پاورپوینت کامل جستاری درباره مؤلفه های مضمونی شعرعاشورایی ۶۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل جستاری درباره مؤلفه های مضمونی شعرعاشورایی ۶۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل جستاری درباره مؤلفه های مضمونی شعرعاشورایی ۶۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل جستاری درباره مؤلفه های مضمونی شعرعاشورایی ۶۰ اسلاید در PowerPoint :
اگر به عنوان یک شاعر آیینی و عاشورایی، جانی بصیر، فطرتی بیدار و گوشی شنوا داشته باشیم، امروز نیز ندای «هل من ناصر ینصرنی» حسین(ع) را بلندتر و رساتر از مُحرم سال ۶۱ خواهیم شنید و امروز نیز توفیق همراهی و همرکابی با حضرتش را خواهیم داشت؛ چرا که شعار هنوز و همیشه حسینی شعاران چیزی جز این نیست که در راه پر افتخار آن امام همام به فیض شهادت نائل گردند: «یَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَکُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیما»
«هَل مِن ناصر یَنصُرنی: کیست که مرا یاری کند؟»
اگر به عنوان یک شاعر آیینی و عاشورایی، جانی بصیر، فطرتی بیدار و گوشی شنوا داشته باشیم، امروز نیز ندای «هل من ناصر ینصرنی» حسین(ع) را بلندتر و رساتر از مُحرم سال ۶۱ خواهیم شنید و امروز نیز توفیق همراهی و همرکابی با حضرتش را خواهیم داشت؛ چرا که شعار هنوز و همیشه حسینی شعاران چیزی جز این نیست که در راه پر افتخار آن امام همام به فیض شهادت نائل گردند: «یَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَکُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیما»
.
هر که دارد هوس کرب وبلا، بسم الله! بیایید با نگاه کردن به شعر آیینی به عنوان یک رسالت – و نه یک دلمشغولی و تفنن – امروز نیز به یاری حسین(ع) بشتابیم. و اما این که ما شاعران آیینی چگونه میتوانیم در این سنگر الهی به مجاهدت بپردازیم و به ندای «هَل مِن ناصر یَنصُرنی» حسین (ع) لبیک بگوییم، مشروط به رعایت ظرایف و دقایقیست که آگاهی از آنها میتواند رهتوشه خوبی برای طی طریق در این مسیر روشن باشد
.
شعر عاشورایی باید پایبند«ادب عاشورایی» باشد
شرط اول رعایت «ادب عزاداری» است. چنانکه گفتهاند: «ای تعزیه داران به ادب بنشینید». شعر آیینی(عاشورایی) باید عزتمدار باشد. بر جهل بشورد و معرفتافزا باشد، نه این که با دمیدن در تنور خرافه و گزافه چشمها را بر حقیقت ببندد و بر رونق بازار جهل کیشان و باطل اندیشان بیفزاید. همچنان که در فرازی از زیارت اربعین میخوانیم: «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله … امام حسین خون قلبش را به آستان الهی هدیه کرد تا بندگان را از ظلمات جهل و نادانی و حیرت و گمراهی نجات بخشد»
.
شعر عاشورایی باید در صور اسرافیل «بیداری و آگاهی» بدمد و «بردگان جهل» را از ننگ و ذلت بردگی آزاد کند، نه آن که بر گردن آنان طوق بردگی و سرافکندگی اندازد
:
کیست مولا؟ آن که آزادت کند
بند رقیت ز پایت برکند
شعر عاشورایی باید بر جهل بشورد و «حُر» بسازد
مقرون به صلاح و صواب است که شاعر عاشورایی – تا حد امکان – در گزینش و استخدام واژگان برای خلق و آفرینش یک اثر فاخر عاشورایی به این نکته کلیدی توجه داشته باشد که پای کلمات نامَحرم، حاشیهدار، غیر مُوجّه و واژگانی را که دارای بار منفی هستند، به ساحت پاک و مقدس شعر عاشورایی باز نکند؛ چرا که بعضی از واژگان قابلیت و اهلیت راه یافتن به این حریم ملکوتی را ندارند و استخدام و به کارگیری آنها – در معنای ایجابی – فضای شعر عاشورایی را مسموم و آلوده میکند
.
