پاورپوینت کامل بازنگری در تعریف رایج از «فرار مغزها» ۷۵ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بازنگری در تعریف رایج از «فرار مغزها» ۷۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بازنگری در تعریف رایج از «فرار مغزها» ۷۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بازنگری در تعریف رایج از «فرار مغزها» ۷۵ اسلاید در PowerPoint :
۴- توجه به «مسائل اولویتدار جامعه»
مشابه بخشهای پیشین، در این بخش مفهوم و اهمیت توجه به «اولویت مسائل» و نقش آن در میزان «فرار» یا «عدم فرار» مغزها با استفاده از چند مثال ساده تشریح شده است.
مرز میان «فرار مغزها» و «قرار مغزها»
۴- توجه به «مسائل اولویت
دار جامعه»
مشابه بخش
های پیشین، در این بخش مفهوم و اهمیت توجه به «اولویت مسائل» و نقش آن در میزان «فرار» یا «عدم فرار» مغزها با استفاده از چند مثال ساده تشریح شده است.
فرض کنید یک مصدوم تصادفی که آسیب
های زیاد و متفاوتی دیده به بخش اورژانس بیمارستان رسانده شده است؛ بهعنوان مثال، قلب آسیب دیده، یکی از دست
ها به طور کامل از بدن جدا شده، مفصل بند دوم انگشت اشار همان دست از جا در
رفته و در برخی قسمت
های بدن خونریزی وجود دارد. انتظار می
رود «مغزها» (در اینجا یعنی پزشکان) قبل از هر چیز مسئله
های پیش رو (در اینجا آسیب
های فرد مصدوم) را اولویتبندی کنند، به این معنی که ابتدا آسیب
های مصدوم را هم از لحاظ «فوریت» و هم از لحاظ «توالی منطقی» دسته
بندی کنند. از لحاظ فوریت، آسیب
هایی که عدم واکنش در برابر آنها زودتر منجر به مرگ مصدوم می
شوند در اولویت قرار می
گیرند. منظور از «توالی منطقی» آن است که ارتباط منطقی میان آسیب
های مختلف باید درک شود؛ بهعنوان مثال، اگر تشخیص داده شود که امکان پیوند زدن دست به بدن وجود ندارد، صرف زمان، بودجه و انرژی برای جا انداختن مفصل بند دوم انگشت اشار این دست هیچ موضوعیتی نخواهد داشت. در چنین شرایطی اگر پزشکان ولو با استفاده از مدرنترین تجهیزات و پرطمطراق
ترین اعمال پیراپزشکی به بررسی و درمان مسئله
هایی (آسیب
هایی) بپردازند که «اولویت
دار» نیستند (چه از لحاظ فوریت و چه از لحاظ توالی منطقی)، می
توان گفت مصداق بارز «فرار مغزها» هستند.
در قالب مثالی دیگر، فرض کنیم یک فرد بیمار دچار ده
ها بیماری آزاردهنده است و یکی از بیماری
ها (مثلاً بیماری الف) به گونهای است که موجب می
شود بدن بیمار بهجز آب و نشاسته قدرت جذب و سنتز هیچ
گونه موادی را نداشته و حتی مواد مفید و داروها نیز برای او مانند سم عمل کنند؛ در چنین شرایطی، در مورد پزشکان متعددی که با استفاده از پیشرفته
ترین روش
ها و امکانات به بررسی، نسخهپیچی و تجویز دارو برای سایر بیماری
های این فرد (تمام بیماری
ها بهجز بیماری الف) می
پردازند چگونه باید قضاوت کرد؟
بهبیاندیگر، «مسائل اولویت
دار» همان «مسائل تعیینکننده» و «سرنوشتساز» هستند؛ یعنی مسائلی که حل کردن آنها شرایط را به طرز محسوسی تغییر می
دهد. معمولاً اثربخش بودن/نبودن فعالیتهایی که به منظور حل سایر مسائل (غیراولویت
دار) انجام می
شود نیز منوط به حل شدن/نشدن این مسائل است. تا زمانی که این مسائل به قو خود باقی باشند، امکان حل سایر مسائل نیز چندان فراهم نیست.
یک نکت بسیار مهم دیگر در خصوص اهمیت و نقش «تعیین اولویت
ها» این است که «توجه به اولویت
ها» یک مسئله است و «چگونگی اولویتبندی مسائل»، مسئله
ای دیگر. ممکن است نخبگان و متخصصانی که به اولویت
ها توجه دارند، در مورد اینکه «کدام مسائل اولویت بیشتری دارند» اختلافنظر داشته باشند. مسئل «اختلافنظر در رتبه
بندی اولویت
دارترین مسائل»، مسئل دیگری است که در سطوح بالاتری مطرح می
شود و هنوز برای جامع نخبگان/متخصصان ما موضوعیت ندارد.
