پاورپوینت کامل تقابل فلسف? تحلیلی و فلسف? قارهای ۴۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل تقابل فلسف? تحلیلی و فلسف? قارهای ۴۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تقابل فلسف? تحلیلی و فلسف? قارهای ۴۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل تقابل فلسف? تحلیلی و فلسف? قارهای ۴۸ اسلاید در PowerPoint :
فلسف معاصر را بهطور عمده به دو بخش تحلیلی و قارهای تقسیم میکنند. در فلسف تحلیلی بهواسط نزاعی که بر سر سهم فیلسوفان هر کشور در شکلگیری این سنت فکری وجود دارد، سه گونه تلقی از آن وجود دارد: تلقی انگلیسی-اتریشی، انگلیسی-آلمانی و انگلیسی-آمریکایی. توجه فیلسوفان تحلیلی بیشتر معطوف به مسائل مربوط به منطق، زبان، نظری معرفت و معرفتشناسی دانشهای مختلف از جمله فلسف علم، فلسف اخلاق، فلسف سیاست و فلسف دین است، درحالیکه فلسف قارهای به مسائل خاصی از قبیل پدیدارشناسی، اگزیستانس انسانی، تفسیر متن، نقد مدرنیته و فلسف تاریخ بیشتر توجه دارد.
مروری بر شکلگیری دو سنت اصلی در تاریخ فلسف مدرن
فلسف معاصر را بهطور عمده به دو بخش تحلیلی و قارهای تقسیم میکنند. در فلسف تحلیلی بهواسط نزاعی که بر سر سهم فیلسوفان هر کشور در شکلگیری این سنت فکری وجود دارد، سه گونه تلقی از آن وجود دارد: تلقی انگلیسی-اتریشی، انگلیسی-آلمانی و انگلیسی-آمریکایی. توجه فیلسوفان تحلیلی بیشتر معطوف به مسائل مربوط به منطق، زبان، نظری معرفت و معرفتشناسی دانشهای مختلف از جمله فلسف علم، فلسف اخلاق، فلسف سیاست و فلسف دین است، درحالیکه فلسف قارهای به مسائل خاصی از قبیل پدیدارشناسی، اگزیستانس انسانی، تفسیر متن، نقد مدرنیته و فلسف تاریخ بیشتر توجه دارد. بههرحال اگرچه تقسیم فلسف معاصر به فلسف تحلیلی و فلسف قارهای امروزه تقریباً مقبول افتاده است، اما تداوم بحثها در اطراف آن موجب شده است که این مسئله همچنان مسئلهای زنده باشد و موضعگیریهای گاهوبیگاه فیلسوفان دو سنت علیه یکدیگر، آتشی بر خرمن اختلاف میان آن دو میافکند. اما آیا این تقسیم صرفاً یک تقسیم جغرافیایی یا زبانی است یا اینکه ریشه در اختلافنظر بنیادی میان دیدگاههای فیلسوفان دو سنت دارد. برای تحلیل نسبت میان آن دو ابتدا لازم است ویژگیهای عام دو سنت را بررسی کنیم.
فلسف تحلیلی
فلسف تحلیلی، مفهومی خوشهای است و تعریف آن تقریباً ناممکن است، زیرا مشتمل بر مجموع یکدستی از آموزهها نیست و به موضوع واحدی نمیپردازد، بلکه بیشتر شبیه یک روش و نحو پرداختن به یک مسئله است و البته نه یک روش، بلکه مجموعهای از روشها و آموزههاست که باهم مشابهت خانوادگی۱ دارند. این فلسفه در فاصل سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۷۰ بهعنوان یک جریان فلسفی برجسته مطرح بود، ولی در چارک آخر قرن بیستم، آن برجستگی را از دست داد و در کنار فلسف قارهای، چونان یکی از دو جریان فلسفی برجست معاصر قرار گرفت. فلسف تحلیلی امروزه دربرگیرند اندیشههای متفاوت و گاه متنافر است؛ چنانکه تلخیص و توصیف آن، کاری دشوار است.
یکی از ویژگیهای فلسف تحلیلی در آغاز، مخالفت با ایدئالیسم بوده است. فرگه ایدئالیسم هوسرل را رد کرد و کمی بعد راسل و مور، مستقل از فرگه، علیه ایدئالیسم بریتانیا موضع گرفتند. فلسف تحلیلی همچون مارکسیسم، دوست دارد خود را در قالب مخالفت با ایدئالیسم معرفی کند و ایدئالیسم را آن چیزی میداند که مورد انکار این فلسفه است. البته با اینکه هنوز برخی از فیلسوفان تحلیلی مخالف ایدئالیسماند، ولی پارهای از ایشان گرایش تحلیلی به سمت هگل پیدا کردهاند. فیالمثل سلارز، رورتی، براندوم، مک داول، استکلر،[
ii
] ویتوفر،[
iii
] گراو،[
iv
] و دانتو[
v
] چنین گرایشی دارند. البته آنها میکوشند میان هگل و ایدئالیسم تمایز قائل شوند و درحالیکه ایدئالیسم او را در پرانتز میگذارند، علایق تحلیلی خود را در فلسف او دنبال کنند.
