پاورپوینت کامل نگاهی دوبار? به حکیم عمر خیام ۷۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل نگاهی دوبار? به حکیم عمر خیام ۷۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نگاهی دوبار? به حکیم عمر خیام ۷۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل نگاهی دوبار? به حکیم عمر خیام ۷۶ اسلاید در PowerPoint :

در تاریخ ادبیات ایران مواردی یافت می‌شود که بر اثر اشتباهی کوچک در نقل سخنی یا خوانش غلط یا نوشتاری که به درستی استنساخ نشده است،نکته ای،شعری و یا واقعه ای به شخص دیگری انتساب یافته است که سهوا خشت اول بنایی کج نهاد شده و تا ثریا ‌همچنان کج می‌رود. البته باید افزود که گویش و بیان عمومی‌در دامن زدن به این قبیل موضوعات نقشی بسزا دارند و صد البته در دوران ما که میدان تاخت و تاز، از آنِ دنیای مجازی است طبعاً این قبیل مسائل و مطالب پر رنگ‌تر و پر بسامدتر نشر پیدا می‌کنند.

در تاریخ ادبیات ایران مواردی یافت می‌شود که بر اثر اشتباهی کوچک در نقل سخنی یا خوانش غلط یا نوشتاری که به درستی استنساخ نشده است،نکته ای،شعری و یا واقعه ای به شخص دیگری انتساب یافته است که سهوا خشت اول بنایی کج نهاد شده و تا ثریا ‌همچنان کج می‌رود. البته باید افزود که گویش و بیان عمومی‌در دامن زدن به این قبیل موضوعات نقشی بسزا دارند و صد البته در دوران ما که میدان تاخت و تاز، از آنِ دنیای مجازی است طبعاً این قبیل مسائل و مطالب پر رنگ‌تر و پر بسامدتر نشر پیدا می‌کنند.

مثلا بارها و بارها در نوشته های غیر پژوهشی و به دور از تحقیق می‌خوانیم که حافظ معشوقه ای به نام شاخ نبات داشت که به دنبال آن معجزه ای رخ داد و او یکباره شاعری شد توانا یا عطار نیشابوری در دیداری که با پدر مولانا و فرزندش داشت،کتاب اسرار نام خود را به جلال الدین محمد بلخی تقدیم کرد و گفت که زود باشد که این کودک آتش در سوختگان عالم بزند.

اشعار و مطالبی بسیار به مولانا و حافظ منتسب می‌کنند که اساسی ندارند اما همچنان و بی پروا تکرار و منتشر می‌شوند.نمونه ای دیگر انتساب نوروزنامه که موضوع آن پیدایش جشن نوروز و آدابش است به عمر خیام نیشابوری که به گمان من غلطی است مشهور.۱

موضوع این مقاله مردود دانستن انتساب رباعیاتی است به حکیم عمر بن ابراهیم خیام۲ نیشابوری ریاضی دان، فیلسوف و اخترشناس که نویسند کتاب مهم جبر و مقابله بوده است.

این انتساب غلط در طول چند صد سال گذشته همچنان نوشته و تکرار و پراکنده می‌شود. انتساب رباعیاتی چند به خیام فیلسوف و ریاضی‌دان به ویژه از زمانی شهر آفاق شد که ادوارد فیتز جرالد انگلیسی(درگذشت ۱۸۸۳میلادی) در سال ۱۸۵۹ میلادی۳ برخی از آن رباعیات را به نام خیام ترجمه و در اروپا منتشر کرد و بعدها به زبان‌های مختلف نیز ترجمه شد و در این میان ایرانی ها بیشتر به خود بالیدند و در دامن زدن به آن کوتاهی نکردند.

