پاورپوینت کامل امضای قزاق پای کودتای بیگانه ۵۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل امضای قزاق پای کودتای بیگانه ۵۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امضای قزاق پای کودتای بیگانه ۵۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل امضای قزاق پای کودتای بیگانه ۵۳ اسلاید در PowerPoint :
وقوع کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ هجری شمسی رضاخان که معلول شرایط داخلی ایران بعد از جنگ جهانی و بحرانهای پیامد آن و همینطور تصمیم مأموران انگلیسی برای حفظ منافع خود در ایران بهشمار میرفت، سرآغاز دوره جدیدی از تاریخ تحولات ایران معاصر بوده است.
وقوع کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ هجری شمسی رضاخان که معلول شرایط داخلی ایران بعد از جنگ جهانی و بحرانهای پیامد آن و همینطور تصمیم مأموران انگلیسی برای حفظ منافع خود در ایران بهشمار میرفت، سرآغاز دوره جدیدی از تاریخ تحولات ایران معاصر بوده است. از این زمان تا سال ۱۳۰۴ و انقراض سلسله قاجار، کودتاچیان مجموعهای از اقدامات ریز و درشتی در راستای قدرتگیری خود انجام دادند. «رضاخان میر پنج» و تیم همراهش در اکثر این اقدامات سعی در انتقاد از اوضاع و نشان دادن ضعف و بیلیاقتی شاهان قاجار و ساختار سنتی جامعه و حکومت این سلسله داشت. ازجمله مهمترین این اقدامات که به نوعی بازتابی از فکر و نگرش کودتاچیان و در رأس آنان رضاخان و «سید ضیاءالدین طباطبایی» به شمار میرفت، صدور اعلامیههای معروف به «حکم میکنم» بود که در نقاط مهم شهر تهران پخش شد و مردم را به باد توهین و تحقیر قرار داد. لذا مردم بدون شناخت کافی از آن و نویسنده آن پس از یک روز اکثر نسخههای اعلامیه را از بین بردند، بدون اینکه کمترین تأثیر را از آن بپذیرند.
کودتا و آغاز حکومت سید ضیاءالدین طباطبایی
کودتای رضاخان در روز دوشنبه سوم اسفند ۱۲۹۹ نقش مهمی در تحولات ایران قرن چهاردهم قمری ایفا کرد. این رویداد ظاهراً آرام به انگیزه تصرف تهران با شرکت ۲۵۰۰ سرباز قزاق به فرماندهی رضاخان میرپنج در بامداد سوم اسفند اتفاق افتاد و کودتاچیان بدون زد و خورد و مقاومتی جدی و بدون خونریزی تهران را تصرف کردند. (۱) باید گفت ایران در اواخر دهه ۱۲۹۰ در نتیجه جنگ جهانی و عواقب آن دچار هرج و مرج و اوضاع نامناسبی شده بود. قدرت مرکزی در نهایت ضعف و حکام محلی به خودسری پرداختند. از طرفی بعد از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷میلادی روسیه تزاری از گردونه رقابت استعماری با بریتانیا کنار کشید. لذا انگلیس برای پر کردن این خلأ سعی کرد که این بار از تأسیس حکومت متمرکز قدرتمند در ایران دفاع کند. پس از اخراج افسران روسی، ابتدا «کلنل هنری اسمایت» و سپس «سردار همایون قاسم خان والی» به فرماندهی این نیروی نظامی گماشته شد. اما بیلیاقتی وی، انگلیسیها و «ژنرال ادموند آیرونساید» را به جستوجو واداشت و عاقبت تصمیم گرفت فرمانده آتریاد تبریز یعنی رضاخان میرپنج را به ریاست آن بگمارد. وی بواسطه جسارت و شایستگی و قاطعیت خود مورد توجه آیرونساید قرار گرفت.(۲) سیاست انگلیس در این زمان بزرگنمایی خطر بلشویسم و انتشار افکار انقلابی روسیه در ایران بود و سعی داشت ایرانیان را متقاعد کند که تنها راه چاره روی کار آمدن مرد آهنین و فردی قهرمان است. به علاوه شرایط سخت و ناامیدکنندهای که در آستانه کودتا در کشور و بویژه در پایتخت وجود داشت، به نوعی اکثر طبقات و مردم اقشار مختلف را به این نتیجه رسانده بود که فقط مردی سوار بر اسب و شمشیر به دست میتواند بر اوضاع مسلط شود و مشکلات را رفع کند. در چنین شرایطی بود که کودتای سوم اسفند رخ داد. درباره علل و عوامل آن، نظرات متفاوت و متضاد است و عدهای آن را کاملاً انگلیسی و برخی معلول شرایط ایران میدانند (۳) تا این زمان جستوجوی «دست آهنین» و «منجی ایران» نه تنها به شعار برخی از طبقات ملاکان و بورژوازی تجاری و طبقه ذوحیاتین بورژوا- مالک، بلکه حتی تا حدودی در شهرها به شعار متداول آن قشرهایی از جامعه کشور بدل شده بود که با احساس دردناک تأسف، شاهد خاموشی شعله انقلابها و قیامها بودند. امیدشان از رجال ملی و کارآیی دستگاهی که از مشروطه نیمبند پدید آمده بود، به یأس مبدل شد و آسانترین داروی دردها را در پیدایش «نادر» تازهای جستند. (۴) در عصر روز کودتا «هرمن نورمن» سفیر انگلستان در تهران با «احمدشاه» آخرین پادشاه قاجار ملاقات کرد و ظاهراً بیآنکه از لندن دستوری داشته باشد، به شاه گفت تنها راهی که برایش باقی مانده آن است که با سرکردگان کودتا رابطه برقرار سازد و خواستههای آنها را بپذیرد و تأکید کرد که این تنها راه باقی مانده است. (۵)
