پاورپوینت کامل ریشههای ضد تفکر در سنّت حدیثگرایی اسلامی ۹۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ریشههای ضد تفکر در سنّت حدیثگرایی اسلامی ۹۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ریشههای ضد تفکر در سنّت حدیثگرایی اسلامی ۹۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ریشههای ضد تفکر در سنّت حدیثگرایی اسلامی ۹۰ اسلاید در PowerPoint :
بیشتر انرژی ما در طول قرون متوالی، صرفا مبارزه با «غیر» شده است، آن هم با برخی از دستاویزهای کلی که نباید بدعت در دین آورد. ریشه های این تفکر در کجاست؟
بیشتر انرژی ما در طول قرون متوالی، صرفا مبارزه با «غیر» شده است، آن هم با برخی از دستاویزهای کلی که نباید بدعت در دین آورد. ریشه های این تفکر در کجاست؟
در بسیاری از تمدنها، اغلب دیوارهای بلندی در اطراف فرهنگ و مجموعه دانایی و دیگر سرمایه های فکری و رفتاری اقوام داخل آن تمدن کشیده شده، و گفته می شود که علت آن حفظ اصالت با جلوگیری از داخل شدن افکار و آراء جدید برای تخریب بنیادهای فرهنگی است. استدلالهای روشن و تکراری در این زمینه برای همه اقوام از قدیم تاکنون وجود داشته و دارد. در تمدن اسلامی هم این مسأله به طور جدی مطرح بوده و همواره جدال بین آنچه از خود دانسته می شده با آنچه بیگانه و بیرونی بوده، وجود داشته است.
این مسأله جنبه فرهنگی داشته و مبتنی بر نوعی نظریه پردازی فرهنگی ـ اجتماعی برای حفظ اصالت است، اصالتی که فرض می شود فرهنگ و هویت یک مردمی را حفظ می کند، مشروط به آن از بیرون چیزی داخل آن نفوذ نکند. اما طبیعی است که به پشتوانه های بیشتری نیاز دارد، و این پشتوانه ها می باید به گونه ای باشد که در حاق وجود افراد آن جامعه وجود دارد. باورهای دینی، یکی از آن جایگاه های مهم است. این که گفته شود، دین چنین دستوری داده و باید از هر آنچه در هر کجا هست و هویت ما را نشانه گرفته، پرهیز کرد. به هر روی، وقتی باور دینی چنین باشد، لاجرم باید از آن پیروی کرد.
در تمدن اسلامی، جدال بین آنچه فرهنگ اصیل دینی خوانده می شده، با هر آنچه متجاوز به این فرهنگ و بیگانه از آن بوده، در همه سطوح وجود داشته است. مبانی کلی آن به هر روی، این بوده است که اسلام یک دین برای سعادت بشر است، این سعادت وقتی تحقق پذیر خواهد بود که فکر بیگانه ای در آن نفوذ نکند. دین اسلام کامل است و نیازی به «غیر» ندارد. وقتی گفته می شد «الیوم اکملت لکم دینکم» و یا گفته می شد «تبیانا لکل شیء» این تصور به طور عادی وجود داشت که نیازی به داشت های دیگران نیست.
این که اشاره شد منازعه مزبور در همه سطوح جریان داشته و دارد، بیش از همه در منازعه عقل گرایان و نص گرایان تبلور یافته است. جدال با فرهنگ یونانی یکی از مهم ترین مظاهر این وضعیت در طول تاریخ تفکر اسلامی بوده است. موضع گیری له یا علیه کلام که در برخی از ادوار بسیار شدید بوده و حتی اکنون نیز وجود دارد، نشأت گرفته از همین تعارض و جدال است. متهم کردن فرقه ها یکدیگر را به بیگانه گرایی، نکته ای که در بسیاری از کتاب های ملل و نحل اسلامی آمده، در همین چهارچوب است. گاهی عرفان متهم به ریشه داشتن در افکار مسیحی یا حتی جریانی از یونانی گرایی شده، گاهی گرایشی منبعث از یهودیت دانسته شده، گاهی مذهبی متأثر از زرتشتی گری شده، و… در همه اینها، بحث بر سر این است که ما هرچه لازم است داریم و نیازی به بیگانه نداریم .
