پاورپوینت کامل برخورد داووس ۶۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل برخورد داووس ۶۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل برخورد داووس ۶۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل برخورد داووس ۶۸ اسلاید در PowerPoint :
ریشههای دودستگی تحلیلی-قارهای در پاورپوینت کامل برخورد داووس ۶۸ اسلاید در PowerPoint
فریدمن در «جدایی راهها: کارناپ، کاسیرر و هایدگر» سابق دودستگی تحلیلی-قارهای را در رویارویی و برخوردی میبیند که در ۱۹۲۹ در شهر داووس سوئیس میان هایدگر و کاسیرر روی داد.[۱] از نظر او، منتقدان کارناپ و برتر از همه کواین که او را بیارزش دانستهاند، در مورد او دچار بدفهمی شدهاند، زیرا چهر اصلی فلسفه در قرن بیستم، بیش از هایدگر، کارناپ است.
مروری بر شکلگیری دو سنت اصلی در تاریخ فلسف مدرن
ریشههای دودستگی تحلیلی-قارهای در پاورپوینت کامل برخورد داووس ۶۸ اسلاید در PowerPoint
فریدمن در «جدایی راهها: کارناپ، کاسیرر و هایدگر» سابق دودستگی تحلیلی-قارهای را در رویارویی و برخوردی میبیند که در ۱۹۲۹ در شهر داووس سوئیس میان هایدگر و کاسیرر روی داد.[۱] از نظر او، منتقدان کارناپ و برتر از همه کواین که او را بیارزش دانستهاند، در مورد او دچار بدفهمی شدهاند، زیرا چهر اصلی فلسفه در قرن بیستم، بیش از هایدگر، کارناپ است. کارناپ در داووس حاضر و هایدگر را در آنجا دیده بود و با او صحبت کرده بود و تحتتأثیر این آشنایی، وقتی به وین برگشت، به مطالع فلسف هایدگر پرداخت و کمی بعد «غلبه بر مابعدالطبیعه» را نوشت. وی در شرایط سیاسی بسیار دشوار اوایل ده ۱۹۳۰ کوشید کرسی استادی را در دانشگاه به دست آورد، اما با به قدرت رسیدن نازیسم در آلمان، اختلاف میان او و هایدگر تشدید شد. در این دوره، هایدگر ریاست دانشگاه فرایبورگ را برعهده گرفت، درحالیکه کارناپ و کاسیرر به جهان انگلیسیزبان مهاجرت کردند. از نظر فریدمن، مواجه کارناپ، کاسیرر و هایدگر در داووس، اهمیت زیادی برای فهم دودستگی فلسف معاصر میان تحلیلی و قارهای دارد؛ چراکه تا پیش از آن، چنین تقابلی دستکم در فضای عقلی جهان آلمانیزبان وجود نداشت. تجربهگرایی منطقی، پدیدارشناسی هوسرل، کانتگرایی جدید و روایت اگزیستانسیالیستی-هرمنوتیک جدید هایدگر از پدیدارشناسی، درگیر مجموع جذابی از مجادلات و منازعات فلسفی بودند و توجه هم آنها معطوف به تغییرات انقلابیای بود که پس از آن، علوم طبیعی و علوم انسانی هر دو را تحتتأثیر قرار میداد. اگر اختلافنظر بر سر تفسیر این تغییرات انقلابی نبود، آنها همچنان بر سر مجموعهای از مسائل فلسفی مشترک باهم بحث میکردند و اینهمه از یکدیگر دور نمیشدند. گذشته از این، پاورپوینت کامل برخورد داووس ۶۸ اسلاید در PowerPoint با سرنوشت کانتگرایی جدید و تفسیر مناسب کانت پیوند وثیقی پیدا کرده بود، زیرا در آنجا هایدگر به نقد مکتب نوکانتی ماربورگ پرداخته بود که کاسیرر طرفدار آن بود. فریدمن با بررسی دقیق این امر که چگونه هریک از آن سه فیلسوف از یک میراث مشترک نوکانتی مسیر خود را برگرفت و چگونه اختلافنظر میان ایشان شکل گرفت، ماهیت و سرچشم دودستگی فلسف تحلیلی-قارهای را روشن میکند و با اشاره به پیوند این بحث فلسفی با منازعات سیاسی و اجتماعی آن دوره و بهدنبال آن مهاجرت عقلی بزرگ از ۱۹۳۳ به بعد، نشان میدهد که چگونه این امر موجب افتراق زبانی و جغرافیایی دو سنت فلسفی تحلیلی و قارهای شده است. در پاورپوینت کامل برخورد داووس ۶۸ اسلاید در PowerPoint موضع کاسیرر حد وسط میان دو موضع افراطی کارناپ و هایدگر است و میکوشد پلی بزند بر شکاف میان از یکسو رویکرد علمگرایان کارناپ به فلسفه و از سوی دیگر، تلاش هایدگر برای بردن فلسفه به مسیری کاملاً مخالف.[۲]
