پاورپوینت کامل بازتاب ایران باستان در شعر حافظ شیرازی ۷۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بازتاب ایران باستان در شعر حافظ شیرازی ۷۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بازتاب ایران باستان در شعر حافظ شیرازی ۷۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بازتاب ایران باستان در شعر حافظ شیرازی ۷۳ اسلاید در PowerPoint :
شعر حافظ شیرازی بیگمان چکید روح ایرانی است. روح ایرانی در درازنای چند هزاره از دوران باستان تا روزگار اسلامی فراز و نشیبهای شگرف تاریخی و فرهنگی را پشت سر گذاشته و آبدیده شده است.
شعر حافظ شیرازی بیگمان چکید روح ایرانی است. روح ایرانی در درازنای چند هزاره از دوران باستان تا روزگار اسلامی فراز و نشیبهای شگرف تاریخی و فرهنگی را پشت سر گذاشته و آبدیده شده است.
از ایران باستان آثار نوشتاری نظم و نثر بازمانده است، ولی شمار و پیکره این نوشتارها در سنجش با آثاری که پس از اسلام به نوشتار درآمده است، بس خُرد و کم حجم است. همین اندازه از نوشتار باستانی که به زبانهای اوستایی، پهلوی اشکانی، فارسی میانه، سُغدی، خوارزمی، سکایی و نوشتههای مانوی تورفان بازمانده کافی است که به ژرفای فرهنگ ایران زمین پی ببریم.
نام ایران هرچند در دیوان حافظ نیامده، اما از فارس سه بار و از شیراز نیز یازده بار یاد شده است. نبود نام ایران در دیوان خواجه حافظ چندان شگفتآور نیست، چون در سد هشتم هجری و عصر حافظ، ایران در قلمرو چندین فرمانروایی به سر میبرده و هنوز فرمانروایی در دست ایلخانان مغول بوده است که از سوی خود فرمانروایان بومی بر نواحی گوناگون گمارده بودند. در این سده، نزدیک به ده تن از ایلخانان فرمان میراندند.
به هر رو، یاد فارس و شیراز در دیوان حافظ بسنده است که روح میهن دوستی و ایرانگرایی شاعر را آشکارا ببینیم. از این گذشته، غور در ژرفای دیوان حافظ نشان میدهد که «پس از شاهنامه هیچ اثر پارسی بیشتر از دیوان حافظ روح ایران را نمینمایاند. نام ایران و حتی قلمرو جغرافیایی آن در روزگاران گذشته در دیوان بازتاب چندانی ندارد، زیرا آنچه روح خواجه حافظ را بیطرف کرده است، فرهنگ و تاریخ و زبان شکر شکن فارسی است»(اسلامی ندوشن، ۱۳۸۸ : ۲۷۸).
در دیوان حافظ از آتشکد فارس یاد شده است، اما نمیدانیم که خواجه تا چه اندازه از فارس کهن سال و باستانی آگاه بوده یا نقاط باستانی آن را دیده است. آیا به راستی حافظ از ویرانهها و بازماندههای تخت جمشید دیدن کرده است که این همه از جم و جمشید یاد میکند؟ هرچند از تخت جمشید یاد میکند:
ای حافظ ار مراد میسر شدی مدام
جمشید نیز دور نماندی ز تخت خویش
یا آیا آثار باستانی بیشابور، سنگ نگارهها و نقش برجسته ها و پرستشگاه آناهیتا را در کازرون دیده است؟ او در غزل های خود به این آثار دیرین اشارهای نمیکند، “چون سرایند «جوهر و جان» است و نه بنا و خاک…در زمان حافظ، روح ایران گذشته چون شبحی سرگردان در تردد بوده است. کتابهایی که در عصر مغول و ایلخانی نوشته شدهاند، از نوع جهانگشای جوینی و جامع التواریخ رشیدی حکایت از توجه زیاد به قهرمانهای باستانی دارند و در این نوشتهها از ابیات شاهنامه بارها و بارها نقل شده است” (همان، ۲۷۹).
حافظ از شخصیتهای حماسی ایران مانند جمشید، فریدون، رستم، افراسیاب، سیاوش، کیکاوس و کیخسرو یاد میکند و این نشان میدهد که او با شاهنامه، به واسطه یا بیواسط آشنا و مأنوس بوده است، یا از طریق تواریخ کهن با این شخصیتها و داستانهای حماسی آشنا شده است.
یکی از نکات تاریخی روزگار حافظ که به شناخت شخصیت فرهنگی شاعر کمک میکند، نزدیکی و علاق او به شاه ابواسحاق اینجو بوده است، فرمانروایی که به دستور امیر مبارزالدین کشته شده بود. می دانیم که ابن بطوطه در زمان شاه شیخ ابواسحق اینجو در شیراز بوده و نوشته که «شاه ابواسحاق تصمیم گرفته ایوانی نظیر ایوان کسری (کاخ مدائن) بنا کند. لذا فرمان داد که مردم شیراز پای بنا را بکنند» (همان، ۲۸۰ ـ ۲۸۱). همین خود نشان دهند عشق فرمانروا به ایران باستان و شکوه و عظمت فرهنگ و تمدنِ از میان رفته است و مؤانست خواجه حافظ با او همین عشق به ایران باستان را نشان میدهد.
