پاورپوینت کامل از میدانداری در کودتا تا مرگ در تبعید ۴۹ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل از میدانداری در کودتا تا مرگ در تبعید ۴۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل از میدانداری در کودتا تا مرگ در تبعید ۴۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل از میدانداری در کودتا تا مرگ در تبعید ۴۹ اسلاید در PowerPoint :
فضلالله خان بصیردیوان (زاهدی) حوالی سال ۱۲۷۲ هجری شمسی در همدان متولد شد. فرزند میرزانصرالله خان بصیردیوان از ملاکان مهم منطقه بود و نسبش به شیخ زاهد گیلانی- صوفی بزرگ سده هفتم– میرسید.خانزاده جوان که از نوجوانی و با مرگ پدرش، اداره املاک او را در اختیار گرفته بود، در آستانه جنگ جهانی اول و گویا به تشویق رضاخان که در مأموریتی به کرمانشاه، یک شب میهمان او در همدان بود، به قزاقخانه پیوست و زندگی نظامی خود را تحت فرمان فرماندهان روس آغاز کرد.
فضلالله خان بصیردیوان (زاهدی) حوالی سال ۱۲۷۲ هجری شمسی در همدان متولد شد. فرزند میرزانصرالله خان بصیردیوان از ملاکان مهم منطقه بود و نسبش به شیخ زاهد گیلانی- صوفی بزرگ سده هفتم– میرسید.خانزاده جوان که از نوجوانی و با مرگ پدرش، اداره املاک او را در اختیار گرفته بود، در آستانه جنگ جهانی اول و گویا به تشویق رضاخان که در مأموریتی به کرمانشاه، یک شب میهمان او در همدان بود، به قزاقخانه پیوست و زندگی نظامی خود را تحت فرمان فرماندهان روس آغاز کرد.
جوانترین سرتیپ ارتش نوین
مقارن کودتای سوم اسفند سال ۱۲۹۹ یاور فضلاللهخان، در حلقه یاران رضاخان میرپنج، قرار داشت. نابسامانی و بینظمی و ناامنی کشور که کودتای نظامی را اجتنابناپذیر کرد، فارغ از پیشینهها و پیامدهای آن برای فضلاللهخان، نردبانی برای ترقی بود.
در فاصله کودتا تا سقوط قاجاریه درسال ۱۳۰۴ فضلاللهخان که اینک نام خانوادگی زاهدی داشت، در چند مأموریت مهم نظامی شرکت کرد. سرکوب اسماعیلآقا سمیتقو – مأموریتی که زاهدی پس از آن نشان افتخار ذوالفقار را دریافت کرد- بازپسگیری رشت از نیروهای جنگل و برقراری نظم در ترکمن صحرا از جمله آنها بود. اما آنچه نام زاهدی را بیشتر از همه بر سر زبانها انداخت و بازتابی بینالمللی یافت، مأموریت نظامی او در خوزستان و بازداشت شیخ خزعل بود.
زاهدی که در مهر سال ۱۳۰۳ به فرماندهی قشون و حکومت خوزستان منصوب شده بود، در فروردین سال ۱۳۰۴ شیخ خزعل را بیهیاهو و بیسر و صدا بازداشت و به تهران روانه کرد. این واقعه پایانی بر سلطه طولانی خزعل در خوزستان بود. زاهدی در همین برهه از زمان و درحالی که اندکی بیش از سی سال داشت، به درجه سرتیپی ارتقا یافت.
نشیب و فرازهای بیارتقا
در سالهای سلطنت رضاشاه (۱۳۲۰-۱۳۰۴) سرتیپ زاهدی، سالهای پر نشیب و فرازی را پیمود. دو سالی را (۱۳۰۸-۱۳۰۶) بهعنوان فرمانده لشکر شمال در رشت گذراند. در آن ایام، فرماندهان نظامی در نقاط مأموریتشان، عملاً حکمران نیز بودند. کارنامه دو سال مأموریت او در گیلان، مثبت و قابل اعتنا بود. آغاز ساختمان بلدیه و کتابخانه و قرائتخانه ملی رشت، ایجاد مدرسه موسیقی و… خاطره روشنی از سرتیپ جوان در مقام حکمرانی برجای گذاشت.
ریاست امنیه کل مملکتی (ژاندارمری)، ریاست شهربانی، عضویت در شورای عالی نظامی از دیگر مناصبی بودند که تیمسار زاهدی در این سالها بر عهده گرفت. حتی مدتی نیز آجودانی رضاشاه را در اختیار داشت. مناصب بیش و کم کوتاه مدتی که هیچ کدامشان هم رضایت شاه را در پی نداشت. از پس هر عزلی، تیمسار زاهدی مدتی را نیز در تاوان ریاستش در زندان میگذرانید. اگرچه برای هر عزل و غضبی، علتی عنوان میشد، لیکن آنچه بیش از همه به ذهن میرسید، استقلال عمل زاهدی بود که شاه را چندان خوش نمیآمد.
