پاورپوینت کامل تهران، روایتی از تاریخ تا قصه و داستان ۴۹ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل تهران، روایتی از تاریخ تا قصه و داستان ۴۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تهران، روایتی از تاریخ تا قصه و داستان ۴۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل تهران، روایتی از تاریخ تا قصه و داستان ۴۹ اسلاید در PowerPoint :
روزی که آغامحمدخان قاجار تصمیم گرفت تهران را به عنوان پایتخت حکومت خود برگزیند، روز یکشنبه، یازدهم جمادی الاولی سال ۱۲۰۰ قمری بود، که گفته میشود، مقارن بود با اولین روز نوروز سال ۱۱۶۵ شمسی بود، اما در تطبیق تاریخ، هفت یا هشت روز تفاوت وجود دارد. آن روز مقارن بود با ۲۲ اسفند ماه سال ۱۱۶۴ شمسی بود و نمیباید اول نوروز جلالی به حساب آید.
دویستمین روز سال، روزِ تهران
روزی که آغامحمدخان قاجار تصمیم گرفت تهران را به عنوان پایتخت حکومت خود برگزیند، روز یکشنبه، یازدهم جمادی الاولی سال ۱۲۰۰ قمری بود، که گفته میشود، مقارن بود با اولین روز نوروز سال ۱۱۶۵ شمسی بود، اما در تطبیق تاریخ، هفت یا هشت روز تفاوت وجود دارد. آن روز مقارن بود با ۲۲ اسفند ماه سال ۱۱۶۴ شمسی بود و نمیباید اول نوروز جلالی به حساب آید. آیا ملاک برای خان قجر، سال قمری بوده؟ آیا پنجه مسترقه بوده و خان باور داشته که میر نوروزی حاکم است و نمیباید بر روی حکومت خود حساب باز کند؟ «سخن در پرده میگویم، چو گُل از غنچه برون آی / که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی». هرچند که هر یکصد سال، یک روز تفاوت میان تطبیق سال قمری با شمسی امکان وقوع دارد و بعید نیست، براساس روزشمار سال قمری ـ و نه براساس تقویم جلالی، چون در آن زمان، ملاک روزشمار، سال شمسی و گردش خورشید نبوده است ـ این تفاوت به وجود آمده و باشد که ۲۲ اسفند را اول فروردین فرض کرده باشند.
به هر رو، تهران با خطبهخوانی برای سلطنت و سکهزنی برای شاه قاجار، به عنوان پایتخت ایران برگزیده شد و امروز قریب به ۲۳۵ سال از آن روز میگذرد. هرچند که خان قاجار، ده سال بعد تاجگذاری کرد و برخی مبنای گزینش تهران بهعنوان پایتخت را ۲۲۵ سال پیش میدانند، اما حکم صحیح همان اول نوروز سال ۱۲۰۰ قمری، برابر با ۲۲ اسفند ماه سال ۱۱۶۴ شمسی است.
چهار سال پیش، شورای شهر تهران تصمیم گرفت، آنچه را که در چهاردهم مهرماه سال ۱۲۶۸ شمسی در اولین دوره قانونگذاری مجلس شورای ملی، رخ داد را، بهعنوان روز تهران تعبیر و تفسیر کند، و آن این امر بود که، بنابه مصوبه مجلس آن روزگار، درالخلافه تهران، تبدیل به پایتخت شد و رسماً تهران «پای تخت» شاهان قاجار شد و امروز هم نامش پایتخت است، و حال آن که ۴۲ سال است نه نشانی از تخت باقی مانده و نه تختنشین داریم، اما تهران همچنان نامش پایتخت ایران است!
کم نبوده و نیستند نویسندگانی که از تهران گفته و نوشتهاند. سعید نفیسی، علی جواهر کلام، ناصر نجمی، و … که از پیشگامان این کار هستند و استاد حسین کریمان، با «تهران در گذشته و حال» کاری، کارستان نمود، و مسعود نوربخش، در چهار جلد «تهران به روایت تاریخ» ناگفتهای از تهران را باقی نگذارده و جعفر شهری در مجلدات یازدهگانه «طهران قدیم» و «تهران در قرن سیزدهم» مجموعهای عظیم از اطلاعات و زندگی اجتماعی مردم تهران، در اواخر حکومت قاجار و اوایل قرن حاضر و حکومت پهلوی اول را به دست میدهد و حضرت استاد سیدعبدالله انوار، با نوشتههای گهربار خود، اطلاعات ذی قیمتی را از خود به یادگار گذاردهاند، و چنین است تلاش برخی دیگر از تهراننویسان، و در این میان، عکاسانی که از تهران، تصاویری از خود به جا گذاشتهاند که اگرکار آنان نبود، به یقین تهرانپژوهی، کاری صعب و سخت بود و سرسلسله آنان، ناصرالدین شاه قاجار و علاقه وافر او به هنر عکاسی، که بخشی از آن، شامل عکسبرداری از تهران شده است.
