پاورپوینت کامل مدلی برای ایمان، شفا و سلامت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
5 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مدلی برای ایمان، شفا و سلامت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مدلی برای ایمان، شفا و سلامت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مدلی برای ایمان، شفا و سلامت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

مقاله حاضر چشم‌اندازهای نظری مؤید تأثیر شفابخشی ایمان را به طور خلاصه بیان می‌کند. نخست اینکه، ایمان یک نوع باور، اعتماد و اطاعت از خدا یا امر الوهی تعریف می‌شود. دوم اینکه، نویسنده شواهدی نظری و تجربی برای پیوند ایمان و شفابخشی ارایه کرده است.

مقاله حاضر چشم‌اندازهای نظری مؤید تأثیر شفابخشی ایمان را به طور خلاصه بیان می‌کند. نخست اینکه، ایمان یک نوع باور، اعتماد و اطاعت از خدا یا امر الوهی تعریف می‌شود. دوم اینکه، نویسنده شواهدی نظری و تجربی برای پیوند ایمان و شفابخشی ارایه کرده است. سوم اینکه، بیان نظریات مربوط به امید، خوش‌بینی، توهم مثبت و شکوفایی نشان می‌دهد که روانشناسی جدید می‌تواند قدرت شفابخشی ایمان را در معادلات خود لحاظ کند. این مسأله در پنج مکانیسم فرضی خلاصه می‌شود که اساس پیوند و ارتباط ایمان با شفابخشی را تشکیل می‌دهند که عبارتند از رفتاری، شناختی، بین‌شخصی، عاطفی، روان‌فیزیولوژی. در نهایت نیز نویسنده به برآیندهای دین و پزشکی می‌پردازد.

***

مقدمه

در ۱۹۱۰، سر ویلیام اسلر، بنیان‌گذار پزشکی علمی غرب و استاد طب در آکسفورد مقاله‌ای را در نشریه پزشکی بریتانیا منتشر کرد تحت عنوان «ایمان شفابخش». او در این مقاله بسیاری از خصوصیات ایمان را خاصه در ارتباط با نقش مؤثر آن در سلامت، بهبودی، شفا و پزشکی ستود: «هیچ‌چیز در زندگی حیرت‌انگیزتر از ایمان نیست، ایمان سیمانی است که انسان را به انسان در هر یک از مناسبات زندگی پیوند می‌دهد، ایمان در حقیقت یکی از معجزات طبیعت انسان است که علم به همان اندازه که آن را می‌پذیرد، آماده است تا تأثیرات معجزه‌آسای آن را بررسی کند و در نهایت باید گفت که ایمان همواره نقشی جدی به‌مثابه‌ معیاری برای سلامت بر عهده دارد.»

۶۵ سال بعد دکتر یورمه فرانک، و جانز ‌هاپکینز این موضوعات را در سمیناری با همان عنوان «ایمان شفابخش» مورد بحث و بررسی قرار دادند. فرانک با اسلر هم‌عقیده بود که ایمان موضوع مهمی است که متأسفانه جای آن در برنامه درسی پزشکی خالی است و توضیح داد که این مفهوم افزون بر کارکردی که در بافت دینی دارد، حاوی دلالت‌های مهمی برای شفا و بهبودی است. بنابراین نقش ایمان در شفابخشی یکی از شاخص‌های مهم ذهن انسان است و این موضوعی است که از سال ۱۹۷۵ وارد جریان اصلی آگاهی بیولوژیکی شد.