شرح و بسط این جدال و شکل های مختلفی که از آن در تاریخ تفکر اسلامی بروز کرد، مسلما نیاز به بررسی دقیق تر متون کهن اسلامی به خصوص ردیه نویسی ها دارد. شکل گیری «اهل حدیث» و مقابل آن «اهل رأی» یکی از صحنه های جالب این جدال است. روش های استدلال آنان در این زمینه، نوع تبیینی که داشتند و مثالهای جالبی که در این باره می زدند، همه مهم هستند. بخشی از این مسأله در کلیت دین، بخش مهمی به تدریج در شریعت و فقه و سپس در مسیر مجادلات کلامی خود را نشان داد. اهل حدیث، تکاپوی زیادی برای تعریف خود به عنوان پایه و اساس دین کردند و سعی نمودند با بهره گیری از همین روش که دیگران بیگانه گرا هستند، آنها را از میدان بیرون کنند. در بخش فقه، یکی از کسانی که بیشترین آسیب را دید و حرف شنید، ابوحنیفه به عنوان یکی از استوانه های مکتب رأی در فقه است. حجم دشنامهایی که به وی داده شد و اساس آنها این بود که او حدیث را قبول ندارد و به عقل و مصلحت اندیشی بیش از حدیث پایبند است، بسیار زیاد و نمونه هایی در شرح حال وی در تاریخ بغداد آمده است.
به نظرم یکی از کتابهایی که می تواند به فهم شکل گیری مسیر این تعارض و جدال کمک کند، کتاب «ذمّ الکلام و اهله» شیخ الاسلام ابواسماعیل هروی م ۴۸۱ است. این کتاب که در شش مجلد به چاپ رسیده است، اساسا برای بیرون راندن جریان «رأی گرا» و تثبیت جریان سنت گرا به سبک کارهای اهل حدیث نوشته شده است. نویسنده، در ابواب مختلف این کتاب، بسیاری از اظهار نظرهای جزئی در این باره را از حدیث و اثر و دیدگاه های صحابه و تابعین و علمای بعدی آورده و مصادیق زیادی را نشان داده است. موضع کلی، دفاع از مکتب حدیث و بر این پایه است که همه چیز در قرآن و سنت یافت می شود و هیچ نیازی به رأی و نظر وجود ندارد. در این زمینه، به آنچه ممکن بوده استدلال شده تا نشان داده شود خلوص فکر دینی به پیروی از حدیث و اثر و سخنان سلف است. آنچه ذیلا می آید مرور بر دو جلد از این کتاب است که پایه های اولیه شکل گیری این نزاع را نشان می دهد. شاید یکی از کلیدی ترین مفاهیم در این زمینه، مفهوم بدعت باشد. ضمن آن که همه فرق روی این که اصل آن مذموم است تردید ندارند، اما همواره در تبیین مصادیق آن با یکدیگر اختلاف نظر داشته اند.
هروی، بحث را چنین آغاز کرده است که پس از نزول آیت «الیوم اکملت لکم دینکم»، هر آنچه احداث شده «احدث» بدعت و نادرست است. او می گوید من در خانه احمد بن حسن بزار فقیه حنبلی در ری از او شنیدم که می گفت: هر آنچه بعد از نزول این آیه حادث شده، فهو فضل و زیاده و بدعه. (ذم الکلام، ج ۲، ص ۱۷ ـ ۱۸). به عبارت دیگر مطالبی که بعد از این به عنوان دین آمده، همه بدعت و زیاده بر اصل است.
پشتوانه این سخن، این حدیث منسوب به حضرت رسول (ص) بود که فرمود: علم سه بخش است: آیه محکمه، سنه قائمه و فریضه عادله». به نظر نویسنده، این روایت، نوعی انحصار را می رساند و این که چیزی به عنوان علم، جز این وجود ندارد. (همان، ص ۲۰).
بدنبال آن، روایات و اقوال و دیدگاه های فراوانی است که در حول و حوش مفهوم «بدعت» شکل گرفته و هر آنچه را جز دین است، مردود شمرده است: من أحدث فی أمرنا ما لیس منه، فهو رد» این هم منسوب به رسول خدا (ص) است. (همان، ص ۲۵). این مسیری بود که در میان متدینین، سنت گرایان و محافظه کاران دینی وجود داشت و بعدها در برخی از مذاهب اسلامی، مانند مشی اهل حدیث و حنابله و حتی تا مقدار زیادی اشاعره و دیگران راه خود را ادامه داد. فرد برجسته این «غیر» که تهدیدی برای «فرهنگ خودی دینی» بود، تفکر یونانی بود. تفکری که جریان معارض با آنچه گذشت، به آن اعتنا کرد و بخش هایی را وارد «فرهنگ خودی» کرد. آثاری مانند همین ذم الکلام و نوشته هایی مانند آثار غزالی و بسیاری دیگر، در مواجه با این غیر نوشته شد. غزالی رسما می گفت آنها که تحت تاثیر فلسفه یونانی هستند «تجمّلوا باعتقاد الکفر» با اعتقاد به کفر خود را زینت داده اند. (تهافت الفلاسفه، ص ۴۱).
