پاورپوینت کامل پایانی برای تفکر ۳۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
10 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل پایانی برای تفکر ۳۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پایانی برای تفکر ۳۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل پایانی برای تفکر ۳۳ اسلاید در PowerPoint :

آیا می‎توان بدون داشتن تأیید جامع علمی اندیشید؟ آیا می‎توان موازین و چهارچوب‎هایی که مجامع رسمی (حتی غیررسمی) ارائه می‎کنند را نادیده گرفت و بااین‌وجود به زندگی فکری ادامه داد؟ پاسخ ما به این سؤال که آیا بدون «دیگری» می‎توان اندیشید، با قاطعیت منفی است

نقدی به مقاله‌نویسی در علوم انسانی

آیا می

‎

توان بدون داشتن تأیید جامع علمی اندیشید؟ آیا می

‎

توان موازین و چهارچوب

‎

هایی که مجامع رسمی (حتی غیررسمی) ارائه می

‎

کنند را نادیده گرفت و بااین‌وجود به زندگی فکری ادامه داد؟ پاسخ ما به این سؤال که آیا بدون «دیگری» می

‎

توان اندیشید، با قاطعیت منفی است؛ اما آیا در زمان ما به غیر از مجامع آکادمیک و روشنفکری، «دیگری» دیگری (برای متفکر) وجود دارد؟ به نظر نمی

‎

رسد که به آسانی بتوان به سؤالات بالا پاسخ مثبت داد، من هم قصد ندارم سبک

‎

سرانه، داد مخالفت با هرآنچه که از آتوریته برخوردار است سر دهم؛ بااین‌همه، در زمین مقاله‌نویسی انتقاداتی همواره ذهن مرا آماج خود قرار می

‎

دهند که در این رخصت -هرچند به نحو مجمل- قصد دارم با بیان آن‌ها، از یک سو به آن‌ها رسمیت ببخشم و از سوی دیگر از شدت عذاب وجدان مقصر خود بکاهم؛ هرچه نباشد، کلیسا و روان‌کاوی به ما آموخته

‎

اند: اعتراف، آرامش و «صلح با خویشتن» می

‎

آورد!

مقاله‌نویسی دست

‎

کم از دو جهت آزاردهنده است: جهت اول سر خم کردن در برابر نیهیلیست و بدتر از آن تبدیل شدن به عمل ساده‌دلی که علی‌رغم نیت خیرش آب به آسیاب وضع موجود می

‎

ریزد. به نظر می

‎

رسد بروز تب مقاله‌نویسی را می

‎

توان از علائم بیماری مهلکی دانست که متفکران بزرگی مانند هایدگر و نیچه از آن به نیهیلیست یاد می

‎

کنند. یک جنبه از تعابیر این بزرگان -دربار پایان متافیزیک- می

‎

تواند این‌گونه تعبیر شود که زین‌پس جایی برای تفکر اصیل باقی نمانده است و گویی خود این متفکران آخرین حلقه از سلسل متفکران بزرگ بوده

‎

اند، چنان

‎

که ما بیان روشن چنین تعبیری را در زبان ویتگنشتاین می

‎

یابیم که دیگر فیلسوف بزرگ امکان ظهور نخواهد داشت و ازاین‌پس تنها تکنسین -به زبان خودمان همان عمله- فلسفه وجود می

‎

یابد. در واقع ریشه

‎‎

های چنین بیاناتی را می

‎

باید در کانت و مقدم او بر هر فلسفه

‎

ای در آینده جست‌وجو کرد.

در اینجا من نه قصد تقلیل گفته

‎

های این بزرگان را دارم و نه قصد ریشه

‎

یابی چنین بیاناتی، بلکه صرفاً قصدم نشان دادن یکی از پیامدهای واقعاً موجود، اما به‌زعم من، ناخوشایند آن است. تب مقاله

‎

نویسی یکی از این پیامدهاست که نه تنها به‌منزل علامت بیماری ظهور کرده، بلکه خاصیت تب

‎

گون آن بیماری را تشدید نیز می

‎

کند. فیلسوف مقاله‌نویس این پیش

‎

فرض را در پس خود نهان کرده که دیگر کتاب بزرگ ممکن نیست، تنها دن

‎

کیشوت

‎

ها به انقلاب

‎

های فکری باور دارند و خلاصه وضعیت همینی هست که هست، تنها در آن اصلاحات کوچک می

‎

توان کرد، اصلاحاتی که میزان کوچکی آن بیانگر فخر و مرتبت مصلح آن است و برای او القابی همچون متخصص و فوق‌تخصص به همراه می

‎

آورد (القابی که بعید می

‎

دانم -علی‌رغم نشانگری حقانیت کارآمدی در علوم طبیعی- در حوز علوم انسانی نیز به‌حق مای مباهات باشند).

البته شایسته و مناسب

‎

تر این است که فیلسوفان مقاله‌نویس را از تبار هگلیان راستی برشماریم که به پایان خوش تاریخ در ینگه دنیا اعتقاد راسخ قلبی -و بعضاً عقلی- دارند. راست بودن، محافظه‌کار بودن، با مقاله‌نویسی زیاد از حد جور درمی

‎

آید، خصوصاً اگر مقالات چنان تخصصی باشند که نتایجشان با چشم غیرمصلح قابل مشاهده نباشد. پیش

‎

فرض این است: آن‌قدر وضع موجود و ساختارهایش کامل و خداگونه

‎

اند که متفکر کاری بهتر از این نمی

‎

تواند داشته باشد که میکروسکوپ بر چشم به دنبال منفذها و شکاف

‎

هایی باشد که با مقالات خود آن را پر کند. آری فیلسوف مقاله

‎

نویس مانند سقراط قابله است، با این تفاوت که سقراط فرزندانی در مقیاس تلسکوپی به جهان می

‎

آورد که نه تنها اهل‌فن و نظر به تدقیق آن می

‎

پرداختند، بلکه عوام نیز از روشنایی آن بهره

‎‎

ها کسب می

‎

کردند؛ اما فرزندان متخصصان عرص مقاله

‎

نویسی نه تنها از چشم جماعت پوشیده می

‎

ماند، بلکه مجال دیدن آن برای دیگر متخصصان نیز فراهم نیست، چه اینکه برای دیدن آن ابزار و ادوات خاصی لازم است. آدم وقتی این

‎

همه پنهان

‎

کاری را می

‎

بیند، وسوسه می

‎

شود بگوید حتماً ریگی به کفششان است: نکند فرزندشان نامشروع باشد! آیا اساساً چنین تولیداتی در عرص علوم انسانی که بر جامع انسانی تأثیرات نامحسوس دارند را می

‎

تواند جزء میراث فکری-

‎

فرهنگی قلمداد کرد؟

جهت دوم انزجار نگارنده -از مقاله

‎

نویسی- از جهت اول برمی

‎

آید، اما به همان اندازه مهم و اساسی است. آیا اساساً رخصتی به

‎

نام «مقاله» امکان تفکر فلسفی را فراهم می

‎

آورد؟ آیا زبان میکروسکوپی -یا همان تخصصی- مقاله قادر است پدیده

‎

های ماکروسکوپی عالم انسانی را به نحوی متناسب بسامان درآورد؟ آیا نه این است که برای تفکر فلسفی، به زبانی اصیل نیازمند است و برای بارور کردن

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.