پاورپوینت کامل اندرزهای انوشروان در شاهنامه ۵۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اندرزهای انوشروان در شاهنامه ۵۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اندرزهای انوشروان در شاهنامه ۵۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اندرزهای انوشروان در شاهنامه ۵۰ اسلاید در PowerPoint :
کتاب فردوسی بدون تردید یکی از بناهای اصلی ادبیات فارسی است. مطالعه ادبیات فارسی بدون در نظر گرفتن شاهنامه غیرقابل تصور است؛ اما پرسش نخست در اینجا این است که: «شناخت نویسندگان و شعرای فارسی زبان قرون پنجم و ششم و هفتم از شاهنامه چگونه بوده است؟» در زمینه حماسهسرایی و حتی داستانسرایی، فردوسی استاد و مرجع محسوب میشده است، زیرا وی نه تنها پیشینیان خود را به غبار فراموشی سپرده، بلکه راه را برای جانشینان و اقتباسکنندگان گشوده است.
ترجمه: محمدعلی امیرمعزی و عبدالمحمد روحبخشان
کتاب فردوسی بدون تردید یکی از بناهای اصلی ادبیات فارسی است. مطالعه ادبیات فارسی بدون در نظر گرفتن شاهنامه غیرقابل تصور است؛ اما پرسش نخست در اینجا این است که: «شناخت نویسندگان و شعرای فارسی زبان قرون پنجم و ششم و هفتم از شاهنامه چگونه بوده است؟» در زمینه حماسهسرایی و حتی داستانسرایی، فردوسی استاد و مرجع محسوب میشده است، زیرا وی نه تنها پیشینیان خود را به غبار فراموشی سپرده، بلکه راه را برای جانشینان و اقتباسکنندگان گشوده است. از دیرباز جُنگنویسان، زبانشناسان، سخنوران و مورخان کوشیدهاند تا خود را شاهنامهنویس بنمایند و نیز حماسهسرایان غیردینی در ستایش بزرگان زمان خویش و حتی حماسهسرایان دینی که گاه خود را راستگو و فردوسی را دروغباف خواندهاند، وی را بهعنوان استاد ادبی خویش برگزیدهاند. در زمینه نظمسرایی شاعران کوشش داشتهاند تا خود را نوآور بنمایند و به این جهت از بردن نام حکیم طوس سر باز زدهاند و پژوهشی طولانی باید با تأثیر شاهنامه در آنان کاملاً مشخص شود. برعکس، واکنش ادبیات اخلاقی بهکلی متفاوت بوده است. میتوان گفت که اندیشه بهرهگیری از اثر فردوسی بهعنوان یک منبع مرجع و یک نمونه به ذهن اخلاقنویسان خطور نکرده است. فردوسی در اینجا نیز مانند زندگی شخصی، تنها مانده است. هومر سرچشمه اخلاقنویسان و تراژدینویسان یونانی بوده است، اما فردوسی نمونه پایان یک جهان است، جهانی که وی کوشیده است تا تصویر فرهنگی آن را آنگونه که در زمانه وی متصور بوده، ارائه دهد. بههمین علت، هدف اخلاقی وی نمیتوانسته است دنباله داشته باشد و جوهر اخلاقی قطعاتی باستانی که وی ناقل آنها بوده، مورد بهرهگیری دوباره قرار نگرفته است.
در دوران معاصر، در میان مطالعاتی که در مورد کتاب فردوسی صورت گرفته است، بیشتر به پیگیری سرچشمههای محتوا و زبان و یا زمینه ادبی، به مقایسه دورههای مختلف شاهنامه و یا دورههای مشابه در ادبیات پرداخته شده است. بهتازگی چند پژوهشگر کوشیدهاند تا با روشی اصولی، دیدگاهها و اندیشه فردوسی را بررسی کنند. حضور این اندیشه خاص برای آنان که با شاهنامه آشنایی دارند، انکارناپذیر است. کتاب، میوه عمری کوشش و ثمره اندیشهای است که به آن زندگی و یکدستی بخشیده است. با عناصری که فردوسی در اختیار داشته است، میشد صدگونه شاهنامه نوشت، اما به قول بائوسانی: «مشخصه اصلی مثنوی فردوسی یکدستی آن است. قسمتهای مختلف مجموعاً یک واحد را پدید میآورند.»۱ جای تردید نیست که فردوسی از طریق منابع مرجع خود، تحت تأثیر ادبیات دوره ساسانی بوده است و ما در مورد برخی از قطعات، ثابت خواهیم کرد که وی ناقلی امین بوده است؛ اما فردوسی، خود به روحیه آن دوره نزدیک بوده و سراسر شعر عظیم خود را با آن رنگ و حیات بخشیده است.
