارى اگر این مزایا و محسنات را دربر نداشته باشد, از اهداف اصلى خود فاصله گرفته و در مسیر دیگرى که با مقاصد کربلاییان مغایرت دارد, قرار گرفته است

.

ماتم دارى در مقیاسى وسیع

ابوریحان بیرونى یادآور مى شود ملت اسلام همواره عاشورا را بزرگ مى دانستند و این روز برایشان خجسته بود تا آن که قتل امام حسین(ع) در این زمان روى داد و از این تاریخ مسلمانان, عاشورا را روزى شوم و منفور دانستند, ولى بنى امیه در این روز لباس نو بر تن کردند, زیب و زیور نمودند و آن را عید گرفتند. شیعیان در روز عاشورا از راه تأسف و ماتم سرایى نسبت به شهادت سید شهیدان در شهرهاى اسلامى گریه و نوحه سرایى مى کنند و تربت مسعود حسینى را در کربلا, در این روز, زیارت مى نمایند.۱۵ این گزارش از رسمى شدن مراسم سوگوارى در مناطق شیعه نشین, حکایت دارد. اما به گفته برخى مورخان, آل بویه نخستین کسانى بودند که دامنه سوگوارى بر شهیدان کربلا را گسترش دادند و مجالس عزا براى امام حسین(ع) و یارانش را که به صورت خصوصى در خانه ها و احیاناً در محافلى غیر علنى برگزار مى گردید, به سوگوارى در بازارها و معابر عمومى به طور آشکار و همراه با جوش و خروش مبدل ساختند

.

موافق نوشته ذهبى و برخى تاریخ نگاران دیگر, در سال ۳۵۲ق احمد معزالدوله دیلمى, عزادارى رسمى عاشورا را در بغداد متداول ساخت. وى امر نمود در دهه اول ماه محرم باید مردم تمامى بازارها و محل کسب و کار را بسته, لباس عزا بپوشند و به تعزیه سیدالشهدا بپردازند.۱۶ بعد از آن در سال هاى دیگر تا هنگام انقراض دولت دیالمه شیعیان در دهه اول محرم الحرام در شهرهاى شیعه نشین یا مناطقى که اکثریت با شیعیان بود رسم سوگوارى به جاى مى آوردند و در بغداد این سنت تا اوایل حکمرانى سلجوقیان برقرار بود. حاج شیخ عباس قمى ضمن اشاره به این نکته مى افزاید: علماى اهل سنت با چنین فرمانى مخالفت کردند, ولى چنین تخلفى مؤثر واقع نگردید و معزالدوله دیلمى در عملى ساختن منظور خود مبنى بر رسمى ساختن مراسم عاشورا, پیروز گردید.۱۷ ادوارد براون در تاریخ ادبیات خود به نقل از تاریخ ابن کثیر شامى این نکته را مورد تأیید قرار داده و اضافه مى کند: احمد بن ابوالفتح در کتاب احسن القصص نوشته که عزادارى در سال ۹۶۳م. در بغداد توسط معزالدوله بویه اجرا شده است. مقریزى هم در کتاب الخطط خود مى نویسد: در سال ۳۶۳ق المعزالدین لله فاطمى, از حکمرانان فاطمیان در مصر, سوگوارى روز عاشورا را در قلمرو دولت خویش که مصر و سودان و توابع آن ها بود, مرسوم ساخت

.

صاحب بن عباد وزیر دانشمند و مرثیه سراى آل بویه که اشتیاق ویژه اى در تبلیغ و ترویج سوگوارى براى امام حسین(ع) داشت, چکامه هایى چند در منقبت آن امام تصنیف کرد که در ایام عزادارى عاشورا جهت تشویق سوگواران خوانده مى شد. در یکى از این مرثیه ها آمده است

:

خون دوستان محمد(ص) جارى است. اشک هایمان آکنده از درد است. لعن و ننگ بر دشمنان گذشته و آینده باد. سینه بسوزانید از آنچه که بر کودکان کربلا گذشته است. فرشتگان آسمان بر شهادت شهیدان کربلا شیون کردند. پس تو باید چندى سرشک را از دیدگان خویش جارى نمایى, زیرا پس از واقعه عاشورا, خنده و شادى حرام است.۱۸

بنا به نوشته ابوبکر خوارزمى, در مقتل خود, صاحب بن عباد در عمومیت بخشیدن تعزیه و مرثیه سرایى تلاش زیادى نمود و ارزش سوگوارى براى امام حسین(ع) را فزونى بخشید. ابن عمید از بزرگان و نامداران قرن چهارم هجرى قمرى, وزیر رکن الدوله دیلمى, نیز در ترویج و اقامه عزاى حسین نقش فعال و تأثیرگذارى را بر عهده داشت. در برخى منابع آمده است که دیلیمیان شیعه مذهب, مظالم بنى امیه و حوادث جانگداز کربلا را به صورت شبیه خوانى مجسّم مى نمودند, اما این نمایش ها صامت بود و افراد نمایش با لباس مناسب سوار و پیاده در صحنه حضور مى یافتند.۱۹