ماشاالله خان عکاس، عبدالله قاجار، میرزا ابراهیم عکاسباشی، پروین، تهامی، پاکزاد، اصغر بیچاره، واهه، و سرآمد آنان جعفر و علی خادم، که نمیدانیم بر سر گنجینه بینظیر او چه آمد؟
خانههای قدیمی، یادهای جمعی ما؛ عکاسان: فاطمه تعمیدی و فاطمه طائب، انتشارات سروش، چاپ اول، ۱۳۷۴، تهران. در این کتاب، عکاسان با ذوق سراغی، گرفتهاند از خانههای قدیمی تهران، که بعضاً برخی از آنها، دیگر وجود خارجی ندارند و وجه تمایز این کتاب، نه تصاویر و عکسهایش و خانههایی که دیگر نیستند، بلکه مقدمههای زیبایی است که علیاصغر شعر دوست و سیدمحمد بهشتی بر ان نوشتهاند:
«به راستی در این تند باد مدرنیزم چگونه میتوان از هدم و تخریب خانههای قدیم و یادگارهای اجداد و نمونههای فرهنگیمان جلوگیری کرد؟ اگر در مقام یک دلسوز، توانِ کوتاه کردن دست سوادگران و بولدوزرهای تمدن جدید را نداریم، و در حیطه وظایف دولت، قوانین محکم و قاطعی برای توقفِ انهدام خانههای قدیمی تدوین نگردیده، چگونه میتوانیم این خانهها را حداقل در یادها و حافظهها پابرجا و باشکوه حفظ کنیم؟
شتابان و سنگدل میآیند! بولدوزرها؛ کوچه پس کوچههای محلات قدیمی را در مینوردند و شیپور دورباش، کورباش میزنند. سپس بساز بفروشها با لبخند پیروزی بر لبها، سوار بر ارابه تجدد از راه میرسند و دستور انهدام میراث آباد و اجدادمان را صادر میکنند… یک، دو، سه…، و پایههای محکم و مهربان منازل قدیمی یکی پس از دیگری فرو میریزند.
صدای هلهله جوانان و نوجوانانی که از پی بولدوزرها میدوند، شنیده میشود و قطرات اشک به چهره پیرو جوان محله راه میگشاید. ناله خانه و شیون مام فرهنگ و هویت، در لابهلای فریاد خشک و خشن زنجیر و چرخ بولدوزر گم میشود و هشتی و دالان و حوض و حیاط با باغچههای بنفشه و تاج خروس و لاله عباسی، مطبخ و اتاق و زیرزمین با خاک یکسان میگردد و خاک بر سر خاک میریزد و همه چیز به ناگاه در غبار محو و ناپدید میشود و مظهری از مظاهر هویت ما فراموش میگردد…»
تهران تا پایان حکومت پهلوی اول، چندان دستخوش تغییر نشده بود و خیابانکشیهای جدید، خیابانهای تنگ و باریک جلیلآباد، علاالدوله، لُختی و اسماعیل بزاز را تبدیل به خیام ، فردوسی، سعدی و مولوی کرد و مابقی خیابانها در همان محدوده و اندکی بالاتر ـ در محدوده فعلی منطقه ۶ شهرداری تهران ـ شکل گرفتند و بناهای روزگار قجرها و اندکی قبلتر، همچنان پابرجا بودند، اما روزگار در دوران پهلوی دوم، ساز دیگری را برای تهران کوک کرده بود و ساختمانهای بلندمرتبه، یکی پس از دیگری از راه رسیدند و حاصل تسلط امریکاییها بر ایران و تهران، نمادهای عینی و عیانش را ابتدا در نحوه معماری و شهرسازی، به رخ کشید و پلاسکو و آلومینیوم، نمونههای بارز آن هستند. بین سالهای ۱۳۵۷ ـ ۱۳۳۲، رشد قارچ گونه تهران، باعث شد تا علاوه بر تمرکز جمعیت، شهرکهای اقماری و بعداً حاشیهنشینی اوج بگیرد و از شهرک چشمه گرفته، تا حلبیآبادها، یکی پس از دیگری در خارج از محدوده شهر تهران شکل گرفتند و تهران، مبدل به شهری بیقواره شد و به دنبال هویتزدایی از آن، بیش از پیش این شهر بدون شناسنامه و عقبه شد و اگر سه حادثه مهم انقلاب مشروطیت، کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰، باعث رشد جمعیت و بسط و توسعه بیرویه تهران شده بود، با وقوع انقلاب و وعدههای بدون مطالعه مسئوولین وقت، مبنی بر در اختیار نهادن شغل و خانه برای طبقات فرودست، آن هم در شهرهای بزرگ و بهخصوص تهران، شاهد انفجار جمعیت و رشد قارچگونه جغرافیایی تهران بودیم و با شروع جنگ تحمیلی، بخشی از هموطنان ساکن غرب کشور به تهران آمدند و دیگر نرفتند و بدین طریق شد، آنچه که نمیباید میشد و امروز تهران در سطح، قریب به هشتصد کیلومتر و در ارتفاع چهار پنج برابر این مقدار و با جمعیت سیال شبانهروز بین ده تا چهارده میلیون، روزگار میگذراند، آن هم با انواع آلودگیها، از هوا، تا صدا، از آب، تا نشست زمین، از دفع فاضلاب، تا ترافیک فضیلتکش آن.
اما تهران هرچه باشد، حقی عظیم برگردن ساکنان آن دارد، چراکه آنان هستند که زباله را به شکل اصولی دفع نمیکنند، مصرف بیرویه آب دارند، هوایش را آلوده میکنند و به جای درخت، ساختمان و برج به هوا میبرند و میرسانند. تهران حق دارد از ساکنانش گلهمند با
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 