پاورپوینت کامل آناتومی در ایران با نگاهی به رسال? تشریح الأبدان از گنجینه کتابخانه و موزه ملی ملک ۸۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل آناتومی در ایران با نگاهی به رسال? تشریح الأبدان از گنجینه کتابخانه و موزه ملی ملک ۸۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آناتومی در ایران با نگاهی به رسال? تشریح الأبدان از گنجینه کتابخانه و موزه ملی ملک ۸۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل آناتومی در ایران با نگاهی به رسال? تشریح الأبدان از گنجینه کتابخانه و موزه ملی ملک ۸۳ اسلاید در PowerPoint :

علم کالبدشناسی (Anatomy) و کالبدشکافی (Autopsy) از دیرباز مسئل جنجال برانگیزی بوده است. اغلب ادیان پیشین، با آن به عنوان امری غیرشرعی برخورد کرده اند و حتّی پس از ظهور اسلام نیز مدّتی این وضع ادامه داشت و با کسانی که مبادرت به این امر می نمودند به شدّت برخورد می شد.

جهان بحر ژرف است و آتـش زمانه

تو را کالبد چون صدف، جانْت گوهر

«ناصرخسرو قبادیانی»

علم کالبدشناسی (

Anatomy

) و کالبدشکافی (

Autopsy

) از دیرباز مسئل جنجال برانگیزی بوده است. اغلب ادیان پیشین، با آن به عنوان امری غیرشرعی برخورد کرده اند و حتّی پس از ظهور اسلام نیز مدّتی این وضع ادامه داشت و با کسانی که مبادرت به این امر می نمودند به شدّت برخورد می شد. علاءالدّین علی بن ابی الحزم الـقُرَشی، معروف به ابن نفیس، در تفسیری که بر کالبدشناسی ابن سینا نوشته، از اینکه نمی تواند اطّلاعات دست اوّل را در اختیار خواننده بگذارد، عذرخواهی می کند و می نویسد: «ممنوعیتی که در قوانین شرعی پیش بینی شده و احساسات محبّت آمیزی که در وجود ما نهفته است، ما را از مبادرت به کالبدشکافی مانع می شود. به این علّت است که دوست داریم معلومات خود را دربار اندامهای داخلی به آنچه پیشینیان ما گفته و نوشته اند، محدود سازیم» (الگود ۱۳۷۱: ۳۶۸). کالبدشکافی بعد از مرگ، به منظور کشف علّت فوت، به شدّت ممنوع بود و نهایت کاری که مجاز بود، این بود که ببینند مرگ طبیعی بوده است یا غیرطبیعی. حکایت می کنند که جسد یک زندانی که در قصر بغداد به علّت بیماری سل ریوی (

Tuberculosis

) درگذشته بود در معرض امتحان قاضی و اطرافیان او گذاشته شده بود. آنان هم به کشیدن یکی دو تار از موهای ریش او قناعت کرده، گزارش دادند که زندانی به مرگ طبیعی مرده است (همان: ۳۶۹).

صاحب طبقات الاطبّاء ـ که او هم از شخص دیگری به نام یوسف بن ابراهیم نقل کرده است ـ می نویسد: «یوحنا بن ماسویه، بوزین ماده ای داشت به نام حماحم و لحظه ای بر فراق آن آرام نداشت. روزی مستعصم، خلیف عبّاسی، را هدایایی آوردند که از آن جمله بوزین نری بود. خلیفه خواست تا آن بوزینه را با حماحم تزویج کند. یوحنا از شنیدن این سخن سخت غمگین گشت و به خلیفه پیام فرستاد که نگهداری من از این بوزینه جز از برای آن است که او تصوّر فرموده؛ همانا من آهنگ آن دارم که وی را تشریح کنم و کتابی بنگارم چنانکه جالینوس در تشریح نگاشته است، تا افتخار آن کتاب، امیرالمؤمنین را باشد. چون بوزینه به جسم لاغر بود و رگها و عصبها و وریدهای آن نازک بود، امید نداشتم که تشریح آن مانند تشریح بوزینه ای درشت اندام، سودمند و روشنگر باشد. بدینجهت او را نگه داشتم تا بزرگ شود و تنومند گردد و چون کار این بوزینه به ثمر رسد، امیرالمؤمنین بداند که برای وی کتابی نبشته باشم که در اسلام هیچ کتاب چونان او ننوشته باشند. یوحنا با آن بوزینه چنان کرد که خود می خواست و کتابی پدید آورد که نه تنها دوستان، بل دشمنان، زبان به آفرین وی گشودند» (الأندلسی ۱۳۴۹: ۱۷۸). غرض آن که کالبدشکافی در اوایل دوران اسلامی کاملاً مطرود بود و حدّاکثر کاری که اطبّاء می توانستند انجام دهند تحقیق بر روی حیوانات و تشریح اعضای آنها بود که آن هم موجب انحرافاتی در این زمینه شد.