اقتباس و الهام از کتاب روضهالشهدا

یکى از منابعى که به مضامین نوحه ها و مرثیه ها راه یافت و مأخذى مهم براى تنظیم اشعار شبیه نامه هاى عاشورا تلقى گردید, کتاب روضهالشهدا تألیف کمال الدین حسین بن على واعظ کاشفى (متوفى به سال ۹۱۰ق) مى باشد. وى این کتاب را به دستور سید مرشدالدین عبدالله معروف به سید میرزا داماد سلطان حسین پایقرا تألیف نمود. کتاب مورد اشاره شامل یک پیشگفتار و ده باب است که هر باب اختصاص به حالات یکى از انبیا و اولیا و یا افرادى از خاندان عصمت و طهارت اختصاص دارد. باب هفتم تا دهم این کتاب به حوادث و وقایع کربلا اختصاص یافته است. مرحوم خوانسارى در کتاب روضات الجنات در معرفى این اثر مى نویسد: (…روضهالشهدا نخستین کتابى است در مقاتل که به فارسى تصنیف شده. ذاکرین مصائب اهل بیت(ع) آن کتاب را تلقى به قبول نموده و در رؤس منابر آن را قرائت مى کردند)۲۰ در واقع چون افرادى بر سر منابر از روى این کتاب براى مردم مطالبى را در سوگ اهل بیت(ع) مى خوانده اند از آن زمان سنت روضه خوانى ـ خواندن کتاب روضهالشهدا ـ مرسوم و متداول گردید. سعید نفیسى مى نویسد: (…ملا حسین کاشفى یکى از معروف ترین دانشمندان قرن نهم و مؤلفان زبان فارسى است. کاشفى در شعر کاشفى تخلص مى کرده است… روضهالشهدا که معروف ترین کتاب فارسى در واقعه کربلاست و چون مدت هاى مدید آن را بر سر منبر مى خواندند, اصطلاح روضه خوانى از نام همین کتاب آمده [است]…)۲۱ این کتاب بعدها به عنوان مهم ترین ماخذ مورد مراجعه تعزیه نویسان قرار گرفت و بخش عمده اى از نسخه هاى تعزیه, تأثیر پذیرفته از مندرجات آن است و در مواقعى عین مطالب منثور آن توسط شاعران به صورت نظم درآمده و در تعزیه از آنها استفاده شده است. روى آوردن به این اثر در اشعار رثایى و سوگوارى هاى نمایشى محتوا و مضامین آنها را مورد تأمل و خدشه قرار داد, چرا که مطالب روضهالشهدا وقتى به منابع موثق روایى و مقاتل معتبر عرضه مى گردد, کاملاً رنگ مى بازد و متأسفانه اخبار و قصه هاى جعلى و غیر واقعى به آن راه یافته و این نوشتار را از اعتبار انداخته است. محدث نورى نخستین کسى است که تحریفات این کتاب را مورد انتقاد قرار داد و خاطرنشان ساخت دروغ هاى راه یافته بدان همچون داستان زعفر جنّى و عروسى قاسم و… اولین بار در کتاب این نویسنده آمده است.۲۲

منابع و مدارک تاریخى مشخص نکرده اند که مسلک ملاحسین کاشفى چه بوده است. اما از برخى قرائن برمى آید که ملاحسین مذهب شافعى داشته است, زیرا چون از امام حسین(ع) نام مى برد و مى گوید: امیرالمؤمنین و این رسم متداول در بین سنى هاست و شیعیان تنها به حضرت على(ع) امیرالمؤمنین مى گویند. نکته دیگر این که نامبرده تفسیر مواهب علیه را با گرایش به مذهب تسنّن تألیف نمود. استاد شهید مرتضى مطهرى درباره این مؤلف و کتابش این گونه اظهارنظر کرده است: (…تاریخش را که مى خوانیم معلوم نیست شیعه بوده یا سنّى و اساساً مرد بوقلمون صفتى بوده است, بین شیعه که مى رفته خودش را شیعه صد در صد و مسلّم معرفى مى کرد و بین سنّى ها که مى رفته خودش را حنفى نشان مى داده است… وقتى که این کتاب [روضهالشهدا] را خواندم دیدم حتى اسم ها جعلى است… از وقتى که این کتاب به دست مردم افتاد کسى تاریخ واقعى امام حسین(ع) را مطالعه نکرد…)۲۳

مولانا محمد بن سلیمان فضولى (متوفى۹۶۲ق), شاعرى که به زبان هاى ترکى, عربى و فارسى مسلط بود, روضهالشهدا را با همان سبک و سیاق و افزودن تعلیقاتى بر آن به زبان ترکى درآورد که به (حدیقه السعداء) معروف است

.

ملا آقاى دربندى تمام مطالب روضهالشهدا را به انضمام مطالبى دیگر تدوین کرد و کتابى به زبان عربى با نام (اسرار الشهاده) نگاشت. شهید مطهرى مطالب این اثر را مخدوش و جعلى مى داند و مى گوید: (واقعاً مطالب این کتاب انسان را وادار مى کند که به [حال] اسلام بگرید…)۲۴ به اعتقاد شهید مطهرى پدیدآورنده این اثر انسانى خوبى بوده و نسبت به امام حسین(ع) اخلاص داشته و هر وقت نام آن امام شهید را مى شنیده اشکش جارى مى گردید. اما به کتابش کذب و تحریف راه یافته است. حتى مرحوم محدث نورى در کتاب لؤلؤ و مرجان ضمن انتقاد از مضامین (اسرارالشهاده) مؤلفش را مورد تأیید قرار داده است. استاد شهید مرتضى مطهرى یادآور مى شود: (با این که [مرحوم دربندى] مرد عالمى است ولى اسرارالشهاده را نوشته که به کلى حادثه کربلا را تحریف کرده است. کتابش مملو از دروغ است…)۲۵

عزادارى در عصر صفویه

با روى کار آمدن دولت صفویه و رسمى گردیدن مذهب تشیع توسط حکمرانان این سلسله, برگزارى هرچه باشکوه تر مراسم عزادارى در اشکال روضه خوانى, نوحه خوانى, واقعه خوانى, مرثیه سرایى و سینه زنى در قالب اجتماعات وسیع شکل فراگیرى به خود گرفت. اروپاییان که در قالب فرستادگان سیاسى, نظامى, بازرگان, مبلّغ مذهبى, در این دوران به دربار ایران آمده اند, در سفرنامه ها و گزارش هاى خود به چنین اجتماعاتى اشاره دارند. اما گرچه در پاره اى از این یادداشت ها به صحنه هاى نمایش گونه سوگوارى ها توجه شده و از اشخاصى سخن گفته اند که با لباس هاى رنگارنگ مشغول عزادارى بوده اند و نبردهاى ساختگى توسط صدها تن عزادار صورت مى گرفته است, ولى با کاوشى در این منابع, ردپایى از مراسم تعزیه خوانى, به شکل تکامل یافته در اعصار بعد, در زمان صفویه مشاهده نمى شود. آنتونیودى گووآر

