پاورپوینت کامل امکان اندیشیدن به تاریخ ۵۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل امکان اندیشیدن به تاریخ ۵۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امکان اندیشیدن به تاریخ ۵۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل امکان اندیشیدن به تاریخ ۵۳ اسلاید در PowerPoint :
نگاهی کلی به آنچه تاکنون گفتیم به ما نشان میدهد که مورخان و فیلسوفان گذشت ما در خوشبینانهترین صورت تنها کورهراهی به سمت اندیشیدن به تاریخ باز کرده و عملاً هیچگاه طیفی فلسفی بر دادههای تاریخی نتاباندهاند و حتی بستر مناسبی برای اندیشیدن به تاریخ ایجاد نکردهاند.
نگاهی به فلسفه تاریخ
نگاهی کلی به آنچه تاکنون گفتیم به ما نشان می
دهد که مورخان و فیلسوفان گذشت ما در
خوشبینانه
ترین صورت تنها کوره
راهی به سمت اندیشیدن به تاریخ باز
کرده
و عملاً هیچ
گاه طیفی فلسفی بر دادههای تاریخی نتابانده
اند و حتی بستر مناسبی برای اندیشیدن به تاریخ ایجاد نکرده
اند. تا اینجا ما برای پاسخ به سؤال اصلی مقاله، یعنی احتمال «اندیشیدن به تاریخ»، فقط یک روی سکه را بررسی کرده
ایم. در روی اول سکه به این پرداختیم که آیا متفکران ما به تاریخ اندیشیده
اند یا نه؟ این یک روی سکه بود، حال آنچه پیش روست این است که فارغ از آنچه نیاکان کردهاند و نکردهاند، ما خود چگونه میتوانیم به تاریخ بیندیشیم؟
وقتی در مورد تاریخ یا هر معرفت بشری دیگر صحبت می
کنیم نباید دچار این اشتباه شویم که گویی آن معرفت خود دارای دست و زبانی است و در مقابل ادعاها و گفته
های ما تأیید یا تکذیبی می
گوید، تاریخ نیز چنین است و امری مستقل از نگاه ما نیست. تاریخ مجسمه صُلبی نیست که نتوانیم آن را به پهلوی دیگر بچرخانیم و آن را بازتفسیر کنیم. تاریخ مانند هر علم دیگر بستری از مواد خام است که امکان طرح و تحلیل هر اندیش جدید و قدیم را فراهم می
آورد؛ پس اگر بتوانیم تلقی خود از مفهوم تاریخ را تغییر دهیم، خواهیم توانست پرده از چهر تاز تاریخ برداریم. در این راه چیزی که فلسف تاریخ تحلیلی نام گرفته است، می
تواند به ما کمک کند؛ این رویکرد ورای واقعیتها و آثار تاریخی به خود مفهوم تاریخ می
اندیشد، مثلاً به این می
پردازد که تاریخ چه تفاوتی با گذشته دارد ۲۴ و معنای امر تاریخی چیست.
متفکران جدید در مورد هدف نگارش تاریخ، مخاطبان تاریخ، نقش مورخ و افکار او در تاریخ، ماهیت امر تاریخی و غیره مطالب مفیدی طرح کرده
اند و هریک از این موضوعات می
تواند به ما نشان دهد که تاریخ ایران نیز می
تواند از چهر اخبار گذشتگان در آمده و در هوای اندیشه
ها و نیازمندی
های جدید ما نفس تازه کند؛ اگر از این منظر وارد بحث شویم، می
توانیم هر تاریخی ازجمله تاریخ ایران را با چهر جدیدی ببینیم. کیت جنکینز که رویکردی تحلیلی و ادبی به تاریخ دارد، در این باره به نحو مبالغه
آمیزی می
گوید: «تاریخ مکانی برای ساختوساز است نه سرزمینی بیگانه که باید کشف شود.»۲۵ با این حساب، تاریخ معرفتی نیست که یک بار برای همیشه شکل گرفته باشد و دیگر قابل تغییر نباشد، تاریخ همواره نیاز به نونویسی دارد.
در ادامه به طرح چند مسئل مهم برای طرح امکان ذاتی تاریخ فلسفی اشاره می
کنم، این موضوعات می
توانند سرآغازهایی برای تاریخ فلسفی ایران باشند، اما هنوز ماهیتی نیندیشیده دارند و میدان کار و تحقیق دربار آنها کاملاً باز و ناشناخته است؛ ازاینرو من آنها را مسئله می
نامم تا هر خواننده
ای را به تأمل دعوت کنند.
مسئل دوره
بندی: معمولاً واحد شمارش دوره
های تاریخی را حکومتهای سیاسی دانسته
اند، این تواریخ، سرگذشت ملتی را سلسله
ای از حکومتهای پادشاهی می
دانند که یکی پس از دیگری ظاهر شده و بعضی قوی و بعضی ضعیف بوده
اند، ورای این دوره
بندی حکومتی، دوره
بندی کلی
تری دیده نمی
شود. این نحوه دوره
بندی یکی از اولین موانع رویکرد فلسفی به تاریخ ایران است. اگر قرار است ما به تاریخ خود متأملانه بیندیشیم، باید بتوانیم آن را بر اساس تغییر مفاهیم معرفتی دوره
بندی کنیم نه بر اساس تغییر حکومت سلطان حسین صفوی به محمود افغان؛ این نوع دوره
بندی نیازمند آن است که ببینیم در چه مواقعی جهانبینی ما عوض شده است؛ مثلاً می
توان تاریخ ایران را به قبل و بعد از اسلام تقسیم کرد، زیرا جهانبینی ایرانی با ورود اسلام آشکارا عوض شده است. ممکن است در مقاطعی از تاریخ، مرزهای دوره
های فکری با مرزهای دوره
های سیاسی منطبق باشد یا نباشد؛ مثلاً در مورد ورود اسلام به ایران شاید بهتر باشد این ورود را به لحاظ فکری در قرون ۳ و ۴ قلمداد کنیم، این ورود با ورود سیاسی-نظامی سپاه عرب به ایران در قرن اول منطبق نیست.
