پاورپوینت کامل اندیشه سیاسى ایرانشهرى ۷۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اندیشه سیاسى ایرانشهرى ۷۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اندیشه سیاسى ایرانشهرى ۷۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اندیشه سیاسى ایرانشهرى ۷۲ اسلاید در PowerPoint :
کتاب «تأملات ابزاری» آخرین نوشته حسن قاضی مرادی از سوی انتشارات اختران در دست انتشار است. او در این کتاب به نقد برخی از آرای سیدجواد طباطبایی در حوزه اندیشه سیاسی میپردازد. آنچه «تأملات» خوانده میشود نظرات بهخصوص سیاسی طباطبایی در دو جلد (سه مجلد) تاکنون منتشر شده
کتاب «تأملات ابزاری» آخرین نوشته حسن قاضی مرادی از سوی انتشارات اختران در دست انتشار است. او در این کتاب به نقد برخی از آرای سیدجواد طباطبایی در حوزه اندیشه سیاسی میپردازد. آنچه «تأملات» خوانده میشود نظرات بهخصوص سیاسی طباطبایی در دو جلد (سه مجلد) تاکنون منتشر شده مجموعه «تأملی درباره ایران» است: ۱- دیباچهای بر نظریه انحطاط ایران ۲- مکتب تبریز ۳- حکومت قانون در ایران. ترکیب «تأملات ابزاری» حامل این دریافت است که اینها تأملاتیاند تدارک دیدهشده برای «پروژه»ای که به نظر میرسد او با این مجموعه دنبال میکند. قاضی مرادی، در این کتاب، در حوزه اندیشه و تحولات سیاسی برخی از اجزای این «پروژه» را به نقد میکشد. از نظر او طباطبایی در پرداختن به عاملان سیاسی در عصر مشروطیت به ادعانامهنویسی علیه روشنفکران تجددخواه و نیز ادعانامهنویسی به نفع دولتمردان و رجال سیاسی مصلح و روحانیت مشروطهطلب اقدام میکند. او برخی از جلوههای این ادعانامهنویسیها را در تحلیل آرا و فعالیتهای چند تن از این عاملان – ملکمخان، قائم مقام فراهانی، امیرکبیر، مجدالملک، نائینی و … – بررسی میکند و در پی آن، دو جنبه از ساختار نظری «پروژه» طباطبایی را – نخبهگرایی و دولتمحوری – شرح میدهد. از نظر قاضی مرادی «اندیشه ایرانشهری» به روایت طباطبایی یکی از مولفههای دولتمحوری در «پروژه» اوست. در ادامه، این بخش از کتاب او را میخوانیم.
*****
سیدجواد طباطبایى نظریهپرداز اندیشه سیاسى ایرانشهرى است و نظریه حکومت مبتنى بر اندیشه ایرانشهرى، به تمامى، دولتگرایانه است. طباطبایى در تبیین اندیشه سیاسى ایرانشهرى مىنویسد: «آمیختگى سیاست به همه امورى که به نوعى با کشوردارى پیوند مىداشته، از ویژگىهاى اساسى نوشتههاى ایرانشهرى است، زیرا در دوره باستانى ایران، تأمل در امور سیاسى و فرمانروایى، با هرگونه اندیشهاى درباره کشوردارى به معناى گسترده آن پیوندى ناگسستنى مىیافته و این امور در درون اندیشهاى فراگیر که مىتوان آن را «سیاسى» توصیف کرد، فهمیده مىشده است». (طباطبایى:۱۳۷۵، ۷۶) اندیشه سیاسى ایرانشهرى، مطابق روایت طباطبایى، آن جنبه از نظرات پیش از «تأملات» اوست که مىتواند با موضوعات پس از «تأملات»اش گره بخورد و در چارچوب «پروژه» او قرار گیرد. او در جلد نخست مجموعه «تأملات» خود در فصل «طرحى از نظریه دولت در ایران»، به تفصیل، به اندیشه سیاسى ایرانشهرى مىپردازد.