اگر به مثال ابتدای این بخش برگردیم، عموم نخبگان ما مصداق پزشکانی نیستند که در مورد اینکه «اولویت
دارترین آسیب
های مصدومِ به اورژانس رساندهشده، کدامند» اختلافنظر داشته باشند، بلکه مصداق پزشکانی هستند که هریک با استفاده از تجهیزات پیشرفت پزشکی بر روی یکی از آسیب
ها پژوهش و نسخهپیچی می
کنند، اما وقتی از آنها می
پرسیم که «چرا با وجود اقدامات عالمان شما در حال مصدوم هیچ بهبودی حاصل نمی
شود»، پاسخ می
دهند که «اینها همه ناشی از وجود فلان آسیب در مصدوم است که مانع از اثربخشی نسخه
های ما می
شود!» اینکه برخی از این نخبگان (در اینجا پزشکان) آگاهانه یا ناآگاهانه، آسیب الف را بهعنوان «اولویت
دارترین مسئله» معرفی می
کنند و برخی دیگر آسیب ب، این در درج دوم اهمیت قرار می
گیرد، آنچه مهم
تر است این است که عموم این نخبگان یک عمر فعالیتهای خود را ادامه می
دهند و درعینحالی که باور دارند به علت وجود برخی عوامل اولی
تر (چه این عامل اولی
تر را مسئل الف بدانند چه مسئل ب و چه هر مسئل دیگری) اقدامات آنها برای مصدوم آثار مطلوبی به دنبال ندارد، نه تنها نخبگی خود را صرف پرداختن به آن عوامل اولی
تر نمی
کنند، بلکه به دانشجویان نخبه
شان نیز توصیه نمی
کنند که «راه مرا ادامه ندهید، بلکه بروید در زمین آن بیماری اولی
تر متخصص بشوید».
۵- ماهیت و محدود معضل «فرار مغزها» در ایران
جامع ایران در کنار بسیاری مسائل و مشکلات سطحی و ثانویه که در حوز عمل مهندسان و پزشکان قرار می
گیرند، دچار برخی مسائل بنیادین است که چه از لحاظ «فوریت» و چه از لحاظ «توالی منطقی»، در مقایسه با آن مسائل سطحی و ثانویه، «اولویت
دار» محسوب می
شوند؛ بهعنوان نمونه، مانند بیماری الف در مثال قبل، در ایران ظرفیت استفاد مفید از مهندسان وجود ندارد؛ بنابراین در چنین شرایطی، عموم نخبگانی که ظرفیت ذهنی خود را صرف متخصص شدن در رشته
های مهندسی، اجرای پروژه
های مهندسی به منظور حل مسائل سطحی و ثانویه و یا گسترش تعداد مهندسان ایرانی می
کنند، می
توانند مصداق «فرار مغزها» باشند، فارغ از اینکه کجا سکونت داشته باشند.
مسائل بنیادین ایران از نوع مسائلی هستند که در حیط علوم انسانی و اجتماعی (فلسفه، الهیات و علوم دینی، جامعه
شناسی، مردم
شناسی، علوم سیاسی، تاریخ، اقتصاد سیاسی و غیره) قرار می
گیرند و لذا یکی از شرایط اولی قرار گرفتن «مغزها» بر روی «مسائل اولویت
دار» جامعه توجه بیشتر به علوم انسانی و اجتماعی است که یکی از مهم
ترین نمودهای آن می
تواند گرایش نخبه
ترین دانشآموزان و دانشجویان ایرانی به تحصیل در رشته
های مربوطه باشد.
از مطالب بالا نتیجه می
شود که تکاندهندهترین آمار در مورد «فرار مغزها» آماری نیست که تعداد نخبگان و متخصصان ایرانی ساکن در هریک از کشورهای پیشرفت جهان را نشان می
دهد، بلکه آماری است که تعداد نخبگان ایرانی هریک از حیطه
های موضوعی را به تصویر می
کشد (نمودار ۱).
Description: C:\Users\mm\AppData\Local\Temp\msohtmlclip1\01\clip_image001.png
نمودار ۱: سهم هریک از حیطه
های موضوعی در جذب دانشجویان ایرانی تحصیلکرده یا در حال تحصیل ساکن در خارج از کشور۱ (آلیاسین و همکاران، ۱۳۹۳).
برای آنکه یک نخب ایرانی تمرکز «مغزش» را بر روی آنچه انتظار می
رود «قرار» دهد، این کفایت نمی
کند که در رشته
های علوم انسانی و اجتماعی تحصیل کرده و قلم بزند، مهم این است که واقعاً به دنبال درک، نظریهپردازی و ارائ راه
حل در مورد «مسائل اولویت
دار ایران» باشد. چهبسا نخبگان ایرانی که در رشته
های علوم انسانی و اجتماعی تحصیلکرده
اند اما تمامی برون
دادهای علمی
و پژوهشی آنها در مورد موضوعات سطحی، ثانویه یا حاشیهای است؛ در مورد چنین متخصصانی نیز هیچ تفاوتی نمی
کند که در داخل کشور باشند یا در خارج کشور. این متخصصان به همراه سایر متخصصان از رشته
های فنی-مهندسی و پزشکی (که اصولاً رشته و تخصص آنها ظرفیت پرداختن به مسائل بنیادین و اولویت
دار کشور را ندارد) با پژوهش و انتشار برون
دادهای علمی و پژوهشی قله
های ارتقای فردی را فتح می
کنند درحالیکه جامعه ظرفیت لازم برای استفاده از پژوهش و تخصص آنها را ندارد.