کلماتی که «سوء پیشینه فرهنگی» دارند و برآمده از متن و بطن نظامها و فرهنگهای منحط غیر توحیدی، استکباری، سلطنتی، فئودالی، بردگی و طاغوتیاند و معانی بد و آزار دهندهای را در ذهن مخاطب تداعی میکنند. کلماتی از قبیل: سلطنت، شاه ، پادشاه ، شاهنشاه، ولیعهد، شاهزاده، ملکه، و … چنین واژگانی از دایره فرهنگ شیعی خارج اند و هویت و شناسنامه شیعی ندارند
.
شایسته آن است که برای پیشگیری از هر گونه سوء تفاهم و رفع شبهه، از به کارگیری چنین کلمات و واژگانی در معنای ایجابی و خطاب کردن بزرگان دینی با چنین القاب و عناوینی خودداری کنیم. همچنان که پیران و پیشکسوتان شعر آیینی – از گذشته تا به امروز – به این ظرایف و دقایق توجه داشته و دارند
.
به قول شاعر انقلاب و خالق مجموعه عاشورایی «با کاروان نیزه»، علیرضا قزوه: «مولا برای بنای جامعه توحیدی «حُر» میخواهد نه «غلام»؛ چنان که او در همان ظهر عاشورا غلامش را که او نیز حُر شده بود آزاد کرد و رفت»؛ زیرا امام برای آزاد کردن انسانها و احیای مکارم اخلاقی و انسانی قیام کرده بود
.
شعر عاشورایی باید شعری بیدارگر، افشاکننده و حرکتآفرین باشد. شعری روشنیافروز و ظلمتسوز، به مثابه شبچراغی برای در راه ماندگان و گمشدگان؛ از این رو باید گستره آن بسی فراتر از مدح و مرثیه باشد. البته مدح و مرثیه در جای خود خوب است، ولی همه سرمایه شعر آیینی نیست. اقیانوس کرانهناپدید شعر آیینی گوهرهای ناب و ناسفته دیگری نیز دارد که صید این گوهرها غواصان دریادل و خطر آشنا میخواهد، غواصان از جان گذشتهای که «خطر کردن» را آموخته و در این مسیر از هوس «نام و نان» چشم دوختهاند
.
دمیدن روح مقاومت و بیداری در کالبد جامعه
شعر عاشورایی باید روح مقاومت، پایداری و بیداری را در کالبد جامعه بدمد و سیمای امام عاشورا و یارانش را نیز با صلابت و اقتدار به تصویر بکشد. اگر همه رجزهای اصیل عاشورایی را در مجموعهای گردهم آوریم و در معانی و محتوای عمیق و بلند آنها تأمل کنیم و به تحلیل و تفسیر واژه به واژه آنها بنشینیم، غیرممکن است شعر یا رجزی را پیدا کنیم که از آن بوی تسلیم و سازش و ذلتپذیری بلند باشد. در هیچ رجزی از رجزهای حماسی و عارفانه عاشورا، ردپایی از اظهار عجز و ناتوانی و درخواست ترحم از دشمن دیده نمیشود و این درس بزرگی است که ما باید بیاموزیم و به آن عمل کنیم
.
نکته دیگر این که هر چند مدح و منقبت بخشی از شعر آیینی است، ولی شاعر آیینی نباید در این منزل متوقف بماند، بلکه برای ایفای رسالت پیامبرگونه خویش باید از منزل صورت (مدح و منقبت) به منزل سیرت (حکمت و معرفت) هجرت کند و مخاطب خویش را بر خوان بصیرت بنشاند
.