(Antoniode Gourea)

کشیش اسپانیایى که از طرف فیلیپ پادشاه اسپانیا در عهد حکومت شاه عباس اول, چندین بار به دربار ایران مسافرت نموده, در سال ۱۰۱۱ق از مشاهدات خود در شیراز چنین گزارش ارائه داده است: (… در پیشاپیش دسته هاى عزادار شترانى دیده مى شد که بر پشت هر یک پارچه اى سبزرنگ افکنده, زنان و کودکان را بر آنها سوار کرده بودند, سر و روى زنان و کودکان گویى توسط نیزه زخمى شده بود و تظاهر به گریه مى کردند…)۲۶

پیتر دلاواله مبلّغ مسیحى و سیاح ایتالیایى در محرم سال ۱۰۲۶ق از طریق قصرشیرین به اصفهان آمد و با مشاهده عزادارى در این شهر به نگارش آنچه دیده بود پرداخت و نوشت

:

(از تمام اطراف و محلات اصفهان دسته هاى بزرگى به راه افتادند. بر روى اسبان آنان سلاح هاى مختلف و عمامه هاى متعدد قرار دارد و به علاوه چندین شتر نیز همراه دسته ها هستند که بر روى آنها جعبه هایى حمل مى شود که درون هریک سه چهار بچه به علامت بچه هاى اسیر حسین شهید(ع) قرار دارند…)۲۷

توماس هربرت سیاح انگلیسى که در عصر شاه عباس اول به ایران آمد, با وجود آن که مطالب دقیقى را در سفرنامه اش مطرح کرده, صحنه هاى عزادارى را از روى سرگرمى مشاهده نموده و نتوانسته است تصویر درستى از این مراسم بر روى کاغذ بیاورد

.

آدام اولئاریوس

(Adam Olearius)

که در ایام محرم سال ۱۰۴۷ق در عصر شاه صفى در اردبیل به سر مى برده است, نسبت به دیگر سیاحان اروپایى این دوره, گزارش نسبتاً دقیقى از مراسم سوگوارى در ایام عاشوراى شهر اردبیل دارد

:

)

روى بعضى از شترها و اسب ها کودکان و پسربچه ها را به عنوان بازماندگان شهیدان کربلا نشانده بودند و به زین و روپوش نیلگون این اسب ها و شترها تیرهایى فرو رفته بود که به منزله تیرهایى بود که کفار و دشمنان حسین(ع) به طرف آنها پرتاب کرده بودند. روى بعضى از اسب ها و شترها هم تیر و کمان و شمشیر و کلاه خود و زره و سایر سلاح هاى قدیمى را به عنوان سلاح باقى مانده از شهدا حمل مى کردند.)۲۸

سر ژان شاردن که در این عصر به ایران مسافرت کرده و گزارش سفرنامه اش به فارسى ترجمه شده, در جلد چهارم این مجموعه اشاراتى به عزادارى عصر صفوى دارد

:

)

در جلو هر دسته بیست علم, بیرق, هلالى, پنجه هاى فلزى مزین به نقوش رمزى کنده کارى شده از [حضرت] محمد[ص] و [حضرت] على[ع] سوار بر دسته هاى نیزه مانند حرکت مى کردند. این وسایل براى مسلمانان نمادى مقدس بود از غزوات صدر اسلام

(

پتروس دیک, سیاح اروپایى که در عهد شاه صفى به ایران آمده, به اجراى تعزیه اى با عنوان آب فرات اشاره مى کند, ولى گزارشى از چگونگى اجراى این نمایش نیاورده است به نظر مى رسد او شاهد برگزارى مراسم واقعه خوانى و گفتگوهاى حزن انگیز مرثیه سرایان بوده و این حالت را به عنوان یک نمایش تعزیه تلقى کرده است. چون سیاحان دیگر از تعزیه خوانى در هنگام حکومت شاه صفى گزارش ارائه نداده اند

.

ژان باتیست تاورنیه, جهانگرد فرانسوى که بین سال هاى ۱۰۴۹ تا ۱۱۰۱ق به مدت ۶بار به ایران مسافرت نموده, در بخش هفتم از کتاب چهارم خود به برخى سوگوارى هاى نمایش گونه و عملیات شبیه سازى اشاره مى کند

:

)

هر دسته [عزادار] یک عمارى داشت, در بعضى از آن عمارى ها طفلى شبیه نعش خوابیده بود و آنهایى که دور عمارى را احاطه کرده بودند گریه و زارى مى کردند. آنها که به عدد کثیرى براى تماشا در میدان ایستاده بودند, از دیدن این اطفال یک مرتبه به اجماع فریادکنان گریه مى کردند و عقیده ایشان این است که به واسطه این گریه ها همه گناهانشان آمرزیده مى شود… )۲۹

آخرین گزارش مهم از مراسم عزادارى در عهد صفوى به قلم جهانگردى است به نام کورنى یل لابرون که در سال ۱۷۰۴م گواه شکوه رو به افزایش این مراسم در عصر صفوى است. وى از عزادارانى سخن مى گوید که از طریق حرکات نمایش صامت صحنه هاى حزن انگیز کربلا را به تصویر مى کشیده اند و برخى از آنان براى نشان دادن چگونگى و شدت ضربات و جراحات وارده پیکرهاى خود را به رنگ سرخ و سیاه مى کردند.۳۰

با بررسى گزارش هاى نگارش یافته توسط سیاحانى که در دوران صفویه به ایران آمده اند, ما شاهد رشد تقریبى سالانه و شکوه و جلال مراسم عزادارى براى شهیدان کربلا در این دوران مى باشیم. همچنین این نوشته ها بیانگر آن هستند که دسته هاى عزادار در سیر تقویمى دوران اقتدار صفویان متنوع تر شده و با اشکال نمایشى مى کوشیده اند وقایع عاشورا را در اذهان زنده نگاه دارند. گرچه تمامى این مراسم سیر تکامل سوگوارى را در شکل و محتوا مورد تأیید قرار مى دهند, ولى نمى توان از این آداب و رسوم به عنوان نمایش تعزیه سخن گفت و تنها باید خاطرنشان ساخت که زمینه هاى اجراى تعزیه از طریق صحنه هاى نمایش مورد اشاره فراهم گردیده است. در این عزادارى ها به قول (لابرون) جاى متن و اشعار سوزناک کاملاً خالى بوده است; همان که در تعزیه رکن اصلى و اساسى را به وجود مى آورد

.