جنب اجتماعی-سیاسی پاورپوینت کامل برخورد داووس ۶۸ اسلاید در PowerPoint
در پاورپوینت کامل برخورد داووس ۶۸ اسلاید در PowerPoint، علاوهبر تلاقی دو نگرش فلسفی، تلاقی دو رویکرد سیاسی-اجتماعی را میتوان دید. کاسیرر یکی از نمایندگان برجست معاصر برای سنت روشنفکری لیبرال کلاسیک در آلمان و درعینحال نمایند پیشرو جمهوریخواهی سیاسی جدید بود. وی در خانوادهای یهودی، جهانوطن و ثروتمند به دنیا آمد و رسالهاش را زیر نظر هرمان کوهن[۳] گذراند. کاسیرر از ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۹ درسگفتارهایی را در دانشگاه برلین ارائه کرد و بهرغم آثار ارزشمندش و بهویژه چاپ ویراست مجموعهآثار لایب نیتس و کانت، قادر نبود مقامی عادی را در دانشکده به دست آورد و در واقع کار دانشگاهیاش را وامدار جمهوری وایمار[۴] بود که در ۱۹۱۹ کرسی استادی در دانشگاههای تازهتأسیس فرانکفورت و هامبورگ را در اختیار او گذاشت. وی در آگوست ۱۹۲۸ پس از حدود یک دهه کار مفید در هامبورگ، که در ضمن آن نگارش «فلسف صورتهای نمادین» را به پایان برد، در جشن دهمین سالگرد تأسیس جمهوری وایمار سخنرانی کرد و در برابر نظر همگانی که این جمهوری را تاحدی غیرآلمانی میدانستند، به دفاع از این جمهوری پرداخت. از نظر او، اید تأسیس حکومت جمهوری در سنت فلسفی آلمان ریشه دارد.[۵]
مسیر اجتماعی-سیاسی هایدگر درست عکس مسیر کاسیرر بود. او در یک خانواد زیر متوسط به دنیا آمد. وی ابتدا تصمیم گرفت الهیات بخواند و کشیش شود، اما در جریان تحصیل در فرایبورگ، تحتتأثیر خوانش هنریش ریکرت[۶] از کانتگرایی جدید و تاحد زیادی تحتتأثیر پدیدارشناسی هوسرل قرار گرفت. او پس از آنکه دکترایش را زیر نظر ریکرت گذراند، وقتی هوسرل در ۱۹۱۶ از گوتینگن به فرایبورگ آمد، دستیار او شد. وی بعدها پس از رسیدن به مرتب دانشیاری در ماربورگ، از ۱۹۲۳ تا ۱۹۲۸، جانشین هوسرل در فرایبورگ شد. هایدگر دوستدار جمهوری وایمار نبود و وقتی هیتلر در ۱۹۳۳ به قدرت رسید، رئیس دانشگاه فرایبورگ شد و بهصورت رسمی به حزب نازی پیوست و در ماه می همان سال، پیروزی جنبش سیاسی جدید را با سخنرانی مشهور خود در مقام ریاست دانشگاه با عنوان «ابراز وجود دانشگاه آلمانی» بزرگ داشت. وی اگرچه پس از ده ماه ریاست دانشگاه را رها کرد و ظاهراً از حکومت نازی مأیوس و ناخرسند شد، با وجود این در درسگفتارهای مشهورش، «مقدمهای بر مابعدالطبیعه»، که در ۱۹۳۵ ارائه کرد و در ۱۹۵۳ منتشر شد، آلمان را بهترین امید غرب برای رهایی از کمونیسم روسیه از یکسو و دموکراسی فناوران آمریکایی از سوی دیگر و بهاصطلاح در تعبیری مشهور و پرطنین، آن را چونان حقیقت و عظمت درونی جنبش ناسیونالسوسیالیسم معرفی کرد. اختلافنظر سیاسی میان کاسیرر و هایدگر در پاورپوینت کامل برخورد داووس ۶۸ اسلاید در PowerPoint هنوز ظاهر نشده بود. مباحث داووس در یک فضای دانشگاهی بسیار دوستانه صورت گرفت و آن دو قبل و بعد از آن دیدار و بلکه تقریباً تا پیش از قبول ریاست دانشگاه از جانب هایدگر، رابطهای دوستانه همراه با احترام متقابل باهم داشتند،[۷] اما پس از ۱۹۳۳ اختلافنظر فلسفی و سیاسی-اجتماعی آن دو شدید میشود؛ چنانکه هایدگر با حکومت نازی از سر مهر درمیآید و کاسیرر او را در کنار اسوالد اشپنگلر مورخ، پدیدآورند فلسفهای معرفی میکند که موجب تضعیف و بهتدریج زوال نیروهایی شد که میتوانستند در برابر اسطور سیاسی جدید، یعنی فاشیسم مقاومت کنند.