اسلر به‌وضوح می‌گوید: «تأثیر ایمان، بی‌نهایت واقعی است آنچنان که به‌آسانی نمی‌توان آن را انکار کرد. ایمان بستری از خوش‌بینی است و پرستاران شاد به‌نوعی عیناً به‌قصد شفا کار می‌کنند.» در مدت سی سال، از زمان بازنگری فرانک از نظریه اسلر، تحقیقات علمی در باب تأثیر ایمان بر سلامت، در زمینه سلامت و بهداشت عمومی، پزشکی و علوم اجتماعی و رفتاری گسترش یافت. اما آنچه بسیاری از محققان به آن توجه نمی‌کنند آن است که دانشمندان و پزشکان این موضوع را به مدت یک قرن تنها از حیث تجربی بررسی کرده‌اند. در آغاز این دهه، بررسی جامعی درخصوص ۱۲۰۰ مطالعه تجربی در مورد دین و سلامت انجام گرفت. حدود ۹۰درصد از این مطالعات واجد یافته‌های مثبت بودند. برای آزمودن نتایج این مطالعات از مکانیسم‌های مختلف، تبیین‌های علمی استفاده شد که مبتنی بر معیارهای زیست‌رفتاری و روانی‌اجتماعی بودند. در مجموع برآیند همه این تحقیقات این بود که ایمان می‌تواند شفابخش باشد. ایمان به خدا یا به هر کسی که (وجهه و منزلت مقدس یا الوهی داشته باشد) می‌تواند به طور بالقوه درمانگر باشد. این نتیجه‌گیری، برخی فرضیات منفی و پیش‌داوری‌های افراد نسبت به دین را به چالش می‌کشد و بالطبع پذیرش آن برای عده‌ای دشواراست. اما داده‌های تجربی خود گویا هستند. در عین حال، یافته‌های مثبت به‌تنهایی نمی‌توانند مفاهیم تثبیت‌شده را در مورد اثربخشی یک عامل بالقوه درمانگر تغییر دهند که تا این زمان هنوز به اثبات نرسیده است. به علاوه تا زمانی که نتوانیم به علت پیوند و چگونگی ارتباط بین ایمان و شفابخشی پاسخ دهیم، این موضوع همچنان به‌مثاب موضوعی جنجال‌برانگیز در حاشیه باقی خواهد ماند. به طور کلی بحث اصلی مقاله حاضر ایمان شخص به‌مثاب توجیهی بالقوه به طور خاص برای شفای بیماری اوست. هدف نویسنده نشان‌دادن این مسأله است که بسیار فراتر از موضوعی که دانشمندان و پزشکان باید از آن بترسند و نگرانش باشند، معیاری متقن وجود دارد که مبتنی بر نظریات اصلی روانی‌اجتماعی است، چه انتظار می‌رود که ایمان در برخی شرایط تأثیری سودمند و ثمربخش در پی داشته باشد.

ایمان چیست و شفا کدام است؟

واژه ایمان و شفا به طور خاص در فضای بیوپزشکی حامل معنایی تأثیرگذار هستند. آنها اصطلاحاتی واجد بار عاطفی هستند حتی در گفتمان عادی. از نگاه برخی، ایمان فضیلتی ناب هم‌سنگ امید، عشق و خیر است و در کل چیزی است که همگی ما در طول زندگی‌مان طالب آن هستیم. از نگاه برخی دیگر، ایمان نقطه مقابل عقل و عقلانیت است؛ عقلی که اساس دانش علمی بیوپزشکی غربی به شمار می‌رود.

برای فهم اینکه چگونه این دو مفهوم شفا و ایمان می‌توانند منطبق با هم باشند، در ابتدا باید مشخص شود که هر یک از این دو به چه معنا هستند. به عبارت دیگر، پیش از اینکه بتوانیم نظریه‌ای در این خصوص بدهیم باید این دو را به لحاظ مفهومی بشناسیم. این مسأله تلویحاً این پرسش را به وجود می‌آورد: نخست اینکه ایمان چیست و دوم اینکه شفا کدام است. در بافت دینی، طبق معتبرترین منابع نظری، واژه ایمان ناظر به باور، اعتماد و اطاعت است که روی هم رو به سوی خدا و یا امر الوهی یا مقدس دارند. اینکه دقیقاً ایمان چیست در سنت‌های دینی مختلف جهان مشخص است در عین حال تفاوت‌هایی نیز وجود دارد اما رشته‌های مشترکی را می‌توان در این میان مشاهده کرد. از نگاه مسلمانان ایمان با مفاهیمی مثل اسلام و احسان در پیوند است. این مفاهیم در عبادت خدا و خدمت به خلق به هم می‌پیوندند. در یهودیت، ایمونه (ایمان) به طور کامل در ترکیب تورات با اووده (عبادت) و گومیلو کاسادیم (عشق ورزیدن و مهربانی) و پیروی از حقیقت و صلح و عدالت تجلی می‌یابد. به گفته پل تیلیخ ایمان عبارت است از دغدغه غایی، و تعادل کامل بین عقل، احساس و اراده.

