پاورپوینت کامل اشتراک لفظی در ماده قرآنی «ذ ک ر» در بوت? نقد ریشهشناختی ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اشتراک لفظی در ماده قرآنی «ذ ک ر» در بوت? نقد ریشهشناختی ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اشتراک لفظی در ماده قرآنی «ذ ک ر» در بوت? نقد ریشهشناختی ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اشتراک لفظی در ماده قرآنی «ذ ک ر» در بوت? نقد ریشهشناختی ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint :
ریشه ثلاثی«ذ ک ر» به عنوان یکی از ریشههای پرکاربرد در قرآن کریم، از دو طیف کاربرد برخوردار است؛ طیف نخست با محوریت واژ «ذِکـْر» به معنای یاد کردن، و طیف دوم با محوریت واژ «ذَکَر» به معنای نر و نرینگی. واژ ذِکر در قرآن ۷۶ مورد کاربرد دارد و بیشتر از ۲۰۰ مورد هم مشتقات آن به کار رفته است. واژ ذَکَر نیز ۱۴ مورد کاربرد مستقیم دارد و ۴ مورد کاربرد همخانوادههای آن دیده میشود.
دبا: این مقاله در
زندگی نامه و خدمات علمی و فرهنگی محمد جواد مشکور منتشر شده است.
مقدمه:
ریشه ثلاثی«ذ ک ر» به عنوان یکی از ریشههای پرکاربرد در قرآن کریم، از دو طیف کاربرد برخوردار است؛ طیف نخست با محوریت واژ «ذِکـْر» به معنای یاد کردن، و طیف دوم با محوریت واژ «ذَکَر» به معنای نر و نرینگی. واژ ذِکر در قرآن ۷۶ مورد کاربرد دارد و بیشتر از ۲۰۰ مورد هم مشتقات آن به کار رفته است. واژ ذَکَر نیز ۱۴ مورد کاربرد مستقیم دارد و ۴ مورد کاربرد همخانوادههای آن دیده میشود.
دکتر محمدجواد مشکور، سامیشناس فقید ایرانی در کتاب ارزشمند خود فرهنگ تطبیقی عربی با زبانهای سامی و ایرانی، این دو طیف از کاربرد «ذ ک ر» را به شیوهای آورده است که نشان میدهد به ارتباط ریشهشناختی میان آنها قائل نبوده و به تعبیر دیگر، نسبت آنها را صرفاً در حد اشتراک لفظی میدانسته است (مشکور، ۱۳۵۷: ۱/۲۶۶-۲۶۷). این موضع پیشتر نیز از سوی برخی لغتشناسان کهن مانند ابنفارس (د ۳۹۵ق) به صراحت مطرح شده بود (ابنفارس، ۱۳۶۶: ۲/۴۵۸) و از سامیشناسان نیز کسانی چون جسترو همچون مشکور با این دو طیف کاربرد به عنوان دو ریشه مستقل رفتار کردهاند (:
Jastrow, 1903 I/307-308
).
این درحالی است که هم از سوی لغتشناسان قدیم و جدید، و هم از سوی سامیشناسان، تلاشهایی برای مرتبط ساختن این دو طیف از حیث ریشه، به عمل آمده است. از جمله ابوهلال عسکری (د ح ۴۰۰ق) که دو معنا را از یک منشأ میشمارد و معنای اصلی را «قُوّت» میانگارد، خواندن جنس نر به ذَکَر را از آن روی میداند که از ماده قویتر است. او «یاد کردن به قلب» را از آن رو با معنای اصلی ماده مربوط دانسته است که با آن چیزی در قلب استوار گشته، قوت میگیرد و دربار «یاد کردن به زبان» هم چنین است (ابوهلال عسکری، ۱۴۲۸: ۲۲۱). همچنین در میان سامیشناسان، گزنیوس در فضای زبان عبری در حد یک احتمال ابهامآلود، رابطه میان دو طیف از معنا را مطرح ساخته و اشاره کرده است جنس نر ممکن است از آن رو با ماده /
ZKR
/ نامیده شده باشد که «نر به مثاب یادشده» و به مثاب «آنچه دربار آن سخن گفته شده است» در مد نظر بوده باشد (
Gesenius, 1939: 271
). از میان عالمان معاصر مسلمان هم به نحو غریبی نزدیک به همین توجیه نزد حسن مصطفوی دیده میشود. او تصریح میکند که ذَکَر از معنای ذِکر گرفته شده است، از آن رو که ادعا دارد «جنس نر مظهر یادآوری است و از طریق فرزند ذکور است که والد را یاد میکنند» (مصطفوی، ۱۳۹۳: ۳/۳۴۵).