برای سربلند بیرون آمدن از عرصه این آزمون، شاعر آیینی باید خود را به دانش و بینش دینی مجهز کند و بیش از دیگران «درد اسلام» داشته باشد. مگر نه این است که شاعری پرتوی از شعور نبوت است و شاعر بر مسند «اصلاحگری» و «انسانسازی» تکیه زده است. چنان که علامه اقبال هم گفته است
:
شعر را مقصود اگر آدمگری است
شاعری هم وارث پیغمبری است
امام حسین (ع) تشنه لبیک بود
دیگر این که شاعر عاشورایی باید بداند که حضرت ابا عبدالله(ع) در روز عاشورا – پیش و بیش از آب – تشنه لبیک بود، بنابراین امروز شاعر آیینی باید به ندای «هل من ناصر ینصرنی» حضرت ابا عبدالله ( ع ) «بلی» بگوید و لبان عطشان کربلا را با «لبیک اجابت» سیراب کند
.
با این که همه ما خوب میدانیم که امام حسین(ع) هرگز درد «آب» نداشت، پس چرا مرکز ثقل اکثر مرثیهها و نوحههای عاشورایی، حکایت آتشین و جانگداز لبهای عطشان امام حسین(ع)، تشنگی علیاصغر، سقایت ابوالفضل و مشک خالی از آب اوست؟ حکایتهای استخوانسوزی که آه از نهاد آدمی بر میآورد و شنونده را ناگزیر به گریستن بر تشنه لبی آن امام هُمام و یارانش میکند. چنان که قیصر شعر انقلاب نیز با لهجه ای معترض میگوید
:
راستی آیا
کودکان کربلا، تکلیفشان تنها
دائماً تکرار مشق آب… آب
مشق «بابا آب» بود؟
!
(قیصر امینپور، دستور زبان عشق، ص۲۱)
خلاصه کردن حماسه بلند کربلا در «عطش» و چشم بستن بر پیامهای انسانساز و زیباییهای متعالی و شگفت این نهضت بزرگ، ستمی بزرگ بر خاندان رسالت است. مگر روایت حضرت زینب(س) از صحنه کربلا را نشنیدهایم که فرمود: «ما رایت الا جمیلا».
پرهیز از سرودن غزل – مرثیههای عریان و مکشوف
شاعر عاشورایی باید با رعایت ادب و آداب زبان به مدح و ستایش آل الله (علیهم السلام) باز کند و مَحرم مصائب ابا عبدالله (ع) باشد، نه این که با سرودن غزل – مرثیههای عریان و مکشوف و نیشتر زدن بر زخمهای کربلا، داغ آل الله را تازه کند و بر آبروی خاندان رسالت چوب حراج بزند. ما باید همچون حضرت زینب(س) چشم زیبابین داشته باشیم و در آیینه شعر عاشورایی ظرافتها و زیباییهای بیبدیل این «مینیاتور الهی» را در پیش چشم جهانیان به تماشا بگذاریم، و با پرهیز از سرودن غزل – مرثیههای عریان و مکشوف امام را یاری کنیم
.
شعر عاشورایی نباید تنها به دنبال به تصویر کشیدن و بازسازی صحنههایی چون سرهای برآمده بر نیزه، اجساد افتاده بر خاک، خیمههای آتش گرفته، دربدری کاروان اسیران و … باشد . بلکه باید با شیوههای هنرمندانهتری عظمت روح سالار شهیدان کربلا را در لحظه پرواز به سوی معشوق ازلی و ابدی با روایت شاعران این جمله به تصویر بکشد که فرمود
:
«الهی صبراً علی بلائک و تسلیماً لامرک…»، و یا اوج حماسه و ایثار را در رجزخوانی حضرت ابوالفضل ( ع ) به روایت بنشیند که در فتنهخیز حوادث فرمود
:
والله ان قطعتم یمینی انی احامی ابداً عن دینی
مقام معظم رهبری نیز در خصوص پرهیز از خواندن روضه مکشوف و استفاده از بیان هنرمندانه در روایت واقعه کربلا میفرمایند
:
«ما در مشهد یک منبریِ معروفی داشتیم – خدا او را رحمت کند – مال ۵۰ سال قبل است؛ مرحوم رکن الواعظین. او منبر میرفت و مردم پای منبر روضهخوانی او مثل ابر بهار گریه میکردند؛ در حالی که خودش هم بارها می گفت من اسم نیزه و خنجر نمیآورم
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، به دوستانتان معرفی کنید.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 