دو محور اصلى اندیشه ایرانشهرى، «شاه آرمانى» و بههم برآمدگى یا وحدت دین و دولتاند. از نظر طباطبایى «مفهوم بنیادین اندیشه سیاسى ایرانشهرى شاه آرمانى داراى فرّه ایزدى است»,۱ (پیشین:۱۳۱). درعینحال، «شاه آرمانى… از آنجا که داراى فرّه ایزدى است، در نوشتههاى ایرانشهرى بهعنوان انسانى خداگونه، نماینده و برگزیده خدا بر روى زمین فهمیده» مىشد. (پیشین:۱۳۳) البته این هم هست که طباطبایى در «تأملات» مىنویسد: «برابر اصول اندیشه ایرانشهرى، «شخصِ» شاه، «خداى بر روى زمین» … بود». (طباطبایى:۱۳۸۰، ۱۱۵) اما در این اندیشه سیاسى «پادشاه، به لحاظ اینکه داراى فرّه ایزدى است، خود عین شریعت است». (طباطبایى:۱۳۷۵، ۱۵۲) او بر این «عین شریعت» و نه «مجرى آن»بودن شاه آرمانى تأکید دارد. (پیشین:۱۳۱) از اینجاست دومین محور اصلى اندیشه سیاسى ایرانشهرى که وحدت پادشاهى و دیانت است. طباطبایى این نظر را در «نوشتههاى ایرانى نخستین سدههاى دوره اسلامى» تأیید مىکند که «نظریه شاهى آرمانى… مقام پادشاه را از سنخ نبوت مىداند». (پیشین:۱۴۸) پس، «چنین پادشاهى که برگزیده خداست و به خواست او عمل مىکند، عین شریعت یا قانون است». (پیشین:۱۵۵) همچنان که مىنویسد: «در نظریه ایرانشهرى پادشاه، خود به یک اعتبار صاحب شریعت و حتى عین شریعت است». (طباطبایى:۱۳۶۷، ۵۶) در متون اسلامى «صاحب شریعت» صفت پیامبران است. این، «عین شریعت یا قانون» بودن «شاه آرمانى» علاوهبر اینکه طنین «خداوارگى» دارد به این معنا نیز هست که او «در اندیشه سیاسى ایرانشهرى، مَظهر و مُظهر صفات لطف و قهر خداوندى است». (طباطبایى:۱۳۷۵، ۱۶۸) پس، از آنجا که طباطبایى مىپذیرد «بیشترین آگاهى ما از تحول اندیشه سیاسى ایرانشهرى در دوره ایران باستان به فرمانروایى ساسانیان مربوط مىشود». (پیشین:۷۸) بنابراین، آنچه پادشاهان در ایران باستان- دستکم دوره ساسانیان – از لطف داشتنبه این نیروى سیاسی-اجتماعى و سرکوبى آنیک انجام مىدادند همه با چنین مستمسکهایى توجیه مىشد: «توأمان بودن دیانت و سیاست… یکى از اساسىترین مفردات اندیشه سیاسى ایرانشهرى است. آنچه از فرمانهاى شاهنشاهان ایرانزمین و نیز بندهاى برگرفته از اوستا برمىآید، این است که شاهى آرمانى در فرمانها و فرّهمند بودن در اوستا داراى وجههاى دینى مىبوده و شهریاران ایرانزمین، همه شاهانى دینآگاه بودند و به همین دلیل، گفته شد که فرمانروایى ایرانیان بر پایه قانون و داد استوار شده بود». (پیشین:۱۶۸) از نظر طباطبایى «نظریه توأمان بودن دین و سیاست» «بنیادىترین مفردات اندیشه سیاسى ایرانشهرى» بود. همین اندیشه بود که به سیاستنامههاى دورهى اسلامى – یعنى دورهاى که در واقعیت تاریخى «سلطنت تامه» در قدرت بود – راه یافت.
از نظر من، این سخن طباطبایى صحیح است که «بنیادىترین مفردات اندیشه سیاسى ایرانشهرى» توأمانى دین و سیاست (دولت) بود که با الزامات سلطنت دوران اسلامى گره خورد و پیوند متداومى یافت. دقیقاً به همین دلیل است که این «بنیادىترین مفردات» به سیاستنامههاى دوران اسلامى راه یافت و عامل اصلى مشروعیتبخشیدن به سلطه سلطنتهاى این دوران شد. اما چرا؟ دقیقاً به این دلیل که دریافتى از توأمانى یا وحدت دین و دولت در اندیشه سیاسى ایران باستان وجود دارد.
یکى از مهمترین متون عصر ساسانى شکند گمانیک ویچار است. در این متن مردانْ فرخ تبیینى از رابطه دین و سلطنت ارائه مىدهد: «… دینِ همهآگاه مانند درختى تنومند است، (۱۲) با یک تنه، دو شاخه بزرگ اصلى، سه شاخه کوچکتر، چهار شاخه فرعى و پنج ریشه.(۱۳) تنه [راه] میانه۲ است.(۱۴) دو شاخه بزرگ کنش و پرهیز است. (۱۵) سه شاخه کوچکتر… اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک است.(۱۶) چهار شاخه فرعى چهار طبقه دینى است که با آن زندگى دینى و دنیایى سامان مىپذیرد. (۱۷) دینیارى، ارتشیارى، کشاورزى و پیشهروى.