چارچوبی که در کتاب ذم الکلام، با همه طولانی بودنش دنبال شده، همین است که مخاطبان را از «بدعت» پرهیز داده و بگوید که به جز آنچه دین است، نباید سراغ هیچ امر دیگری بروند. وجهی از این ماجرا تکیه روی یک تجربه تاریخی در باره امم پیشین است. به باور این گروه، امت های قبل، دقیقا به خاطر رعایت نکردن این امر، منحرف شده و از «طریقه مستقیمه» فاصله گرفتند. در حدیث منسوب به رسول ص آمده است که انحراف امت های قبلی به «کثرت پرسش» بود: فإنما هلک من کان قبلکم بکثره سؤالهم» (ذم الکلام، ج ۲، ص ۳۲). «فإنما أهلک الذین من قبلکم، کثره مسائلهم، واختلافهم علی أنبیائهم» (ص ۴۱). روایت دیگری خشم رسول ص را از این که دیده است مسلمانان در مورد قرآن تنازع دارند، بیان کرده است (ص ۵۲). معنای آن این است که اختلاف نظر، حتی در شناخت معانی آیات قرآن هم مصداق خروج از دایره ایمان محسوب می شود، بنابرین پرسش از آیات هم نباید کرد، چیزی که آن را مصداق جدال فی آیات الله می دانند که در خود قرآن هم نهی شده است.
چندین طریق در نقل روایتی که نشان از اختلاف اصحاب در باره «قدر» و دیدن این صحنه توسط حضرت و انکار آن آمده، در این کتاب، طی صفحات متوالی از مجلد اول ذم الکلام نقل شده است. یک روایت این است: حضرت رسول (ص) دیدند یکی به این آیه و دیگری به آن آیه تمسک می کند، آن وقت صورت حضرت قرمز شد و فرمود: آیا شما بدین دستور داده شده اید؟ هر چه به شما گفته اند، پیروی کنید و هرچه نهی شده اید، نهی شوید (ص ۵۶). این روایت به قدری با نقلهای متفاوت و عبارات مختلف آمده که نشان می دهد آن کسی یا کسانی که آن را شکل داده اند، سعی کرده اند راه بر هر نوع بحثی در دین و قرآن ببندند: «نحن نتنازع فی شیء من الدین» ما در امری از امور دین با هم منازعه داشتیم که حضرت وارد شد و … (ص ۶۴). به شهادت همین کتاب، هرچه طرق و کیفیت این نقل جلو می رود، متن مفصل تر و با جزئیات بیشتری راه اندیشیدن را سد می کند.
در روایتی دیگر، انحراف در بنی اسرائیل به این سبک بوده است که «سبایا الامم» زیاد شدند و «قالوا فیهم بالرأی»(ص ۷۵)، این نسل از کنیززادگان، در امر دین به رأی نظر دادند و آن دین از بین رفت. این وصف الحال دوره ای از اواخر قرن اول و بعد قرن دوم است، که تازه مسلمانان یا بچه های زنان اسیر که به عنوان کنیز به میان عربها آمدند، و شروع به اظهار نظر در امر دین کردند.
در حدیثی دیگر رسول ص از روزگاری سخن می گوید که قرآن خوانده می شود، اما «یشتغلون بأهل البدع» (ص ۷۹). مردم ضمن قرآن خواندن، سرگرم آموختن از اهل بدعت هستند. آنها که نوآوری در امر دین دارند. یا به عبارتی آنچه در دین نبوده، وارد آن می کنند. این نگاه در روایت دیگر، از این زاویه آمده است که گرفتن هر نوع کتابی با کتاب خدا، ممنون است، و این کار ی است که در گذشته اهل کتاب کردند: «أناس من أهل الکتاب من قبلکم، قد کتبوا مع کتاب الله کتبا، فأکبوا علیها و ترکوا کتاب الله» (ص ۸۰).
افرادی که صاحبان فکر جدید و متفاوت هستند، همان «ائمه المضلین» هستند، آنها که صاحب رأی هستند، کتاب مع کتاب الله دارند. در حدیث منسوب به رسول (ص) این ائمه المضلین، بیشترین نگرانی آن حضرت بر امتش هستند (ص ۸۵). اینها کسانی هستند که «یُضلّون الناس بغیر علم» (ص ۸۸) «بغیر علم، یعنی بغیر از حدیث؛ چون علم، همین حدیث است.
