پاورپوینت کامل احترام به فرهنگ و زبان اقوام در پرتو هویت طلبی ایرانی ۶۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل احترام به فرهنگ و زبان اقوام در پرتو هویت طلبی ایرانی ۶۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل احترام به فرهنگ و زبان اقوام در پرتو هویت طلبی ایرانی ۶۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل احترام به فرهنگ و زبان اقوام در پرتو هویت طلبی ایرانی ۶۱ اسلاید در PowerPoint :

مدتی است از طرف هویت طلبان قوم‌گرا، فدرالیسم به‌عنوان راه‌حل مسائل مرتبط با قومیت‌ها در ایران مطرح می‌شود

این‌روزها شنیدن واژه «هویت طلبی»، بی‌اختیار انسان را به یاد واژه «اصولگرایی» می‌اندازد. استفاده از واژه اصولگرایی برای اشاره به یک جریان سیاسی خاص، پرسش‌هایی را به ذهن شنونده متبادر می‌‌کند. آیا دیگرانی که در زمره این اصولگرایان خودخوانده نیستند، فاقد هرگونه اصول بوده و مبنا و معیاری برای فعالیت سیاسی ندارند یا اگر دارند، در عمل به اصول خود پایبند نیستند؟

مدتی است از طرف هویت طلبان قوم‌گرا، فدرالیسم به‌عنوان راه‌حل مسائل مرتبط با قومیت‌ها در ایران مطرح می‌شود

این‌روزها شنیدن واژه «هویت طلبی»، بی‌اختیار انسان را به یاد واژه «اصولگرایی» می‌اندازد. استفاده از واژه اصولگرایی برای اشاره به یک جریان سیاسی خاص، پرسش‌هایی را به ذهن شنونده متبادر می‌‌کند. آیا دیگرانی که در زمره این اصولگرایان خودخوانده نیستند، فاقد هرگونه اصول بوده و مبنا و معیاری برای فعالیت سیاسی ندارند یا اگر دارند، در عمل به اصول خود پایبند نیستند؟ این پرسش‌ها را می‌توان از هویت‌طلبان خودخوانده نیز پرسید. اینکه دیگرانی که در زمره این هویت‌طلبان خودخوانده نیستند، هویت ندارد و اگر هویت دارند، برای هویت خود ارزش و وقعی قائل نیستند؟ به نظر می‌رسد انتخاب این‌گونه واژه‌ها ناشی از نوعی انحصارطلبی است. واقعیت این است که هویت مفهومی چندوجهی است. یک فرد می تواند در تشریح هویت خود، به فاکتورهای مختلف سازنده هویتش اشاره کند و به عنوان مثال بگوید که من یک مرد ایرانی آذربایجانی مسلمان شیعه اثنی عشری معتقد به نواندیشی دینی اصلاح طلب و مهندس عمران هستم و ده‌ها وجه دیگر که می‌توانست در این جمله باشد و اینک نیست. تک تک عناصر سازنده هویت فرد فوق‌الذکر مانند مردبودن، ایرانی‌بودن و… بخشی از هویت وی بوده و در عمل هویت هر فرد ترکیبی از کنار هم قرار گرفتن تمامی این عناصراست. حال ممکن است یک یا چند تا از این عناصر هویتی برای فرد مهم‌تر از بقیه باشند. تا آنجا که به بحث ما مربوط است ممکن است فردی در تعریف هویت خود برای عنصر «ایرانی بودن» ارزش و جایگاه بیشتری قائل باشد و فرد دیگری برای عنصر «آذربایجانی بودن» یا «کرد بودن» یا «بلوچ بودن» و … به هر حال همه این افراد بالقوه می‌توانند برای هویت خود ارزش قائل باشند(هویت‌طلب باشند) یا نباشند. کسی که مفهوم هویت برایش اهمیتی ندارد، وارد چنین مباحثی نمی‌شود؛ بنابراین در این‌گونه بحث‌ها، با طیفی از هویت‌طلبان روبه‌رو هستیم که در یک سر آن کسانی هستند که عنصر ایرانی هویت برای‌شان مهم‌ترین عنصر است و در سر دیگر طیف کسانی قرار دارند که عنصر قومی برای‌شان در اولویت است؛ بنابراین به نظر می رسد استفاده از واژه‌های «ایران‌گرا» و «قوم‌گرا» بهتر می‌تواند طرفین این مباحثه را توصیف کرده و بستر گفتمان مشترکی را شکل دهد. در چنین قالب‌بندی، نگارنده مخالف هویت‌طلبی«قوم‌گرایی» و همزمان موافق هویت‌طلبی«ایران‌گرایی» است. هویت‌طلبی می‌تواند در شکل‌دهی و انسجام شعور ملی، همانند یک تیغ دو لبه عمل کند. در صورت وجود تعریفی سازگار و همگرا(نه الزاما یکسان که در بخش‌های بعد توضیح داده می‌شود) می‌تواند مقوم و تحکیم بخش انسجام ملی و حفظ «وحدت متکثر» در دنیای ایرانی باشد اما در صورت وجود تعاریف ناسازگار و واگرا و گاهی متعارض و متنافر قومی، این هویت های متنافر می توانند باعث متلاشی شدن دنیای ایرانی درگذر زمان گردند اما ویژگی‌ها و مختصات هویت‌طلبی ایران‌گرا چیست؟ هویت ایرانی، مفهومی انتزاعی و خلق‌الساعه نیست. برعکس، مفهومی عینی و با اصالت است که حداقل از حدود ۱۸۰۰سال پیش به این سو، به صورت مستند وجود داشته و البته در طول تاریخ دچار قبض و بسط و چکش خواری‌هایی شده و اینک، موجود در روح جامعه ایرانی، به ما رسیده است. این مفهوم هویتی، در گذر تاریخ تقریبا همیشه معطوف به سه عنصر بوده است. ۱-سرزمین: شامل تمامی سرزمین هایی است که ما امروزه از آن به عنوان ایران فرهنگی یاد می کنیم. ۲-مردم: مردمانی بوده‌اند که همواره در طول تاریخ خود را ایرانی دانسته اند. ۳- حکومت: در طول تاریخ معمولا حکومت‌هایی بوده‌اند که یا اساس و بنیاد خود را بر پایه ایرانیت بنیاد گذاشته و خود به تحکیم آن یاری رسانده اند. یا از آن برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرده اند و یا دستکم خود را حاکم ایران دانسته اند. مجموعه این سه عنصر در کنار هم، معمولا نمادهای هویت ایرانی را شکل داده اند و دارای چنان قدرتی بوده اند که توانسته اند در طول تاریخ، باوجود وجود عوامل تهدید کننده، این هویت را حفط کنند. در اینجا می خواهم سخن را در باب عنصر دوم یعنی «مردم» و مسائل مرتبط با آن اندکی مفصل‌تر ادامه دهم.