به رغم ریشه‌های فرهنگی و الهیاتی متفاوت این سنت‌های دینی، نوعی انطباق و هماهنگی قابل توجهی میان آنها مشاهده می‌کنیم: یک مؤلفه فکری یا شناختی وجود دارد؛ یک عنصر احساسی به چشم می‌خورد و در عین حال، اولویت با عمل است. در تجلی ایمان، ذهن، قلب و جسم به نحوی متقابل و دوجانبه در پیشبرد هدف و غایتی پارسایانه به یکدیگر می‌پیوندند. تعریف ایمان در اینجا در میان سنت‌های توحیدی تعریفی استاندارد است. به این معنا که وقتی می‌گوییم شخص باایمانی هستم، به آن معناست که به خدا باور دارم، به او اعتماد دارم و از او اطاعت می‌کنم.

پس ایمان باوری مبتنی بر عمل است که احساس و رفتار ابزار آن هستند. باور و اعتماد به همراه تلاش برای تبدیل آنها به عمل نوعی حس امید یا خوش‌بینی یا توقع ایجاد می‌کند که در نهایت منجر به اتکای به متعلق ایمان شخص می‌شود. ایمان به‌مثاب یکی از شاخصه‌های تشکیل‌دهنده ذهن و احساس شخص، نیرویی می‌شود برای ایجاد تغییری مثبت در حیات فرد و البته حیات دیگران. اما آیا این مسأله سلامت (روانی) شخص را نیز شامل می‌شود؟ به گفته اسلر و فرانک ایمان را مطمئناً می‌توان به خدا اسناد داد اما در عین حال مراقبان بهداشت و سلامت نیز در شفا مؤثرند. در میان پیشگامان پزشکی در غرب، اسلر در توجه به پیامدهای درمانی ایمان تنها نیست. در ۱۹۲۶، نشریه انجمن پزشکی آمریکا مجموعه مقالاتی سه‌قسمتی به قلم دکتر الیس پولسن درباره شفای دینی منتشر کرد. این مقالات در واقع گزارشی بنیادی و گنجی ارزشمند در قرن بیستم برای حوزه پزشکی و از طرفی، سندی مهم برای مورخان حوزه شفای (بهبودی) ذهن‌بدن به شمار می‌رفتند. پولسن تا پایان این مقالات عوامل روان‌شناختی‌ای را برجسته کرده‌است که قدرت درمانی ایمان را تبیین می‌کنند. حال ایمان چگونه شفا می‌دهد؟ یک احتمال به باور پولسن، بیان است، یعنی از طریق خواندن، ذکر، مراقبه و تمرکز و امثالهم. تأثیرات بازدارنده و پیشگیرانه در ذهن یا بدن با هم در تعامل هستند. احتمال دیگر، هیپنوتیسم است، نوعی حالت تغییریافته آگاهی که حاصل ایمان خود شخص یا کسی‌است که از طریق ایمان شفا می‌دهد. این حالت به فرد کمک می‌کند تا آنچه امروز از آن با عنوان مکانیسم‌های روان فیزیولوژیِ خود آرامبخش یاد می‌کنیم را به نوعی هدایت کند و به خدمت بگیرد تا بتواند قدرت و توان فایق آمدن بر درد، علایم بیماری و آسیب را افزایش دهد. در عین حال احتمال دیگر تأثیر عاطفی احساسیِ ایمان است که ناشی از قدرت مطلق، علم مطلق، حضور مطلق، و رحمت مطلق و واسعه خداست. دیگر مکانیسم‌های فرضی یا واسطه‌های شفابخش ایمانی مربوط به ایده جریان انرژی (و نیز شاخصه‌هایی مثل تلقی ذهنی، حالالت ذهنی، ذات و در نهایت نیروها و قوایی که در حالت معمولی نمی‌توانیم آنها را تشخیص دهیم) هستند. پولسن گزارش خود را با یک پیشگویی جالب پایان می‌دهد: (هرچند که او هشتاد سال جلوتر از زمان خود زندگی می‌کرد) «کل داستان، مشکلی جدی است که پزشکی نباید آن را نادیده بگیرد.»