نشانه هایى از مقدمات شبیه خوانى

آیهاللّه سید عبدالحسین شرف الدین عاملى عقیده دارد اصل تمثیل و شبیه خوانى در زمان صفویه مرسوم شده است.۳۱ مرحوم حسن مشحون در مقدمه کتاب خود, موسیقى مذهبى (ج۱, موسیقى تعزیه) مى گوید: اولین کسى که تأسیس اساس شبیه و تشبیه واقعه کربلا را نمود, محمدباقر مجلسى (متوفى ۱۱۱۱ق) بود. رضا خاکى از پژوهندگان تئاتر مذهبى, متن هاى شناخته شده تعزیه را به حدود اوایل قرن یازدهم هجرى برمى گرداند.۳۲ اما ادوارد براون مى نویسد: نمایش صحنه ها و مجالس هیجان انگیزى که به تعزیه خوانى موسوم است در اوایل دوره صفویه معمول نبوده و در ازمنه بعد مرسوم شده است. چنانکه یکى از مورخین اروپایى که در زمان سلطنت شاه صفى در اردبیل به سر مى برده است, شرح مبسوطى از مشهودات خود داده و ترتیب عزادارى, شیون و نوحه گرى عاشورا یا روز قتل را ذکر نموده است, ولى هیچ اشاره اى به نمایش و تعزیه نمى کند.۳۳

مایل بکتاش در مقاله (تعزیه و فلسفه آن) مى نویسد: (تصویر نمایش واقعه عاشورا از رسم نوحه خوانى هاى سوگواران توام با وصف آشکار واقعه, به زبان اول شخص و نیز از نخستین مقتل خوانى ها پدید آمد. این وضع از اواخر دوره صفویه آغاز و با طى دوره زندیه تا اوایل عهد قاجار… ادامه داشت…)۳۴

دکتر محمدجعفر محجوب که در باب تعزیه پژوهش هایى انجام داده است, در مقاله تأثیر تئاتر اروپایى و نفوذ روش هاى نمایش آن در تعزیه مى نویسد

:

(براى اثبات این که تعزیه در دوره صفویه وجود داشته, هیچ مدرک مستندى در دست نداریم, در عوض دلایل قوى براى رد وجود آن در آن دوره داریم

)

وى در ادامه این مقاله مى افزاید

:

(از یک سو مى بینیم که تا سده هفدهم میلادى, تعزیه, یعنى بازنمایى نمایش وقایع کربلا, در ایران وجود نداشت, در حالى که از دیگرسو به استناد مدارک در دسترس مشهور است که یک اروپایى صحنه هاى نمایشى از واقعه کربلا را در خلال سال ۱۷۸۰م به چشم دید.۳۵ بنابراین چنین دگرگونى بزرگى که در آن مجالس سوگوارى و دسته هاى سینه زن به صورت نمایش تئاترى درآمدند, باید در سده هیجدهم میلادى رخ نموده باشد.۳۶ اما نامبرده در جاى دیگر نظر خویش را به صورت ذیل ارائه مى دهد

:

(تعزیه به احتمال قوى به صورت هیأت فعلى خویش در پایان عصر صفوى پدید آمد و از همه سنت هاى کهن نقالى و روضه خوانى و فضایل و مناقب خوانى و موسیقى مدد گرفت و تشکیلاتى محکم براى خود ترتیب داد و کارگردانان ورزیده, اداره آن را در دست گرفتند.۳۷

دکتر عنایت الله شهیدى ـ از پژوهندگان شبیه خوانى ـ در مقاله (دگرگونى و تحول در ادبیات و موسیقى تعزیه) نوشته است

:

(تعزیه پدیده فرهنگى ساده یا مشخصى نیست که در مقطع تاریخى خاصى به ظهور رسیده باشد, بلکه تدریجاً پس از سده ها به واسطه عوامل مختلف اجتماعى, مذهبى, فرهنگى, هنرى و فلسفى پدید آمد. گفته مى شود که شکل رایج آن در خلال سال هاى آخر دوران صفوى به وجود آمده است).۳۸

جمشید ملک پور که در خصوص نمایش هاى مذهبى و شبیه خوانى تحقیقاتى دارد و مقالات و آثارى در این مورد انتشار داده است, یادآور مى شود

:

(با روى کار آمدن دولت صفویه و رسمیت یافتن تشیع و نزدیکى حکومت و دیانت, جریان سرودن اشعار داستانى و به نظم داستانى درآوردن واقعه کربلا, گسترش عظیمى یافت; به طورى که در کوچه و برزن دسته هاى سینه زن و زنجیرزن و نوحه خوان ها به راه مى افتادند و در سوگ واقعه کربلا عزادارى مى کردند. نطفه نمایش تعزیه در همین آیین هاى عزادارى بسته شد…)۳۹

از مواردى که این نکات را تایید مى کند نقاشى هاى دیوارى امامزاده زید اصفهان مى باشد که تصویرى است از صحنه هاى تعزیه و شبیه نامه ها و تداعى کننده حالات روحى و احساساتى مراسم تعزیه. این نقاشى ها که مربوط به سال ۱۰۹۷ق هستند, طى آنها صحنه شهادت حضرت على اکبر(ع), قاسم بن حسن(ع) و عبدالله بن حسن به تصویر کشیده شده و آندره گدار فرانسوى به بحث و بررسى پیرامون این مدرک ارزشمند پرداخته است.۴۰