مسئل اصلی در مقال حاضر آن است که معلوم شود میان دو طیف از کاربرد ماده «ذ ک ر» چه رابطهای از نظر ریشهشناسی وجود دارد و در سطحی کلانتر، مشخص گردد تا چه حد میتوان در ریشههای ثلاثی یا رباعی عربی همنامی یا اشتراک لفظی را انتظار داشت. روش به کار گرفته شده در این پژوهش ریشهشناسی با تکیه بر الگوهای معمول در زبانشناسی تاریخیِ سامی است و در پیجویی از ریشهها، کاوش تاریخی، هم در سطح سامی باستان به عنوان زبان مادر و هم در سطح آفروآسیایی به عنوان زبان نیا انجام میگیرد.
الف) طیف کاربرد «ذ ک ر» به معنای یاد کردن
ریش «ذ ک ر» در عربی به معنای یاد کردن و معانی مرتبط با آن، در هم شاخههای زبانهای سامی دیده میشود و همزادهای آن از قرار زیر است؛ مشکور بیشتر این همزادها را نشان داده (مشکور، ۱۳۵۷: ۱/۲۶۶-۲۶۷) و برخی به عنوان تکمله بر آن افزوده شده است:
زیرشاخ شمالی حاشیهای:
اکدی: /
zakru(m
)/: سخن گفتن، گفتن، نامیدن، سوگند خوردن، یاد کردن، به خاطر آوردن (
Black, 2000: 443
)
/
zakru, zikru, zkirum
/ به معنای دستور، فرمان (
Black, 2000: 443
)
/
zikru(m
)/ به معنای ادای کلام، نام، سخن، فرمان (
Black, 2000: 442
)
با جابهجایی /
z
/ با /
d
/ که نشان از ریشه گرفتن از واج سامی /
/ دارد:
/
dikur
/ : قضاء، رأی و تصمیم (
Black, 2000: 59
)
زیرشاخ کنعانی:
عبری: /
zkar
/: بهخاطر آوردن، بازخواندن، به خاطر آوردن (
Gesenius, 1939: 269-270
)
/
zeker
/ : یادمان، خاطره (
Gesenius, 1939:271
)
فنیقی: /
ZKR
/: به یاد آوردن، به یاد داشتن (
Krahmalkov, 2000, p. 172
)
زیرشاخ آرامی:
آرامی ترگوم: /
dar
/: به یاد آوردن(
Jastrow, 1903:I/ 307
)
با جابهجایی /
d
/ با /
z
/ که نشان از ریشه گرفتن از واج سامی /
/ دارد:
/
zar
/ : به یاد آوردن، یاد کردن، جشن گرفتن (
Jastrow, 1903: I/ 308
)
برخی از مشتقات مزید آن: بازخواندن، باز گردآوردن، تلاوت کردن
(
Jastrow, 1903: I/ 308
)
//
zeer, zer
/: یادمان، یادبود، نماد (
Jastrow, 1903,. I/ 400
).