وحدت متکثر

همان‌طور که ذکر شد، همواره در طول تاریخ مردمانی بوده اند که خود را ایرانی می‌دانسته‌اند. این مردمان گرچه دارای برخی مولفه‌های هویتی اختصاصی خود نیز بوده‌اند، اما قطعا در عمده شاخص‌های فرهنگی و هویتی دارای اشتراکات حداکثری با سایر ایرانیان بوده و به واسطه همین اشتراکات حداکثری خود را بخشی از ایران یا به زبان ساده‌تر ایرانی می‌دانسته‌اند؛ مردمانی که الزاما ارتباط تباری و نژادی اثبات شده ای نیز با یکدیگر نداشته و حتی بعضا به زبان واحدی نیز سخن نمی‌گفته‌اند. تداوم و امتداد آن مردمان را می توان در طول تاریخ تا به امروز در جای جای دنیای ایرانی مشاهده کرد؛ بنابراین هویت‌طلبی ایران‌گرا به دنبال انکار آن مؤلفه‌های‌های اختصاصی یا به تعبیر امروزی قومی نبوده، آن‌ها را با تمام مولفه‌های هویتی‌شان از جمله زبان‌شان به رسمیت شناخته و بخشی از پیکره هویت ایرانی می‌داند اما در این باب دو نکته را باید مورد توجه قرار داد: ۱-هویت‌های قومی، ذیل هویت ایرانی تعریف می‌شوند و مفهومی مستقل از ایران نیستند ۲-هویت‌های قومی فقط ذیل هویت ایرانی تعریف می شوند و همزمان بخشی از هویت دیگری غیر از هویت ایرانی نیستند. گروهی از هویت‌طلبان قوم‌گرا در پی آنند که مثلا هویت آذربایجانی را ذیل هویت بزرگ‌تر ترکی که شامل هویت‌های ازبکی، قرقیزی، قزاقی، استانبولی و… است تعریف کنند.(مشابه این گرایش بین قوم‌گرایان عرب خوزستان نیز نسبت به اعراب وجود دارد) هویت‌طلبان ایران‌گرا ضمن مخالفت با این رویکرد، معتقدند هویت آذربایجانی، با تمام مولفه‌هایش از جمله زبانش (ترکی آذربایجانی که اینک زبانی ایرانی است) اولا بخشی از هویت ایرانی است و ثانیا فقط بخشی از هویت ایرانی است و لاغیر. به رسمیت‌شناختن مولفه‌های هویتی اختصاصی بخشی از مردم ایران -البته در کنار عمده مولفه‌های مشترک، «ذیل هویت ایرانی و لاغیر»، همان مفهومی است که از آن تحت عنوان «وحدت متکثر» یاد کردیم و از بنیا‌ن‌های هویت‌طلبی ایران‌گراست. هویت‌طلبی ایران‌گرا، مردم ایران را به لحاظ تاریخی یک ملت می‌داند و استفاده از واژه ملت برای اشاره به قومیت‌های مختلف ایرانی را سیاستی در راستای زمینه سازی برای جداسازی ذهنی مردم ایران از یکدیگر و مردود می‌داند.