در حالی که واقعیت آن بود که شخصی به نام «علی بن محمد خلف خراسانی»۴ مشهور به خیام چند رباعی در طول حیات خود که از قضا با دوران زندگانی خیامی‌ریاضی دان حدودا همزمان بود سرود که هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند.این رباعیات به تدریج در نوشته ها و تذکره ها(یادنامه ها) رسوخ کردند و چون ابن خلف خیام آنچنان مشهور نبود بنابراین رباعی ها به نام شخص شاخصی به نام عمر خیامی‌نیشابوری ضرب شد و البته بعدها به تدریج هر رباعی سروده شد دیگری که توسط اشخاص ناشناخته ای به ذهن و زبان می‌آمد به دلیل اشتراک در سبک و مضمون بر دوش خیامِ مشهور نهاده می‌شد و اینگونه خشت اول کج نهاده شد و اکنون این رباعی ها که بیشترشان را باید رباعیات سرگردان نامید،بالغ بر هزار مورد شده است و همچنان به نام حکیم مورد نظر تبلیغ و منتشر می‌شود.۵

نگاهی گذار به زندگی حکیم عمر خیامیِ فیلسوف و ریاضی دان

غیاث الدین ابوالفتح عمر خیامی‌نیشابوری در حدود ۴۳۹ قمری متولد و در حدود ۵۱۷ قمری درگذشت.آرامگاه او در محوط مزار امام زاده محروق زیدی،در شهر نیشابور است و استاد معمار معاصر هوشنگ سیحون، بنایی زیبا برای آن طراحی و اجرا کرده است.

تحصیلات خیام در خراسان،اصفهان و ری سپری شد. از استادان او می‌توان از امام موفق نیشابوری، امام الحرمین جوینی و احتمالا از ابن سینا(غیر مستقیم) نام برد.

خیام در ۳۰ سالگی به دستور جلال الدوله ملکشاه سلجوقی،توسط وزیر او که خواجه نظام الملک بود به اصفهان احضار شد تا با ریاست گروهی از دانشمندان به کار اصلاح گاه‌شمار یا تقویم اقدام کند که بعدهااین اثر مهم، به تقویم جلالی مشهور شد.۶

خیام در سال ۴۶۷ قمری کتاب جبر و مقابله را نوشت و در ۴۷۰ قمری شرح مشکلات اقلیدس را تالیف کرد و در ۴۷۲ قمری خطب ابن سینا در توحید را به فارسی ترجمه کرد و کتاب‌های دیگرش را به ترتیب نوشت که تعداد قابل توجهی از آن‌ها به دست ما رسیده است.

خیام در خراسان صاحب مقام و منزلتی بود و در حد یک وزیر منطقه ای نفوذ کلام و عمل داشت بطوری که سنایی غزنوی،از وی در بار اجحافی که در نیشابور به او رفته است استمداد و یاری طلبیده است.۷

از مجموع نوشته های برجای مانده می‌توان چنین استنباط کرد که عمر خیامی‌ازدواج نکرد و خانواده ای تشکیل نداد.۸

خلط میان خیامی‌ریاضی دان با خیام رباعی سرا در پایان سد ششم و آغاز سد هفتم قمری رخ داده است و طبعا آیندگان نسبت به این خلط و مشکل حساسیت لازم را نداشته و موضوع بدون توجه به اصل و اساس کار به ویژه پس از دوران ایلغار مغولان و تیموریان که فضایی مملو از بی مسئولیتی و شادخواری را بر زندگی ایرانیان تحمیل کرد، ادامه یافت و در زبان و ذهنیت عموم مردم جای خود را باز کرد.۹

اما موضوع انتساب رباعیات به خیامی‌حکیم با نام مختصر خیام از هنگامی‌اوج گرفت که ترجم انگلیسی رباعیات توسط فیتز جرالد در انگلستان منتشر شد و متعاقب آن ایرانیان اهل اندیشه پیش از آنکه توجه به صحت انتساب رباعیات به عمر خیامی‌فیلسوف و ریاضی دان را مورد بررسی و کنکاش قرار دهند، بیشترین همت خود را صرف تشخیص رباعی های اصل از نا اصل کردند و اصل و اساس موضوع بکلی به فراموشی سپرده شد.