سریانی: /
DKR
/: به یاد آوردن، به خاطر آوردن (
Payne Smith, 1903: I/ 92; Costaz, 1986, p. 64
)
/
zakûrâ
/: مرده احضارشده (
Costaz, 1986: 88
)
/
ZKR
/ : انجام دادن اعمال کاهنی (
Costaz, 1986: 88
)؛ کهانت کردن و احضار کردن ارواح (
Payne Smith, 1903: I/ 115
)
نبطی: /
DKR
/: به یاد آوردن (
Hoftijzer & Jongelling, 1995: 322
)
تدمری:/
ZKR
/: به یاد آوردن (
Hoftijzer & Jongelling, 1995: : 322
)
مندایی: /
DKR
/: به خاطر آوردن، یاد کردن، به یاد آوردن، استغاثه کردن، بر زبان راندن (یک نام)، یاد آوردن (با نام) (
Drower & Macuch, 1963: 110
)، تلاوت کردن، سرود مذهبی خواندن (
Leslau, 1991:636
)
زیرشاخ اوگاریتی:
اوگاریتی: /
KR/:
به یاد آوردن، یاد کردن، نام بردن (
Del Olmo & Sanmartín, 2003: 286
)
زیرشاخه عربی جنوبی کهن:
سبئی:/
KR
/: یاد کردن، تدوین کردن؛ در معنای اسمی: اعلامیه، تذکر
(
Beeston et al., 1982: 38
)
زیرشاخ عربی جنوبی معاصر:
سُقُطری: /
dekir
/: اندیشیدن، به یاد داشتن، به خاطر آوردن (
Leslau, 1938: 127
) ۱
زیرشاخه حبشی:
گعزی:
/zakara
/ : به یاد آوردن، باز گردآوردن، حاضرالذهن بودن، یاد کردن، به خاطر آوردن (
Leslau, 1991: 636
).
همانگونه که دیده میشود، معنای به یاد آوردن و یاد کردن در هم شاخهها بدون استثنا دیده میشود و بنابراین باید به عنوان کهنترین معنا در سامی شناخته شود که بقی معانی گسترشهای آن هستند. گسترشهای مهم را میتوان اینگونه فهرست کرد:
– معنای نام بردن در اکدی و اوگاریتی
– معنای اعلام کردن در عربی جنوبی باستان
– معنای سخن گفتن، دستور دادن و حکم کردن در اکدی
– معنای اندیشیدن در عربی جنوبی معاصر
– معنای سرود خواندن در مندایی
– معنای کهانت کردن در شاخههایی از آرامی بهخصوص سریانی
لغتشناسان کهن عربی دربار معنای ذِکر دقتهایی دارند که میتواند بیربط به بحث از معانی ریشهای نباشد. از جمله ابوهلال عسکری در فرق میان ذِکر و خاطر یادآور میشود که ذکر در جایی است که (ذهن) از چیزی دوری جسته باشد (و بدان بازگردد)، اما خاطر میتواند به طور ابتدایی هم حاصل باشد (ابوهلال عسکری، ۱۴۱۸: ۷۷). همو به تعبیر دیگری میگوید که ذکر پس از فراموشی معنا دارد (همان: ۹۳). در واقع شماری از لغتشناسان کهن بر این نکته تأکید داشتند که ذِکر در تضاد با فراموشی (نسیان) است (ابندرید، ۱۳۴۴: ۲/۳۱۰؛ ابنفارس، ۱۳۶۶: ۲/۳۵۸).
ذِکر در عربی معنایی معادل «جمع بودن حواس» در فارسی نیز داشت و این را میتوان یکی از گسترشهای معنایی ذکر در فضای زبان عربی دانست. علی بن عیسی رمّانی (د ۳۸۴ق) با نظر داشتن به همین معناست که ذِکر را متضاد «سهو» دانسته است (ابوهلال عسکری، ۹۳:۱۴۱۸). معنایی بسیار نزدیک به جمع بودن حواس، توجه داشتن و هشیاری به یک چیز است که ابوهلال عسکری به این کاربرد نیز اشاره کرده است، آنجا که میگوید: «خاطر گذشتن معنا بر قلب است و ذِکر حضور معنا در نفس» (همانجا)؛ ظاهراً با عنایت به همین معنای آگاهی نسبت به چیزی است که ابوعلی جُبّایی (د ۳۰۳ق)، ادیب و متکلم معتزلی، ذِکر را از مقول علم میشمُرد (همان: ۷۷). بعدها تفلیسی هم یکی از وجوه معنایی ذِکر در قرآن را «آگاهی» دانسته است (تفلیسی، ۱۳۴۰: ۱۰۵).
