پاورپوینت کامل آیا گردآفرید خود کلاهخود از سر برمی‌دارد؟ ۳۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل آیا گردآفرید خود کلاهخود از سر برمی‌دارد؟ ۳۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آیا گردآفرید خود کلاهخود از سر برمی‌دارد؟ ۳۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل آیا گردآفرید خود کلاهخود از سر برمی‌دارد؟ ۳۰ اسلاید در PowerPoint :

پس از اسیر شدن هجیر در دز سپید به دست سهراب، گردآفرید، دختر گَژدَهم بر اسب می‌نشیند و به جنگ سهراب می‌آید، ولی (فردوسی، ۱۳۹۳، ص ۲۶۹، ب۲۰۷-۲۱۰):

پس از اسیر شدن هجیر در دز سپید به دست سهراب، گردآفرید، دختر گَژدَهم بر اسب می‌نشیند و به جنگ سهراب می‌آید، ولی (فردوسی، ۱۳۹۳، ص ۲۶۹، ب۲۰۷-۲۱۰):

بدآورد با او بسنده نبود / بپیچید ازو روی و برگاشت زود

سپهبَد عِنان اَژدَها را سپُرد / به خَشم از هوا روشنایی ببرد

چُن آمد خروشان به تنگ اندرش / بخمّید و برداشت خُود از سرش

رها شد ز بندِ زره موی اوی/ دِرَفشان چو خورشید شد رویِ اوی

شاهنامه‌شناسان در خوانش و تفسیر بیت ماقبل آخر اختلاف کرده‌اند. نخست ضبط‌های مختلف واژ مورد بحث (بخمّید) را در در مصراع دوم ببینید

: ف، ل۳: بپیچید؛ ل، لی: بجنبید؛ ق: بترسید؛ ق۲، پ، آ، ل۲، ب، لن (نیز سن‌ژ‌وزف[۱] و سعدلو[۲]): بخندید؛ و: بخمّید، س۲: بیازید؛ بنداری: فلما قرب منها ألقت البیضه عن رأسها فانسدلت قرونها: «سهراب از پی او تاخت. چون نزدیک شد، دختر کلاهخود را از سر بیفکند و گیسوانش آشکار شد»(فردوسی، ۱۳۵۱ق، ج۱، ص۱۳۴؛ ترجم فارسی، ص۱۰۲).

خالقی مطلق در شرح بیت مورد نظر می‌نویسد: «چون سهراب به گردآفرید نزدیک شد (چون بلنداندام‌تر از او بود) خم شد و کلاهخود او را از سرش برداشت» (خالقی مطلق، ۱۳۹۳، ص۱۵۵). برخی دیگر از شارحان داستان نیز بر آن‌اند که سهراب کلاهخود را از سر گردآفرید بر‌می‌دارد[۳]؛ اما برخی دیگر، بر اساس ترجم عربی بنداری در اوایل قرن هفتم هجری، این نظر را مطرح می‌کنند که گردآفرید وقتی درمی‌یابد حریفِ سهراب نمی‌شود، خود کلاهخودش را از سر برمی‌دارد تا به سهراب نشان دهد که زن است و با این چاره از چنگ سهراب برهد(مینوی، ۱۳۵۲، ص۱۵؛ یاحقی، ۱۳۶۸، ص۹۴؛ برای نقل نظرات دیگر پژوهندگان و استدلال‌هایی به سود نظر اول، نک: اکبری مفاخر، ۱۳۸۷، ص۱۳۲-۱۴۱).

آرش اکبری مفاخر (همانجا) برای درستی تفسیر برداشتن کلاه‌خود به دست سهراب، شواهدی از شاهنامه و متون حماسی دیگر می‌آورد مبنی بر اینکه، ربودن کلاهخود از سر پهلوانِ در حال فرار، برای خوارداشت او بوده است؛ اما نکت مهم اینجاست که هم شواهدی که او می‌آورد، مناسب بافت داستان سهراب و گردآفرید نیست. در شاهدی، افراسیاب می‌کوشد تاج نوذر را از سر او برباید یا اینکه بیژن تاج گرانبهای تژاو را. در شواهد دیگر کلاه ستاندن نه به معنی حقیقی که به معنی کنایی کشتن و نابود کردن حریف به کار رفته است. فقط شاهدی از شهریارنامه باقی می‌ماند که بنا بر آن، گشتاسپ، خودِ مادرش را که به ناشناس با او می‌جنگید، از سرش برمی‌دارد. از آنجا که شهریارنامه منظوم حماسی متأخری است، به احتمال فراوان ماجرای گشتاسپ و مادرش آشکارا به تأثیر از همین بخش از داستان رستم و سهراب سروده شده است. بنابر این، تا زمانی که شواهدی قطعی از این رسم و آیین کهن در مورد پهلوانان یافت نشود، نمی‌توان با استناد به آن، بیت را چنین تفسیر کرد که سهراب برای خوارداشت همنبرد خود، کلاهخودش را برمی‌دارد. دربار این بیت نکات زیر شایست یادآوری است:

۱ از نظر ساختار نحوی بیت، مرجع بخمّید باید سهراب در مصراع یکم و بیت پیش از آن باشد (دلیل بر درستی تفسیر دوم) ولی به لحاظ منطق روایت داستان، همانگونه که بنداری در نیم اول قرن هفتم هجری دریافته است، بهتر است مرجع را خود گردآفرید دانست (دلیل بر درستی تفسیر اول). امروزه برداشت بنداری برای ما اهمیت دارد، چون او با فردوسی حدود دویست سال فاصله دارد و ما با فردوسی بیش از هزار سال و از این رو، برداشت عالم دانشمندی چون او به سبب نزدیکی به روزگار فردوسی، شاید به حقیقت نزدیکتر باشد.

۲ آیا می‌توان از شاهنامه شواهدی یافت که مانند بیت سوم در بالا، نهاد جمله در مصراع دوم، به جای سهراب، ضمیر متصل «اَش» (گردآفرید) در «سرش» در پایان مصراع یکم باشد؟ یا اینکه نهاد را باید در بیت یکم در بالا بجوییم؟ نگارنده شاهدی برای این نوع کاربرد در آغاز داستان رستم و سهراب یافته است: هنگامی که رستم به دنبال رخش به سمنگان می‌رسد، شاهِ آنجا به پذیر او می‌رود و او را به منزل خود دعوت می کند و رستم (ب۴۸-۴۹۴۷):

سَزا دید رفتن سوی خانِ اوی / به‌خوبی بیاراست مهمانِ اوی

سپهبَد بدو داد در کاخ جای/ همی‌بود بر پیش او بر به پای

در مصراع یکم بیت یکم فاعل تهمتن، ولی در مصراع دوم فاعل پادشاه سمنگان است و به «او» در مصراع یکم بازمی‌گردد، یعنی پادشاه سمنگان مهمانی رستم را نیک آراست، نه آنکه رستم مهمانی شاهِ سمنگان را آراسته باشد[۴].

۳ خالقی مطلق در داستان رستم و سهراب (نک: بالاتر) و نیز در چاپ دوم ان

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.