فدرالیسم قوم‌گرا، طرحی تفرقه‌افکن

یکی از مسائلی که مدتی است از طرف هویت طلبان قوم‌گرا به عنوان راهکار حل مسائل مرتبط با قومیت ها در ایران مطرح می شود، بحث فدرالیسم است. هویت‌طلبان ایران‌گرا به دلایل ذیل این روش اداره کشور را برای ایران مناسب نمی‌دانند: ۱-عموم کشورهای موفق فدرال در دنیا، معمولا عکس مسیری را که هویت‌طلبان قوم‌گرا در ایران توصیه می‌کنند طی کرده‌اند؛ به این معنی که این دولت‌های عموما تاسیس شده در قرون اخیر، در گذشته های نه چندان دور مجموعه‌ای از دولت‌های جداگانه یا حتی مستعمره‌های دولت‌های استعماری مختلفی بوده‌اند که به دلایل مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی در صدد اتحاد با یکدیگر برآمده و کشور جدیدی را تاسیس کرده‌اند؛ یعنی عموما این‌گونه نبوده که کشور واحدی با حاکمیت متمرکز بوده باشند و سپس در صدد اعطای خودمختاری به نواحی مختلف خود برآمده باشند. آمریکا، کانادا، برزیل و … از این دسته‌اند. ۲-تجربه کشورهایی که فدرالیسم را بر پایه قومیت اجرا کرده‌اند، قطعا تجربه موفقی نبوده است. نمونه بارز آن کشور عراق در همسایگی خود ماست. به عنوان مثالی دیگر در این زمینه می‌توان از اسپانیا در دل اروپا نام برد. تجربه نشان داده تقسیم کشور بر پایه قومیت، آن‌هم در کشوری که دارای شکاف‌های قومیتی است، نه تنها کمکی به پرکردن شکاف‌ها نمی‌کند بلکه به دلیل جدا شدن سیستم های اداری، آموزشی و… احتمالا این شکاف ها روز به روز تعمیق می‌شوند. ۳-البته کشورهایی نیز هستند که دارای تجارب موفقی در زمینه اداره کشور بر اساس فدرالیسم(خودمختاری‌های ایالتی، منطقه ای و حتی شهری) بوده‌اند. آلمان و فرانسه از این دسته‌اند. البته باید توجه داشت که این کشورها، خودمختاری را عموما نه بر اساس قومیت و به منظور جداسازی امورات قومیت های مختلف از یکدیگر، بلکه به عنوان روشی برای عدم تمرکز و در نتیجه اداره بهتر امور در مناطقی که الزاما تفاوت های قومیتی نیز با یکدیگر ندارند، به‌کار می برند و بسیار تفاوت است بین این وضعیت به عنوان یک روش اداره کشوری واحد و آنچه هویت طلبان قوم گرا برای ایران توصیه می‌کنند.

ویژگی‌های هویت‌طلبی قوم‌گرا

در هویت‌طلبی ایران‌گرا، عنصر ایرانیت مهم‌تر بر هر عنصر دیگر هویتی از

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.