پاورپوینت کامل دوستی خاندان پیامبر(ص) در مشرق اسلامی ۴۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل دوستی خاندان پیامبر(ص) در مشرق اسلامی ۴۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل دوستی خاندان پیامبر(ص) در مشرق اسلامی ۴۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل دوستی خاندان پیامبر(ص) در مشرق اسلامی ۴۸ اسلاید در PowerPoint :

مردم سراسر خراسان بزرگ، از بخارا تا افغانستان، از دیرباز به خاندان نبوت، ارادت و احترام خاصى داشته‌اند و گروه‌هاى کثیرى از علویان و نوادگان پیامبر بزرگوار(ص) به سرزمین‌هاى بخارا، سمرقند، خوارزم، ترمذ، بلخ، قندز، هرات و غزنین آمده، رحل اقامت افکندند و از مقام و منزلتى والا برخوردار بوده‌اند.

مردم سراسر خراسان بزرگ، از بخارا تا افغانستان، از دیرباز به خاندان نبوت، ارادت و احترام خاصى داشته‌اند و گروه‌هاى کثیرى از علویان و نوادگان پیامبر بزرگوار(ص) به سرزمین‌هاى بخارا، سمرقند، خوارزم، ترمذ، بلخ، قندز، هرات و غزنین آمده، رحل اقامت افکندند و از مقام و منزلتى والا برخوردار بوده‌اند. به طوری که در سد چهارم هجرى، شیخ صدوق کتاب «من لایحضره الفقیه»‌ را در بلخ نوشت. اینک ادامه سخن:

در همان عصر در بلخ فقیهى بود که به «ابوحنیف صغیر» شهرت یافته بود. او ابوجعفر محمد هندوانى بود. از او نقل کرده‌اند که در آغاز اشتغال به درس و تعلیم، از ناتوانى در فهم مسائل در رنج‌ بود، تا شبى امیرالمؤمنین(ع) را در خواب دید که دو انگشت مبارک در دهان او نهاد و تا به کام رسانید و آنگاه دعا گفت. ابوجعفر مى‌گفت که بر این رؤیا سالى تمام نگذشت که «تمّ لی ما تمّ».۱۰ شاگرد فقیه هندوانى، ابولیث‌ سمرقندى ـ فقیه حنفى و عالم کثیرالتألیف که او نیز در بلخ مى‌‌زیست ـ در تألیفات خویش مکرر به روایت احادیث و ادعیه از ائمه و ذکر سجایاى امیرالمؤمنین(ع) و دیگر ائمه بخصوص امام حسن(ع)، امام على‌ بن حسین‌(ع) و امام صادق‌(ع) پرداخته و ارادت مخلصان خویش را به آن بزرگواران اظهار داشته است. نمونه‌‌هایى از این مقتبسات را مى‌‌توان مخصوصا در دو کتاب «تنبیه‌ الغافلین» و «بستان العارفین» او دید.۱۱

محمد بن عمر بن عبدالعزیز کشّى (صاحب رجال معروف) و محمد بن مسعود عیاشى (فقیه و مفسر صاحب تفسیر معروف عیاشى)، هر دو از عالمان بزرگ امامیه در سده چهارم هجرى و از پرورش‌یافتگان سمرقند بودند.۱۲

علویان در روزگار غزنویان و سلاجقه

در روزگار غزنویان و سلاجقه نیز علویان خراسان و صدور و نقبای آنان جاه و جلال خاص و نفوذ فراوان و دست گشاده داشته‌اند. غزنویان در حالى که مى‌کوشیدند تا خلفاى عباسى را از خود راضى و خشنود نگه دارند، در عین حال نمى‌خواستند علویان و پیروان امامی خراسان را که رعایاى ایشان بودند، آزرده خاطر سازند. در سال‌۴۰۳ق هنگامى که تاهرتى رسول الحکیم ـ خلیفه فاطمى مصر ـ به دربار سلطان محمود آمد، به روایت گردیزى، سلطان «مر آن رسول را پیش خود نگذاشت و بفرمود تا او را به حسن‌ بن طاهر بن مسلم علوى سپردند و حسن تاهرتى را به دست‌ خویش گردن زد».۱۳

آرامگاه یحیى بن زید در سرپل خراسان

بناى آرامگاه و کتیب مرقد یحیى‌ بن زید بن على‌ بن حسین‌(ع) که در ۱۲۵ق به شهادت رسید، در شهر «سرپل‌» در شمال افغانستان واقع و از ابنی روزگار غزنویان است. بر کتیب این آرامگاه نام جمعى از شیعیان دیده مى‌شود و به دنبال مسلم و نصر بن سیار و ولید عبارت «لعن …» آمده است. به قول مرحوم استاد عبدالحى حبیبى: با آنکه این آرامگاه در کانون حنفیان بلخ واقع شده بود و تلعین امویان در بین حنفیان جواز نداشت، ولى بنا بر احترام این شخصیت مظلوم آل محمد(ص)، کتیبه تا کنون بر همان حالت قدیم باقى مانده است.۱۴