همان گسترش معنایی به سخن گفتن در اکدی، و اعلام کردن در عربی جنوبی معاصر که اشاره شد، در زبان عربی کلاسیک نیز شناخته بوده و در کهنترین کتب لغت عربی، «بر زبان رانده شدن (چیزی)» ذِکر دانسته شده است. مؤلف کتاب العین، ذِکر را به دو معنا گفته است: به یاد داشتن چیزی (مقابل فراموشی) و بر زبان راندن چیزی (خلیل بن احمد، ۱۹۸۱: ۵/۳۴۶؛ ازهری، ۱۳۸۴: ۱/۱۶۲). فراء نیز ضمن اشاره به این دوگانگی کاربرد، مصدر «ذ ک ر» به معنای بر زبان راندن را «ذِکر»، و به معنای به یاد داشتن به قلب را «ذُکر» دانسته است (ازهری، ۱۳۸۴: ۱۰/۱۶۲).
راغب اصفهانی (د ۵۰۲ق) ضمن اشاره به دوگانگی یادشده و سخن لغتشناسان که ذکر گاه به قلب است و گاه به زبان، بر آن است که هر یک از این دو معنا میتواند هم در پی یک فراموشی، هم بدون عارض شدن فراموشی رخ دهد (راغب، ۱۹۶۱: ۱۷۹؛ نیز فیروزآبادی، ۱۳۹۳: ۳/۹). در همین راستا، ابنفارس ضمن توجه به این دوگانگی کاربرد، یادآور شده است که معنای ماد «ذ ک ر» همان «به یاد داشتن» در تقابل با فراموشی است و بعدها بر زبان آوردن چیزی بر معنای اصلی ذِکر حمل شده است (الاصل ذکرت الشیء خلاف نسیته، ثم حمل علیه الذکر باللسان:ابنفارس،۱۳۶۶: ۲/۳۵۸)؛ این اجتهاد ابنفارس با دستاوردهای ریشهشناسی همخوانی دارد و نشان میدهد که وی معنای «بر زبان آوردن» را بهدرستی گسترش معنایی میداند.
از متأخران، حسن مصطفوی نیز اصل این کاربرد دوگانه را به معنای تذکّر در مقابل غفلت بازگردانده است (مصطفوی، ۱۳۹۳: ۳/۳۴۳) که پیشینه در دیدگاه متقدمانی چون ابوبکر واسطیِ عارف (د ۳۲۶ق) دارد، آنجا که میگوید: «ذِکر خارج شدن از میدان غفلت به فضای مشاهده است» (قشیری، ۱۳۸۵: ۲/۳۷۵).
در پایان سخن از این طیف از کاربردهای «ذ ک ر»، لازم است به تنوع کاربردهای قرآنی اشاره شود. مؤلفان علم وجوه و نظایر، همگی مبحثی را به کاربردهای ذِکر در قرآن اختصاص داده و گاه وجوه آن را به بیست رساندهاند که البته به سبک اینگونه کتب، غالب وجوه یادشده از جنس تعیین مصداق یا معنای ویژه برآمده از بافت موقعیتی است (برای بسط موارد نک: مقاتل بن سلیمان،۱۴۲۷: ۵۱-۵۵؛ هارون قاری، ۱۴۰۹: ۶۸-۷۱؛ حکیم ترمذی، ۱۳۸۹: ۵۲-۶۷؛ ابوهلال عسکری، ۱۴۲۸: ۲۲۱-۲۲۵؛ ثعالبی، ۱۴۰۴: ۱۴۵-۱۴۸؛ حیری،۱۹۹۶: ۱۴۱-۱۴۳؛ دامغانی، بیتا: ۲۱۷-۲۲۰؛ تفلیسی، ۱۳۴۰: ۱۰۳-۱۰۷؛ ابنجوزی، ۱۴۰۴: ۳۰۲-۳۰۶؛ فیروزآبادی، ۱۳۹۳: ۳/۱۳-۱۵).