گزارش کارناپ[۸] از پاورپوینت کامل برخورد داووس ۶۸ اسلاید در PowerPoint درخور توجه است. وی میگوید که سخنان کاسیرر خوب، اما تاحدی ساده بود، درحالیکه هایدگر فردی جدی، واقعبین و سخنانش بسیار جذاب بود. او میگوید که یکبار در حال پیادهروی حدود یک ساعت با هایدگر دربار مخالفتش با ایدئالیسم بهویژه در آموزش همگانی و مسئل «پرسش از وجود» که هایدگر تازه آن را مطرح کرده بود، صحبت کرده بود و بار دیگر در یک کافه با هایدگر و استادی از بُن، دربار امکان بیان کردن هرچیزی حتی پرسش از هدف و معنا با استفاده از مفاهیم فیزیکی صحبت میکردند و هایدگر بهدلیل آشنایی بیشتر کارناپ با این موضوع، بحث را به او واگذار کرده بود. کارناپ همچنین کاسیرر را بسیار صمیمی یافته بود و درباب مسائلی که با آنها درگیر بود، از او توصیههای ارزشمندی برای رسیدن به یک دیدگاه استوار برگرفته بود. بنابراین کارناپ بهرغم اختلافنظر با کاسیرر و هایدگر، رابط خوبی با آنها داشت و از ثمرات این دوستی علمی بهره میبرد.
کارناپ پس از پاورپوینت کامل برخورد داووس ۶۸ اسلاید در PowerPoint به فلسف هایدگر علاقه پیدا کرد و ظاهراً در همان ایام «وجود و زمان» او را مطالعه کرد. وی در تابستان ۱۹۳۰ در وین در یک بحث گروهی شرکت کرد که هدایت آن برعهد هنریش گمپرتس و کارل بوهلر بود و در آن کتاب هایدگر مورد نقد و بررسی شدید قرار گرفته بود. کارناپ میگوید که گمپرتس و بوهلر از توانایی او بر تفسیر هایدگر شگفتزده شده بودند. پس آگاهی کارناپ به فلسف هایدگر جدی بود و ازاینرو تعجبی ندارد که در ۱۹۳۰ وقتی در حال نوشتن مقال معروفش «حذف مابعدالطبیعه از طریق تحلیل منطقی زبان» بود، مثال شبهگزارههای مابعدالطبیعی را از آثار هایدگر برگرفت.[۹]
فریدمن دودستگی فلسف تحلیلی و فلسف قارهای را امری فلسفی و سیاسی میداند. او برخلاف کسانی که مخالفت مور و راسل را با ایدئالیسم، وجه فارق آن دو گرایش و ایدئالیست را منکر جهان خارج میدانند، تمایلی ندارد ایدئالیسم را رد کند و هر ایدئالیستی را منکر جهان خارج نمیداند. گذشته از این، وجه فارق دو گرایش را نه انکار ایدئالیسم، بلکه بحث بر سر نقش اصلی منطق میداند؛ بحثی که میان هایدگر و کارناپ در جریان بود و با ظهور نازیسم و بهدنبال آن تبعید کارناپ ناتمام ماند. هایدگر که نظر کارناپ را مبنی بر نقش بنیادی منطق رد کرد، به نازیسم پیوست و کارناپ که از نقش بنیادی منطق دفاع میکرد، نازیسم را رد کرد. از نظر فریدمن در اندیش هایدگر و کارناپ، زمینههای مشترکی وجود داشت که اگر شرایط سیاسی اجازه میداد، ممکن بود آن زمین مشترک موجب شود اختلافنظر میان ایشان برطرف شود. البته مجادل میان هایدگر و کاسیرر بهجایی نرسید، چون زمین مشترکی در کار نبود. هایدگر با کاسیرر و کارناپ درگیر نشد، چون چیز کمی دربار اندیشههای آنها میدانست. بااینحال مخالف آنها بود. او متنفر از علوم طبیعی و صورت جدید منطق بود که به دست راسل، کارناپ و بسیاری دیگر بسط یافته بود. البته آشنایی کارناپ هم با فلسف هایدگر چندان عمیق نبود. کاسیرر از زمان هگل، شاید تنها کسی باشد که توانسته است اندیشههایی را از فیلسوفانی بهشدت مخالف یکدیگر همچون کارناپ و هایدگر، باهم جمع کند.
بنابراین از نظر فریدمن، جدایی عقلی تمامعیار و از دست دادن تقریباً کامل فهم متقابل میان این دو سنت، پیامد به قدرت رسیدن نازیسم در ۱۹۳۳ است که مهاجرت عقلی را در پی داشت. تا پیش از این، پوزیتیویسم منطقی بهویژه در اندیش کارناپ، پیوند فعالی داشت با دیگر جریانهای فلسفی آلمانیزبان از جمله کانتگرایی جدید، پدیدارشناسی هوسرل و پدیدارشناسی وجودی هرمنوتیک که بعداً به دست هایدگر بسط پیدا کرد. اما پس از حاکمیت نازیسم، هوسرل درگذشت و کاسیرر و کارناپ مهاجرت کردند و در پی آن، فلسف علمی، جهان آلمانیزبان را کاملاً ترک کرد و در آمریکا مستقر شد و در آنجا با دیگر جریان فلسفی انگلیسیزبان بهویژه از بریتا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 