طبّ ایرانی ـ اسلامی و اطبّای مسلمان در هم رشته های مختلف علوم پزشکی از طب داخلی، روانپزشکی، بهداشت عمومی و تغذیه گرفته تا اعمال جرّاحی بزرگ چون جرّاحی چشم، جرّاحی و ترمیم دندان، شکستن و بیرون آوردن سنگ کلیه و مثانه، جاانداختن مفاصل جابجاشده و دررفته، ترمیم استخوانهای شکسته، پیشگیری از حاملگی ناخواسته و غیره پیشرفت بسیاری کرده بودند و نه تنها طب یونانی ـ رومی را از انحطاط کامل نجات دادند و با ترجم کتب پزشکی در دارالحـکم مأمون عبّاسی تمام معلومات طبّی پیش از خود را حفظ کردند، بلکه با دست یافتن به کتابخانه ها و گنجینه های عظیم تمدّنهای باستانی مشرق زمین مانند طب بابِلی، هندی، چینی، مصری، ایرانی، رومی و یونانی، برای نخستین بار آنها را در یک دارالعلم جهانی جمع کردند و پس از مرحل ترجمه، اقدام به تألیف آثار پزشکی کردند که حجم آنها چندین برابر کتابهای پیشین بود. از کسانی که در ترجم این آثار به عربی سهم بسزایی داشته اند عبارتند از: خاندان ماسِرجیس، خاندان بُختِیشوع، خاندان حُنَین، خاندان قرّ حرّانی، خاندان کرخی، ابواسحق ابراهیم بن بکوس عشاری، عیسی بن صهاربخت (چهاربخت)، ابراهیم بن الصّلت، قسطا بن لوقا و… . دانشمندان ایرانی در پناه علم دوستی و فرهنگ پروری اسلامی مکتب علمی و پزشکی جُندی شاپور را بنا نهادند و سپس مدارس طبّی و بیمارستانهایی احداث کردند که همتای آنها جز در پنـجاه سال اخیر دیده نشده است. آنان در طی چند سد متوالی، رهبری و زعـامت طب را در بخش بزرگی از جهان بر عهده گرفتند (نک. حقّانی ۱۳۷۱؛ ابوعلی سینا ۱۳۶۷؛ الگود ۱۳۵۷ و ۱۳۷۱؛ حلبی ۱۳۶۵؛ همائی ۱۳۶۳؛ عیسی بیک ۱۳۷۱؛ فرشاد ۱۳۶۶؛ هونگه ۱۳۶۶).

بررسی و مطالع باب تشریح از کتابهایی چون المنصوری اثر ابوبکر محمّد بن زکریای رازی (ف:۳۱۳ق)، هدایه المتعلّمین فی الطّب اثر ابوبکر ربیع بن احمد اخوینی بخارایی (ف:۳۷۳ق)، کاملالصّناعه اثر علی بن عبّاس مجوسی اهوازی (ف:۳۸۴ق)، ذخیر خوارزمشاهی اثر سیداسماعیل جرجانی (ف:۵۳۰ق) و یا کتابهای مستقلّی چون تشریح الأبدان اثر منصورِ طبیب شیرازی (سد ۸ق)، بیانگر این واقعیت تلخ و شیرین است که در زمین تشریح درشت بینی (

Macro anatomy

)، اساس و اهمّ مطالب کالبدشناسی، همان است که پزشکان مسلمان ایرانی پس از تصحیح متون تشریحی بقراط (۴۶۰-۳۷۵ق.م) و جالینوس (۱۳۱-۲۱۰م) بیان نموده اند و آناتومی جدیدی که به دست توانای وزالیوس (۱۵۱۴-۱۵۶۴م.) و استادان و شاگردان وی به قلّ رفیع امروزی دست یافته بر گرد تشریح ایرانی ـ اسلامی بنا شده است و به تبع آن جرّاحی جدید با استفاده از جرّاحی اسلامی بدین پایه رسیده است (براون ۱۳۶۴: ۱۲۲). بررسی متون تشریحی فوق نشان می دهد که علیرغم محدودیتها و ممنوعیتهای دینی، اخلاقی و اجتماعی که در میان ملل مسلمان وجود داشته و کم و بیش در ادیان دیگر چون زرتشتی، یهودیت و مسیحیت نیز موجود بوده است و یا اکراه و دوری جُستن عموم از پرداختن به کالبدشکافی که حتّی امروز هم در بیشتر جوامع (حتّی جوامع پزشکی) وجود دارد مانع از آن نبوده است که پزشکان مسلمان در هم زمانها و مکانها دست از آن بردارند. شواهد مستقیم و غیرمستقیم زیادی حاکی از آن است که برخی از آنان اجساد را در خفا تشریح میکرده اند (نک. رحیم اُف ۱۳۵۹) و بعضی از مراجع دینی مانند ابن رشد (فقیه، فیلسوف و طبیب اندلسی) اشتغال به تشریح را سبب تقویت دیانت دانسته اند (حلبی ۱۳۶۵: ۲۰۱).