گمان من این است که شاهنامه را باید با در نظر گرفتن مقصود کلی آن یک «مرآه الامراء» یا «نصیحهالملوک» تلقی کرد. شاهانی که در آیینه گذشتگان دیده میشوند، با همه بزرگیها و رنجهایشان، و اسیر در پنجه تقدیری که هیچ چیز را یارای مقابله با آن نیست، بزرگیهایی که با شگفتی ستایش شدهاند، رنجهایی که آشکارا حکایت شدهاند و تقدیری که همهجا همچون ترجیعی پر اندوه ناله شاعر را درآورده است. فرّ شاهی بر سراسر متن چیره است، فری که فراتر از انسانهاست و انسانیت هر کس بسته به آن است. نیت برآوردهشده فردوسی تازهکردن سخنان شاهان با بازنوشتن کتاب اعمال آنان بوده است. انوشروان و مشاور خردمند او بزرگمهر، شخصیتهای اصلی شاهنامهاند؛ بنابراین بررسی سخنان این دو برای دستیابی به لحن اخلاقی کلی شاهنامه، که قطعا بیش از هر چیز برای تربیت بزرگان نوشته شده است، اهمیت بهسزا دارد. گذشته از داستان پیچیده کیخسرو، حکایت پادشاهی انوشروان طولانیترین حکایت شاهنامه است (۴۴۶۸بیت، و پس از آن حکایت پادشاهی خسرو پرویز با ۴۰۸۳ بیت). داستان کیخسرو، نقطه اوج قسمت حماسی شاهنامه، و سلطنت انوشروان مهمترین جزء قسمت داستانی تاریخی آن است. سلطنت خسروپرویز آخرین دوره بزرگ پادشاهی پیش از سقوط ساسانیان است. کیخسرو انتقامجو و زاهد است، خسرو پرویز پادشاهی است در معرض اعتراض، و انوشروان نمونه فرمانروای موفق، یعنی پادشاه دادگر است. نحوه پرداخت داستان انوشروان، همچون دیگر داستانهای شاهنامه، نمایانگر ساخت اندیشه فردوسی است.
خطابه آغازین انوشروان
در شاهنامه از پادشاهی اردشیر به بعد، «خطابه آغازین» جزء ضروری مراسم تاجگذاری هر پادشاه است. گرینیاسکی به متنی از ابن مقفع دست یافته است که در آن وصف مراسم خطابه تاجگذاری ساسانی به هنگام جشن نوروز آمده است: نخست پادشاه اعلام میکرد امروز روزی است که باید آنچه را زمان فرسوده است، نو کرد. او خود را سزاوارترین مردم معرفی میکرد. آنگاه بزرگان دولت وظایف شاه را به وی یادآوری میکردند و پس از پیشکش و تقسیم هدایا، پادشاه سخن را با اندرز به همگان پایان میداد. روایت شاهنامه دیگرگونه است. تاجگذاری با خطابه شاهی آغاز میشد و پس از کفزدن حاضران با تقسیم هدایا پایان میگرفت. پادشاه در خطابه خویش وظایف بزرگان و رعایا را یادآوری و اصول رفتاری خویش را بازگو میکرد و به این ترتیب نوعی قرارداد ضمنی با مردم میبست. کف زدن حاضران نشانه موافقت ایشان با این قرارداد بود.
خطابه تاجگذاری انوشروان با ستایش خداوند و اقرار به برتری او آغاز شده است. در پایان نیز همین اقرار به صورت دعوت به فرمانبری از خداوند قبل از هر کس دیگر آمده است. میان این دو قسمت یزدانشناختی، هجده اندرز یا رأی آورده شده است: نخست در مورد دادگری: همه کس باید عادل باشد و خواست خویش را نزد پادشاه بیاورد تا او بتواند به عدل رفتار کند. سپس هشدارهایی در مورد معایب شخصی همراه با چند اندیشه اخلاقی آورده شده است و اندرزهای پایانی به وزیر و سربازان و رعایای نیک و بد مربوط است.
در میان سی خطابه تاجگذاری در شاهنامه، خطابه انوشروان از همه گستردهتر است. خطابهها همیشه شامل چهار محور اصلی هستند که به شیوههای مختلف بیان شدهاند: ستایش خداوند، پیمان پادشاه در مورد درپیش گرفتن دادگری، تشویق رعایای نیک و تهدید رعایای بد، قول در مورد دفاع از بیچارگان و ناداران. گویی فردوسی به یاری این چهار اندیشه کلی، خود با سبکی که از ابتدا با ستایش خرد در پیش گرفته، محتوای خطابهها را پرداخت است. با اینهمه گاه پیداست که اندرزی را که در متنی خوانده، به یاد میآورد و بازگو میکند. با وجود یکنواختی کلی محتوا، باید اذعان داشت که فردوسی در جزئیات، مطالب تکراری زیادی نیاورده است. پس از خطابه تاجگذاری، مطالب بسیار آمده که شاید منشأ الهام خطابه بوده است. بیان احکام اداری عملی که باعث اشتهار دادگری انوشروان شده است، تقسیم کشور به چهار منطقه، بستن مالیات، تشویق زراعت، دعوت دولتمردان به عدالت، راهنمایی سپاهیان، دعوت از رعایا به آوردن شکوههایشان نزد پادشاه، خاصه در مورد مالیات فردوسی به این ترتیب انوشروان را مظهر فرمانروای دادگر نموده است.
پس از اصول نظری خطابه تاجگذاری، احکامی عملی آمده که به لحاظ تاریخی میدانیم باعث اعاده نظم به کشور پس از اغتشاشات
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 