اگر با این نگاه به تاریخ بنگریم بسیاری از وقایع سیاسی مهم، بی
اهمیت و بسیاری وقایع ساده، سرنوشت
ساز قلمداد خواهند شد. این مسئله ما را نیازمند آن می
کند که در مطالع اسناد و منابع تاریخی، صرفاً به منابع سیاسی و نظامی بسنده نکرده و تمامی منابع تاریخ، هنر، ادبیات، دین و … را بهدقت بشکافیم و بهدقت بنگریم که چه هنگام برایند کل عرصه
های متفاوت جامعه تغییر کرده و جهان نویی پدیدار شده است؛ در این روش باید هر لحظه منتظر باشیم که روح هر دوره در قالب یک اثر هنری، یک خاطره، یک رفتار خاص یا هر چیز به ظاهر ساده خود را به ما بنمایاند. برای کشف روح یک دور تاریخی، صرفاً دانش تاریخی و حتی فلسفی کافی نیست، نوعی نبوغ هنری هم لازم است. قدرتی لازم است که در ورای هم جزئیات و تکثرات، آن ریش فراگیر که در تن و ریش هم وقایع و اندیشه
های آن زمان دویده است را بتوانیم بیابیم؛ بهعنوان مثال به این بیندیشید که گفته
اند یکی از دلایل جذابیت شعر حافظ برای ما ایرانیان قرن بیستویکمی این است که ما هنوز از لحاظ اجتماعی همعصر حافظ هستیم، هنوز همان شرایطی بر ما حاکم است که شیخ و مفتی و محتسب بر زمانه حافظ حاکم کرده بودند؛ بنابراین برای دیدن روح یک عصر باید توانایی انتزاع و پریدن از سر چندین سده هم داشت.
مسئل آگاهی جمعی: یکی دیگر از لوازم اندیشیدن به تاریخ، جستوجوی فرازوفرود آگاهی جمعی در تاریخ است. گفتیم ممکن است دوره
های تاریخ فلسفی مطابق با دوره
های تاریخ سیاسی و نظامی نباشند و تغییرات با محتوای دیگری باعث شکل
گیری دوره
ها گردد؛ در اینجا زمانی می
توان از مرز بین دو دوره تاریخی یاد کرد که جهانبینی و آگاهی عمومی با گذر از این مرز تغییر یافته باشد. مانع همیشگی بر سر راه جستوجوی این آگاهی اجتماعی در تاریخ ایران این است که تاریخ
های نوشتهشده غالباً تاریخ الرسل و الملوک هستند و کمتر به احوال، عقاید و اوضاع عمومی جامعه می
پردازند. اینکه چرا روش مورخان اینچنین بوده است دلایل مختلفی دارد، این دلایل از اجبار پادشاهان و صاحبان قدرت ۲۶ تا جهانبینی خود مورخان ۲۷ متفاوت هستند.
در اینجا باید تأکید کرد که منظور از آگاهی و روحی جمعی، صرفاً آگاهی مردمی نیست، بلکه منظور میانگین آگاهی و روحی تمامی اقشار جامعه ازجمله مردم، نخبگان و حاکمان است. اگرچه مردم همیشه در تحولات تاریخی طیف اکثریت بوده
اند، اما ناگفته پیداست که همواره تسلیم اراده بیرونی و سرنوشت تحمیلی بوده
اند. در واقع روحی جمعی نشان
دهند دیالکتیکی بین مردم و بزرگان است و به هیچ
یک منحصر نمی
شود. برای اینکه روحی جمعی در تاریخ را روشنتر نشان دهیم، بیایید داستان بر دار کردن حسنک وزیر از تاریخ بیهقی را نمونه
وار بازخوانی
کنیم. در این داستان ما باید متوجه احوال و حرکات تمامی افراد صحنه باشیم:
ظاهر امر این است که وزیری به نام حسنک در حال اعدام شدن است، در این صحنه سه طبقه از جامعه دیده می
شوند، یک دسته که کنار ایستاده
اند مردم هستند، دومین دسته حاکمان هستند که مجری و صحنه
گردان واقعه هستند و سوم نخبگان که نمایند آنها همان حسنک نگونبخت است.
دست اول تماشاگران هستند که حقانیت حسنک را می
دانند، اما گامی از گام برنمیدارند و فقط در دل به مجریان واقعه لعنت می
گویند، اگر خیلی ناراحت شوند اندکی هیاهو می
کنند، اما با سر تازیانه
ای آرام خواهند شد؛ دیگر آنکه به اسم دین راضی به کشتن حقیقت و راستی می
گردند. دست دوم که حاکمان باشند، آشکارا حقیقت را دروغ و دروغ را حقیقت جلوه می
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، به دوستانتان معرفی کنید.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 