پاورپوینت کامل معرفت وعمل صالح ؛ نردبان عروج ۷۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل معرفت وعمل صالح ؛ نردبان عروج ۷۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل معرفت وعمل صالح ؛ نردبان عروج ۷۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل معرفت وعمل صالح ؛ نردبان عروج ۷۱ اسلاید در PowerPoint :
در مباحث الهیات، آسانترین بخش در بخش خداشناسی موضوع اثبات صانع است که به تعبیر حکما امریست که فطرت سلیم آنرا درک میکند.قرآن مجید هم آنرا مسلم دانسته وبه نحو استفهام انکاری فرموده است افی الله شک فاطرالسموات الارض (ابراهیم ر۱۰ ). قرآن آنچه جزء تعلیمات انبیاء قرار داده دو چیز است؛ یکی توحید یعنی نفی شرک و یکتایی خداوند است و دیگری نقش خدا در جهان است. مشکلترین بخش، در اصول اعتقادات، مبحث نبوت است. اولاً اصل لزوم به پیامبر وسپس اثبات نبوت شخص مدعی یعنی نبوت خاصه.
در مباحث الهیات، آسانترین بخش در بخش خداشناسی موضوع اثبات صانع است که به تعبیر حکما امریست که فطرت سلیم آنرا درک میکند.قرآن مجید هم آنرا مسلم دانسته وبه نحو استفهام انکاری فرموده است افی الله شک فاطرالسموات الارض (ابراهیم ر۱۰ ). قرآن آنچه جزء تعلیمات انبیاء قرار داده دو چیز است؛ یکی توحید یعنی نفی شرک و یکتایی خداوند است و دیگری نقش خدا در جهان است. مشکلترین بخش، در اصول اعتقادات، مبحث نبوت است. اولاً اصل لزوم به پیامبر وسپس اثبات نبوت شخص مدعی یعنی نبوت خاصه.
درگفتگوی پیامبران با قومشان، تقریباً در تمام ویا لااقل در اغلب، حسب گزارش قرآن مخاطبین آنان بر یک نکته دست میگذاشتند وآن نکته این بودکه شما اشخاصی همانند ما هستید به چه دلیل ما باید از شما پیروی کنیم؟ شما چه برتری برما دارید؟ پیامبران الهی هم حسب نقل قرآن مجید پاسخهایی دادهاند که ظاهراً اغلب مؤثر واقع نشده است. مثلاً ببینید:
درسوره مبارکه یاسین:
إِذْأَرْسَلْنَاإِلَیهْمُ اثْنَینْفَکَذَّبُوهُمَافَعَزَّزْنَابِثَالِثٍ فَقَالُواْإِنَّاإِلَیْکُم مُّرْسَلُونَ(۱۴)
قَالُواْمَاأَنتُمْ إِلَّابَشَرٌمِّثْلُنَاوَمَاأَن زَل َالرَّحْمَانُ مِن شىَءٍإِنْ أَنتُم ْإِلَّاتَکْذِبُونَ(۱۵)
قَالُواْرَبُّنَایَعْلَمُ إِنَّاإِلَیْکمُ لَمُرْسَلُونَ(۱۶)
وَمَاعَلَیْنَاإِلَّاالْبَلَاغُ الْمُبِینُ(۱۷)
قَالُواْإِنَّاتَطَیرَّنَابِکُم ْلَئنِ لَّمْ تَنتَهُواْلَنرَجُمَنَّکمُ وَلَیَمَسَّنَّکمُ مِّنَّاعَذَابٌ أَلِیمٌ(۱۸)
خداوند برای قوم انطاکیه نخست دو نفر و سپس یک شخص دیگر ملحق فرمود و مردم را به توحید دعوت کرد. آنان اولین حرفی که زدند این بود که شما انسانهایی هستید مانند ما، چه دلیل دارد که خدا با شما ارتباط برقرارکرده و با ما نمیکند؟
به نظر میرسد پاسخی که فرستادگان خدا دادهاند پاسخ دقیقی است ولی قابل فهم برای مخاطبین نبوده است. آنان فرمودهاند ما نمیگوییم ما از شما برتریم و شما از ما پیروی کنید، خیر، آنچه به عهده ماست بلاغ و رساندن به نحو آشکار و واضح است و ما این کار را میکنیم. سعدی دریک قصیده میگوید:
توانگری نه به مال است پیش اهل کمال
که مال تا لب گور است و بعد از آن اعمال
من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم
تو خواه از سخنم پند گیروخواه ملال
درسوره ابراهیم میفرماید این اشکال توسط همه اقوام انبیاء بوده است:
أَلَمْ یَأْتِکُمْ نَبَؤُاْالَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍوَثَمُودَوَالَّذِینَ مِن بَعْدِهِم ْلَایَعْلَمُهُمْ إِلَّااللَّهُ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُم بالبَیّناتِ فَرَدُّواْأَیْدِیَهُمْ فىِ أَفْوَاهِهِمْ و قالُواْإِنَّاکَفَرْنَابِمَاأُرْسِلْتُم بِهِ وَإِنَّ الَفِى شَکٍ مِّمَّاتَدْعُونَنَاإِلَیْه ِ مُرِیبٍ(۹)
* قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفىِ اللَّهِ شَکٌّ فَاطِرِالسَّمَاوَاتِ وَالْأَرْض ِیَدْعُوکُم ْلِیَغْفِرَلَکُم مِّن ذُنُوبِکُمْ وَیُؤَخِّرَکُمْ إِلىَ أَجَلٍ مُّسَمًّى قَالُواْإِنْ أَنتُمْ إِلَّابَشَرٌمِّثْلُنَاتُرِیدُونَ أَن تَصُدُّونَاعَمَّاکاَنَ یَعْبُدُ ءَابَاؤُنَافَأْتُونَا بسُلطان مُّبِینٍ(۱۰)
قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُم ْإِن نحَّنُ إِلَّابَشَرٌمِّثْلُکُمْ وَلَاکِنَّ اللَّهَ َمُنُّ عَلىَ مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ مَاکاَنَ لَنَاأَن نَّأْتِیَکُم بِسُلْطَانٍ إِلَّابِإِذْنِ اللَّهِوَعَلىَ تا اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (۱۱)
یعنی اقوام نوح و عاد و ثمود نیز با پیامبران همین برخورد را داشتهاند همه میگفتند شما بشری همانند ما هستید و ما نمیتوانیم از شما پیروی کنیم. در آیه فوق پیامبران پاسخی دادهاند که برای آنان قانع کننده نبوده است. پاسخ این بوده که آری ما مثل شما هستیم ولی خدا مارا مورد توجه قرارداده و بر ما منت نهاده و با ما ارتباط برقرار فرموده است.
در مورد یکی از پیامبران در همین سوره مومنون قبل از موسی است که نامش را قرآن نبرده و حسب روایات هود بوده قرآن فرموده:
فَقالَ الملؤا الَّذینَ کَفَرُوامِن ْقَوْمِهِ ما هذاإِلاَّبَشَرٌمِثْلُکُمْ یُریدُأَنْ َیتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَلَوْشاءَاللَّهُ لَانْزَلَ مَلائِکَهً ما سَمِعْنابِهذافی آبائِنَاالْأَوَّلینَ (۲۴مومنون)
در همین سوره در آیهای دیگر میفرماید:
فَقَالُواْأَنُؤْمِنُ لِبَشَرَیْنِ مِثْلِنَاوَقَوْمُهُمَالَنَاعَابِدُون(َ۴۷)
در مورد پیامبر اسلام هم سوره انعام آمده است که:
وَمَاقَدَرُواْاللَّهَ حَقّ َقَدْرِهِ إِذْقَالُواْمَاأَنزَلَ اللَّهُ عَلىَ بَشرَمِّن شىَءٍ ( ۹۱)
«آنها خدا را آن چنان که شایسته است نشاختند زیرا گفتند: خدا هیچ کتابى بر هیچ انسانى نازل نکرده است»
و در سوره انبیاء:
وَأَسَرُّواْالنَّجْوَى الَذِینَ ظَلَمُواْهَلْ هَذَا إِلَّابَشَر ٌمِّثْلُکُمْ ( ۳)
به هرحال این برخوردی است که با همه فرستادگان خدا، مردم داشتهاند. این مشکلی است که حسب گزارش قرآن ظاهراً تمام و یا اغلب اقوام با پیامبران داشتهاند. پیروی مردم از یک شخص عالم با این مشکل مواجه نیست زیرا شخص عالم در میان یک جامعه سابقه داشته. از دوران کودکی زندگیش زیر نظر مردم بوده که به مدرسه رفته درس خوانده، اساتیدش را میشناسند و مدارکی که دریافت کرده در دسترس آنان است ولی شخصی که ناگهان و بدون سابقه ادعای نبوت میکند و میگوید من از جانب خدا آمدهام پذیرفتن او کار آسانی نیست.
حال با قطع نظر از لجاجت و انگیزههای هواپرستانه برخی اقوام گذشته، واقعیت این است که از یک نظر باید ما این روش آنان را بستاییم. متأسفانه امروز که ما قرن ۲۱ میلادی را میگذرانیم، میبینیم عدهای که مدعی تمدن هستند گاه در مسائل دینی و پذیرش ادعاهای دینی بقدری ساده هستند که پس از چندی خودشان شرمنده میشوند. در زمان خود ما چقدر جوانان تحصیل کرده فریب شیادان را میخورند و تا پای جان برای آنان میایستند.
