پاورپوینت کامل امام علی (ع) و پدیده خوارج ۶۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل امام علی (ع) و پدیده خوارج ۶۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امام علی (ع) و پدیده خوارج ۶۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل امام علی (ع) و پدیده خوارج ۶۵ اسلاید در PowerPoint :

عصیان علیه وضع موجود

۱ـ دوران خلافت امام علی ابن ابیطالب(ع) یکی از پیچیده‌ترین دوران‌های صدر اسلام است. حضرتش در سخت‌ترین زمان به خلافت برداشته شد و مجبور به تحمل مصائب و مشکلات فراوانی گردید که اصولا ریشه در دوران‌های گذشته داشت. عموماً چنین می‌اندیشند که مشکلات فرا روی امام، به دلیل سیاست‌های سختگیرانه و عدالت‌محورانه ایشان بود؛ اما این بخش کوچکی از داستان است. مشکلات اساسی از نیمه دوران خلافت خلیفه دوم آغاز شده و رشدی فزاینده می‌یابد و در دوران خلیفه سوم و به‌ویژه در نیمه دوم آن، تشدید و بلکه نهادینه می‌شود و با کشته شدن او به اوج خود می‌رسد. در چنین شرایطی است که مردم به سوی امام هجوم می‌برند تا خلافت را بپذیرد. واقعیت این است که هر کس دیگری هم به جای امام بود، با چنان مشکلاتی مواجه می‌شد.

عصیان علیه وضع موجود

۱ـ دوران خلافت امام علی ابن ابیطالب(ع) یکی از پیچیده‌ترین دوران‌های صدر اسلام است. حضرتش در سخت‌ترین زمان به خلافت برداشته شد و مجبور به تحمل مصائب و مشکلات فراوانی گردید که اصولا ریشه در دوران‌های گذشته داشت. عموماً چنین می‌اندیشند که مشکلات فرا روی امام، به دلیل سیاست‌های سختگیرانه و عدالت‌محورانه ایشان بود؛ اما این بخش کوچکی از داستان است. مشکلات اساسی از نیمه دوران خلافت خلیفه دوم آغاز شده و رشدی فزاینده می‌یابد و در دوران خلیفه سوم و به‌ویژه در نیمه دوم آن، تشدید و بلکه نهادینه می‌شود و با کشته شدن او به اوج خود می‌رسد. در چنین شرایطی است که مردم به سوی امام هجوم می‌برند تا خلافت را بپذیرد. واقعیت این است که هر کس دیگری هم به جای امام بود، با چنان مشکلاتی مواجه می‌شد.

حضرت عملا وارث چنین میراث سنگینی است. در چنین اوضاع و احوال آشفته‌ای است که به ناگهان «خوارج» سر بر می‌آورند و بر امام خروج می‌کنند. این خروج بیش از آنکه بر امام باشد، بر اصل حکومت و حاکمیت و نظم و آداب و رسوم و فرهنگ و تمدن شهری و شهرنشینی است. اگرچه در درون این مجموعه نامنسجم، فتنه‌انگیزانی هستند که هدفشان انتقام گرفتن از قریش و به عنوانی از قبیله «مُضَر» است. عموم قبایل ساکن در منطقه‌ حجاز و به‌ویژه مکه و از جمله قبیله قریش به این قبیله بزرگ تعلق داشتند و از زمان‌های دور رقابتی فراموش نشدنی و تعدیل ناشده بین سه قبیله بزرگ «مضر»، «ربیعه» و «تمیم» وجود داشت.

مخالفت آنان با امام بیش از آنکه دلیل شخصی داشته باشد، به دلیل وابستگی ایشان به قریش است. و نیز هستند کسان دیگری که طولانی شدن دو جنگ جمَل و صفین و افزایش مقتولان، آنان را در بن‌بستی روحی و فکری و اعتقادی قرار داده بود. تلقی آنان از جهاد، جنگهایی بود که با غیر مسلمانان می‌کردند و غنایم انبوهی به همراه داشت؛ اما در اینجا غنیمت و اسیری وجود نداشت. این اولین تجربه‌ای بود که مسلمانان به روی یکدیگر شمشیر می‌کشیدند و همیشه اولین تجربه، مشکلات خاص خود را دارد.