(۱۸) پنج ریشه پنج درجه فرمانروایى است که نام آنها در دین چنین است: مان بَد (رئیس خانه)، ویس بد (کدخداى ده)، زند بد (رئیس قوم و قبیله)، ده بد (فرماندار شهر) و زرتروشتوتُم (بالاترین مرجع دینى در روى زمین که نماینده زرتشت روى زمین محسوب مىشود). (۱۹) بالا و بر سر اینان شخص دیگرى است و او سرِ سروران، یعنى شاه شاهان، فرمانرواى جهان است. (۲۰) و در عالم صغیر که انسان است (چهار چیز) وجود دارد که با این چهار طبقه مردم در روى زمین مطابقت مىکند. (۲۱) سر با طبقه دینیار. (۲۲) دستها با طبقه ارتشتار. (۲۳) شکم با طبقه کشاورز. (۲۴) و پاها با طبقه پیشهور. (۲۵) همینطور چهارخصلتى که در انسان هست، یعنى میانهروى، شکیبایى، خردورزى، کوشایى [با چهار طبقه اجتماعى] تطبیق مىکند…(۳۰) همه این خویشکارىهاى مختلف بر تنه راستى و میانهروى استواراند و در تقابل با دروغ و اندامهاى آنکه متضاد آنها هستند، قرار دارند». (زنر:۱۳۷۷، ۸۶-۸۷)
در جهانشناسى زرتشتى، که نمونهاى از آن در این متن کلامى متعلق به دوره ساسانیان آمده است پادشاه – شاه شاهان یا شاهنشاه – فراتر از عالم صغیر قرار دارد. اما اگر «عالم کبیر» – دین همهآگاه – به درختى نموده شده است معرف الگویى ازلى و آرمانى که عالم صغیر از آن برمىآید پادشاه فراتر از آن قرار مىگیرد. در این جهانشناسى، پادشاه عنصرى از «عالَم» صغیر نیست. پادشاه «خدا» است. در متون زرتشتى، پادشاه «بَغ» خوانده مىشود و «بَغ» نام عام ردهاى از خدایان است. طباطبایى نیز مىنویسد که شاه «خداى بر روى زمین» و مقدس بود. در این جهانشناسى، شاه تحقق وحدت دین و دولت است. شاه فقط در رأس دولت قرار ندارد؛ بلکه او فراتر از دین و دولت نماد وحدت این دو است. طباطبایى نیز مىنویسد «پادشاه عین شریعت است». او عین شریعت و عین دولت، نماد هر دو است؛ در اوست که این وحدت عینیت مىیابد. در جهانشناسى زرتشتى، اگر خداوند (ایزد) سرور دو جهان «مینو» و «گیتى» است پادشاه سرور گیتى است: «یک چنین پادشاهى درحال تحقق بخشیدن به وظیفه حقیقىاش – فرّه – است زیرا حاکمیت متعلق براى اهرمزد است و شاه بخشى از آن را۳ دریافت مىدارد و در آخرالزمان تمامى حاکمیت به منبع اصلى خود، که همان خداوندست، بازمىگردد». (زنر: ۱۳۷۷، ۴۹۱)
از اینرو، در این جهانشناسى، در نسبت میان دین و دولت – دولت به معناى پادشاهى یا سلطنت – پادشاهى است که تعیینکننده دین است. دینِ تحققیافته در جهان مادى – گیتى – با خرد، نیت و اراده پادشاه متعین مىشود. به سخن امروز در نسبت دین و پادشاهى، پادشاهى متغیر مستقل و دین متغیر وابسته است. مىتوان گفت – و این بسیار مهم است – تحقق اراده اهورایى پادشاه، دین است. بهعلاوه، در جهانشناسى زرتشتى هر هستى تحققِ اهورایى و – در تضاد با آن – تحقق اهریمنى دارد. پس، در تضاد با دین اهورایى نیز دین اهریمنى معنا مىیابد. دو مؤلفه اصلى دین اهریمنى دروغ و بدعت است. اما کدام «عامل» است که دین اهریمنى را در گیتى بازمىشناسد؟ او، حامل دین اهورایى، پادشاه است؛ همان عامل این خویشکارى اصلى را دارد که در پى شناخت حاملان یا عاملان دین اهریمنى آنها را نابود کند تا جهان پاکشده از هر عنصر اهریمنى، در آخرالزمان، از سوى پادشاه به اهورامزدا تحویل داده شود. تا چنین شود. از یکسو، مردم باید خود را به نیت خیر پادشاه بسپارند. زیرا در دینکرد آمده است که «نیت [پادشاه] از براى رعایا نیتى خیر است». (پیشین:۴۹) و از سوى دیگر، باز هم مطابق دینکرد، «وظیفه [پادشاه] حفاظت از رعایایش است و بهترین راه براى انجام این مهم، البته مشورت و مشاوره با عوام نیست، که این خود راهى خطاست. بلکه باید تسلیم اراده کلى مقام سلطنت شد؛ اراده سلطنت خود به خرد سلطنت بازمىگردد و آن نیز به خرد الهى برمىگردد که در بِهدین امرى شناخته شده است». (پیشین:۴۹۳)
در آموزه ایران باستان، پادشاه خداى روى زمین است و مَظهر بهدین. او تعیین مىکند کدام «اندیشه» به دین اهورایى تعلق دارد و باید حفظ شود و اشاعه یابد و کدام یک متعلق به دین اهریمنى است و خود آن و حاملان آن باید، هرچه وحشیانهتر، سرکوبى شوند. شاه هم این سرکوبى را برهان خویشکارى خود مىنماید و آشکارا اعلام مىکند که فقط در برابر خداوند مسئول است۴. در این آموزه به تمامى دولتمحور قدرت است و متکى به اراده خودسرانه پادشاه. همین آمو
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 