علامه قزوینی در بار آن رباعیات و نقش فیتز جرالد چنین می‌نویسد:

«…شهرت خیّام در اروپا و به ویژه در انگلستان و امریکا به مراتب بیشتر از شهرت او در وطن خود یعنى ایران می‌باشد و علّت عمد این اشتهار فوق العاده آنست که یکى از مشاهیر و اعاظم شعراء انگلیس موسوم بادوارد فیتز جرالد رباعیّات عمر خیّام را باشعار انگلیسى که در نهایت سلامت و عذوبت است و در فصاحت لفظ و بلاغت معنى تقریبا معادل اصل فارسى آنست ترجمه نموده و در سن ۱۸۵۹ در لندن منتشر ساخت و این ترجمه چنان مطبوع طباع خواصّ و چندان قبول عامّه به هم رسانید که پس از آن چندین مرتبه کرّ بعد اخرى و مرّ بعد اولى در انگلستان و امریکا طبع شد و نسخ آن بزودى تمام گردید و جمعى کثیر از ادبا و فضلا بترجم رباعیّات او پرداختند و بسیارى دیگر به‌ تقلید و سبک رباعیات خیّام رباعیّات ساختند و طبع نمودند بانداز که می‌توان گفت از حیّز احصا بیرون است …»۱۰

در سالهای گذشته برخی از پژوهشگران و به ویژه استاد محیط طباطبایی این موضوع را به میدان نقد برده و آن را مورد کنکاش قرار دادند اما ظاهرا دیواری که بر اساس خشتِ کج اولیه بنا نهاده شده بود ستبرتر از آن بود که فرو ریزد یا رخنه ای در آن ایجاد شود.

تلاش راقم این سطور در مطالبی که ارائه خواهد کرد، بر این اصل استوار است که ایرانی ها نباید نگران فرو ریزش این توهم بزرگ باشند چرا که اولا رباعیات خیام و افتخار آن اندیشه های پرسشگر برای یک ایرانی همچنان باقی خواهد ماند اما نه به نام حکیم عمر خیامی‌فیلسوف و ریاضی دان،بلکه به نام صاحب و سرایند اصلی آن یعنی بطور خلاصه «علی خیام خراسانی» .

اکنون مواردی که نویسند این مقاله بر اساس یافته‌ها و پژوهش‌های مستند به آنها دست یازیده است به شرح زیر ارائه می‌نماید.:

عروضی سمرقندی در کتاب بسیار مهم چهار مقال نظامی عروضی که در سال ۵۵۱ هجری قمری تالیف کرده است و شاید اولین اثر کهنی باشد که از خیامی‌نیشابوری نام برده شده است،سخن از ملاقات و دوستی با وی دارد.سمرقندی مطالب مربوط به خیامی‌را نه در بخش تراجم احوال شاعران که در بخش مربوط به دانشمندان آورده و هیچ شأن ادبی و شعری برای خیامی‌قائل نیست.

«در سن ستّ و خمس‌مایه[۵۰۶] بشهر بلخ در کوى برده فروشان در سراى امیر بو سعد جره خواجه امام عمر خیّامى و خواجه امام مظفّر اسفزارى نزول کرده بودند و من بدان خدمت پیوسته بودم در میان مجلس عشرت از حج الحقّ عمر شنیدم که او گفت گور من در موضعى باشد که هر بهارى شمال بر من گل‌افشان می‌کند مرا این سخن مستحیل نمود و دانستم که چنویى گزاف نگوید چون در سن ثلثین[۵۳۰] بنشابور رسیدم چهار سال بود تا آن بزرگ روى در نقاب خاک کشیده بود و عالم سفلى ازو یتیم مانده و او را بر من حقّ استادى بود آدین به زیارت او رفتم و یکى را با خود ببردم که خاک او بمن نماید مرا به گورستان حیره بیرون آورد و بر دست چپ گشتم در پایین دیوار باغى خاک او دیدم نهاده و درختان امرود و زردآلو سر از آن باغ بیرون کرده و چندان برگ شکوفه بر خاک او ریخته بود که خاک او در زیر گل پنهان شده بود و مرا یاد آمد آن حکایت که به شهر بلخ ازو شنیده بودم گریه بر من افتاد که در بسیط عالم و اقطار ربع مسکون او را هیچ جاى نظیرى نمی‌دیدم ایزد تبارک و تعالى جاى او در جنان کناد بمنّه و کرمه، »۱۱