اکنون مسأله دوم این است که شفا کدام است؟ این پرسش، ساده است اما پاسخ ساده‌ای ندارد. برخلاف ایمان که معنایش حول مفاهیم قابل فهم و ساده‌ای در سنت‌های دینی می‌چرخد، شفا نزد افراد مختلف، تلقی‌ها و تعاریف گوناگونی (حتی در حوزه پزشکی) دارد:

«از نگاه عده‌ای، شفا یک مداخله است. شفا چیزی یا کاری است که شفادهنده (یا درمانی که یک متصدی) برای بیمار انجام می‌دهد. از نگاه برخی دیگر، شفا یک نتیجه است، مثل بهبودی از بیماری یا درمان یک مرض. در نتیجه درمان، می‌توانیم امیدوار باشیم که شفا را تجربه کرده‌ایم. وقتی فرایند پاتوژنیک متوقف می‌شود، ما در واقع فرآیند حرکت از حالت بیماری را به حالت سلامتی یا بهبودی آغاز کرده‌ایم. در برخی نوشته‌ها، شفا همه حالات فوق را همزمان دربرمی‌گیرد.»

هرچند مدعی نیستیم بتوانیم پاسخی قانع‌کننده به تردیدمان درخصوص شفا بدهیم، اما آنچه واقعاً شفا ناظر به آن است به نوعی پرسشی وجودی است. شفا نیز بسان هر مفهوم دیگری، هر آن چیزی است که افراد بر آن اتفاق‌نظر دارند. در اینجا اما بهتر است کاربرد بیوپزشکی آن را لحاظ کنیم و شفا را نتیج ‌ایده‌آل درمان پزشکی بدانیم و نه روشی همانند آنچه در میان شفادهندگان عملی رواج دارد. در دو اثر دیگر، شفا را به ترتیب در دو معنای دیگر بررسی کرده‌ایم.

طبق کنوانیسون بیوپزشکی، کلمه شفا تقریباً به طور انحصاری به ترمیم زخم و آسیبی موضعی مثل جراحت پوستی اشاره دارد. بنابراین شفا ناظر به نتیجه‌ای موفقیت‌آمیز (یعنی پایانِ فرآیند بهبودیِ چندعاملی، بازیابی، احیا و درمان مطلوب) است. در پرستاری، روانشناسی بالینی و چند حوزه دیگر، شفا به‌مثاب یک پیامد، بعضاً قدری کلی‌تر در نظر گرفته‌می‌شود تا به چیزهایی مثل احیا، تسکین و درمان به طور کلی متناظر باشد و نه ‌فقط جراحت‌های جسمی. ما نیز در این مقال، این تلقی از شفا را مدنظر داریم. شفا به‌مثاب پیامد، خواه موضعی یا سیستماتیک یا چیزی بین این دو.

به طور مشخص اولویت ما با تمایز دقیق بین مفاهیم دینی و مفاهیم مربوط به سلامت است. در این حوزه وقتی از ایمان صحبت می‌کنیم، منظورمان دین، معنویت، نماز و غیره نیست. نبود شفافیتِ مفهومی و نظری در بیان ایمان و شفا و دیگر مفاهیم مذکور تا حدی سبب می‌شود دین و سلامت مفاهیمی بی‌حاصل شوند و نتوان در مورد آنها تحقیق کرد. از طرفی درخصوص ضعف مفهومی در این حوزه در گفتمان علمی مربوط به دعا و نماز از راه دور، انرژی درمانی و تأثیرات شفادهندگی معنویت اغراق شده است.

تأثیرات مؤثر ایمان

اینکه ایمان واجد خصوصیات مؤثر و مفید است، به اندازه خود پزشکی قدمت دارد. اینکه تلقی‌ها و باورهای هستی‌شناختی در مورد انسان‌ها (درخصوص جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، در مورد امر مقدس و الوهی، در مورد اینکه چگونه عالم اکبر بر عالم اصغر تأثیر می‌گذارد) و ارتباط انسان‌ها با نیروها و حقایق الوهی بر روند بیماری تأثیر می‌گذارد در میان سنت‌های باستانی و باطنی در تمامی فرهنگ‌ها و در طول تاریخ رایج بوده است. این مسأله در فنون شفابخشی در کلیسای اولیه، در میان تبتی‌ها و هندی‌ها به چشم می‌خورد. انبوهی از نظام‌ها و سیستم‌های شفابخشی و درمانی در میان گنوسی‌ها، کابالیست‌ها، شمن‌ها، عرفان شرقی و غربی نیز از جمله این فنون است.