به نظرمی رسد که این سؤال را فقط قرآن پاسخ داده وبسیار پاسخ مهمی است. پاسخ قرآن این است که این رابطه ایست که از سوی بشر سعی و تلاشش آغاز میشود. چنین نیست که خدا به نحو تصادفی افرادی را انتخاب کند، در پاسخ این سؤال میفرماید: قل انما انا بشرمثلکم یوحی الی انماالهکم اله واحد فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحاًولا یشرک بعباده ربه
احدا(کهف ر۱۱۰) یعنی آری من بشری همچون شمایم و این راه باز است برای همه. من از طریق تجربههای معنوی و سلوک معنوی توانستم به درجه شنیدن صدای خدا برسم. به لقاء الله برسم. شما راه آسانتری در پیش رو دارید بسیار آسان. من برای آنکه به مقام رسالت و پیامآوری برسم راه دشوارتری را طی کردم ولی شما هم میتوانید در حد خودتان به کمال معنوی برسید. راه شما فقط مشتمل برد و بخش است، بخش نظر و بخش عمل. بخش نظر معرفت و درک توحید است و بخش عمل انجام عمل صالح است. شما از این رهگذر میتوانید تکامل نمایید.
پیامبر اسلام به هیچوجه نگفت تجربهای که من کردهام مختص خود من بوده و راه بر دیگران بسته شده است. حتی اصرار دارد که تجربههای معنوی من عمومی است. حتی با توجه به راهنمایی من برای شما سلوک و پیمودن این راه، راحتتر و آسانتر است. زیرا مقصد من در حد اعلا بود ولی شما درحد خودتان راه طی کنید. پیامبر اکرم(ص) در چهل سالگی به رسالت مبعوث شده است. ما نمیدانیم که دراین مدت چه ریاضتها و خلوت گزینیها کرده تا به مقامی رسیده که صدای خدا را در غار حرا بشنود. ولی اصرار دارد که این راه برای همه کس تا حد خودش کاملا باز است.
مولوی این مطلب را در مثنوی چندان صریح نیاورده ولی در دیوان شمس با تعبیرهای گوناگون آورده است. مثلاً یک غزلی دارد که مایلم چند بیت آن را تفسیر کنم. در این غزل گویی از قول خداوند به پیروان امت نبوی میگوید:
اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم
ز شرطها بگذشتیم و رایگان کردیم
یعنی ما برای اصطفای وگزینش پیامبرانمان شرائطی داشتیم وآنانرا امتحان کردیم، موسی را امتحان کردیم: وَفَتَنَّاکَ فُتُونًافَلَبِثْتَ سِنِینَ فىِ أَهْلِ مَدْیَنَ ثمُ جِئْتَ عَلىَ قَدَرٍیَامُوسىَ(۴۰طهر)وَاصْطَنَعْتُک َ لِنَفْسىِ(۴۱)
و ما تو را به آزمایشهایی آزمودیم، پس سالیانى در میان اهل مدین ماندگار شدى، آنگاه ـ ای موسى ـ بر طبق تقدیر (ازلى ما و بر پایه کمالات نفسانى صالح بر مقام رسالت) آمدى. و تو را براى (اهداف) خود (که تصدى مقام رسالت، تلقّی کتاب، مبارزه با کفر و اصلاح جامعه است، انسانى تربیت شده و تکامل یافته در تمام ابعاد) ساختم.
ابراهیم را امتحان کردیم: واذابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما (بقره ر۱۲۴). به هرحال برای نبوت و رسالت شرائط زیاد گذاشتیم و برای آنان امتحاناتی قراردادیم، ولی برای تکامل شما از شرط و شروط گذشتیم و راه را آسانتر و به قول مولوی رایگان کردیم، هرکه میخواهد مجانی به ما برسد راه باز است.
اگر چه یک طرف از آسمان زمینی شد
نه پاره پاره زمین را هم آسمان کردیم
قرآن کلمه الله است و نزول آن یعنی زمینی شدن بخشی از آسمان. زمینی شدن قرآن یعنی در دسترس بشر قرار گرفتن. قرآن مجید فرموده است شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن، هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان( بقره ر۱۸۵). این جمله یک گزاره خبری است و نشاندهنده جریانی است که بر پیامبر(ص) گذشته است. پیامبر(ص) در ماه شعبان و رمضان در کوه حرا عبادت میکرد تا دلش آماده پذیرش قرآن شد. در شبی که قرآن نام آنشب را شب قدر نامیده است، دریچههای آسمان بروی باز شد. انا انزلناه فی لیله القدر ( قدر.۱ ).
بقول حافظ:
چه مبارک سحری بود وچه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند.
این همه شهد و شکر کز سخنم میریزد
اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند
همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود
که ز بند غم ایام نجاتم دادند
در جمله بعد قضیه را عمومی میکند و با ما به مشارکت میگذارد. فمن شهد منکم الشهرفلیصمه(بقرهر)۱۸۵). در این جمله از ما میخواهد که تجربه اورا ما درحد خودمان تکرار کنیم، بقول سعدی: اندرون از طعام خالی کنیم تا دراو نور معرفت ببینیم.
مولوی میگوید ما خدا برای پیامبران بزرگ امتحان قرارداد ولی امتحان انسانها را به دست خودشان قرار داده است. میگوید:
این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورنده لقمههای راز شد
لب فروبند از طعام واز شراب
سوی خوان آسمانی کن شتاب
گرتو این انبان زنان خالی کنی
پر زگوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد ازآنش با ملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام
چند شبها خواب را گشتی اسیر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 