شکل دیگر این حدیث این است که بدترین شخص برای امت «منافقی» است که «یتکلم بالحکمه» اما در اصل «یعمل بالفجور» (ص ۹۶). استفاده از کلمه «حکمت» در این روایت، قدری تاریخ این جمله را دیرتر می کند.
تعبیر «منافق علیم» (ص ۹۷) یک ترکیب، برای کسانی است که آگاهند، اما در واقع منافق هستند. دین را باور ندارند و سعی می کنند از بیرون مطالبی را آورده به اسم دین عرضه کنند. این حکایت اوائل بلکه اواسط قرن دوم است. «المحدثات المخالفات» و «تزیین الضالات المضلات» و «الاهواء المغویات» و «تحریف المحکمات» هم در روایتی دیگر از همین دوره، به رسول ص منسوب شده است (ص ۱۰۰). گاهی صورت این روایت به قدری مفصل تر و متفاوت تر می آید که آدم به حیرت می افتد که چه اتفاقی افتاده است! (ص ۱۰۱ ـ ۱۰۲).
در روایتی دیگر «تشقیق در کلام» یعنی سخنرانی کردن و به اصطلاح زیاده حرف زدن در دین نهی شده و این هم به عبارات مختلف آمده است: شرار امتی الذین … یتشدقون فی الکلام» (ص ۱۱۶ ـ ۱۱۷). «ان الله یبغض البلیغ من الرجال» (ص ۱۱۸) و خطبه سرایی «تشقیق الکلام او الخطب من الشیطان» (ص ۱۱۴) از مواردی است که مذمت شده، چون هر آن احتمال می رود شما مطلبی اضافه تر از آنچه در «سنت» رسیده بیان کنید!
هروی در ادامه حدیث «حسبنا کتاب الله» عمر را هم در زمره همین نهی از «غیریت» آورده است، این که رسول الله تب دارد و هذیان می گوید، البته با همین عبارت: ان رسول الله لوجعٌ، و عندکم قرآن، حسبنا کتاب الله» (ص ۱۴۱). در اینجا بحث بر سر نوشته ای از خود رسول خدا بود که به کمک آن، امت، پس از وی گمراه نشود، اما همین مقدار هم مورد تحمل عمر که تنها روی قرآن تکیه داشت، نبود. مصحح در پاورقی در باره این روایت نوشته: متفقٌ علیه، رواه البخاری و…. در متن و صفحات بعدی، شکل های دیگری از این روایت هم نقل شده است. مولف در بابی دیگر در مجلد دوم (ص ۴۵ـ ۵۰) روایت تند حضرت، مربوط به کسانی که تکیه داده و می گویند ما نیازی به چیزی جز قرآن نداریم را آورده است. این روایات در مذمت کسانی است که سنت و حدیث را کنار می گذارند و فقط قرآن را قبول دارند. در واقع آن روایت، به طور روشنی مقابل شعار حسبنا کتاب الله است. حتما در اینجا باید توضیح داد که میان موضع عمر، موضع حدیث گرایان بعدی، و این نقلها، چگونه بوده است. اهل حدیث، قرآن و حدیث را قبول دارند، اما عمر به این مسأله باور نداشت، و ضمن تکیه بر قرآن، رأی خود را ترجیح می داد. باید روشن شود که عمر اهل رأی است یا اهل حدیث. به هر حال، نگاه تثبیت شده تحت عنوان «اهل حدیث،، نظریه عمر نبود، بلکه نظر متأخری بود که سنت را پذیرفت، آن را قاضی بر کتاب و مفسر آن دانست و روزگاری شد که حدیث اصل و قرآن به رغم احترامی که داشت، فرع شد، هرچند در کل، منبع همین دو بود.
احادیث دیگری که نهی از جدال و مراء در قرآن کرده، (ذم الکلام: ج ۲، ص ۱۱) یا روایاتی که از «ضرب القرآن بعضه ببعض» برای فهم آن کرده، باز از مستندات هروی، در باره جلوگیری از تأمل زیاده در قرآن و طبعا استخراج مطالب نوینی است که ممکن است دیگران به گوششان نخورده باشد. (ذم الکلام: ج ۲، ص ۱۳). کسی که مطلب دروغِ باطلی بگوید، و آن را بر خدا بندد، دین ندارد: «إنه لا دین لمن دان بفریّه باطل، ادعاه علی الله» (۲/۱۹) .
این سخن ضمن مبحثی است که کسانی در
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 