مخبرالسلطنه هدایت که در زمان ریاست زاهدی بر شهربانی، ریاست دولت را داشت، سرنخی جالب از نحوه عملکرد زاهدی بهدست میدهد: «تا محمدخان درگاهی رئیس نظمیه بود، راپورت یومیه میفرستاد… پس از او کوپال هم میفرستاد. بعد [یعنی از ریاست زاهدی] موقوف شد.» چندی بعد شاه که از کاهش گزارشهای محرمانه به سوءظن افتاده بود، به گوشه و کنایه از زاهدی پرسیده بود چه شده که از وقتی شما به شهربانی رفتید، دیگر راپورتی از توطئهها نمیرسد. همه سر به راه شدهاند؟ گویا سرتیپ زاهدی گفته بود خیر قربان، اغلب اینها دروغ و ساختگی است. اگر گزارشهای دروغ را حذف کنند همین مقدار میماند.
البته چنین رویه و سلوکی چندان رضایت خاطر شاه را برنمیانگیخت. اینگونه بود که سرتیپ زاهدی را با حکم بازنشستگی، محترمانه از ارتش اخراج کردند! اگرچه چندی بعد رضاشاه دوباره او را به خدمت فراخواند اما زاهدی تا پایان سلطنت او به پستی بالاتر از ریاست باشگاه افسران نرسید. سالهای سلطنت رضاشاه برای زاهدی، سالهایی پر از نشیب و فراز و البته بدون ارتقا بود.
روزهای تبعید و حبس
استعفای رضاشاه از سلطنت در شهریور۱۳۲۰، سرتیپ زاهدی را بار دیگر به یک نظامی فعال در صحنه کشور بدل کرد. فعالیتی که البته دیری نپایید!
پس از قریب بیست سال، زاهدی ارتقا درجه یافت و با رتبه سرلشکری به خواست نخستوزیر وقت، محمدعلی فروغی برای دومین بار به ریاست ژاندارمری کل کشور منصوب شد. مأموریت زاهدی در رأس ژاندارمری کوتاه و دشوار بود. نیروهای ژاندارمری در سرتاسر کشوری اشغال شده، تنها نمایندگان مسلح حکومت مرکزی ایران بهشمار میرفتند.
مأموریت سرلشکر زاهدی تنها سه ماه به درازا کشید. در اواخر آذرماه ۱۳۲۰، زاهدی با سمت فرماندهی لشکر اصفهان راهی این شهر شد. او روابط نزدیکی با سران عشایر ایجاد کرد و موفق به تأمین امنیت این منطقه حساس در مرکز کشور شد.
فرماندهی زاهدی در لشکر اصفهان نیز دیری نپایید، اما این بار صحبت از برکناری نبود. گزارشهای کنسول انگلیس در اصفهان، درست یا غلط، حکایت از دشمنی زاهدی با انگلیسیها و روابط او با دولت آلمان
داشت. یکسال پس از شروع مأموریت او در اصفهان، زاهدی در آذر سال ۱۳۲۱ توسط نظامیان انگلیسی دستگیر و به فلسطین منتقل و تا پایان جنگ را، در تبعید و زندان اشغالگران انگلیسی گذراند.
من امانت ملت را حفظ کردم
زاهدی در شهریور ۱۳۲۴ از حبس خلاصی یافت و به ایران بازگشت. او مدتی از سوی محمدرضاشاه به سمت بازرسی ارتش گماشته شد. در دوران نخستوزیری قوامالسلطنه در سال ۱۳۲۵ نیز، مأمور رفع غائله عشایر جنوب در فارس شد.
اما نقطه عطف کارنامه فرماندهی زاهدی در این دهه، بازگشت به شهربانی بود. انتخابات مجلس شانزدهم شورای ملی با مداخلات گسترده به انجام رسید. اعتراضات در تهران شدیدتر از سایر نقاط بود. گروهی از فعالان سیاسی تهران که اندکی بعد جبهه ملی ایران را تشکیل دادند به رهبری دکتر محمد مصدق در اعتراض به تقلب گسترده در انتخابات در روز ۲۲ مهر ۱۳۲۸ در دربار شاهنشاهی متحصن شدند.
مکاتبات و مذاکراتی که میان عبدالحسین هژیر وزیر دربار و متحصنین صورت گرفت به جایی نرسید و تحصن ظاهراً بدون حصول نتیجه مطلوب خاتمه یافت. اندکی بعد در ۱۳ آبان ۱۳۲۸ هژیر بهدست یکی از اعضای گروه فدائیان اسلام ترور شد. فضای رعب و وحشت حاصل از ترور وزیر دربار شاهنشاهی به دستور دولت برای ابطال انتخابات تهران منجر شد.
دولت، سرلشکر فضلالله زاهدی را به ریاست شهربانی برگزید و مأمور حفظ امنیت و سلامت انتخابات قرار داد. زاهدی در این مقام، خاطرهای خوش از خود در ذهن ملیون برجای گذاشت. پروندهسازیهای پیشین علیه دکتر مصدق و بعضی از یاران او را که برای جلوگیری از حضور آنها در انتخابات ساخته و پرداخته شده بودند، از دستور کار خارج کرد و در برگزاری انتخاباتی سالم در تهران نهایت قدرتش در سمت خود را به کار گرفت. انتخابات تهران، برگزار و نتیجه آن پیروزی مطلق نامزدهای جبهه ملی بود.
چند سال بعد و زمانی که دیگر در جبهه مخالف مصدق قرار گرفته بود، در سخنرانی خ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 