مجموعه این عوامل بود که به جریان خوارج شکل داد. مسئله نه دینی بود و نه تقدس‌مآبی دینی. گرچه شکلش دینی بود، اما بیشتر رقابت با دیگران و بهانه‌جویی و عصیان علیه وضعیتی بود که در آن می‌زیستند. آنان برای نخستین بار زندگی شهری و در کنار یکدیگر بودن را تجربه می‌کردند. اگرچه قابل انکار نیست که گروهی از آنان با رویکردی بدویانه اسلام را درمی‌یافتند. در اینجا اسلام وسیله‌ای بود برای ابراز مخالفت و طغیان و نه آنکه اسلام و معتقدات دینی عامل اعتراض باشد. اسلامی را می‌خواستند که خود مفسر آن باشند و هیچ سخن و تفسیر دیگری را برنمی‌تافتند، هرچند که متکی به قرآن و سنت نبوی باشد.

ساختار اجتماعی و فرهنگی جزیره‌العرب

۲ـ عموماً تحولات تاریخ اسلام را تنها ناشی از عوامل اعتقادی می‌دانند و موضع‌گیری‌های مختلف را در چارچوب اختلاف‌های عقیدتی درمی‌یابند و می‌پندارند تفاوت‌های فقهی و کلامی، عامل اصلی اختلافات بوده است. در این که چنین عاملی وجود داشته، سخنی نیست. سخن در این است که عوامل فراوان دیگری هم در این میان دخالت داشته که چه بسا به‌مراتب مهمتر و تعیین‌کننده‌تر از عامل اعتقادی بوده است و بعضا عامل اعتقادی تنها پوششی برای تعارض‌هایی بوده که طرفین را به دشمنی وا می‌داشته است.

برای یافتن این عوامل، می‌باید جزیره‌العرب آن ایام به‌خوبی و با دقت شناخته شود و اینکه ساختارهای درونی آن ـ اعم از اجتماعی و تاریخی ـ چه بوده و کدامین فرهنگ و اخلاق و آداب و رسومی بر مردمش حاکم بوده است، و اینکه ساختارهای روانی و شخصیتی آنان چگونه شکل گرفته و منطق فکری و رفتاری‌شان چه بوده است. تحولات هر جامعه‌ در درون واقعیت‌های آن شکل می‌گیرد و به پیش می‌رود و لذا مجبوریم دگرگونی‌های مختلف را با توجه به بستر اجتماعی و تاریخی و نیز خصوصیات روحی و شخصیتی آنان، بررسی کنیم.

جزیره‌العرب سرزمینی است وسیع که اکنون مشتمل است بر عربستان، یمن و شیخ‌نشین‌های کنونی خلیج فارس (کویت، قطر، امارات و عمان). تاریخ و فرهنگ و ساختارهای درونی این مجموعه عمیقا متأثر است از موقعیت جغرافیایی و طبیعی آن. صرف نظر از برخی حواشی آن که از آب کافی برخوردار بود، بخشهای دیگر سرزمینی بود بیابانی و خشک و بلکه بسیار خشک و خشن. این طبیعت، مهمترین عامل تعیین‌کننده در شکل‌دهی به ساختار اجتماعی و اخلاق و منش ساکنانش بود؛ همچنان‌که مانع از آن بود که مورد هجوم قدرتی خارجی قرار گیرد. اولا این صحرای وسیع و خشک، طمع جهان‌گشایی را برنمی‌انگیخت؛ و ثانیا همین عامل طبیعی، مهمترین عامل شکست هر نیروی مهاجمی می‌گردید. نبود مهاجم خارجی، موجب شده بود که احساساتی فراقبیله‌ای در آنان شکل نگیرد و آنان هیچ‌گاه خود را یک ملت نینگارند.

در این میان، یمن یک استثنا بود. شرایط طبیعی آن متفاوت بود و متناسب با آن، تاریخ و تمدن و فرهنگش. مدتها پیش از ظهور اسلام، حبشیان به یمن حمله کردند و از طریق آن به برخی از نقاط داخلی جزیره‌العرب دست‌اندازی کردند؛ همچنان‌که به دلیل یاری‌خواستن حاکم یمن از انوشیروان، گروهی از سربازان ایرانی به یمن رفتند و بیشترشان در آنجا اقامت گزیدند. صرف‌نظر از عوامل طبیعی و تاریخی، این تجربیات قبل از اسلام، یمن را «یمن» کرد و یمنی و یمانی بودن به عنوان کم و بیش یک «هویت» و تا حدودی یک «ملت» مفهوم یافت و این عامل، آنان را با ساکنان شبه‌جزیره متفاوت می‌ساخت. بسیاری از حوادث و تحولات قرون اولیه اسلام عمیقا ناشی از تعارض و کشمکش بین قبایل ساکن در یمن و شبه‌جزیره است.

