پاورپوینت کامل حکمتِ حکایت ۷۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل حکمتِ حکایت ۷۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل حکمتِ حکایت ۷۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل حکمتِ حکایت ۷۵ اسلاید در PowerPoint :

در شماره‌های گذشته، بحثی درباره ماهیت و سیرتطوّر «مقامه» داشتیم. مقامه‌نویسی چندان مورد پسند و مطبوع ذوق ایرانیان نبود. آن نوع ادبی که پارسی‌زبانان را خوش می‌آمد و محبوب ادیبان و خوانندگان آثار ادبی بود، «حکایت» نام داشت و قرن‌ها در عرصه نثر زیبای پارسی سلطنت می‌کرد.

بحثی در سوابق، تعاریف و انواع حکایت در ادب پارسی

بازخوانی بخش اول

در شماره‌های گذشته، بحثی درباره ماهیت و سیرتطوّر «مقامه» داشتیم. مقامه‌نویسی چندان مورد پسند و مطبوع ذوق ایرانیان نبود. آن نوع ادبی که پارسی‌زبانان را خوش می‌آمد و محبوب ادیبان و خوانندگان آثار ادبی بود، «حکایت» نام داشت و قرن‌ها در عرصه نثر زیبای پارسی سلطنت می‌کرد. اما حکایت به درستی شناخته نشده و ابعاد و جنبه‌های فنّی و شاخه‌های متنوع آن نیازمند بحث و بررسی است. در این نوبت از بازخوانی و شماره‌های آینده، نخست مباحثی تاریخی و نظری در باب حکایت خواهیم داشت و پس از فراغت از این بحث، مهم‌ترین آثار حکایی را در شاخه‌های گوناگون معرفی می‌کنیم و درباره‌ خصوصیات هر یک، بحثی مختصر خواهیم داشت.

***

در بحث پیشین، دیدیم که مقامه چگونه وارد ادب پارسی شد و ایرانیان، تحت تأثیر ادبیات عربی، در این فن وارد شدند. اما مقامه گسترش نیافت و جز در تقلیدها و تفنّن‌های ادیبانه و محدود، دوام نیاورد. در عوض داستان‌های عامیانه روایی، به مانند سمک عیار با زبانی ساده و بیانی مناسب برای نقّالی و خودنمایی قصه‌گویان، سخت محبوب شد. نوع دیگر، قصص حماسی و پهلوانی بود که در زیر مجموعه ادب شعوبی و استقلال‌گرای ایرانی، یاد کردِ مفاخر نیاکان و عظمتِ میهن را دنبال می‌کرد. سومین گونه، قصص منظوم عاشقانه بود که در چند شاخه‌ جداگانه دنبال می‌شد. مهم‌ترین دستاورد ادب حماسی و پهلوانی، شاهکارِ بی‌مانند و افتخار فرهنگ ایران، شاهنامه استاد توس است، اما در زمینه قصص منظوم عاشقانه، باید از وامق و عذرا و ویس و رامین، ورقه و گلشاه، یوسف و زلیخا، به مثابه پیش آیندهای این‌گونه نام ببریم. ولی در قلب شاهنامه، افسانه‌های عاشقانه‌ بسیار زیبا و مهمّی وجود داشت که در بسیاری از تلمیحات یا نظیره‌ها در ادب پارسی متأخر، بدان ارجاع می‌شد. از جمله داستان زال و رودابه، بیژن و منیژه، رستم و تهمینه، سهراب و گردآفرید، سیاوش و سودابه از یک سو، و سیاوش و فرنگیس از سوی دیگر و…

با این سرمایه و پیشینه‌ غنی، ظهور نابغه‌ای همچون حکیم نظامی گنجوی به هیچ وجه غیر منتظره نبود. این شاعر نگارگر که با وسواسی غریب، مینیاتورهای شاعرانه خود را به رشته نظم کشیده و جزئیات حیرت انگیزی را در قالب روایات غنایی و عشقی پدید آورده است، در خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، اسکندرنامه و سایر داستان‌هایش در پنج گانه شاعرانه عظیمی که خلق کرده، این نوع ادبی را وارد فضای متعالی و غریبی ساخته که تا آن زمان سابقه‌ نداشته است.