این احتمال که ویژگی‌ها، کارکردها یا تعابیری از حیات دینی درخصوص درمان برخی بیماری‌ها در میان انسان‌ها وجود داشته، از جمله مسائل حایز اهمیت در پزشکی جدید غرب است. مشاهدات بالینی اسلر و فرانک که حاصل مطالعه صدها پژوهش تجربی است، سبب شده‌است تلاش‌های قابل توجهی در راستای تبیین عقلانی مکانیسم‌هایی صورت گیرد که این نوع ارتباط‌ها را به حسب مفاهیم علمی معتبر توضیح می‌دهند. تأثیرات شفابخشیِ ابعاد مختلف دین و معنویت به نحو گسترده‌ای مورد بررسی قرار گرفته است و نتیجه به طور خلاصه از این قرار است: تعهد دینی می‌تواند از طریق تقویت رفتارهای سالم بر سلامت تأثیرگذار باشد. اخوت دینی از طریق تسهیل حمایت‌های اجتماعی می‌تواند بر سلامت تأثیر بگذارد. عبادت دینی احساسات و عواطف مثبت ایجاد می‌کند که خاصیت پیشگیرانه یا درمانی دارند. برخی باورهای دینی با باورهای مربوط به سلامت همخوانی و تطابق دارند که خود موجب تقویت کارکردهای مراقبتیِ پیشگیرانه می‌شوند و سرانجام اینکه ایمان دینی توقعات مثبتی ایجاد می‌کند که مانع از استرس‌ها و فشارهای روحی و روانی مهلک می‌شوند. ویژگی اصلی و کلیدی مدل تبیینی در مقاله حاضر، مدل مربوط به ایمان است. آیا ایمان می‌تواند طرز تلقی‌ای به دست دهد که تأثیرات زیان‌بار بیماری و عوامل استرس‌زا و چالش‌های بیماری‌زا را کاهش دهد؟ آیا ایمان می‌تواند خاصیت پیشگیرانه یا درمانی داشته باشد؟ متخصصان معتقدند که این احتمال واقعیت دارد.

به عنوان مثال آدلر دو پیامد شناختی مجزا را برای دین و سلامت فرض می‌گیرد: کاهش تقدیرگرایی یا درماندگی در مواجهه با پیش‌بینی‌ناپذیری محیط و ایجاد حس خوش‌بینی. واندرپول اعتماد (توکل) به خدا و قدرت او را عامل اصلی و اساسی شفابخشی می‌داند و تاریخ آن را در غرب به شفابخشی عیسی(ع) برمی‌گرداند.

پیش از پرداختن به پرسش از نحوه کارکرد شفابخشی ایمان باید نشان دهیم که چگونه دین ایمان را ایجاد و تقویت می‌کند. به عبارت دیگر، پیش از هر تلاشی جهت نظریه‌پردازی درخصوص خصوصیات و ویژگی‌های شفابخشی ایمان دینی، باید ارتباط بین دین و ایمان را مشخص کنیم. پیام‌های دینی که از متون مقدس، آموزه‌ها و تعالیم مقدس برآمده‌اند و خاص تعاملات رسمی بین فرقه‌های مذهبی هستند، این مفهوم را ایجاد می‌کند که خداوند تا ابد در زندگی مؤمنان حضور دارد. وعده‌های الهی سبب تقویت باور، توکل و اعتماد به خدا و اطاعت از او می‌شود و عهد و پیمان با خدا را محکم‌تر می‌کند. در متون مقدس به تأثیرات سودمند و شفابخش ایمان دینی اشاره شده است و این مسأله، مسأله‌ای است که در متون مقدس سنت‌های دینی مختلف کاملاً مشهود است. وعده شفا در متون مقدس هر دو گروه از ادیان توحیدی و غیرتوحیدی آمده است. این متون شامل فقراتی است که در آنها از واژه‌های سلامتی، شفا، طول عمر، بیماری و مرض استفاده شده است. به عنوان نمونه چند مورد از این مطالب را ذکر می‌کنیم:

یهودیت: شما باید در خدمت پروردگار باشید و او به شما نان و آب عطا فرموده است. و من بیماری و مرض را از میان شما دور خواهم ساخت.