البته در میان وجوه یادشده، برخی به بحث حاضر ارتباطی استوار دارند. اینکه ذکر به معنای یاد کردن به زبان و یاد کردن به قلب باشد، همانند سخن غالب نزد لغتشناسان است و در هم کتب وجوه و نظایر مشترک است. برخی معنای «حفظ» را نیز در وجوه معنایی ذِکر آوردهاند که با کاربردهای شناختهشده در دیگر زبانهای سامی نیز کاملاً تأیید میشود و گسترشی از همان معنای یاد کردن به قلب است (مقاتل بن سلیمان،۱۴۲۷: ۵۲؛ هارون قاری، ۱۴۰۹: ۶۹؛ حکیم ترمذی، ۱۳۸۹: ۶۳؛ ابوهلال عسکری، ۱۴۲۸: ۲۲۲؛ ثعالبی، ۱۴۰۴: ۱۴۶؛ حیری، ۱۹۹۶: ۱۴۱؛ دامغانی، بیتا: ص۲۱۸؛ تفلیسی، ۳۴۰: ۱۰۶؛ ابنجوزی، ۱۴۰۴: ۳۰۴). وجه دیگر که بسیاری از اصحاب وجوه آوردهاند، ذِکر به معنای «بیان» است (مقاتلبن سلیمان، ۵۴:۱۴۲۷؛ هارون قاری، ۱۴۰۹: ۷۰؛ ابوهلال عسکری، ۱۴۲۸: ۲۲۴؛ ثعالبی، ۱۴۰۴: ۱۴۶؛ حیری، ۱۹۹۶: ۱۴۲؛ دامغانی، بیتا: ۲۱۹؛ ابنجوزی، ۱۴۰۴: ۳۰۵)؛ این وجه که با معنای «یاد کردن به زبان» ارتباط روشن دارد، به طور خاص با گسترش ماده در عربی جنوبی باستان به عنوان «اعلام کردن» نیز تأیید میشود.
ذِکر به معنای «سخن» (حدیث) را از میان هم کتب وجوه و نظایر تنها در منابع محدود و نسبتاً متأخر میتوان بازجست (ثعالبی، ۱۴۰۴: ۱۴۴؛ ابنجوزی، ۱۴۰۴: ۳۰۳) که در فضای زبانهای سامی با گسترش معنایی «سخن گفتن» در اکدی قابل مقایسه است. ذِکر به معنای تفکر و اندیشه را شماری از کتب وجوه یاد کردهاند (مقاتلبن سلیمان، ۱۴۲۷: ۵۴؛ هارون قاری، ۱۴۰۹: ۷۱؛ حیری، ۱۹۹۶: ۱۴۲؛ دامغانی، بیتا: ۲۱۹؛ تفلیسی،۱۳۴۰: ۱۰۶) و در فضای زبانهای سامی با گسترش موجود در زبان سقطری به معنای «تفکر کردن» قابل همسنجی است. ذِکر به معنای آگاهی که از اصحاب وجوه تنها تفلیسی از آن یاد میکند (تفلیسی، ۱۳۴۰: ۱۰۵)، همانگونه که اشاره شد، در امتداد دیدگاه ابوعلی جبایی است و پشتوان لغوی یا ریشهشناختی استواری ندارد.
ب) طیف کاربرد «ذ ک ر» به معنای نرینگی
ریش «ذ ک ر» عربی و مشخصاً واژ ذَکَر به معنای نرینگی و معانی مرتبط با آن، در غالب شاخههای زبانهای سامی کاربرد دارد و همزادهای آن در زبانهای مختلف توسط مشکور چنین استقصا شده است (مشکور، ۱۳۵۷: ۱/۲۶۷):
زیرشاخه شمالی حاشیهای:
اکدی کهن: /
zikarum/ (Gelb, 1954: 307
)
آشوری: /
zikru, zikaru/ (Gesenius, 1939: 271
)
زیرشاخه کنعانی:
عبری: ، /
zr/ zr/ (Gesenius, 1939: 271
)
زیرشاخه آرامی:
آرامی ترگوم: /
dekr/ (Jastrow, 1903: I/ 400
)
سریانی: /
dekr/ (Costaz, 1986: 64
)
نبطی: /
DKR/ (Hoftijzer & Jongelling, 1995: 330
)
تدمری: /
DKR-YN
/ (صورت جمع) (
Hoftijzer & Jongelling, 1995: 330
)
آرامی هزوارش: /
ZKR
/، معادل پهلوی:
nar
(مشکور، ۱۳۴۶: ۱۲۸)
به فهرست مشکور باید همزادهای زیر را به عنوان تکمله افزود:
زیرشاخ اوگاریتی:
اوگاریتی: /
akaru/ (Del Olmo & Sanmartín, 2003: 286
)
زیرشاخ عربی جنوبی کهن:
سبئی: /
KR/ (Beeston et al., 1982: 38
)
زیرشاخ عربی جنوبی معاصر:
سقطری: /
mídkir/ (Leslau, 1938: 128
)
مَهری: /
dek:r/ (Nakano, 1986:115
)
در زیرشاخ حبشی نشانی از این طیف معنایی نیست (نک:
Zammit, 2002: 183
).