پیدایش سوگوارى هاى نمایشى

دو نفر جهانگرد اروپایى به نام هاى (سالامون انگلیسى) و (وان گوگ هلندى) که در دوران افشاریه و طى سال هاى ۱۷۳۶ـ ۱۷۳۴م در ایران به سر مى برده اند, از اجراى یک نوع تعزیه خوانى که روى ارّابه ها صورت مى گرفته خبر داده اند. نویسندگان ضمن شرح مفصلى از مراسم سوگوارى, نوشته اند: جالب ترین بخش هاى این برنامه ها, نمایشى است که در مجالس مجلل عزادارى روى ارابه ها به اجرا درمى آید و در آن اعمال, رشادت ها, جنگ ها و زندگى امام حسین(ع) به نمایش گذاشته مى شود.۴۱ این نظر را که این دو سیاح, نخستین اروپاییانى بوده اند ـ که تعزیه خوانى را به عنوان صحنه اى نمایشى ضبط نموده اند و یا این وصف این نمایش مذهبى ایرانى در دوران نادرشاه افشار پدید آمده است ـ دکتر پرویز ممنون مورد تأمل قرار مى دهد, زیرا قرائن حاکى از آن است که در این عصر, تعزیه به شکل تکامل یافته امروزین اجرا نمى شده و مضامین شبیه نامه ها حالت منظومى را فاقد بوده است, بلکه صحنه هایى از حوادث محرم در کوچه و بازار به حالت نمایش نزدیک به زبان حال و نوحه گرى اجرا مى شده است. ساموئل هملین که طى سال هاى ۱۷۷۲ـ۱۷۷۰م از جنوب ایران دیدار کرده و ناظر مراسم محرم بوده است, در اثر خود از نخستین نوع تکیه در شمال ایران (رشت) سخن مى گوید و مى افزاید: (هر قصبه اى براى خود اماکنى خاص داشت که وقتى دسته رَوى محرم به پایان مى رسید, صحنه هاى زنده اى از واقعه کربلا در آنجا نمایش داده مى شد.)۴۲ ساموئل گوتلیب گملین که به سال ۱۷۴۳م. به ایران آمده است, در خصوص سوگوارى هاى نمایشى مطالبى در سفرنامه خود آورده است. کارستن نیبور سیاح آلمانى که در دوران کریم خان زند به جزیره خارک رسیده است, در ایران ناظر چندین مجلس تعزیه بوده, ولى در انتقال گزارش هاى تعزیه دچار اشتباه شده است

:

(کسانى که نقش سپاه یزید و سردار او ـ شمر را ـ بازى مى کردند, با شمشیرهاى برهنه دور میدان مى دویدند و چنین وانمود مى کردند که پى کسى مى گردند. بعد [حضرت امام] حسین[ع] با چند نفر از دوستانش وارد صحنه شد و بلافاصله مورد حمله شدید دشمن قرار گرفت. از چهره و همچنین رفتار این دسته پیدا بود که به شدت ناامید شده اند و تصمیم دارند به هر قیمتى شده جان خود را نجات بدهند و به همین دلیل به شدت از خودشان دفاع مى کردند. یکى از مبارزین که قاسم[ع] بود, چند بار از اسب به پایین انداخته شد و وقتى او مى خواست دوباره بر اسب خود سوار شود, دخترهایش[؟!] با ناله و زارى از او خواهش کردند که دست از جنگ بردارد. آنها چنان از ته دل گریه مى کردند که گویى پدرشان در خطر مرگ قرار دارد…)۴۳

از جالب ترین گزارش هاى تعزیه در دوران زندیه, مشاهدات ویلیام فرانکلین یکى از افسران ارتش انگلستان است که مأمور خدمت در هندوستان بود و سفرى به ایران انجام داد. وى که در شهر شیراز شاهد اجراى کامل مراسم تعزیه عروسى قاسم(ع) بوده است, تعزیه را به عنوان زیباترین و والاترین نمونه تئاتر بشرى, معرفى مى کند و در سفرنامه اش مى نویسد

:

(یکى از مؤثرترین صحنه هایى که به نمایش گذارده مى شود, صحنه عروسى قاسم جوان, پسر امام حسن(ع) و برادرزاده حسین(ع) با دختر حسین(ع) است. این ازدواجى است که هرگز به فرجام نمى رسد, زیرا قاسم(ع) در روز هفتم محرم در کنار رود فرات به شهادت مى رسد. در این نمایش به پسربچه اى لباس عروسى زنانه مى پوشانند و او را به شکل نوعروسى جوان درمى آورند. این پسر توسط زنان خانواده که نوحه سرایى مى کنند, احاطه شده است. در این نوحه سرایى سرنوشت دلخراش شوهر او را که توسط بى دینان به وجود آمده است, بازگو مى کنند. جدایى بین نوعروس و شوهرش نیز نشان داده مى شود و به هنگامى که شوهر جوان به صحنه نبرد مى رود, زن به مؤثرترین وجه ناراحتى خود را بروز مى دهد و وقتى شوهر ترکش مى کند, زن کفنى به وى هدیه مى کند و آن را به دور گردنش مى بندد….)۴۴ گزارش دیگر وى از اجراى تعزیه آب فرات در شیراز است که طى آن شخصیت ها, بازى ها, آوازها و مکالمات غمگین این نمایش را مورد بررسى قرار داده است

.