بعد از چهار مقاله عروضی،کهن ترین اثری که نامی‌از خیامی‌نیشابوری به میان آمده است، اشعار خاقانى شیروانى است که در سال ۵۹۵ قمری درگذشته است. او در یکی از قصاید خود شخصی را در علم هم رتب عمر خیامی‌دانسته است و طبعا شأن شاعری برای او قائل نگردیده است:

«زان عقل بدو گفت که اى عمّر عثمان

هم عمّر خیّامى و هم عمّر خطّاب

‌یعنى هم در علم داراى اوّلین رتبه مانند عمر خیّامی‌و هم در عدل صاحب نخستین درجه می‌باشی،مانند عمر بن خطّاب (دومین از خلفای راشدین).»

عبدالرحمن خازنی که در کار گاهشماری با عمر خیامی‌همکاری می‌کرد و ظهیرالدین بیهقی(ابن فُنُدق) که مورخ بود و با عمر خیامی‌دوستی داشت و همچنین امام اسفزاری؛ نیز که در کار تقویم جلالی یار و همکار عمر خیامی‌بود و با یکدیگر دیدار و گفتگوها داشته‌اند، هیچ‌کدامشان از عمر خیامی‌به عنوان شاعر و یا رباعی سرا یاد نکرده‌اند.۱۲

کتاب معتبر و از قضا اولین تذکر مهم به زبان فارسی کتاب لُباب‌الاَلباب۱۳ عوفی است که در حدود ۶۱۸ قمری نوشته شده است و حاوی شرح حال شاعران سد سوم تا سد ششم قمری می‌باشد.موضوع این کتاب شرح حال شاعران نامدار ایرانی و نقد آثار آنها است اما هیچ سخن و مطلبی از عمر خیامی‌به میان نیاورده است در حالیکه اگر خیامی‌شاعر بود و اشعاری سروده بود بطور حتم در این کتاب مهم از او سخن می‌رفت و اشعارش درج می‌شد.۱۴

تذکره‌الشعرا که نوشت دولتشاه سمرقندی است و از مهم‌ترین تذکره های شاعران و نویسندگان ادبی و برخی دانشمندان است، از حکیم عمر خیام نیشابوری سخن به میان آورده است اما نه به عنوان شاعر بلکه به نام دانشمندی که نجوم را خوب می‌دانست و نیز چگونگی رابطه اش با خواجه نظام الملک. بدیهی است چنانچه هر گونه شعر و رباعی از خیامی‌صادر شده بود می‌بایست در تذکره الشعرا درج می‌شد.۱۵

شاید در اولین جایی که از خیامی‌ یا خیام با دو رباعی سخنی به میان آمده است،کتاب «مرصاد العباد من المبدا الی المعاد» اثر نجم‌الدین رازی به زبان فارسی باشد که در قرن هفتم قمری نوشته شده است. نجم الدین رازی دربار دیدگاه عمر خیام که فلسفی است مطالب انتقادی آورده و در ذیل آن مطلب، دو رباعی می‌آورد که اساسا تصریحی بر انتساب آن دو رباعی به حکیم عمر خیامی(ریاضی دان) نیست، بلکه ضمن انتقاد از فلسفیون می‌نویسد: در برابر تفکرات خیام نیز باید این بیت ها را آورد که معادلی است برای اندیشه های فلسفی وی و امثال او.

عین مطلب نجم الدین رازی چنین است:

«بیچاره فلسفى

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.