این ریشه نمونههای محدودی از گسترش معنایی را به خود دیده است؛ مهمترین گسترش آن، که در زبان عربی دیده میشود، ساخته شدن معنای سختی و تیزی از معنای نرینگی در مقایسه با نرمیِ متناظر با مادینگی است؛ مانند:
الذَکَر من الحدید: به معنای آهن سختترین (ازهری، ۱۳۸۴: ۱/۱۶۴-۱۶۵)
سیفٌ ذو ذُکر و مذکرَّ: به معنای شمشیر برّان (راغب، ۱۹۶۱: ۱۸۰)
ذُکور البَقل: سبزیجات فاقد لطافت (ما غلظ منه: ابنفارس، ۱۳۶۶: ۲/۳۵۸)
ج) ریشهیابی «ذکر» در آفروآسیایی
در مسیر یافتن ریشه یا ریشههای «ذکر» در زبان نیا، یعنی آفروآسیایی، نخست احتمالات مختلف در دگرگونی همخوانها بررسی میشود: همخوان عربی «ذ» /
/ که معادل آن در اغلب زبانهای سامی /
z
/ و در برخی زبانها ـ بهخصوص در شاخ آرامی ـ /
d
/ است، باید ادام همخوان سامی /
/ و آن به نوب خود ادام همخوان آفروآسیایی /
/ باشد. در بازسازی اهرت۲ ، /
/ سامی ممکن است به جزء /
/ ۳ ادام همخوان دیگری باشد که اهرت آن را با /
dz
/ نشان داده است. دربار همخوانهای «ک» /
k
/ و «ر» /
r
/ در انتقال از آفروآسیایی به سامی و بعد به عربی انتظار دگرگونی خاصی نیست. بنابراین صورت مفروض برای ریشهای که باید در سامی دنبال گردد، همچون عربی /
KR
/ و در آفروآسیایی /
KR
/ یا /
DzKR
/ است.
گام پسین، کوشش برای بخشبندی ریش سههمخوانی (ثُلاثی) به دو جزء مفروض است که در ریشههای دوهمخوانی (ثُنایی) آفروآسیایی قابل پیجویی باشد. گزینههای محتمل برای این منظور اینها هستند:
K/DzK + R
/Dz + KR
K/DzK + KR
۴
از گزینههای دوم و سوم میتوان به سرعت عبور کرد، از آن رو که ریش /
DzK
/ در آفروآسیایی اصلاً شناخته نشده است و از ریش /
K
/ هم تنها اهرت واژ *
ek
– ۵ به معنای خراشیدن و خاراندن را بازسازی کرده است (
Ehret, 1995: 259
) که با هیچ یک از دو معنای اصلی «ذکر» در زبانهای سامی، یعنی یاد کردن و نرینگی ارتباطی ندارد. بر این پایه، تنها باید همان احتمال اول، یعنی /
(V
)/ یا /
Dz(V
)/ به عنوان جزء اول، و /
KR
/ به عنوان جزء دوم را دنبال کرد.
واژههای آفروآسیایی که در نظر بدوی ظرفیت داشته باشند که ریش جزء نخست «ذکر» باشند، اینها هستند:
/*
e
-/ یا /*
ew
-/ به معنای فریاد زدن و پرسیدن (
Orel & Stolbova, 1995: 2656
)
/*
V
-/ به معنای قطع کردن و ذبح کردن که بازسازی نگارنده است.
/*
i
-/ یا /*
uw
-/ به معنای حشره (
Orel & Stolbova, 1995: 2659
)
/*
V
-/، در بازسازی اورل و استولبُوا /*
o
-/ به معنای اندام نرینگی (
Orel & Stolbova, 1995: 2666
)
/*
V
-/ به معنای خورشید که بازسازی نگارنده است.
/*
dza
-/ به معنای راه رفتن (
Ehret, 1995: 257
؛ قس: /
a
-/ یا /
aw
-/ به معنای رفتن، آمدن:
Orel & Stolbova, 1995: 2598
)
/*
i
-/ یا /*
dzi
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 