کریمسکى و برتلس که آثارى درباره تعزیه دارند, از اجراى این نمایش در دوره زندیه سخن گفته اند; در این خصوص که چرا تعزیه در این دوران حضور خود را نشان داد؟ حسن مشحون نوشته است

L

در زمان کریم خان زند, سفیرى از انگلستان به ایران آمد و در خدمت او شرحى در تعریف تئاترهاى حزن انگیز بیان کرد. شاه با شنیدن سخنان وى دستور داد که صحنه هایى از وقایع کربلا و سرگذشت هفتاد و دو تن از شهیدان عاشورا ساختند و از این حوادث غم انگیز مذهبى, نمایش هایى ترتیب دادند که به تعزیه معروف گشت.)۴۵ نصرالله فلسفى ضمن اشاره به نکته مزبور و تأیید آن, به نقل از یک نسخه خطى, اجراى این نمایش مذهبى را مربوط به عصر زندیه دانسته است. مرحوم دکتر محمدحسین محجوب نیز در مقاله اى نوشته است: (در میان اخبار شفاهى شنیده ام که از زمان کریم خان زند (۱۷۷۹ـ۱۷۵۰م) چندین تعزیه نامه در فارس وجود داشته اند, اما از آنجا که کاغذ آنها پوسیده بود, از متن هایشان نسخه بردارى شد و دست نویس ها را به دلیل آن که نام خدا و معصومین دین رویشان گذاشته بودند, با آب شستشو دادند.)۴۶

سعید عطیه ابوالنقد (محقق عرب) مى گوید: تعزیه در اواخر قرن هیجدهم میلادى در ایران پس از آن که تشیع را به عنوان مذهب رسمى پذیرفت, نمایش داده شد.۴۷

هانس روبرت رویمر پیدایش تعزیه را به ابتداى قرن نوزدهم میلادى برمى گرداند

:

(به روزگار صفویه بازگردیم. هنوز مى توان از آثارى صحبت کرد که وقف تحقیق در اوضاع اجتماعى و اقتصادى ایران آن عهد است. بدواً باید از نوشته اى درباره تعزیه ذکر کرد; یعنى صورت خاصى از نمایش که تا به امروز نیز براى تجدید خاطره کربلا بر صحنه مى آید. در این اثر, ثابت شد که تعزیه نه آن طور که بعضى از نویسندگان پنداشته اند, به دوره رواج تشیع در ایران [عصر صفویه] راجع است, بلکه باید ابتداى آن را سال ۱۸۰۰م. دانست…)۴۸

(هرمان اته) هم عقیده دارد, تعزیه در آغاز قرن نوزدهم میلادى حضور خود را در ایران نشان داده است

:

(درست از آغاز این قرن در ایران مانند یونان و آلمان و اکثر ملل مغرب زمین, به مناسبت بعضى از مراسم مذهبى, نمایش هاى صحنه اى پیدا شده و مقدمه اشعار نمایشى فراهم آمده است.)۴۹

از بررسى نظراتى که بدان ها اشاره شد, مى توان این گونه برداشت نمود و نتیجه گرفت که مراسم شبیه خوانى در دوران افشاریه و زندیه نخستین تجربه ها را سپرى کرد و در اواخر این دوران به نوع تکامل یافته اى دست یافت, اما این نمایش هاى عاشورایى با آنچه که بعداً در دوره قاجاریه به شکوه و رواج فزاینده اى رسید, از لحاظ شکل ظاهر, امکانات, نوع اجرا, محتواى اشعار, مضامین و جلوه هاى هنرى, تفاوت هاى عمده و آشکارى داشته است

.

فراز و نشیب در تعزیه خوانى

در عصر قاجار و به خصوص در زمان حکمرانى فتحعلى شاه و ناصرالدین شاه قاجار, تعزیه رونق فزاینده و گسترده اى یافت و اجراى آن در سراسر ایران متداول گردید, اما غالباً مجریان, دست اندرکاران و برگزارکنندگان شبیه خوانى, وابسته به سلاطین, حکام مناطق و وابستگان دربار قاجاریه بوده اند; به نحوى که نفوذ فرهنگ شاهان را به خوبى مى توان در مجالس تعزیه این عصر شاهد و ناظر بود. از شواهد رواج تعزیه در چنین دورانى برپا شدن تکیه و مرسوم شدن تکیه سازى مى باشد; اما مشهورترین, مجلل ترین و مهم ترین این بناها تکیه دولت است. هنگامى که ناصرالدین شاه براى نخستین بار به فرنگ رفت و تئاترهاى اروپا را دید, پس از مراجعت به ایران در سال ۱۲۹۰ق, این تکیه را تأسیس نمود که رضا قلى خان هدایت در کتاب روضهالصفا گزارش مفصلى از این مکان آورده است.۵۰ معمارى این بنا بیانگر آن است که از مراکز نمایش اروپاییان و به خصوص از ساختمان دولتى رویال آلبرت هال تأثیر پذیرفته است. تکیه دولت, محوطه وسیع دوطبقه اى بود که طبقه بالاى آن را به صورت غرفه غرفه ساخته بودند که هریک از این فضاها به شاه, بانوان حرمسرا و درباریان اختصاص داشت و در صحن آن جایگاهى براى اجراى تعزیه در نظر گرفته بودند و باشکوه ترین تعزیه ها در آن به اجرا درمى آمد و بهترین افراد تعزیه خوان را از نقاط گوناگون کشور براى هرچه بهتر برگزار شدن این مراسم به تهران فراخوانده بودند. ناصرالدین شاه این حرکت را وسیله اى براى نمایش قدرت دربار به کار گرفت. چنانچه عبدالله مستوفى نوشته است: (…ناصرالدین شاه که از همه چیز وسیله اى براى تفریح مى تراشید, در این کار هم سعى فراوان به خرج داد و شبیه خوانى را وسیله اظهار تجمل و نمایش شکوه و جلال سلطنتش کرد.)۵۱ شاهزادگان و درباریان به تقلید از شاه و برخى از تاجران و کسبه نیز به منظور خودنمایى و تثبیت اعتبار خویش و در مواردى هم به قصد ثواب, احداث تکیه و اجراى تعزیه را رونق بخشیدند و در این برنامه از یکدیگر سبقت گرفتند و تنها در شهر تهران متجاوز از سیصد تکیه, در مدتى کوتاه, ساخته شد.۵۲