ما مدارک تاریخی قابل اطمینانی در دست داریم که نشان می‌دهد همه این آثار، از سمک عیار و شاهنامه تا منظومه‌های عاشقانه، در جمع‌ها و اجتماعات، توسط باسوادان و قصّه‌گویان نقّالی می‌شده است. حتی برخی آثار تاریخی و مذهبی مثل ابومسلم نامه و علی‌نامه‌ها نیز مورد توجه عموم، و متنِ نقالی و ذکرِ عمومی برای قُصّاص و سخنوران محسوب می‌شده است. اما ایرانیان برخلاف اعراب، هیچ تمایلی به ذکر و بیان عمومی «مقامه»‌ها نشان ندادند. دنبال هم نکردند. حتی می‌توان از فرم خاص و صورت بندی‌های مصنوع و متفنّن در این نوع ادبی عبور کرد و درباره قهرمان (یا ضد قهرمان) مقامه‌ها نیز داوری نمود. زیرا ایرانیان،‌ نه تنها علاقه‌ای به این قهرمانان ریاکار و ناجوانمرد و زبان باز نداشتند، بلکه چنین موجودی را اصلاً خوش نمی‌داشتند و کراهت خود را نیز پنهان نمی‌کردند. برعکس، قهرمانان «مقامه»‌ها، از نظر مخاطبانِ عرب، مردانی شگفت‌انگیز و همه فن حریف بودند. سوپرمن‌هایی که اهل ادب و فرهنگ هستند و بِلااعتقاد به دین و اخلاق، در پی مال و منال و ارضای شهوات… پس هر لباسی بر تن می‌کنند، وارد هر جمع و جایی می‌شوند و کسوت لازم را برای ریب و فریب می‌پوشند یا می‌گشایند. آخرسر، باز هم مطرود و تنهایند و درپی دام و درم به سفرِ خود ادامه می دهند.

در مقابل این شخصیت‌ها، عیاران قرار دارند. آنان قراردادهای اخلاقی و جوانمردانه را پذیرفته‌اند و اگر شغلشان رهزنی و نبرد و دزدی از ثروتمندان است، اما خواسته و مال را بذل فقرا و دوستان هم می‌کنند. در واقع دستیابی به پول و مال و بسط ثروت، هدف اصلی و حتی فرعی‌شان نیست. بلکه تنها در پی نوعی عدالت و انصافِ عامیانه‌اند که از نزدیک‌ترین مسیر و به ساده‌ترین شکل محقّق می‌شود. عیاران، جوانمردند و حتی برای دزدی اصولی دارند، خون ناحق نمی‌ریزند، از کذب و دروغ نابجا می‌پرهیزند، به ناموس و حریم شخصی افراد وارد نمی‌شوند، و جان و مال بیماران و ضعیفان را پاس می‌دارند. اگر نمک کسی را بخورند محال است نمکدان بشکنند. گاهی جان بر سر این اصول و این امور می‌گذارند.

از این منظر، قهرمانان مقامه‌ها، شبیه نمونه فرنگی آن در دکامرون و ژیل‌بلاس و نظیره ایرانی معروفش: حاجی بابای اصفهانی هستند، اما بیش از همه این ها، عیاران شبیه رابین‌هود و دلاوران رهایی بخشی هستند که بسیار محبوب عامّه‌اند. این تفاوتِ پسندها، در گرایشات ادبی و فرهنگی اثرگذار بوده است. ریشه‌هایش در اسطوره‌ها ، تاریخ و فرهنگ ملت‌ها نهفته است. درک این ریشه‌ها البته نیازمند پژوهش و مطالعه بسیاراست، همچنان که فهم نتایج و اثراتی که برآثار و گونه‌های ادبی هر ملت نهاده، نیز دامنه ای بس دراز دارد و بسیار ژرف و دشوار است.