بدون تردید هر کالبدشناس امروزی که آثار دانشمندان گذشته را مطالعه کند، درمی یابد که این همه دقّت و ظرافت در توصیف اجزاء و احشاء بدن انسان آن هم در زمانی که از وسایلی چون میکروسکوپ الکترونی، دستگاههای رادیوگرافی و … محروم بوده و تنها از حواس ظاهری و ذکاوت فوق العاد خویش سود می جسته اند بدون کالبدشکافی مکرّر امکان پذیر نبوده و نیست. حضور جرّاحان زبردستی چون اهوازی و رازی و به ویژه ابوالقاسم زهراوی (ف:۴۰۰ یا ۴۳۶ق) و ابداع بیش از یکصد وسیل جرّاحی که هنوز هم در سالنهای تشریح و اتاقهای جرّاحی مورد استفاده قرار می گیرند شاهدانی بر این مدّعایند. افزون بر این، مطالعه و شناخت بدن انسان به عنوان مقدّم شناخت هستی و سپس شناخت خداوند در نظر بوده است. بر پای این نگرش شناخت بدن انسان به منزل «جهان اصغر» (کِهجَهان) و شناخت زمین و آسمان به منزل «جهان اکبر» (مِهجَهان) پیش شرطِ شناخت خداوند است. بر همین اساس در تمام حوزه های درسی و برای هم دانشجویان و طلاّب رشته های مختلف علمی، گذراندن دور مختصری از تشریح الزامی بوده و تا همین اواخر نیز اجرا می شده است (حسنزاد آملی ۱۳۷۰: ۱۶-۳۲) و یا در بسیاری از مؤلَّفات فلاسفه و متفکّران مسلمان فصلی در کالبدشناسی انسان وجود داشته است (نصر ۱۳۶۶: ۱۷۲).

هرچند تعدادی از کتب پزشکی مانند قانون، الحاوی، هدایه المتعلّمین فی الطّب و چند کتاب دیگر به فارسی ترجمه شده اند، لیکن به نظر می رسد که یک سازمان مستقل می تواند در این جهاد بزرگ علمی و فرهنگی، پژوهشگران متعهّد و متخصّص را به کار گیرد و نسل جوان را با پیشین عظیم علمی خویش آشنا سازد. باشد که روزی بر سردر دانشگاههای علوم پزشکی کشور، تندیس نخبگان و نوابغی چون طبری، اهوازی، رازی، اخوینی، جرجانی، منصورِ طبیب شیرازی و… جلوه گر شود و کتابخانه های ما در کنار آن همه کتب وارداتی و مجلاّت خارجی در شناخت، شناساندن و به کار گرفتن طبّ ایرانی ـ اسلامی قدم پیش نهاده و تمهیدات لازم جهت استقلال علمی و اتکای نفس جوانان میهن را فراهم آورند. انشاءالله.

منصور بن محمّد بن احمد بن یوسف بن الیاس شیرازی، معروف به منصورِ طبیب شیرازی، در خانواده ای سرشناس که علما و اطبّای برجسته ای از آن برخاستـه اند، دیده به جهان گشـود و خود نیز در علوم متـداول عصر، خاصّه در طب، سرشناس و مشهور شد. او نواد مولانا جلال الدّین احمد بن یوسف و معاصـر خواجـه حافظ شیـرازی و حاجی زیـن العطّار، پزشک مخصـوص شاه شجاع و نگارند اختیـارات بدیعـی بود. تولّد منصـور بنـا بر قراین حدود نیمـ نخست سد هشتـم هجری و احتمالاً قبل از سال ۷۵۰هجری ـ بین سالهای ۷۲۰ تا ۷۴۰ ـ بوده است. زیرا وی کتاب کفای مجاهدیه را، به نام مجاهدالسّلطنه، از خاندان مظفّریـان در حدود سالهای ۷۸۶ تا ۷۸۹هجری نگاشتـه است که در این زمـان بایـد حدوداً چهـل سالـه بوده و بعیـد نیست که وی سِمَتِ پزشک مخصوص مجاهـدالسّلطنـه را دارا بوده باشد. منصور نتیج برادرِ نجم الدّین محمود بن الیاس، طبیب و فقیه معروف شیراز، است که بیشتر با اثر خود به نام الحـاوی فی التـداوی شناخته شده و از ورزیدگان دو علم ابـدان و ادیـان و از دانشمندان فرهیخته و پزشکان معاصر با خواجه رشیدالـدّین فضـل الله همدانـی به شمار می آمده که مورد عنایت و توجّه او بوده و از مقـرّری و هدایـای او برخـوردار بوده است.