سیاحان متعددى گزارش هاى جالب و نسبتاً دقیقى از صحنه هاى شبیه خوانى این عصر ارائه داده اند. جیمز موریه که در اوایل قرن نوزدهم از ایران دیدن نمود, مجلس تعزیه شهادت حضرت امام حسین(ع) را در تهران ملاحظه کرد و در کتاب خود (سفر از ایران, ارمنستان و آسیاى صغیر تا قسطنطنیه) که در سال ۱۸۱۲م. در لندن انتشار یافت, شرحى از آن را آورد. کنت دوسر سى ـ جهانگرد فرانسوى ـ که در اواسط قرن نوزدهم میلادى به عنوان سفیر مخصوص به ایران آمد, به دعوت مقامات ایرانى در مراسم تعزیه ایام محرم حضور یافت و آنچه را که مشاهده نمود, در سفرنامه اش آورد که گزارش ارائه شده توسط وى به لحاظ تاریخى آمیخته به مطالب غلط و غیر واقع است

:

(ما وارد میدان بزرگى شدیم که در میان آن سکوى بلندى با چوپ برپا کرده بودند و در آنجا نمایشگران و پسر بچگانى که لباس دختران را پوشیده بودند, مرگ غم انگیز داماد حضرت على[؟!] یعنى حضرت امام حسین(ع) را نشان مى دادند.)۵۳

اوژن فلاندن جهانگرد فرانسوى که در عصر محمدشاه قاجار از سوى انجمن صنایع مستظرفه فرانسه, مأموریت سفر به ایران را به دست آورد, با وجود آن که خود تماشاگر تعزیه در محرم سال ۱۲۲۸ق در تهران بوده است و حتى بخشى از لباس هایش را از او گرفته اند تا نقش فرنگى را در تعزیه به خوبى ایفا کنند, در تهیه گزارش از تعزیه دچار اشتباه شده است

:

در بین عادات عجیب ایرانى ها باید در درجه اول اعیاد مذهبى را مورد توجه قرار داد که در اول هر سال, که روز اول محرم است, ایرانیان این اعیاد را قتل یا تعزیه مى نامند .

و مجلس تعزیه حضرت امام حسین(ع) را این گونه معرفى مى کند

:

(در آخر این نمایش حادثه عاقبت وخیم, لیکن خنده دارى روى داد; یعنى عده اى با مشت سخت به سینه کوبیده و در نتیجه سایرین را برانگیخته, شورش در جمعیت و بازیگران برپا نمودند. در اثر این کار عده اى ضعف مى کردند و دیگران عجله نموده به خرابه ها مى رفتند تا ضعف کنندگان را شفا دهند. پس از اندکى مریضان بدون هیچ درد و عارضه اى شفا مى یافتند…)۵۴

ساموئل گرین ویلر بنجامین نخستین امریکایى بود که به عنوان سفیر امریکا طى سال هاى ۱۸۸۵ـ۱۸۸۲م. در ایران به سر مى برد. وى فصل سیزدهم سفرنامه اش را به تعزیه اختصاص داده و شرح مبسوطى از تکیه دولت آورده است.۵۵ معاصر وى, چارلز جیمز ویلز در اثر معروف خود ـ ایران آن گونه که هست ـ که به سال ۱۸۸۶م. در لندن به طبع رسیده است, مطالبى درباره شبیه خوانى عصر قاجاریه دارد. خانم لیدى شیل که در نیمه دوم قرن نوزدهم به ایران آمده, در دنباله گزارشى که درباره مراسم سوگوارى نوشته, شرح نسبتاً جالبى از مجلس تعزیه حضرت امام حسین(ع) ارائه داده است. کارلا سرناهم در سال ۱۸۸۳م. تماشاگر تعزیه در ایران بود. وى در سفرنامه اش نوشته است

:

(خیل اسیران مرکب از زنان و کودکان خانواده امام, وارد صحنه مى شوند. آنان را مدتى در کوچه هاى شام مى گردانند و مردم بى سر وپا به سویشان سنگ مى پرانند. بالاخره اسیران از مرکب هاى خود پایین آمده و با غل و زنجیرهایى روى سکو ظاهر مى شوند. سردار یزید هرچه به دهنش مى آید, مى گوید. سربازان او سرهاى بریده امام و یارانش را که آنها را در سینى هاى نقره اى گذاشته اند و بر رویشان تور نازکى کشیده اند, حمل مى کنند…)۵۶

کلنل چارلز ادوارد پیت ـ که از سوى انگلستان در عصر ناصرالدین شاه قاجار به سمت کنسول بریتانیا در مشهد منصوب شده بود ـ درباره تعزیه اى که در این شهر دیده, نوشته است

:

(بعد ازظهر مردم در مراسم شبیه شرکت جستند. هر روز صحنه اى مربوط به همان روز از واقعه کربلا را اجرا مى کنند و امروز اوج این نمایش, یعنى شهادت حضرت امام حسین(ع) بود. مى گفتند کسى که نقش امام حسین(ع) را بر عهده دارد, سرانجام از اسب بر زمین مى افتد و در حالى که با پارچه اى روى او را مى پوشانند, صحنه هاى مربوط به جدا کردن سر آن حضرت اجرا مى گردد. در آخر یک سر مجسمه اى را به عنوان سمبل بر سر نیزه حمل مى کنند…)۵۷

سرهنگ گاسپار درویل (که طى سال هاى ۱۹۰۷ـ۱۹۰۶م. در ایران بوده), اوژن اوبن (سفیر فرانسه در همین سال ها) و فرد ریچاردز (۱۹۳۲ـ ۱۸۷۸م) نیز در این عصر, ناظر تعزیه در ایران بوده اند و در سفرنامه هاى خود, گزارش مشاهدات خود را از نمایش مذکور ذکر نموده اند.۵۸

