پاورپوینت کامل زندگی و شعر حافظ ۳۹ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل زندگی و شعر حافظ ۳۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل زندگی و شعر حافظ ۳۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل زندگی و شعر حافظ ۳۹ اسلاید در PowerPoint :
حافظ در اشعارش به خصوصیات و برجستگیهایی در کلام اشاره میکند و خود را بدین ویژگیها میستاید:
روانیسخن:
حجاب ظلمت از آن بست آب خضر که گشت
ز شعر حافظ و آن طبع همچو آب خجل
حافظ در اشعارش به خصوصیات و برجستگیهایی در کلام اشاره میکند و خود را بدین ویژگیها میستاید:
روانیسخن:
حجاب ظلمت از آن بست آب خضر که گشت
ز شعر حافظ و آن طبع همچو آب خجل
*
حافظ، از مشرب قسمت، گله ناانصافیست
طبع چون آب و غزلهای روان ما را بس
*
حافظ، از آب زندگی، شعر تو داد شربتم
ترک طبیب کن بیا، نسخه شربتم بخوان
طربناکی:
ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم میگفت:
غلام حافظ خوشلهجه خوشآوازم
*
غزلسرایی ناهید صرفهای نبرد
در آن مقام که حافظ برآورد آواز
*
در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ
سرود زهره به رقص آورد مسیحا را
*
مطرب! از گفته حافظ غزلی نغز بخوان
تا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد
*
به شعر حافظ شیراز میرقصند و مینازند
سیهچشمان کشمیری و ترکان سمرقندی
*
گر از این دست زند مطرب مجلس، ره عشق
شعر حافظ ببرد وقت سماع از هوشم
شیرینی سخن:
بدین شعر ترِ شیرین، ز شاهنشه عجب دارم
که سرتاپای حافظ را چرا در زر نمیگیرد
*
شفا ز گفته شکّرفشان حافظ جوی
که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد
*
سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد
که شعر حافظ شیرینسخن ترانه توست
*
نکتهدانی بذلهگو چون حافظ شیرینسخن
بخششآموزی جمالافروز، چون حاجیقوام
*
کلک حافظ شکرین میوه نباتیست، بچین
که در این باغ نبینی ثمری بهتر از این
*
سخن اندر دهان دوست شکّر
ولیکن گفته حافظ از آن بهْ
*
حافظ! چه طرفه شاخهنباتیست کلک تو
کهش میوه دلپذیرتر از شهد و شکّر است
نغزی و ظرافت کلام:
خموش حافظ و این نکتههای چون زر سرخ
نگاه دار که قلّاب شهر صرّاف است
*
مدعی گو لغز و نکته به حافظ مفروش
کلک ما نیز زبانی و بیانی دارد
*
مطرب! از گفته حافظ، غزلی نغز بخوان
تا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد
*
گفت: حافظ، لغز و نکته به یاران مفروش
آه از این لطف به انواع عتاب آلوده
*
چو سلک دُرّ خوشاب است شعر نغز تو حافظ
که گاه لطف، سبق میبرد ز نظم نظامی
فصاحت و بلاغت:
آب حیوانش ز منقار بلاغت میچکد
زاغ کلک من به نام ایزد چه عالی مشرب است
*
چو عندلیب، فصاحت فروشد ای حافظ
تو قدر او به سخن گفتن دری بشکن
دلکشی و خوشی:
ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
*
دلم از پرده بشد، حافظ خوشگوی کجاست؟
تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم
*
شعر حافظ همه بیتالغزل معرفت است
آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش
*
خوش چمنیست عارضت، خاصه که در بهار حسن
حافظ خوشکلام شد مرغ سخنسرای تو
*
عراق و فارس گرفتنی به شعر خوش حافظ
بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است
جهانگیری:
عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ
بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است
*
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق
نوای بانگ غزلهای حافظ شیراز
*
حافظ! حدیث سحرفریبِ خوشت رسید
تا حد مصر و چین و به اطراف روم و ری
*
شکّرشکن شوند همه طوطیان هند
زین قند پارسی که به بنگاله میرود
*
اگر باور نمیداری، رو از صورتگر چین پرس
که مانی نسخه میخواهد ز نوک کلک مشکینم
*
به شعر حافظ شیراز میرقصند و مینازند
سیهچشمان کشمیری و ترکان سمرقندی
*
زبان کلک تو حافظ، چه شکر آن گوید
که گفته سخنت میبرند دست به دست
*
پایه نظم بلند است و جهانگیر بگو
تا کند پادشه بحر، دهان پر گهرم
*
طیّ مکان ببین و زمان در سلوک شعر
کاین طفل یک شبه ره صد ساله میرود
دیوان او سرشار است از کنایههای تلخ به زاهدان و فقیهان و صوفیان فریبکار و متظاهر به صلاح. او حتی سلطان مقتدری چون امیرمبارزالدین را که به دینداری و تشرّع تظاهر میکرد، با کنایه اعتراضآمیز خود نواخته است. حافظ طبعی بلند داشت و «آبروی فقر و قناعت» را در عین نیاز و تنگدستی حفظ میکرد. در عین خلوتگزینی و سکون و آرامش ظاهری، روحی پرآشوب و سرکش داشت. تلاطمهای روحی و عاطفی او میان باورهای جبر و اختیار، رد و قبول، یقین و حیرت، صبر و خروش، تلوین و تمکین و نیاز و استغنا در نوسان بود.
نفرت و بیزاری او از زرق و سالوس، دروغ و فریب و تظاهر به دینداری و صلاح بسیار بود. رندی و خراباتیگری را میستود؛ زیرا در خرابات و در جمع خراباتیان، نور صدق و حقیقت یافت میشد:
در خرابات مغان نور خدا میبینم
وین عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم
او حافظ قرآن بود و آن را با چهارده روایت میخواند؛ هرچه داشت همه از «دولت قرآن» و «گریه سحری و دعای نیمشبی» بود. هیچ گناهی را نابخشودنیتر از ریاکاری، مردمفریبی و خودپرستی نمیدانست. هم شریعتمداران دروغین را به باد طعن و ملامت میگرفت و هم به طریقتمداران بیحقیقت، بیباکانه میتاخت.
این ویژگی او را از راه و روش عالمان و زاهدان زمان و خانقاهیان دور میکرد و به اهل ملامت که از دیرباز در برابر اخلاق و اعمال تقلیدیِ تهی از معنا و معنویت به اعتراض برخاسته بودند، نزدیک میساخت و از این روست که از مدرسه و خانقاه رویگردان بود و گدای خانقاه را به دیر مغان میخواند و خود را مرید «پیر مغان» و «پیر گلرنگ»۱ و «جام می»۲ میشمارد و شیوه قلندری و خراباتیگری را بیآنکه در زندگی از راه و رسم قلندران پیروی کند، میستود. مراد، پیر و راهنمایش در طریقت، عشق است و معتقد است که دستیابی به کمال تنها از این طریق ممکن اس
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 