به طور کلی، آنچه در روح دیوان حافظ بازتاب مییابد، میتواند شکوه، مجد و عظمت یک فرهنگ دیرسال، قدرتِ بر بادرفته و تجلیل و تکریم حکمت و معرفت گذشته باشد. هر آنچه شاعر در زوال عمر آدمی سروده، بازتابند همین دورنمایههای باستانی است. تاریخ و فرهنگ و شکوهِ از دست رفته بهترین نمود گذرایی عمر و زندگی انسان است که پیش از خواج شیراز، فردوسی و خیام به بهترین شکل در اشعار خود بیان کردهاند.
حافظ نامها، ترکیبات و اصطلاحات خاص ایران باستان را بارها در غزل های خود به کار برده است، ترکیبات و نامهایی چون جام جهانبین، پیر مغان، جام کیخسرو، جام جم و غیره. حافظ پژوهان بارها دربار این ترکیبات و نامها سخن رانده و هر یک بنا به فراخور دیدگاهشان آنها را تفسیر و تحلیل کردهاند.
نگارنده این ترکیبات خاص را اسطورهسازیهای حافظ میدانم و بر این باورم که حافظ با ابداع ترکیبات نو و معنابخشی تازه و بدیع به برخی از ترکیبات باستانی، دست به اسطورهسازی زده و شاعری اسطوره ساز است. بسیاری از شاعران پیش از او اسطوره پردازی کرده اند. بدین معنی که برخی از درونمایه های باستانی و اساطیری را در شعر خود اورده اند. اما اسطوره سازی چیزی غیر از اسطوره پردازی است و حافظ برپای اسطوره های باستانی اسطوره های خود را ساخته است. این خلاقیتی است که هر شاعری در روزگار قدیم از آن برخوردار نبوده است و بیشتر، شاعران مدرن مانند تی. اس. الیوت ، عزرا پاوند، اُکتاویو پاز و برخی دیگر به اسطوره سازی های جدید دست زده اند. به گمان نگارنده، با توجه به نقد نوین اسطوره شناختی، جام جهانبین دیگر همان جام اساطیری کیخسرو یا جمشید نیست، بلکه ترکیبی تازه با معنا و مفهوم نمادین نوینی است که پرورد ذهن پویا و آفرینشگر شاعراست.
هنگامی که حافظ از پیر مغان سخن می گوید، از ژرفای فرهنگ ایران، وجدان ناخودآگاه قوم ایرانی و از انسان کامل حرف میزند، نه اینکه لزوماً مغ و وَخشور مزدایی و زردشتی باشد که در هستی شناسی حافظ تنها در ژرفا و لایه های ژرف ساختی اش قابل درک است.
پیر مغان به راستی پیری اساطیری است (خرمشاهی، ۱۳۶۸ : ۹۶) و در اصل مرشد حافظ است، پیر اوست (ولی نه به معنای رسمی و خانقاهی) و حافظ فقط در مقابل او سر فرود میآورد و سخن او را مینیوشد و ملازم خدمت و درگاه اوست (همان، ۹۸).
پس اصطلاحاتی چون دیر مغان، می مغانه، مغبچه و غیره بیشتر نمادین و اساطیریاند تا اینکه مستقیماً به زرتشت و زرتشتیگری مربوط باشند، هرچند ریش تاریخیشان به حکمت مزدایی بر میگردد:
گر پیر مغان مرشد ما شد چه تفاوت / از آستان پیرمغان سر چرا کشیم / سرِ ما خاک ره پیر مغان خواهد شد/ حلق پیر مغانم ز ازل در گوش است/ بند پیر مغانم که ز جهلم برهاند / یا از همه پرآوازهتر:
مشکل خویش بر پیرمغان بردم دوش
کو به تأیید نظر حل معما میکرد
میتوان گفت که پیر مغان شخصیتی آرمانی و اساطیری است و به راستی “شخصیتی خیالی است که هرگز پای به عالم وجود ننهاده است. پیر مغانِ حافظ چکیدهای از تاریخ است، کسی که از میان انبوه اندیشهها و باورها و دانستههای بشری، از هر گونه و رنگ سر بر آورده و به عنوان جوهر روشننگری و تجسم مردمی، حضور همیشگی خود را بر جای میدارد. پیر است و نسب به مغان میبرد… مغ وابسته به ایران مزدایی است…پیر مغان اختراع حافظ نیست، ولی هیچ کس پیش از او چنین بُعدی به شخصیت او نبخشیده که کلید چارهها و معماها در دستش باشد(اسلامی ندوشن، ۱۳۸۸: ۲۸۴). پیرمغان یک انسان آرمانی و انسان کامل است. از طریق پیر مغان و هر چه به او پیوند یابد، اتصال میان ایران گذشته و ایران بعد از اسلام را میتوان یافت (همانجا). از اینرو، آمیختگی روح ایران و روح اسلام را در سراسر دیوان حافظ میتوان حس کرد و آشکارا دریافت.