اگرچه از آغاز این جریان فکری، مفاهیمی چون تحلیل، تحلیل منطقی و تحلیل مفهومی به کار رفته بود، اما عنوان «فلسف تحلیلی» بعدها به کار رفت. این عنوان ظاهراً اولینبار در ده سی قرن بیستم، در مقالهای از نیگل با عنوان «تأثیرات و برداشتهای فلسف تحلیلی» به کار رفته است. نیگل در این مقاله، ماجرای تفکر فلسفی درباب منطق و روش را در کمبریج، وین، پراگ، ورشو و لوو دنبال میکند؛ گواینکه بیشتر به بیان آموزههای مور، ویتگنشتاین و فیلسوفان حلق وین و بهویژه کارناپ میپردازد. وی میگوید که شکلگیری حلق وین به سال ۱۹۲۲ برمیگردد که در آن کرسی فلسفه در دانشگاه وین به موریتس شلیک سپرده شد. اما این حلقه تا مدتها بعد، خود را چونان یک مکتب فلسفی تلقی نمیکرد. عناصر مؤثر در رشد این حلقه عبارت بودند از: پوزیتیویسم اگوست کنت و ارنست ماخ و تحلیل منطقی راسل، قراردادگرایی علمگرای پوانکاره و پژوهشهای روششناختی پیر دوئم که در «تراکتاتوس» ویتگنشتاین باهم جمع شده بودند؛ کتابی که تا دو سال موضوع بحث جلسات حلقه بود. اگرچه نیگل در مقال خود چندبار عنوان فلسف تحلیلی را به کار میبرد، اما این کاربرد موجب رواج آن نشد. فون رایت حدس میزند که این عنوان از طریق آثار پس از جنگ آرتور پاپ، نظیر «عناصر فلسف تحلیلی» (۱۹۴۹) و «معناشناسی و حقیقت ضروری: پژوهشی در مبانی فلسف تحلیلی» (۱۹۵۸) رواج یافته است. فلسف تحلیلی، فیلسوفان بسیاری را دربرمیگیرد که در سه مرکز کمبریج،۲ وین۳ و آکسفورد۴ فعالیت میکردند.
بههرروی، فلسف تحلیلی در کمبریج با کارهای راسل و مور و بهویژه مواجه آنها با ایدئالیسم بریتانیا آغاز شد و بهتدریج در کار راسل و ویتگنشتاین متقدم و با اتمیسم منطقی، بهسمت تحلیل منطقی کشیده شد. این رویکرد منطقی بعدها در اندیش فیلسوفان حلق وین بازتاب یافت. البته ویتگنشتاین در دور دوم تفکرش از آن رویکرد منطقی رویگردان میشود، درحالیکه راسل به آن وفادار میماند و رویگردانی ویتگنشتاین را نیز برنمیتابد. فلسف تحلیلی در اندیش پوزیتیویستهای منطقی، اگرچه با تأکید بر تحلیل منطقی همراه است، اما بهدلیل حاکمیت نگرش علمگرایانه و فیزیکالیستی، به فلسفهای علمی تبدیل میشود. پوزیتیویستها با برگرفتن اصل تحقیقپذیری چونان ملاک تفکیک علم از غیرعلم و نیز ملاک معناداری، گزارههای مابعدالطبیعی، دینی و اخلاقی را فاقد معنا دانستند. منتقدان ایشان نیز پذیرش این ملاک را مستلزم بیمعنایی سخنان آنها درباب این ملاک دانستند. فلسف تحلیلی در آکسفورد، بیشتر متأثر از ویتگنشتاین متأخر بود که اندیشههای او را پیش از آنکه در «پژوهشهای فلسفی» چاپ شود، وایزمن و پاول و بعدها آنسکوم به آکسفورد گسترش دادند. بااینهمه برخی از فیلسوفان آکسفورد، همچون آستین، نیل و گرایس، اعتنایی به این اندیشهها نکردند. این فلسفه برخلاف فلسف حلق وین، یک مکتب نبود و نمیتوان اصولی را بهعنوان اصول مشترک اندیش فیلسوفان آن معرفی کرد. آنها اندیشههای ویتگنشتاین را بیش از آنکه بپرورانند، مشابهسازی کردند. آرای ایشان چنان متفاوت و گاه متعارض است که بهتعبیر هکر، اطلاق عنوان گمراهکنند فلسف زبان روزمره بر ایشان، نشان ناآگاهی از اندیشههای آنهاست. در چارک آخر قرن بیستم، فلسف تحلیلی برجستگی خود را از دست داد و پارهای از فیلسوفان آن همچون رورتی، در برابر آن موضع انتقادی گرفتند.
فلسف قارهای
فلسف قارهای با هوسرل آغاز میشود و در هایدگر و پس از آن از طریق سارتر، مرلوپونتی، گادامر و دریدا ادامه پیدا میکند. هایدگر این فلسفه را پدیدارشناسی دانست و درحالیکه نظریاتش بر مطالع هوسرل استوار بود، با اصول محوری فلسف او همچون تحویل، شهود ذاتی و پیوند با دکارتگرایی مخالفت کرد. تام راکمور میگوید که هایدگر بیش از آنکه باعث گسترش پدیدارشناسی شده باشد، موجب افول آن شد. گواینکه هنوز هستند فیلسوفانی که منتسب به این گرایش
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 