مقامِ سخن

قبل از آن‌که به بحث درباره‌ انواعِ ادبی مورد نظر بپردازیم، بد نیست به نکته‌ای توجه کنیم؛ تفاوتِ دیدگاه‌های اقوام و ملّت‌ها به زبان و ادبیات، موضوع مهمی است و تفاوت نگاه و علاقه هر ملّت به انواع خاصی از سخن و ادب، و نیز کیفیتِ ویژه‌ای از محتوای اثر ادبی، بیانگر روحیات و حتی تاریخ یک ملّت است. مثلاً ماجراهای رخ داده در یک داستان، نتایج و پایان‌ بندی آن، شخصیت‌پردازی قهرمانان قصه، مضمون اخلاقی یا اجتماعی آن، اندرزها و عبرت‌های آن و… در مجموع می‌تواند به شناخت روح ملّی و منزلت اخلاقی و تحولاتِ تاریخی تشریک مساعی نماید.

این‌ها همه در درون ساختار زبان محقّق می‌شود. ایرانیان به این ساختار زبانی «سخن» می‌گویند که معنایی فراتر از «زبان» و متمایز از «ادبیات» دارد، اما در پیوندی گسترده و بسیار پیچیده با زبان و ادبیات، موجودیت یافته است.

سخن، کیفیت بارزی از کلمه‌ها، ترکیب‌ها و جمله‌هاست، به نحوی که اعتبار ادبی و فخامت داشته و حامل ارزش‌هایی متمایز از زبان روزمرّه و ارتباطی باشد. به همین دلیل، «سخن سنجی» معادل نقد ادبی و شناخت فنّی متون در نظر گرفته شده است. حکیم فردوسی، با توجه به همین دقایق، سخن را در مرتبه‌ای بالاتر و والاتر از حرف و کلام و شنید و گفتار قرار داده و حتی شرایطی از برای آن بیان فرموده است:

سخـن مانــد از تـو همـی یادگـار سخـن را چنیـن خـوار مایه مدار

گهر بی‌هنر، خوار و زار است و سست بـه فرهنـگ باشـد روان تنـدرست

زنیکو سخن، به، چه انـدر جهـان بـر او آفریـن از کهـان و مهـان

فردوسی سخن را برابر با ادب و بیانِ مطلوبِ اهلِ فرهنگ و فرهیختگان می‌داند. بر این اساس، شعر هم گونه‌ای از سخن است و از زیرمجموعه‌های آن؛ یکی شاعر است و «سخن‌سرا»، و دیگری ادیب است که «سخن دان» نام گرفته و خطیب هم «سخنوَر» نامیده می شود. سخن در مجموعه‌ای از ترکیبات، جانِ فرهنگ است و وجدانِ جامعه فرهنگی را نمایندگی می‌کند: سخن گویی، سخنوری، سخن‌دانی، سخن‌رانی، سخن‌سنجی، سخن‌سرایی، سخن آرایی و حتی سخن‌چینی که در معنای نمّامی و تظاهر به سخن خوب از جانب نابخردان و بی‌فرهنگان است. حکیم فردوسی، با دقتی شگفت‌انگیز، شرایط سخن، ارتباط آن با اندیشه و روان، و بد و خوب آن را در این بیت‌ها روشن کرده است:

سخن، چون برابر شـود با خـرد روان سـراینــده رامــــش بــرد

کسی را که اندیشه ناخوش بـود بـدان ناخوشی، روی او کش بود

همـی خویشتـن را چلیپـا کنـد به پیــش خردمنــد رســـوا کنـد

ولیکن نبیند کس آهوی خویـش تو را روشن آید همی خوی خویش

چو دانا پسندد، پسندیـده گشـت بجـوی تو در آب چون دیـده گـشت

تو چندان که باشی سخن گوی بـاش خـردمنـد بـاش و جهـان جــوی بـاش

چـو رفتـی سروکـار بـا ایـزدسـت اگـر نیـک بـاشـدت کـار، ار بــد اسـت

واقعیت و خیال، افسانه و روایت

پیش از آن‌ که به بحث درباره «حکایت» بپردازیم، لازم است از جوانب مختلفی به این‌گونه فراگیرِ ادبی بنگریم و گستره وسیع حکایات در طول سده های متمادی، موجب ساده‌انگاری در تعریف و تشخیص آن نشود. حکایت، به هرحال گونه‌ای روایت و در زمره قصه‌هاست؛ قصه‌هایی که می‌تواند نتایج عبرت‌آموز و اخلاقی یا اجتماعی و انسانی هم داشته باشد یا صرفاً جهت سرگرمی و مزاح و برانگیختن حسّ شگفتی در خوانندگان طرّاحی شده باشد.

محتوای حکایت‌ها، می‌تواند از هر مادّه عقلی، تاریخی، خیالی یا روایی ساخته و پرداخته شود. درون مایه و مضمون حکایت‌ها، برای نیاکان ما از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است. این امر، نتیجه جهان‌بینی و هستی‌شناسی قدما بوده و از جهت اهداف زندگی، در پی جاودانگی، بر بستری از انگاره‌های نیکی روان می‌شده است. مفهوم «خیر» و «خوبی» در مرکز این نگرش به هستی قرار داشته و طبعاً چنین انسانی نمی‌تواند آرزویی جز خیر و نیکی داشته باشد. این باورِ آرمانی هماره ستایش می شده است:

باری، چو فسانه می‌شوی ای بخرد افسانـه نیــک شـو نه افسانـه بد!

حکیم فردوسی در این عرصه نیز، سخنی ژرف و پرمایه دارد که شکل و محتوا، و معنی و ماجرا را از هم متمایز کرده است. فردوسی همواره با معیار خرد ـ هم تراز با عقلِ سلیم و نقّادـ به سنجشِ امور می‌پردازد. سخنِ ادبی، به ویژه داستان و حکایات و اساطیر و قصه‌های قومی را، امکانی برای بیان حقایق می‌داند. حقایقی که در این لباس فاخر و گران‌بها، بهای واقعی می‌یابد و بهتر شناخته می‌شود. نظریات بزرگان ما، از جمله فردوسی و جلال الدین مولوی، درباره افسانه و داستان، پژواکی از نظریه‌های افلاتون، ارسطو و نو افلاتونیان است. البته متکی به این تفسیر و تبصره که «کذب ادبی»، همان «حقیقت رمزی» است و داستان، اشارتی به حقیقت های نهفته؛ اما آخرسر همه بر این ایده اتّفاق دارند که قصّه واگویه حسّ و حال و فکرِ راوی است:

بشنـویـد ای دوستـان این داستـان خود حقیقـت شرحِ حالِ ماست آن

(مولانا)

فردوسی، استفهامِ خردمندانه را در کنار تأویل و رمزگشایی، برای درکِ باطن یا اندرونه داستان ضروری می‌داند:

تو ایـن را دروغ و فسـانه مـدان بـه رنگ فسـون و بهـانـه مـدان

از او هرچه اندر خـورد با خـرد دگـر بـر رهِ رمـز و معنــی بـرد

مولانا نیز همین دیدگاه را درباره‌ فهم داستان پیشنهاد کرده است:

هسـت انـدر باطـنِ هر قصّـه‌ای خرده بینان را ز معنـی حصّه‌ای

فهم و تحلیل فردوسی و مولانا، که برترین قصه‌گویان در عرصه حماسه‌ قومی و عرفانی ایرانیان بوده‌اند و ژرفای هویت ملّی و باطن معنویت و فرهنگ ایران را در قالب زیباترین قصه‌ها و حکایت‌ها بازآفرینی کرده‌اند، ارزشِ بنیادینِ این گونه را در بیانِ ادبی ایرانیان نشان می دهد. نمادگرایی قومی و تاریخی و اساطیری فردوسی، راهگشای تأویل و ژرفاپژوهی دقیقی است که

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.