در سال ۷۹۸هجـری، منصـور رسالـ خود را در کالبـدشنـاسی به زبـان فارسـی تألیـف و به امیرزاده پیرمحمّد بهادرخان (مق: ۸۰۹ق) ـ از نوادگان تیمـور لنـگ ـ تقدیـم کرد. این کتاب در اصل بدون نام است ولی کاتبـان و نسخه پردازان آن را با نامهای تشریـح الأبـدان، تشریـح البـَدَن، تشریـح بِالتّصویر (کالبدشناسی مصوّر)، تشریـح منصـوری و رسالـه در تشریـح بدن انسان و کیفیـّت اوضـاع آن نامیدند.

نمی توان یقین داشت که این شاهکار علم تشریح، قدیمی ترین رسال کالبدشناسی باشد، ولی مؤلّف با ارائ تصاویر دقیق از استخوانها، عضلات، شرائین و اندامهای گوناگـون، کاری بیسابقه عرضه کرده است؛ چنانکه مؤلّفـان و مستشرقان اروپایی نظیر ادوارد براون و زلیگمـان را به تحسیـن واداشتـه است. زلیگمـان در اثـر معـروف خـود بـا عنـوان

Studien Zur Geschichte der Medizin

با چاپ تصاویر تشریـح الأبدان بر اهمیت این کتاب در دانش کالبدشنـاسی و تشریـح تأکیـد کرد. الگـود (۱۳۷۱: ۴۱۲) نیـز دربـار این اثر چنیـن اظهـارنظر کرده است: «اغلب ادّعـا میشود که طبقه بندیهای اضافی و بیش از حـد از خطاهای متعدّد دانشمندان عرب و مسلمان بوده است. این ادّعا اگرچه در بعضـی از مـوارد درست است، اما در مورد منصـور به هیچوجه صحیح نیست. کتاب کالبدشناسی وی در حقیقت با کتب جدید به طور مطلوبی منطبق است».

تشریـح الأبـدان مشتمـل است بر یک مقدّمه، حاوی بحث دینی مفصّلـی دربار حکمت خلقت نوع انسان از طرف خداوند متعال و استدلال بر این که کدام اندامهای بدن، نخستین بار در جنین شکل می گیرد، یک پیشکش نامه و مقدّمه، پنج فصل و یک نتیجه. مقدّمه و پیشکش نام آن مطوّل است که با براعت استهـلال زیـبایی در مدح پروردگار و سپاس از آفرینـش انسان آغاز شده و با استــدلال بر این که چه قسمت از انـدامهای بـدن اوّلبـار در رحم تشکیل می شـود، ادامه می یابد.

فصل اول مباحث علمی از فصل اوّل آغاز می شود. این فصل شامل بحثـی مشـروح در باب استخوانهاست که مؤلّف تعداد آنها را بدون احتساب استخوانهای لامی و کنجدی دویست و چهل و هشت عدد دانسته است که این تعداد را اکثر کالبدشناسان اسلامی قبول دارند و برخی مانند غیاث الدّین اصفهانی در صحّت این عدد شک کرده اند.

فصل دوّم کتاب دربار سلسـل اعصـاب است. کالبدشناسان آن دوره ساختمـان اعصـاب را چیـزی شبیـه به شراییـن (سرخـرگها) و وریـدها (سیاهرگها) می پنـداشتنـد. آنـان می گفتنـد در بـدن مجموعـاً سه شبـک سراسـری وجـود دارد که شبیـه هم عمـل می کننـد؛ شریـانها و وریـدها مجوّف اند و حاوی و ناقـل جوهر حیات و طبیعت اند. شریانها جوهر حیات را از قلب و وریـدها جوهـر طبیعت

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.