مسیحیت: زره و محافظ محکم خدا را بر تن کنید و با آن در برابر مکر شیطان بایستید.

اسلام: خداوند برای کسی که بر او توکل می‌کند کفایت می‌کند و همانا پس از هر سختی، آسانی است.

هندوئیسم: کسانی که از تعالیم من پیروی کنند و ایمان بیاورند و صاحب اراده نیک باشند، آزاد خواهند شد.

بودیسم: شما با ایمان، فضیلت، مراقبه ژرف، انرژی، عمل درست، خرد و بصیرت می‌توانید بر غم‌های زندگی فایق آیید.

دائویسم: کسی که از راه پیروی کند، و انبوهی از فضایل را در خود جای دهد، هیچ‌چیز نیست که نتواند از آن عبور کند.

گفتنی است که این قبیل پیام‌ها که در متون مقدس آمده از نگاه مؤمنان جزو وعده‌های الهی محسوب می‌شود. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که بخواهیم بین این کلمات و پیام‌ها و قدرت شفابخشی و درمان ارتباط برقرار کنیم. این پیام‌ها نوعاً این مسأله را روشن می‌کند که خدا یا موجود الهی امری واجد ارزشی جاودان را برای مؤمنان خود تضمین می‌کند.

چشم‌اندازهای نظری مربوط به ایمان و شفا

تا اینجا به دو پرسش چیستی ایمان و چیستی شفا پرداختیم. اکنون به پرسش سوم می‌پردازیم: آیا ایمان شفا می‌دهد؟ برای پاسخ به این پرسش، این قسمت متکی به انبوهی از نوشته‌ها و منابع جدید برگرفته از علوم رفتاری و روانشناسی است. روانشناسان دانشگاهی نظریاتی مطرح کرده‌اند که کمابیش با تعریف ما از قدرت شفابخشی ایمان همخوانی دارد. این نظریات که برخی از آنها از طریق آزمایش‌های تجربی تأیید شده است، نشان می‌دهد که مفاهیم باور و اعتماد (توکل) و نیز اراده یا ثبات می‌تواند بر سلامت و آرامش روانی و جسمی ما تأثیر ملموسی بگذارد.

در مجموع چشم‌اندازهای روان‌شناختی ناظر به قدرت شفابخشی ایمان هستند. این چشم‌اندازها سه ویژگی مشخص دارند: ۱) طبیعت‌گرایانه‌اند ۲) مطابق با فهم علمی رایج از تعامل ذهن و بدن هستند و ۳) مستلزم هیچ باوری به عامل فوق طبیعی نیستند. البته این بدان معنا نیست که این نیروهای الوهی و مقدس در جهان دخیل نیستند. در کل یک نظریه روان‌شناختی جدید می‌تواند ایده قدرت شفابخشی ایمان را تأیید و البته معنادار کند.