به بیان دیگر، میتوان گفت که کاربرد مغ و مغان در دیوان حافظ، اشاره ای مستقیم به طایف مگو یا مغ در دور ماد و هخامنشی به روایت هرودوت نیست، بلکه ترکیبی بازساخته یا نوساختهای از اوست: «روحالقدس حافظ پیر مغان است که نفس مسیحایی خود را در شاعر میدمد (مسکوب، ۱۳۵۷: ۴۰)
رویکرد حافظ به پیر مغان، «که نامش همزاد شراب و آتش و روشنایی است، بازگشت روشنانِ پیشین است به قرآن با سخاوت و پذیرای سین حافظ که در به روی هر جویای حقیقتی گشوده بود. دانش دیرین و اسرارآمیز مغانه که راهی به راز خدا میبرد، در او زندگی از سر گرفت»(همان، ۴۴).
اگر به ترکیب «پیر مغان» بیشتر توجه کنیم، میبینیم که خودش ترکیب ناسازی است: پیر برابر انسان کامل و کمال معنوی است و مغان که در فرهنگها به معنی مجوس، نامسلمان و غرقه در مادیات و وابستگی های زمینی است. از اینرو، گمان بردهاند که پیر مغان «تمثل انسان طبیعی و ایستاده در برزخ میان فرشته و حیوان است که مثل منِ شعری حافظ فقط در جهان زبان حافظ وجود دارد و مصداق خارجی ندارد… پیر مغان نه فرشته است، نه حیوان، مظهر انسان واقعی است که با آشکار کردن هر دو جنب مثبت و منفی خود، مظهر ریاستیزی است» (پورنامداریان، ۱۳۸۸: ۱۱). به عبارت دیگر، “انسان یا “منِ” حافظ در حد کمال، در ترکیب رمزی و رسای “پیر مغان” متبلور می شود که خود در عین آسمانی بودن –به سبب “پیر” بودن- به سبب “مغ” بودن، زمینی است. بنابراین، عالم شعر حافظ هم چهره و آیین پیر مغان است و مثل “پیر مغانِ” عالم شعر حافظ نیز وجود خارجی و مادی صِرف ندارد. این عالم نه عالم معقول است نه عالم محسوس، نه عالم ملک است و نه عالم ملکوت، اما در عین حال، هم محسوس است و هم معقول، هم روحانی است و هم جسمانی و این دقیقا به معنی برزخی بودن عالم شعر حافظ است”(همان، ۷۰-۷۱).
دربار عناصر دیگر فرهنگ و اساطیر ایران باستان همین بسنده است که به یکی در پرآوازهترین غزل های حافظ نگاهی دیگر بیافکنیم. نیمی از بیت های این غزل هر یک به یکی از مفاهیم باستانی ایران اشاره دارد:
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرونست
طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
مشکل خویش بر پیر مغان برم دوش
کو به تأیید نظر حل معما میکرد
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم گفت آن روز که این گنبد مینا میکرد
دربار جام جم باید گفت که در شاهنامه فردوسی، در داستان بیژن و منیژه به جام گیتی نما اشاره شده است. آنجا که بیژن در چاه زندانی میشود و سرانجام، کیخسرو او را در جام گیتینما پیدا میکند.
در روایات دیگر نیز جام گیتینما را به جمشید نسبت دادهاند. البته تردیدی نیست که «جام جم» در دیوان حافظ دو معنی دارد: الف) جام می ب)دل عارف. جام جم کنایه از دل غیبنما و رازگشای عارف است» (خرمشاهی، ۱۳۶۸: ۵۶۵). به سخنی دیگر، میتوان چنین برداشت کرد که “جام جهان بین اسرارنما با جام می اختلاط و اقتران تام دارد و عارف بزرگوار در جام میِ صافی، راز دهر را معاینه میبیند و حقایق اولین و آخرین را در آین قدح…. مشاهده میکند(مرتضوی، ۱۳۴۴ : ۱۸۹). مگر نه اینکه جام جم دل صافی عارف است و به واسط آن نه تنها هم اشیاء و آدمیان را میتوان دید، بلکه مستحیل در عالم معنا میتوان شد:
به یقین دان که جامجم دل تو است
مستقر سرور وغم، دل توست
چون تمنا کنی جهان دیدن
جمله اشیا در آن توان دیدن
میدانیم که جامجم در شعر خواجه حافظ به چندین ریخت آمده است: جام جهان بین، جام جهاننما، جام کیخسرو، جام گ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 