البته همان
طور که برخی از متخصصان حوز علوم انسانی و اجتماعی به جای مطالعه، تفکر و پژوهش در مورد مسائل اولویت
دار ایران، ظرفیت ذهنی خود را صرف مسائلی می
کنند که فقط قابلیت ارتقای فردی ایشان را دارد، برخی از مهندسان، متخصصان علوم پایه و پزشکان نیز هستند که در کنار فعالیتهای تخصصی در حیط رشت تحصیلی
شان تمرکز بخش قابل توجهی از ظرفیت «مغز» خود را بر مطالعه، تفکر، پژوهش و نگارش در مورد مسائل اولویت
دار ایران «قرار» می
دهند.
باید توجه داشت، حساب معدود مهندسانی که چشم و دل از جریانِ رانتِ دولتی شسته، دل به دریا زده، بر خلاف جریان آب شنا کرده، از هفت خوان رستم گذشته و در بخش خصوصی به کارهای تولیدی میپردازند کاملاً جداست. کار چنین مهندسانی، چه یک کارگاه تولیدی ساده تأسیس کنند (ایجاد موقعیّتهای شغلی معدود و تولید محصولاتی اندک برای مصرف خارجی) و چه شرکتهای دانشبنیانی با ایجاد شغلهای فراوان و محصولات بسیارفنّاوریطلب[۲] صادراتی، بسیار ارزشمند و ستودنی است. چنین مهندسانی، دوشادوشِ اندیشمندانِ متمرکز بر مسائل اولویتدارِ کشورْ در صف مقدّم اصلاح و بهبود جامعه قرار دارند (البته نباید «شرکتهای شبهِدانشبنیانِ نفتبنیان» را با «شرکتهای دانشبنیان» اشتباه گرفت[۳]).
نکت دیگر در مورد پدید «فرار مغزها» آن است که این پدیده مختص نخبگان (استادان و دانشجویان نخبه) نیست، بلکه عموم مردم ما حداقل قابل قبولی از ظرفیت ذهنی خود را صرف مطالعه در مورد مسائل اولویت
دار جامعه نمی
کنند؛ بهعنوان مثال، مردمی که سال
های سال سریال
های عمر تلف کن تلویزیونی (چه داخلی و چه خارجی) را دنبال کرده اما حتی یک ساعت در مورد مسائل ریشه
ای و اولویت
دار ایران که مستقیماً به خود آنها، فرزندانشان و نسل
های بعدی مربوط می
شود، مطالعه نمی
کنند نیز از مصادیق بارز «فرار مغزها» محسوب می
شوند. به همان اندازه که نخبگان بسیار کمی تمرکز اصلی خود را بر روی مسائل اولویت
دار ایران قرار داده و در این عرصه برون
دادهای علمی و پژوهشی (کتاب، مقاله، سخنرانی، نظریه و غیره) عرضه می
کنند، به همان اندازه افراد کمی هم متقاضی چنین مطالبی هستند. عموم دانشآموزان و دانشجویان تمامی تلاش خود را به کار می
گیرند که در رشته
های پزشکی یا فنی و مهندسی پذیرش شده و متخصص شوند و عموم والدین هم فرزندانشان را تشویق می
کنند که در همین رشته
ها تحصیل کنند. جو حاکم در مدارس نمونه و پرورش استعدادهای درخشان به گونهای است که انتخاب رشته
های علوم انسانی و اجتماعی حتی به ذهن کسی هم خطور نمی
کند. عموم مدیران و برنامهریزان جامع ما یا پزشک هستند یا مهندس و می
خواهند با تکیه بر نگاه فنی و مکانیکی جامعه (فرهنگ، اخلاق، اقتصاد و غیره) را اصلاح کنند؛ اینها همه می
تواند مصداق
های «فرار مغزها» باشد.
حکایت ما مانند مسافران یک کشتی است که کشتی آنها با برخی مشکلات بنیادین، مزمن و آزاردهنده روبهروست، اما به جای آنکه به دنبال شناخت و رفع این آسیب
های بنیادین باشند، هریک به فکر این است که صرفاً گلیم خود را از آب کشیده و موقعیت خود را نسبت به سایرین ارتقا دهد. واقعیت تلخی که در اینجا باید به آن اشاره شود آن است که مغزهای ما عموماً در هریک از سطوح «شخصی» و «اجتماعی» رویکردهای کاملاً متفاوتی نسبت به «میزان توجه به اولوی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 