امید

ایمان را می‌توان هم‌آمیزی باور، اعتماد (توکل) و اطاعت از خدا یا امر الوهی تعریف کرد. در کنار این سه، مفهوم دیگری وجود دارد و آن توقع یک نتیجه یا پاداش مثبت است. این عناصر پویا نوعی تفکر مثبت و هدفمند و یک حالت انگیزشی ایجاد می‌کنند که به تعبیر دکتر سی. آر. اشنایدر می‌توان آن را امید نامید. دکتر اشنایدر به مدت بیست سال مدیر برنامه آموزشی در روانشناسی بالینی در دانشگاه کانزاس بود. در این مدت او نظریه امید را مطرح کرد و جزئیات و مؤلفه‌ها، کارکردها و اصطلاحات، پیوندها و ابزارها و سازوکارهای آن را برای وضعیت انسانی از جمله سلامت دقیقاً مشخص کرد. او اساساً امید را مجموعه‌ای از توانایی‌های مشخص برای ایجاد زمینه برای دستیابی به اهداف مطلوب همراه با انگیزه برای استفاده از این اهداف می‌داند. همچنین، امید مرکب از سه عنصر است که عبارتند از اهداف، راه‌ها و عاملیت و این سه با یکدیگر رابطه تعاملی دارند. اهداف نقاط‌عطف سلسله فعالیت‌های ذهن هستند. راه‌ها یا مجاری برای تفکرات و اندیشه‌های موفق و مؤثر بسیار حیاتی‌اند. عاملیت نیز مؤلفه‌ای انگیزشی است که افراد را به سوی اهداف سوق می‌دهد. دو مورد اخیر را به ترتیب قدرت راه و قدرت اراده نیز می‌نامند. بنابراین نظریه امید اشنایدر افکار و اندیشه ما را تأیید و به نوعی آنها را برجسته می‌کند. امید حالتی است که با سایر حالاتی مثل خوش‌بینی، عزت‌نفس، حل مسأله و احساس خودبسندگی تفاوت دارد.

شواهد موجود امید را با طیفی از شاخصه‌های سلامت (روانی) پیوند می‌دهند. مطالعات نشان می‌دهد که امید در پیشگیری آسیب‌های روانی و جسمی بسیار مؤثر است و چه‌بسا که پاره‌ای مشکلات پزشکی را نیز از میان بر‌می‌دارد یا کاهش می‌دهد. افرادی که از میزان بالایی از امید برخوردارند بیشتر در فعالیت‌های مربوط به پیشگیری از سرطان و فعالیت‌های ورزشی شرکت می‌کنند و رفتارهای جنسی پرخطر ندارند و توانایی مقابله با آرتروز شدید را دارند، از پس جراحات ناشی از سوختگی برمی‌آیند، و بهتر می‌توانند با بیماری‌هایی همچون آسیب‌دیدگی ستون فقرات، نابینایی و انواع سرطان‌ها مقابله کننند. به علاوه، یافته‌ها نشان می‌دهند که امیدواری رابطه مستقیمی با تحمل درد، معالجه بهتر، اختلالات کمتر و پاسخ بهتر به روان‌درمانی دارد. امید به‌مثاب عامل مولد سلامتی و شفا، بسته به بافت و شرایط به عنوان یک تعدیل‌کننده و واسطه عمل می‌کند.

شواهد علمی دیگر حاکی از ارتباط تجربی امید با ابعاد دین‌ورزی هستند. به عنوان مثال در میان دینداران نماز با میزان بالایی از امید مرتبط است. یافته‌های تازه‌تر نشان می‌دهد که ایمان دینی از طریق تبدیل نماز یا دعا به شیوه فایق آمدن بر مشکل، عاملیت امید را افزایش می‌دهد. اشنایدر می‌گوید که این مسأله به این خاطر است که نماز یا دعا حس انرژی ذهنی را در شخص دیندار از طریق تقویت یا تغذیه ذهن و بدن افزایش می‌دهد. در فرآیند پاکسازی ذهن از افکار دیگر، شخص نمازگزار یا مراقبه‌کننده فرایند‌های آلاینده مغز را می‌زداید که با انواع عوامل استرس‌زای روزانه همراه هستند. با کاهش یا تمام شدن انرژی زاید مغز می‌توانیم جانی تازه بگیریم و روی اندیشه‌های ساده و مطلوبمان تمرکز کنیم.

بنابراین امیدواری می‌تواند پیامد و نتیجه اصلی و اصولیِ ایمان فعالانه و ارادی به خدا باشد که در زندگی روزانه مؤثر خواهد بود. این نوع ایمان زنده و پویا توقعات مثبتی ایجاد می‌کند که می‌تواند پیش‌شرط لازم برای تأمل و تفکر جهت تأمین اهداف زندگی شخص باشد. باور و توکل به کارآمدی اعمال و فعالیت‌های شخص در پیگیری این اهداف، اساس تعریف ما از ایمان است. به طور خلاصه، این حوزه نوپا که حول مطالعه امید می‌چرخد بر این نکته تأکید می‌کند که توقعات مثبت بر سلامت و آرامش انسان تأثیر می‌گذارند و این مسأله به لحاظ عقلی بسیار محتمل است. ایمانی که این توقعات را ایجاد می‌کند از منابع شناختی‌ای بهره می‌برد که به روند سلامتی کمک می‌کند.