همین که اشرافیت, فرهنگ رفاه طلبى و شاهى به تعزیه راه یافت, نسخه هاى آن دچار خدشه و تحریف گردید و شاعران و نسخه نویسان تعزیه, براى خوش آمد عوامل حکومتى و تأمین مقاصد و اهداف سلاطین, مضامینى را به تعزیه وارد نمودند و صحنه هایى را بدان اضافه کردند که ارتباطى به سوگوارى هاى محرم و فرهنگ عاشورا نداشت. نمایش هاى مضحکى چون تعزیه درهالصدف, امیر تیمور گورکانى, عروسى دختر قریش که صحنه هاى خنده آور و افسانه اى داشت, تدارک دیده شد. حتى در مجالس تعزیه شهیدان کربلا, برخى مضامین را جاى دادند که جنبه هاى کمیک و شادى آور داشت و در آخر این تکه هاى نمایشى تفریحى, یکى از رویدادهاى کربلا را ترسیم مى نمودند تا جنبه عزادارى آن حفظ شود!۵۹

مجالس تعزیه خوانى به اندازه اى رسید که بنا به اظهارات بهرام بیضایى, تعداد آنها در تهران به سیصد مجلس مى رسید. علاقه مندى پادشاهان, رجال و اعیان قاجاریه در گسترش ظاهرى این مراسم, بسیار مؤثر بود. اما برخلاف این رونق ظاهرى و شکوفایى استعداد تعزیه خوانان در ایفاى نقش خویش و بروز ابتکارها و خلاقیت هاى هنرى از آنان, مضامین و محتوا و پیام تعزیه ها مسیرى نزولى را طى کرد; به نحوى که برخى سروده ها و نیز اجراى پاره اى از نمایش هاى تعزیه با فرهنگ قرآن و عترت مغایرت پیدا کرد و این روند مخدوش و پر آفت, علماى شیعه را وادار نمود تا شبیه خوانى را مورد انتقاد قرار دهند. استاد سید محمد محیط طباطبایى مى نویسد

:

(مخالفت برخى از فقها با تشبیه و شبیه درآرى و برخى از مراسم تعزیه از اهمیت آن در کار عزادارى محرم کاست و به تدریج از حوزه دولتى برکنار رفت و جاى آن را حرکت دسته هایى گرفت که در ضمن آنها, برخى از مراسم صورى این تعزیه خوانى ها حفظ شده بود و هنوز هم گوشه هایى از آن در برخى نقاط کشور به چشم مى خورد…)۶۰

دلیل مخالفت علما با تعزیه آن بود که در وهله اول مطالب تحریفى گوناگونى به آن راه یافت و از مقصد اصلى آن که سوگوارى براى خامس آل عبا بود, فاصله گرفت و جنبه سرگرم کننده و تفریحى آن بر حالت سوگوارى و ماتم سرایى پیشى گرفت و حتى اجراى تعزیه هاى مضحک و نمایش هاى وهن انگیز در برخى تکیه ها عمومیت یافت. اعتمادالسلطنه در روزنامه خاطرات خود (جمعه هفتم محرم ۱۳۰۶ق) مى نویسد

:

(شنیدم دیشب در تکیه دولت, تعزیه دیر سلیمان بود و سفراى انگلیس و ایتالیا با اتباعشان آمده بودند تماشا. بعد از ختم تعزیه, اسماعیل بزّاز مقلد معروف با قریب بیست هزار مقلدین و عمله طرب بودند که با ریش هاى سفید و عاریه و لباس هاى مختلف از فرنگى و رومى و ایرانى ورود به تکیه کردند و حرکات قبیح از خودشان بیرون آوردند; به طورى که مجلس تعزیه از تماشاخانه بدتر شده بود….)۶۱

میرزا تقى خان امیرکبیر که مشاهده کرد, خرافات و مطالب وهن انگیز به مجالس تعزیه و سوگوارى راه یافته است, تصمیم به اصلاح آن گرفت

:

(امیر مثل یک مسلمان روشن و معتقد با پاره اى از خرافات و اباطیل که توسط جهّال و مغرضان, به نام دین در میان مسلمانان رواج یافته بود, مخالفت مى کرد و در عین حال به بسیارى از امور کاملاً تعبدى اسلام که سند محکم دینى دارند… معتقد بود… امیر درصدد بوده است که وضع روضه خوانى و تعزیه دارى را به صورت آبرومند و دنیاپسندى درآورد… به یکى از شعرا به نام شهاب۶۲ (متوفى به سال ۱۲۹۱ق) دستور داد که اشعار شیوا با مضامین عالى و آموزنده اى بسراید تا اشعار نارسا و سبک را از مراثى سیدالشهدا حدف کنند…)۶۳

در تذکره گنج شایگان آمده است

:

(از آنجا که در مجالس تعزیت و محافل شبیه ماتم و مصیبت حضرت خامس آل عبا ـ علیه آلاف التحیه والثنا ـ اشعارى که فى مابین اشباه اهل بیت مکالمه مى شد, غالباً سست و غیر مربوط و مهمل و مغلوط بود, میرزا تقى خان وى [شهاب] را مأمور داشته چنین گفت که دوازده مجلس از آن وقایع را متضمناً بالبدایع والصنایع به اسلوبى که خواص بپسندند و عوام نیز بهره مند شوند, موزون سازد. شهاب نیز آن اشعار را چنان گریه خیز ساخت و بدان گونه غم انگیز بپرداخت که اگر دل سامع به سختى حجر موسى است, استماعش را اثرى است که در همان عصاست…).۶۴

دکتر رضا خاکى عقیده دارد مجموعه با ارزش نسخه هاى خطى از شبیه نامه ها که در کتابخانه ملک نگاهدارى مى شود, همان مجموعه اى است که شهاب به تشویق امیرکبیر تدوین و تنظیم کرده است.۶۵

به تدریج ایرانیان با تئاتر غربى و نمایش هاى اروپایى ها آشنا شدند. ترجمه نمایش هاى غربى نیز وضع جدیدى را پدید آورد. این وضع ادامه یافت تا انقلاب مشروطیت به وقوع پیوست و نوعى تجدد ظهور

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.