اوضاع طبیعی و پیامدهایش، شبه‌جزیره را در نوعی انزوای تاریخی فرو برده بود، اگرچه رگه‌هایی از نفوذ فرهنگی و فکری و دینی برون‌سرزمینی در آن یافت می‌شد، اما در مجموع و در مقایسه با همسایگان ایرانی و رومی و حبشی و یمنی، می‌توان گفت مجموعه‌ای منزوی و بسته بود. همین حالت موجب تقویت و تحکیم ساختارها و علقه‌های قبیله‌ای می‌شد. عملا «قبیله» سلول جامعه بود و نه «فرد»، و فرد منحل در واقعیت قبیله بود. اراده و اختیار او، عزت و افتخار او، غرور و تعصب او، جنگ و صلح او و بالاخره منش و رفتار او همگی در وابستگی‌اش به قبیله مفهوم می‌یافت و بلکه در آن خلاصه می‌شد.

وحدت دینی، وحدت سیاسی

۳ـ برای نخستین بار در تاریخ جزیره‌العرب، ساکنان آن در سالهای آخر عمر پیامبر(ص) مرکزیت یافتند. قبل از رحلت حضرت، این سرزمین به اسلام گروید و این به معنای به رسمیت شناختن قدرت متمرکز در مدینه بود. دین جدید به همراه خود وحدت دینی، و نیز وحدت سیاسی را به ارمغان آورده بود.

پس از خبر وفات پیامبر(ص)، برخی از قبایل، به‌ویژه در ناحیه نجد و یمن، سر به شورش برداشتند و بسیاری از آنان مرتد شدند. این ارتدادی دینی و همچنین عصیانی سیاسی بود که به‌سرعت و با جان‌فشانی بسیار سرکوب شد. معروف است که در این جریان بیش از هفتصد نفر از قاریان و حافظان قرآن کشته شدند. مدتی بعد ساکنان این سرزمین که نیروی پرشمار و نامنظم و انگیخته‌شده‌ای را تشکیل داده بودند، به سوی امپراتوری‌های شمال و شرق سرازیز شدند و در مدت کوتاهی آنها را به زانو درآوردند.

شوق کسب غنیمت و جهانگشایی که رگه‌های نیرومندی از اعتقادات دینی را در برخی از آنان به همراه داشت، اوضاع و احوال کاملا جدیدی به ارمغان آورد. رقابت‌ها و خصومت‌های قبیله‌ای فروکش کرد و همگان در خلسه‌ای که پیروزی‌های مداوم و ثروت انبوه سرازیر شده به وجود آورده بود، شناور بودند. کم و بیش شبیه حالتی که فتوحات و طلاهای سرازیر شده از بخش جنوبی قاره تازه کشف شده آمریکا، در اسپانیا و پرتغال قرن شانزدهم ایجاد کرد.

اختلاف طبقاتی

۴ـ ماجرا در دوران خلافت خلفای دوم و سوم چنین است. در نیمه دوم خلافت خلیفه سوم از سرعت پیشروی‌ها کاسته شد، مضافا که بخش مهمی از ثروت متمرکز در دو امپراتوری ایران و روم شرقی (بیزانس) هم که در پایتخت‌هایشان قرار داشت، منتقل شده بود و این سرآغاز تنشهای قبیله‌ای و منطقه‌ای است که به دلیل اشتغال به جنگهای برون‌مرزی، سالها فراموش شده بود. مضافا که سیاست‌های اتخاذشده در دوران خلیفه دوم که عملا نهادینه شده بود، این جریان را تشدید می‌کرد.

خلیفه دوم به قریشیان و نیز مهاجر و انصار، توجه خاصی داشت و از بیت‌المال سهم بیشتری بدانها اختصاص می‌داد و این سیاست در مورد اعراب و غیر اعراب مسلمان هم، اعمال می‌شد. در زمان خود او و حتی در اوایل دوران عثمان این تفاوت‌ها کمتر مورد توجه قرار می‌گرفت؛ اما به‌تدریج مورد توجه و بلکه مورد تأکید قرار گرفت. تغییر سریع شرایط، موجب زنده و فعال شدن مسائلی شد که یک چند به دلایلی که گفته شد، فراموش شده بود.

از جمله مهمترین مسائل، رقابت و خصومت بین سه قبیله بزرگ «مُضر»، «ربیعه» و «بنی‌تمیم» بود و چنان‌که گفتیم، قریش به مجموعه مُضر تعلق داشت و تمیمی‌ها ساکن یمن بودند، اگرچه شاخه‌هایی از آنان در مدینه سکونت داشتند. رقابت بین این دو گروه به بسیاری از حوادث اواخر دوران عثمان و بعد از آن شکل داد و

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.