خوش‌بینی آگاهانه

یکی‌دیگر از اشکال توقع مثبت را می‌توان در پژوهش دکتر مارتین سلیگمان مشاهده کرد که رفتارهای بعدی را شکل و سوق می‌دهد و به خوش‌بینی آگاهانه مربوط می‌شود. دکتر سلیگمان استاد روانشناسی دانشگاه پنسیلوانیا و رییس سابق انجمن روانشناسی آمریکا، خوش‌بین‌ها را کسانی می‌داند که رویدادهای بد و ناگوار را موقتی، مقطعی و قابل‌کنترل می‌دانند. در مقابل، بدبین‌ها افرادی هستند که حوادث بد را پایدار و عظیم و سهمگین می‌پندارند. پژوهش او در مورد خوش‌بینی مبتنی و برگرفته از پژوهش ارزشمند مربوط به درماندگی آگاهانه است. او در پی راهی بود تا بفهمد چرا برخی افراد در برابر حوادث چالش‌برانگیز آسیب‌پذیر و عاجزند در‌حالی‌که برخی دیگر چنین نیستند.

سلیگمان به این نتیجه رسید که یک شیوه تبیینی خوش‌بینانه روشی است که تعیین می‌کند فرد چگونه به شرایط زندگی پاسخ دهد. افزون بر این، این وضعیت نمی‌تواند نقطه مقابل بدبینی باشد؛ بلکه ساختار روان‌شناختی خاص خود را دارد. طبق گفته دکتر کریستفر پیترسون استاد روانشناسی دانشگاه میشیگان، خوش‌بینی صرفاً یک ویژگی شناختی نیست بلکه واجد مؤلفه‌ها و عناصر عاطفی و انگیزشی نیز هست. لذا خوش‌بینی با امید فرق دارد، در عین حال، این دو ساختار شباهت‌هایی نیز دارند. سلیگمان همچنین می‌داند که شیوه تبیین باید آگاهانه باشد و متعاقباً به واسطه درمان‌شناختی در معرض تغییر قرار خواهد گرفت. به علاوه او فرآیند آگاهی مربوط به خوش‌بینی را از طریق مدل روان‌شناختی

ABC

این‌گونه توضیح می‌دهد: وقتی ما با مصیبت یا سختی مواجه می‌شویم، با اندیشیدن به آن واکنش نشان می‌دهیم. تفکرات ما بلافاصله تبدیل به باور می‌شود. این باورها آنچنان برای ما عادت می‌شود که حتی متوجه نیستیم که آنها را داریم، مگر آنکه توقف و روی آنها تأمل کنیم. این باورها و تفکرات بیکار نمی‌نشینند و تبعات و پیامدهای مختلفی دارند. باورها علت مستقیم احساس ما و اعمال بعدی ما هستند. آنها از یک سو می‌توانند موجب افسردگی و آزردگی و ناامیدی ما شوند و از دگر سو می‌توانند برای ما آرامش و رفتار سازنده به ارمغان بیاورند.

سلیگمان به عنوان بخشی از شیوه درمانی جهت افزایش سطح آگاهی در مورد شیوه تبیین خوش‌بینانه، مدل

ABC

را مطابق مدل

ABCDE

توضیح می‌دهد. در این مدل،

D

دال بر نوعی مشاجره (

disputation

) بر سر باورهای منفی شخص است. حرف

E

حاکی از انرژی است، نوعی تفکرات و احساسات خوش‌بین‌نگرانه که به هنگام موفقیت در پرداختن به این باورها حاصل می‌شود. یک بدبین، از طریق این فرایند می‌آموزد که زندگی خوش‌بینانه‌ای را در پیش گیرد.

تاکنون صدها مطالعه در مورد خوش‌بینی به بررسی در مورد این ساختار در ارتباط با پیامدهای روانی و منطقی سلامت و شاخصه‌های روان‌شناختی پرداخته‌اند. اینها شامل تحقیقات اپیدمولوژیکی هستند که خوش‌بینی پایه را

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.