به هرحال در روز سوم اسفند تهران در مهار کودتاگران بود. اهالی شهر دیدند سپاهیان قزاق تمام وزارتخانهها، ساختمانهای دولتی، کلانتریها و ادارات پست و تلگراف را اشغال کردهاند. پایتخت کاملاً در قبضه نظامیان بود. در شهر حکومت نظامی به فرماندهی «کلنل کاظمخان سیاح» برقرار شد. (۶) عده زیادی هم دستگیر شدند. رضاخان که تا پیش از کودتا برای مردم ایران و در بین رجال سیاسی چهره چندان شناختهای نبود و فرماندهی قوای قزاق احمد شاه قاجار را بر عهده داشت، از جانب آخرین سلطان دودمان قاجاری، به بالاترین درجه نظامی، یعنی سرداری دست یافت و با لقب «سردار سپه» وزیر جنگ کابینه سیدضیاء (کابینهسیاه) شد. رضاخان بعد از کودتا در تهران اعلام حکومت نظامی کرد. تسلیم تهران به قزاقها تمام ایران را در اختیار رضاخان قرار داد. (۷) او که داعیه استقرار حکومت مقتدر را داشت، در توجیه کودتا میگوید: «در پی تسخیر تهران و استقرار یک دولت نظامی و مقتدری است که پس از خروج انگلیسیها از شهر دفاع کند تا به دست بلشویکها نیفتد.» (۸)
بعد از کودتا و تصرف تهران، قزاقها تمام ادارات را بستند، عدهای را به حبس فرستادند و انتشار تمام روزنامهها متوقف شد. (۹) وی به کمک و مشاوره همفکران و سایر کودتاگران برای کنترل هر چه بیشتر بر اوضاع، به صدور و پخش اعلامیههایی اقدام کرد تا خود را بیشتر برای عموم معرفی کند.
صدور اعلامیهها
دیگر اقدام مهم کودتاچیان بعد از گرفتن قوای نظامی، تأسیسات حکومتی، تشکیلات اداری، وزارتخانهها و کنترل خیابانها و معابر، نوشتن و پخش بیانیههایی بود که هم تلاشی برای توجیه اقدامات آنان به شمار میرفت و هم سیاستی برای ارعاب و جلب توجه مردم بود. صدور این بیانیهها به خوبی نشان دهنده این است که رضاخان بزودی خود را سردمدار و مسلط بر اوضاع معرفی میکند(۱۰) رضاخان درواقع با این اعلامیهها، کار و حرفه خود را آغاز کرد. (۱۱) کودتاچیان در بیان اهداف خود، در روز چهارم اسفند اعلامیههایی صادر کردند که جهت اطلاع از افکار عمومی آن روزگار و بهانهها و زمینههایی که به حادثه کودتا و حوادث پس از آن منتهی شد، قابل تأمل و مهم هستند. این اعلامیهها به نام رضاخان و سید ضیاء بودند. درباره رضاخان باید گفت دو بیانیه خیلی مهم در این زمینه وجود دارد. به تصریح محمد تقی بهار (ملک الشعرا): «در همان روزی که سید ضیاء از طرف شاه [احمدشاه قاجار] رئیسالوزرا شد، دو ورقه به امضای رضا خان میرپنج رئیس دیویزیون قزاق منتشر شد: یکی دارای دو صفحه و مشتمل بر تملق از شاه و دیگری که عنوانش حکم میکنم بود.» (۱۲)
این بیانیهها مبانی اندیشه سیاسی رضاخان و تیم همراه او در کودتا را بیان میکرد و به طور ضمنی و غیرمستقیم اهداف و نیات وی را نسبت به آینده مملکت نشان میدادند. اعلامیه نخست او سرشار از اعتماد به شاه قاجار و اقتدار خودش بود. (۱۳) این سند با لحنی بشدت قاطع و هشدارآمیز به متخلفین، آنان را از عواقب امر و اشد مجازات مطلع میکرد. در بیانیه رئیس دیویزیون قزاق رضاخان که در روز دوم کودتا منتشر شد بر موارد زیر تأکید شد. به موجب این بیانیه:
«هموطنان:
وظایف مقدسه فداکاری نسبت به شاه و وطن ما را به میدانهای جنگ هولناک گیلان اعزام نمود، همان میدانهای خونین مرگباری که قشون دشمن برای تسخیر ایران و تهدید پایتخت با قوای فزونتر و اسلحه مکملتر تشکیل داده بود. افراد دلاور قزاق این وظیفه مقدسه را با جان و دل استقبال نمودند، زیرا تنها قوه منظم ایرانی که میتوانست وظیفه مدافعه وطن را ایفا نماید، همین قوه و افراد آن بودند که بدون لباس، بدون کفش، بدون غذا، بدون اسلحه کافی سینه و پیکر خود را سپر توپهای آتشفشان نمودند، غیرت و حمیت ایرانی را ثابت و دستجات انبوه متجاسرین را از پشت دروازه قزوین تا ساحل دریا راندند. اگر فداکاری و خدمات جانبازانه اردوی قزاق نتیجه مطلوب را حاصل نکرد و نتوانستیم خاک مقدس وطن و عصمت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 