از غزنى تا مشهد مقدس

نمون دیگرى از تولاى رجال دربار غزنه به دودمان پیامبر(ص)، وصیت عراقى دبیر است. ابوالحسن عراقى دبیر که از درباریان عالیرتب دربار غزنه بود و در ۴۲۹ق در غزنه درگذشت، با وجود بعد مسافت و دشواری‌هاى موجود در آن زمان، وصیت کرد که تابوتش را به مشهد نقل بدهند. او کاریز مشهد مقدس را که خشک شده بود، بازسازى و روان کرد و کاروانسرایى برآورد و دیهى سبُک خراج بر کاروانسرا و کاریز وقف کرده بود.۱۵

مداحان آل پیمبر(ص) در سده چهارم

کسائى مروزى ـ شاعر والامقام سده چهارم ـ زیباترین و سوزناکترین مرثیه‌‌هاى سیدالشهدا را از آن روزگار به یادگار گذاشته است. او در قصید بلند بالایى مى‌گوید:

دست از جهان بشویم، عز و شرف نجویم

مدح و غزل نگویم، مقتل کنم تقاضا

میراث مصطفى را، فرزند مرتضى را

مقتول کربلا را، تازه کنم تولا

آن نازش محمد، پیغمبر مؤبّد

آن سید ممجّد، شمع و چراغ دنیا

آن میر سر بریده، در خاک خوابنیده

از آب ناچشیده، گشته اسیر غوغا۱۶

اکنون که از سخنسراى مرو یاد کردیم، بی‌جا نیست که از فرزند فرغانه، شاعر حنفى مذهب سد هفتم هجرى، سیف فرغانى هم سخنى بگوییم؛ سیف فرغانى در قصید دلنشینى در مرثی شهیدان کربلا مى‌گوید:

اى قوم، در این عزا بگریید بـر کشـت کـربلا بگریـید

با این دل مرده خنده تا چند؟ امروز در این عـزا بگریید

فرزنـد رسـول را بکشتند از بهر خـداى را بگـریید

از خون جگر سرشک سازید بهر دل مصطفى بگریید…۱۷

ادیب صابر ترمذى (منسوب به ترمذ بر کران آمو)، شاعر والامقام سد ششم هجرى، قصاید متعددى در مدح صدر اجل تاج المعالى سید مجدالدین ابوالقاسم على بن جعفر موسوى علوى رئیس خراسان گفته است که در دیوان او درج و موجود است. قصاید موجود ادیب صابر ترمذى در ستایش این صدر سادات و علوى رفیع مقدار چندین برابر مدایح او در حق سلطان بزرگ روزگارش ـ سنجر ـ است. از مدایح ادیب صابر درمى‌یابیم که چگونه رئیس علویان خراسان در مقام و منزلت و داد و دهش با سنجر برابرى مى‌کرده و گاه از او فراتر مى‌‌رفته است. صابر در قصیده‌‌اى این سید علوى را چنین می‌ستاید:

… اسلام ‌رابه‌ مرتبت ‌فتح‌ مکه‌‌اى

انصاف ‌را به‌ منزلت روز محشرى

گر شرق و غرب ملک شهنشاه سنجر است

زین ملک، اختیار شهنشاه سنجرى

هر چند نیست لشکر سلطان عددپذیر

تو میزبان و معطى سلطان و لشکرى…

گر عنصرى ز نعمت محمود نام یافت

آن یافتم ز تو که ز محمود عنصرى…۱۸

در قصید دیگرى می‌گوید:

سبط رسول، سید مشرق که ذات او

فهرست فخر آدم و حوا شود همى۱۹

در قصیده دیگرى گفته است:

سفینه نوح، آل مصطفایند تو صدر و بدر آن فرخنده آلى

یا:

وارث جعفر صادق، علی بن جعفر

آن که صد شاه سزد نائب یک جعفر او

آن خداوند که حیدر دل و زهرا نسب است

شیعت‌ حیدر و زهرا همه خدمتگر او

در معالى و معانى چه طمع دارى از آنک؟

على و فاطمه باشد پدر و مادر او

دیگر شاعران آن روزگار از جمله انورى، معزى و مسعود سعد نیز این خانواده را مدح گفته‌‌اند. این مدحها نشان‌دهند عزت و احترام علویان و پیروان امامیه در خراسان است.

در روزگار تیمورى

اقبال تیموریان و رجال دربار هرات به علویان و تولّی و ارادتشان به دودمان پیامبر بزرگوار(ص)، بسیار روشن و مستغنى از شرح و تفصیل است. دانشمندانى چون امیر جمال‌الدین عطاءالله حسینى و چند تن دیگر از خاندان او در خراسان از نفوذ فوق‌العاده‌‌اى برخوردار بوده‌اند. اشعار مولانا نورالدین عبدالرحمن جامى (۸۹۸ق) در مدح امام على(ع) و اولاد و احفاد آن حضرت، از زیباترین نمونه‌هاى مناقب ائم امامیه است. جامى قصید بلندبالایى در ستایش امیرالمؤمنین(ع) دارد، با این مطلع:

أصبحتُ زائرا لک یا شحنه النّجف

بهر نثار مقدم تو، نقد جان به کف

مردم سراسر خراسان بزرگ، از بخارا تا افغانستان، از دیرباز به خاندان نبوت، ارادت و احترام خاصى داشته‌اند و گروه‌هاى کثیرى از علویان و نوادگان پیامبر بزرگوار(ص) به سرزمین‌هاى بخارا، سمرقند، خوارزم، ترمذ، بلخ، قندز، هرات و

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.